The first 200 lines.
گاوصندوق اینجاس
...عمو یا بازش میکنی یا
خانم من نمیدونم چجوری باز میشه
علامت بده
بچه ها علامت داد
آتش
نظرت راجب دربازکن من چیه
تو دیگه کی هستی ؟
برو دم خونتون
(ملت منو الورانا (یک اسم اسپانیش صدا میکنن
من رستم اینجام
من بهتون یاد میدم چجوری دزدی کنین -کنایه میزنه
ما خودمون بلدیم
اگه یک شمشیر یا تفنگ دستت باشه بیشتر ترسناک به نظر میرسی
...محترمانه تسلیم شید یا مجبور میشم داغونتون کنم با این
!!!!ها
با همین این
میخواد با ماهی ما روداغون کنه
رولن(اسمش) قهرمانو ببین
نه بابا رولن بازنده رو باش
خیلی خب با مرگ آشناتون میکنم
رقص قشنگیه
تو بچگی خودمو یادم میندازی منم رویای قهرمان شدن تو ذهنم داشتم
یک نفر بهم این کتابو داد گفت بخونو و برو
حالا من میدمش به تو
اگه تو هم میخوای یک روز قهرمان بشی بخونشو و برو
ملکه برفی 3 : آتش و یخ
خودشه
فک کنم دخترا دیوونت شدن
خب من باس چیکار کنم
دوست دارم بابایی
ببین
چی شده
یک زمانی یتیم بودیم حالا مثل دوره گرا هی اینور و اونور میریم
به نظر اونا ما قهرمانیم ، ما ملکه برفی رو شکست دادیم و جهانو نجات دادیم
...جون من؟ ما بیشتر شبیه بازیگرای سیرک شدیم مثل خر سخنگو و
5دقیقه دیگه بیاید دانش آموزا الان میرسن
حداقل با وجود این بچه ها یک کسایی هستن که به ما نیاز دارن
هیچکس جای بابا و مامانمو نمیگیره گردا میخواستم اینو که کشیدم بهت بدم
کای تو اینو کشیدی؟ دستت درد نکنه
خیلی قشنگه ، شاهکاره
ولی آخرین باری که اونا رو دیدی خیلی کوچولو بودی چجوری یادت مونده چه شکلین؟
بعضی موقعا تو خواب میبینمشون
کای
ممنونم
بچه ها ما مهمونای ویژه ای داریم
شکست دهندگان ملکه برفی
قهرمانای ما گردا و کای
و اینطوری شد که ما ملکه برفی رو شکست دادیم
بابا و مامانمون بهمون افتخار میکنن
شما 5 دقیقه وقت دارید تا با مهمونای محترممون صحبت کنید
من میترسم بهم دیگه صدمه بزنید خواهش میکنم یکم جا رو باز کنید
چقد نازن
بجنب برو
من یک تکه موشو کندم
وایسا
صب کنین پولتونو بگیرید
عجب نمایشی داشتید خیلی عالی بود
انگار امشب نبايد شام بخوریم
یادت باشه اونا نمیتونن خاطرات ما رو از بین ببرن و اینو هم من درستش میکنم
خیلی بد شد ولش کن خب فردا باید تو یک مدرسه دیگه هم صحبت کنیم
بزار ببینمش
کای
اینور اونور شهر بریم باسه هیچی اگه پدر مادرمون بودن اینطوری نمیشد مطمئن باش
ما دیگه بابا مامان نداریم
00: 07: 50,280 --> 00: 07: 52, 460 چی کار باید بکنیم ؟ کجا باید بریم ؟
من درمورد همه چی فک کردم میتونیم بریم با اُرم زندگی کنیم
تو هم خوشحالتر میشی اگه با اون زندگی کنیم تازه برای کسی هم مهم نیس ما کی هستیم
اینطوری هیچکس رو ما کلید نمیکنه
اینطوری خاطره میشیم
با اُرم زندگی کنیم ؟
آره
ما پیشش میمونیم و بعدش تصمیم میگیریم چی کار کنیم
فک کنم شدنیه
ولی اگه جایی رو که بودیم دوست نداشتی چرا تا حالا بهم نگفته بودی ؟
من سعی کردم ولی تو گوش نکردی
کای
...من
به نظر میرسه باید پیاده بریم
