The first 176 lines.
روزی روزگاری
در گوشه ی دورافتاده ای از کشور باستانی ای
که آنجا را سرزمین گل و مرغ می خواندند
برای روز مبادا
روزی روزگاری
در حوالی آن روستا
سوراخ های بیشماری وجود داشت
و در یکی از این سوراخ ها
چهره ای غریب
شخصیتی سمج لانه کرده بود
در پی کشف منابع پنهان آن سرزمین بود
یکی پس از دیگری
و نام این شخصیت مرموز
دارسی
دارسی؟ کی می دونه؟
و حالا ویلیام ناکس دارسی
کارگزار وفادار ملکه بریتانیا
من کسی هستم که معدن طلای مونت مورگان در استرالیا را کشف کرد
و یک شبه میلیونر شدم
هر کسی از این ثروت هنگفت قند تو دلش آب میشه
اما ویلیام ناکَس دارسی هر کسی نیست
فراتر از توانایی خارق العاده من برای پول درآوردن
عجب اینکه روحیه ماجراجو و مترقی ای دارم
که مرا به سوی افق های نو گسیل می دهد
و این چیزی است که پای مرا به اینجا باز کرد
با من بیایید
تا بهتون بگم چی به چیه
شما چی فکر می کنید؟
عاقلانه است دنبال همچین شخصیتی سر کنیم توی این چاله های سیاه زیرزمینی
هممممم ...مطمئن نیستم
برگشت
خب
وقتی انگلیس رو ترک کردم
زمهریر زمین را به آغوش کشیده بود
نه چون پیش از آن
و رگ های یخِ از پوست (رود) تایمز بیرون می زد
شرری در آن سرما در ذهنم گُر گرفت
که این مردم گرما می خواهند
خودتون بهتر می دونین که من نوع دوستم
من به دنیا گرما خواهم بخشید
:اینطور بگم
به قیمت منصفانه ای بهشون می فروشم
یه جوری با هم کنار میایم
!!گفت یه جوری با هم کنار میایم
چی کار می کنین
با شمام
چی شد؟
کجا؟ برگردین
چیکار باید کنم که این امتیازات رو بدست بیارم؟
دست آخر فهمیدم
همه چی رو
شصت تا جواز گیرم اومد برای
اکتشاف و بهره برداری
توسعه
استثمار
و آماده سازی برای داد و ستد
توزیع و فروش گاز طبیعی
نفت... بنزین... آسفالت و گازوئیل
در تمام گستره ی این کشور
به استثنای پنج استان شمالی
همه جا رو کندم و کندم
از این گودال به اون گودال رفتم
انگار دارم گلف بازی می کنم
حالا واسه چی؟
حالیته چی می گم؟
گلف
غش کرد
!جهنم
آی جن.. آی جن
بسیار خب، همون طور که بهتون گفته بودم
اهالی اینجا رو به کار می کشم
مثل قبل
همون مردم محلی که میشناسید... رعایا
اینجا پر از خارجی میشه عجب کاری
اونها برای یاد گرفتن زبان شما هیچ زحمتی به خودشون نمی دن
حتی اگه مصلوبشون کنی تجربه من اینو میگه
کو جن، نیست، نیست
چه کاری از دستم بر میاد؟
دست آخر تصمیم گرفتم دوستامو از غرب فرا بخوانم
تا بهم کمک کنن
اونا هم قول دادن آخرین و موثرترین ابزار نفوذ رو بفرستن
بخاطر همین چشامو دوختم به آسمون تا کی برسند؟
و این هم جدیدترین ابزار نفوذ دارسی
سه شریک مناسب که برای این ماموریت انتخاب کرده
وقت چای وقت چای
روز تخمی
هیس ترژر، هیس
خفه شو عزیزم
آفرین دختر خوب
سعی می کنم خفه بشم
سر تا پاش برهوت
راستی بنظرتون کجاییم؟
فکر کنم گم شدیم
دارسی لعنتی یه نشونه هم برامون نذاشت که دنبالش بریم
بیچاره جناب ویلیام
خیلی چیزا توی ذهنش داره
چجوری اینا به ذهنش می رسه؟
تنها چیزی که مطمئنم اینه که گم شدیم
منم به این یقین رسیدم که
هی استنلی
می تونی یه مقاله توپ ازش در بیاری، نه؟
تیترش رو هم بزن
بالون را از تشویش نجات دهید
!خیلی نمکی، هنری
با شامه ی باستان شناسی ات
می تونی ما رو از این مخمصه نجات بدی
چرا از کوکو نپرسیم؟
بخاطر همین هم از اول آوردمش
خیلی خب کوکو
کجاییم؟
تو رو جدت بگو
لطفا بگو کجاییم
گوش کن آقای کوکو
صفحه اول روزنامه رو بهت اختصاص می دم
کوکوی منجی جان سه سرگردان را نجات داد
چطوره؟
کوکو جونم، بخاطر من
و در این لحظه بود که
پرسپولیس در زیر پایمان ظاهر شد
!آه پرسپولیس من
ببینش
جلوی چشم تون وایساده
مواظب باشید آقای هنری
خودتو به کشتن نده
آخ اگه من بال داشتم
تا پر بکشم به سان پرنده ای
اوه
آه
این باشکوه ترین لحظه ی حرفه ای من است
خفه شو، در مورد کارت زر نزن
ما در حال انجام ماموریت سری هستیم
بذارید برم
اینقد احمق نباش هنری
وقت واسه اینجا اومدن زیاده
!حق با توئه
کاش می شد واسه سوغاتی اینجا وایسیم
در مقابل کوه سخت حمایت کن
یک کوه سخت
معشوقه من اهل کوهستان است
با چشمانی درخشان مانند تمامی مردان مشرق زمین
مردان شرقی؟
در کتابها راجع به اونها نوشته اند
در کتابها
پرسپولیس را بر روی فلات ساخته اند
از سنگ سخت ساخته شده بود
سنگ سخت
من امیدوارم که قلبش همچون سنگ سخت نباشد
چوپان عریز من
آهای اون چاله هایی که اونجان چی هستند؟
چاله اند، چاله اند
خودشه خودشه
دارسی
سر ویلیام ناکس دارسی
یکم ادکلن واسه خانمم
شیرینم عزیزم مهربونم کوچولوی من و نازنین خود من
نگفتم بهتون، همکارام رسیدن
سیندرلا عزیز و قشنگم اومده سرزمین عجایب
به سرزمین عجایب خوش اومدی
خداروشکر که بالاخره رسیدی
خوشحالم، خوشبختم که این افتخار نصیب من شده که
افتخار رو دارم که ورودت به کشور خودت، کشور خودمون را خوشامد میگویم
به کشور خودت سرزمین عجایب خوش اومدی
اجازه بده که این تحفه ناچیز رو تقدیمت کنم
یک عطر ناقابل
چه فکر خوبی
چقدر لطف دارین دارسی جان
عه دارسی شمایید؟ شما هم باید استنلی باشید
شما هم آقای هنری هستید بله باعث افتخاره
بذارید به محل اقامتتون راهنماییتون کنم
یالا لفتش ندین
ببین چقد مهربونن
نگاه کن چقدر مردم شادن
معلومه دارسی و رفیقاشم خیلی خوشحالن
باورت میشه که میرن پروانه بگیرن؟
عه عه اونجارو ببین
چه پیرمرد دوست داشتنی ای آروم باش عزیزکم
No comments yet. Be the first to leave one.