The first 200 lines.
در این فیلم از ادبیات زننده و کلمات رکیک استفاده شده که جهت امانت در ترجمه به همان شکل آورده شده اند
خانم ها و آقایون کاپیتان صحبت میکنه
امیدوارم خوب استراحت کرده باشین
حدود 5 دقیقه دیگر
R4 در فرودگاه بین المللی دهلیه نو ، باند
فرود میایم
وضعیت هوای سطح زمین 15 درجه سانتی گراد میباشد
با یک مه قلیل و تلاطم هوا روبه رو هستیم
پس لطفا کمربند ایمنی خود را محکم ببندید
ببخشید ، این صندلی جای کسیه ؟
ولادمیر " ، درسه ؟ "
سلام ، کی رسیدی ؟ بشین
خواهشا جوری رفتار کن که اینگار منو نمیشناسی
چه میدونستم
به من نگاه نکن
عجب
پروازت چطور بود ؟
با من حرف نزن
فقط کاری که بهت گفته شده رو انجام بده
ای خدا ، چه آدمای گوزپیچی پیدا میشنا
در رو باز کن
آخرین بار من باز کردم
آروپ " این در کیری رو باز کن "
دروغ میگه ، آخرین بار خودم باز کردم
حرومی ، یه بار دیگه بزنی تخماتو میبرم باهاشون گوشواره درست میکنم
خودت خواستی کیری ، دهنت سرویسه
کری ؟
کی برگشتی ؟
همین الان
یا خدا
تاشی " داری خط خطیم میکنی "
برو اصلاح کن
نمیتونم
آب نیست
یعنی چی ، آب نیست ؟ تو که هر روز صبح دو لیتر آب داشتی
اره ، یادمون رفت سطل ها رو پر کنیم
یعنی چی ، یادت رفت سطل هارو پر کنی ؟
اون
چی ؟
نوبت اون بود
حتما شنیدی که آب قراره قطع بشه ، درسته ؟
تنها کاری که باید میکردی این بود از تخت میومدی پایین و سطل هارو پر میکردی
کلا 30 ثانیه وقتتو میگرفت
اره ، ولی نوبت اون بود
ای خدا ، باورم نمیشه شما اینطوری زندگی میکنید
خوب حالا واسه چی اینقدر گیر دادی ؟ خوب فردا میری تو کارش
چون قراره مادر پدرمو واسه ناهار ملاقات کنی
تا اصلاح کرده و قابل معرفی باشی
پدر و مادرتو ملاقات میکنم ؟
اینو بپوش
بهت که گفته بودم چیزای گرون برام نخر
فقط بپوشش ، تاشی مردم رو قیاقت قضاوت میکنن
اره ، ولی من با هیچکدومشون بیرون نمیرم
گوش کن ، من شوخی نمیکنم تاشی ، باشه ؟ عمرا درک کنی چقدر عصبانیم
الان میرم. دیر نکنی
ای وای
عزیزم ، میشه اینو به جام تحویل بدی ؟
همین عصری ، فوریه ... مصاحبه دارم ، نمیتونم
بیا اینم آردس
دختره واقعا دوستت داره
تخم حروم خرشانس
خوب اون کجاست ؟
دارم نگاه میکنم
چرا ؟ نمیدونی چه شکلیه ؟
خفه
شماره شو داری ؟
نه
واویلا ، تو توی عصر ارتباطات واقعا گاو به حساب میای
من ؟ کونی تویی که هنوز داری عکاسی میکنی
دیجیتال مال توریستاست
تلفنت داره زنگ میخوره ، باید تاشی باشی
" سلام ، من " مانکا م
سامولی ، سلام ، من تاشی ام
چند ساعت گذشت و بالاخره پیدات کردیم
این " نیتین ـه " ، عکاسم
مانکا خبرنگار ویژه ، از امروز با ما کار میکنه
سلام ، خبرنگار ویجه خوش اومدی
خیلی خوب ، اجازه هست ؟
چون دلم میخواد هرکاری میتونم انجام بدم میفهمی ، بدون محدودیت
تعریفتون از " هرکاری " چیه ؟
خوانندگی ، بازیگری
به نظرم ، کارگردانی. نه صبر کن
قطعا کارگردانی
من نقاشی میکنم
روی اولین کلکشن شعرام کار میکنم
و میخوام یه جالباسی مال خود خودم باشه
جالباسی
چی ؟
ولش کن
خوب از همه کارایی که انجام میدی بیشتر از کدوم خوشت میاد ؟
همه کاری
معلومه. فقط همه کار
واسه همینه همه رو انجام میده
فقط
دلرباست