00: 08: 42,788 --> 00: 08: 45,788 دیگه داستان ملکه برفی و اینا هم خبری نباشه قول میدی ؟
فکرشو بکن چه جای خوبی میریم و میمونیم
قول میدم
دیگه هیچکس نمیدونه که ما واقعا کی هستیم و بهتره که همینطوری هم پیش بره
من حتی فکر میکنم شاید بد نباشه اسمامون هم عوض کنیم
اسمامونو عوض کنیم ؟ چرا ؟
اسمای ساده و غیر خاص
هانسل و گرتل چطوره ؟
دو تا بچه معمولی نه قهرمان و این حرفا
بهتر از اون اسمای دزدای دریایی هم میتونیم بزاریم ...تو کاپیتان کارل میشی و منم
دزدای دریایی
کای چیکار میکنی ؟
بعضی موقعا آلفیدا میاد این طرفا و اون علامت منو میدونه
آلفیدا ؟ دخترهِ دزد دریایی رو میگی ؟
!!!کای
پس این چیزی بود که با علامت دادن میخواستی بهش برسی؟ ایولا
به نظر میرسه خوشتون اومده که یک سواری از این بگیرید ؟ بفرمایید بالا
حالا اینجا چی کار میکنید ؟ چی شده بالاخره میخوای دزد دریایی بشی ؟
عمرا...بیخیال
میتونی ما رو تا پیش اُرم ببری ؟
آره چرا که نه من فعلا بیکارم. تعطیلاته
معلومه اُرم اصلا حوصلش سر نمیره
!!!لوتا
سلام اُرم
کای ، گردا ، آلفیدا دوستای خودم
چه جای خوبی زندگی میکنی
تازه نورگیرم هست خیلی باحاله
حالا که مامان بزرگ ملکه شده وضعمون بهتر شده که خب قبلا اینطوری نبود
من دارم میرم بالای تپه ها تا بتونم ماه رو قشنگ ببینم
"جمله اسپانیش"
!!!سلام کسی بهت یاد نداده در بزنی ؟
ببخشید اُرم ولی تو قول دادی که یک داستان قهرمانی دیگه بگی
باشه بیا تو
این گردا اونم آلفیدا اینم کای
بچه ها این رولن هست
(سلام رفقا (اسپانیایی
!!!سلام
!!!پس تو اسپانیایی هستی اینجا چیکار میکنی ؟
یک زن دزد دریایی یک کتاب بهم داد که چشمم رو باز کرد و زندگیم رو عوض کرد
کتاب، افسانه ای بود پس منم اومدم اینجا تو سرزمین اینجور داستانا
همه میدونن که ترول ها برای این قضیه مشهورن
!!!زنِ دزد دریایی ؟ اون مامان من بود... همه چی رو راجب تو گفته مجنون افسانه ها
دزدای دریایی ها هنوز بهت میخندن
من به افسانه های قدیمی اعتقاد دارم وقتی خاکستر هست یعنی آتیش بوده وقتی هم افسانه هست یعنی واقعیت داشته
دورو ورمون پره
گردا و کای چه اسم های قشنگی ( منظورش اینه که افسانه مورد علاقشه)
از افسانه ها اومده اُرم بهم گفت
در واقع اسمای ما مشخص میکنه که ما اهل کجاییم
اُرم بهت گفته ؟؟ چه قدر جالب خب برامون تعریف کن چه جور داستانیه
باشه پس به داستان مورد علاقه من که درمورد نجات دادن همه اُرم ها از دست ملکه برفی به دست گردا هست گوش بدید
یادتون میاد دو سال پیش یک زمستون سخت و طولانی داشتیم(اشاره به ملکه برفی1) و هیچ کسی هم نمیدونست چرا
بعضی ها میگفتن که این سرما باسه غولای برفیه بعضی ها هم میگفتن تغییرات جوی
ولی اینا همش بخاطر ملکه برفی خبیث بود
!!!جون من؟ !!!ایستگامون کردی؟
منو ببین هممون یخ زده بودیم اگه بخاطر دو تا قهرمان یعنی
گردا و کای نبود
این جوری داستان شروع میشه
بعدش گردا میاد جلوی ملکه برفی و میگه اجی مجی لا ترجی
بعد گردا ملکه برفی رو میگیره و رنگ از صورتش ملکه برفی میپره
