The first 153 lines.
« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »
شبتون بخیر، دوستان...
شبتون بخیر، کونیا
نه، شبتون بخیر دوستان
خب، رابی ویلیامز کیه؟
خب، تابحال خیلی چیزا صدام کردن...
خودشیفته، اعصاب خردکن کسخل گهخور
ولی با اینکه تمام اینا هستم
میخوام بهتون نشون بدم واقعاً خودمو چه شکلی میبینم
پس لم بدین، راحت باشین
تا جوری سرگرمتون کنم که جیگرتون حال بیاد
خب، داستان از کجا شروع میشه؟
از 1982، در شهر استوک آنترنت
ناکجاآباد ته شمال انگلستان
میچل
شاید کثیف و محروم بنظر بیاد...
- تروی - ولی در باطنش...
- وین - کثیف و محروم بود
میسون
چیز چندانی نداشتم
ولی حداقل همسن و سالهام
- کریستال - برام احترام قائل میشدن و تحسینم میکردن
چی؟!
فقط بلد نبودن ابرازش کنن
- رابرت - ایول! بزن بریم!
هی! خیلیخب، احمق توپ رو به "نیت" پاس بده
و بذار خودش بقیهی کارا رو انجام بده
برین توی جاهاتون!
هی! کدوم گوری میری؟ تو دروازهبانی
- ولی آخه... - گند نزنیا
من مثل یه کاندوم زرهیم هیچی ازم رد نمیشه
هورا! بزنین بریم کونیا!
خیلی جرات داشتم
ولی نمیتونستم یه توپ رو هم بگیرم
آماده نبودم. اوه!
- آفرین کسخل - یالا!
آخ!
رابرت ویلیامز، کاپیتان پورتویل
واقعاً بیمصرفی، مگه نه؟
کونی فسقلی!
اشکالی نداره، راب
نیت، بیخیال
آره... آره، برو پی کارت، اسکل
خیلیخب، بیاین بریم
سرتاپا مفت نمیارزی لعنتی!
آخه میدونین، جایی که من بزرگ شدم
باید خودتو کوچیک جلوه میدادی
ولی آخه، نمایش تو خون منه
با قر تو کمرم از شکم مادرم دراومدم
که برای مادرم خیلی دردناک بود
یکم میرم طبقهی پایین
یکی از کافهچیها زنگ زد گفت مریض شده
شب بخیر، عزیزدلم مستقیم برو بخواب، باشه؟
- نذار اشتهاش برای شام خراب بشه - خداحافظ عزیزدلم
پدرم حسابی شیفتهی
خوانندههای اون دوران بود...
دین مارتین، سمی دیویس جونیور و صدالبته، سیناترا
براش مثل خدا بودن
جوون، اینو میشنوی؟ به این میگن عشق خالص
ولی ارزون به دست نمیاد
باید همهچی رو بذاری وسط... هرکاری لازم باشه بکنی
چون اگر تونستی به موفقیت برسی...
زندگیت بهشت میشه
ولی چیزی نیست که بتونی یادش بگیری
یا با همچین چیزی بهدنیا میای...
یا بیاهمیتی
- بریم به وجد بیاریمشون - بریم به وجد بیاریمشون
اوه، گندش بزنن!
- ببین چیکار کردی... - شرمنده
تازه افتاده بودم رو دور
- میتونم درستش کنم - برو کنار
- میتونیم بدون تلویزیون بخونیم - اینطوری به درد نمیخوره
- یا... یا میتونیم... - رابرت!
فکر کنم وقت حموم کردنه
ولی دلم میخواد بیشتر بخونیم
با مامانبزرگت برو دیگه!
بیا عزیزدلم. بیا
احمق... یالا، چشم آبی...
- ننهجون؟ - اوهوم؟
اون... "چیزه" چیه؟
منظورت چیه؟
بابا گفت باید با اون چیزه بهدنیا بیای...
- و شاید من باهاش بهدنیا نیومدم - اوه
باور کن، اون چیزه هرچی که هست تو بیشتر از سهمت داری
برای دلخوش کردنم اینو میگی
معلومه که نه
حاضر نیستم یه تار موهات رو هم عوض کنم
چی شده عزیزدلم؟
نمیخوام بیاهمیت باشم
اوه، عزیزدلم، چیزی به عنوان آدم بیاهمیت وجود نداره
یادت باشه...
این شاید حس خوبی داشته باشه
ولی این...
مهم اینه
تو کافی هستی
اولین باری که تونستم
مرکز توجه بودن رو تجربه کنم نه سالم بود
و هنوز حسش رو یادمه...
حس وحشت تمام و کمال و خالص بود
اون خوشهیکله رو دیدی که آلت گندهای داره؟
بعد از اجرا، میرم
به اونجاش دست میزنم
قراره گند بزنم، مطمئنم
خب که چی؟ هیچکس متوجه نمیشه
بابام متوجه میشه
تو فقط برو روی صحنه، آهنگ کوفتیت رو بخون و بیا پایین
این کافی نیست! راحت میفهمه آماده نیستم
حالا چیکار کنم؟
نمیدونم. من که فقط دارم بخاطر سوسیس اینکارو میکنم
تا سه ثانیهی دیگه
لو میرم
همه میبینن که من زشت احمق و بیاستعدادم
توی هیچ کاری مهارت ندارم
ولی یه مهارت هست
که بیشتر از تمام بچههای دنیا تمرینش کردم
بریم به وجد بیاریمشون
و اون چیزی نیست جز خودنمایی کردن
یه کف مرتب برای ورود قشنگم نمیزنین؟
آخه میدونین، فکر میکردم برای مشهور شدن
باید خیلی خیلی مهارت داشته باشی
ولی معلوم شد فقط کافیه خودنمایی کنی و یکم پررو باشی
یه کف مرتب برای شرکتکنندهی بعدیمون بزنین...
- پیتر ویلیامز - احتمالاً خجالت میکشه
خیلی ممنون
میدونین فرق بین
"اوه" و "آه" چیه؟
خب، تفاوتش حدوداً 8 سانته
معمولاً مردم حرفام رو نمیفهمن
اوه، شیطون!
اوه، اوه، اوه! به باسنم خیره نشین
زندهباد!
ایول رابرت!
اوف!
« دزدان دریایی پنزانس »
بیمصرفی!
مایهی آبروریزی هستی!
هیچ اهمیتی نداری لعنتی!
خودتو ببین...
ازت متنفرم لعنتی
بابام اون شب 5 پوند برنده شد
شوخی میکنی!
ولی براش اندازهی 5 میلیون ارزش داشت
خیلی ممنونم
تماشاچیهای معرکهای بودین و من پیتر ویل...
کانوی. من پیتر کانوی هستم!
نه تنها اسمش رو عوض کرد
زندگیش رو هم عوض کرد
یه روز رفت مسابقهی فینال جام حذفی رو تماشا کنه
متاسفانه، دیگه برنگشت
تماشاچیها اونو فرا خوندن
و اون ما رو ول کرد تا یک قدم به خدایانش نزدیکتر بشه
نگران نباش، مامان اوضاعمون ردیف میشه
بریم به وجد بیاریمشون
No comments yet. Be the first to leave one.