میشه یکی از شعراتو واسمون بخونی ؟
نمیدونم
زودباش ، یه چند دقیقه دیگه بیشتر وقت نداریم
باشه
عالی شد
باشه ، اسمش اینه
" ازت متنفرم ، طوریکه که دوست دارم "
طوریکه دوست دارم " میره تو پرانتز "
پس اینگار میشه " ازت متنفرم " توی ( پرانتز ( طوریکه دوست دارم
( میشه " ازت متنفرم " توی پرانتز ( طوریکه دوست دارم عالیه
ازت متنفرم
طوریکه دوست دارم
ازت متنفرم
طوریکه دوست دارم
بعد دراما نواخته میشن
همین بود
اینا شعر شما بود ؟
اره
نباید ازتون بخوایم که چیزی رو امضا کنیم
ولی نمیتونم از فکرش بیام بیرون
درسته
هی ، ازم میخواین یه چیزی رو براتون امضا کنم ؟
چون من مشکلی ندارم
...واقعا ؟ یعنی
میدونی بعضی از شهرتها چه نیرو و توانی رو میطلبه ؟
اصلا سر در نمیارم
وقت تلف کردن بود
هی ، این خیلی قیمتیه
از الان تا هر زمانی که غمباد میزنی
میخوام که به این عکس نگاه کنی و بگی
" ازت متنفرم ، طوریکه که دوست دارم " تو پرانتز
این یه عکس جادوییه
نباید نگهش داری بی وزن و معنیه
هی رفیق ، جذاب بودن خودش یه کار تمام وقته
خوشتیپ ، یه سری اخبار واقعی واسه کاور هست و من این آشغال رو گرفتم ؟
گوش کن ، اون واسه من اخبار بود ، میفهمی ؟
و انصافا خوشحال میشم هروقت کاور میشه
واسه چی ، واسه شکمت ؟
واسه شروع
با دوستم که آشنا شدیه ، زنا کنه زنجیره ای
درود زنا کنه زنجیره ای
چیزی گیرت اومد ؟
اره ، یکم واسه تو یکم واسه خودم
خیلی خوب ، بعد ناهار برمیگردم
مانکا از دیدنتون خوشحال شدم
اون بسته رو کجا گذاشتم ؟
هی
این مال منه ببخشید
الو ، آروپ ؟
آروپ ؟
صدامو میشنوی ؟
چته ، کس مشنک ؟
نه ، نه من پشت تلفنم
آروپ ؟ گوشی دستت حرومی
خوب آروپ ، این خوبه
خیلی خوبه
ممنون
ولی به نظرت میتونی یکم خوشحالترش کنی ؟
خوشحالتر ؟ کی ، موزه رو ؟
اره ، یه جوری که اینگار خوش میگذرونه
کل زندگیش میخواسته یه موز پوست کنده باشه
و الان اینگار آرزوش برآرده شده
آرزوش برآورده شده ، مال موزه ؟
خوشحال ، میفهمی ، مثلا اینطوری
میشه یه لحظه ، لطفا ؟
اگه اشکال نداره
گرفتی ؟
فردا اول وقت
نه نه نه ، همین الان ، مشتری منتظره
همین الان ؟
همه چیز رو ول کن اینو انجام بده
الو ، آروپ ؟
آروپ ، هستی ؟
چیه ؟
هی ، میخوام یه کاری واسم بکنی ، میشه اون بسته رو به جام تحویل بدی ؟
نه ، نمیتونم
نشنیدی ؟
گیر یه موز تخمی افتادم
و اون میخواست به یه نهنگ قاتل دست بزنه بیخیال بابا اونا عشق دلفینن
مامان
بابا ؟ اینجا چیکار میکنید ؟
سوپرایز
سوپرایز
حتی دختر خاله ام توی 29 نوامبر ازدواج کرد
و خانم " لاتو " ، الانم خیلی خوشحالن
ببخشید ، 29 نوامبر ؟
فقط یه ماه تا اون موقع مونده
نگران نباش
من و مادرت ترتیب همه کارارو میدیم
درسته خانم لاتو
مادرا به همین درد میخورن دیگه
ساعت یکه
اون راننده کجاست مامان ؟
مگه قرار نبود ساعت یک اینجا باشه ؟
باید برم پیش خیاط
آروم باش ، میاد
تاشی ، اون بسته رو تحویل دادی ؟
الو ؟ بله مانکا
بله ؟
اره ، میدونم کجاست
اره ، به نیتین میگم
باشه ، خداحافظ
عمو ، زن عمو من واقعا شرمنده ام باید برم یه اتفاقی سر کار افتاده
دیگه از عمو و زن عمو خبری نیست
عزیزم ، تو دیگه عضو خانوده ای
No comments yet. Be the first to leave one.