بعدم ملکه برفی اینطور میشه : تو رو خدا گردا جون هر کی رو دوست داری منو نکش
بعد گردا میگه : تو داداشمو گروگان گرفتی مامان بابامم یخچال کردی
من با جادو داغونت میکنم جادو و جادو و بازم جادو
اجی مجی لا ترجی بعدشم ملکه برفی رو میگیره و پرتش میکنه تو آسمون
الانم اون بالاس شده ستاره شمالی
ایول عجب خب اونجا قبل از ستاره شمالی چی بوده؟؟
من میرم یکم چوب برای شومینه بیارم هوا خیلی سرد شده
چیه؟
بهش دروغ گفتی؟؟
باسه چی به من نگاه میکنی؟
همه ترول ها داستانا رو یکم با شوخی ترکیبش میکنن و به آدمای تازه که میان تو شهر میگن ببخشید رولن
عجب احمقی بودم
صب کن ببینم شما چطوری حقیقت این داستانو میدونید
شما همون گردا و کای داستان هستید؟ تو همون کای باورنکردنی و قدرتمند هستی
تو هم همون گردا زیباترین دختر و قهرمان ترین گردا این دنیایی ؟
آره
نه
آره
نه تو قول دادی
آره قول دادم ولی دروغ گفتن خوب نیست
تو به من میگی دروغگو ما باهم صحبت کردیم که این رو یک راز نگه داریم یادته؟
اون یک سوال ساده کرد منم جواب راست و درستو بهش دادم
من حوصله آدمای مثل اینو ندارم که کلی راهو پاشن از اسپانیا تا به ما بخندن
تا بیان یک چیز نادرو کمیابو ببینن همه فک میکنن افسانه وجود داره
تا این زندگی رو بهتره کنه ولی ما قبول نداریم
اینور اونور شهر بریم سوار کالسکه ولی دیگه تموم شد
همه همینا زندگی ما بود دیگه
من دیگه نمیتونم خودمو پنهان کنم و به ملت دروغ بگم
شما دوتا آروم باشید
تو یک آدم خیلی خودخواهی
و تو هم خیلی بدی
باشه برو به همه درباره قهرمان بازیات بگو ولی بدون من
باشه من میرم ولی ببینیم چه بلایی سر تو میاد...
تو بدون من بیچاره میشی
به هیچ کسی نیاز ندارم که مواظب من باشه اصلا به خواهر نیاز ندارم
اگه پدر و مادرمون اینجا بودن تو خیلی شرمسار میشدی
ولی نیستن
وایسا ببینم
داری چی کار میکنی ؟
دارم فرار میکنم از اینجا
اون کشتی منه ها
خب پس یک دستی برسون
من متوجه نمیشم کای چطور میتونه اینطوری باشه
تو زندگیشو نجات دادی، اگه کسی زندگی منو نجات میداد من بهش خدمت میکردم
فک نمیکنم که کای درک میکنه چه قدر برای من سخته که بدون پدر و مادر هستم
اون حرفای من باسش اهمیتی نداره
خواهرت دوست داره اون نصف دنیا راه اومد تا
ملکه برفی رو شکست بده و تو رو نجات بده
اون مال خیلی قبل پیشاس اون خیلی تغییر کرده
حالا فک میکنم که من باسه اون هیچی به نظر میرسم
من سعی کردم زندگی بهتری برای جفتمون درست کنم
ولی بدون پدر و مادرمون من میترسم نتونستم
کای هرچیزی بود که داشتم
از حالا به بعد
میتونم برای خودم زندگی کنم دارم میرم
خوب بهش فکر کردی ؟
آره فک کنم اینطوری برای جفتمون بهتره
من دردتو نسبت به از دست دادن پدرو مادرت میفهمم
میدونی من برای این افسانه و جادو رو میخوندم چون منم دنبال مادر گمشدم هستم
جدا ؟
آره یکی از وظایف من اینه که اونو یک روز پیداش کنم
حالا فکر میکنم که میتونم ...یک افسانه از ترول ها هستش که
No comments yet. Be the first to leave one.