The first 200 lines.
نمیفهمم
اپسیلونها بیثبات شدن
خفه شید
دیگه نشنوم این حرفـو بزنید
تنهامون بذارید
میدونی که من قبلاً هم جنازۀ آدم دیده بودم
بله
،سقوط از ارتفاع، به ضرب گلوله
چاقو. عدم هماهنگی
آقای مشاور - هوم؟ -
اگر اجازه هست
،من بهش گفتم در حدّ سطحش رفتار کنه
...و فکر کنم که اون
تقصیر من بود - نه، تقصیر من بود -
من اون وحشیرو به اینجا راه دادم
تقصیر اونـه
تموم شد دیگه، اون آزمایش ایندرا؟
نه
این یعنی چی؟
،یعنی باید قبل از اینکه کار بیخ پیدا کنه
جلوی اون وحشی رو بگیریم
خیلی وقت نداریم
جناب مدیرکل
کلی حالتون بهتر میشه
یهطوری نشستی اونجا انگار نه انگار اتفاقی افتاده
همه میدونن که چیکار کردی
جانم؟
با فرنی
اون فقط میخواست مثل تو باشه ولی تحملشـو نداشتی
حواست به سطحت باشه، ویویان
چون فقط یه لنینا کراون وجود داره
لنینا کراون رو احضار کن
اون دوستت بود - اون که نمُرده -
رفته برای شرطیسازیِ مجدد
بهنظرم اگه یهنفر باشه که ...باید مجدداً شرطیسازی شه
این نظر همهمونـه
این دختره واقعاً یهمرگیش هست
تو داری همهرو بیثبات میکنی
آره من کلاً اینجوریم، مگه نه؟
لنینا کراون
من نفسگرام
منزوی، غمگین. و بدتر از همه، متفاوتام
چون اینچیزا واسهم کافی نیست هیچوقت نبوده
شما هر روز یه سومایی میخورید و هر شب با یه آلفایی هستید
لنینا کراون
،اون مهمونیهاتون، غیبتکردنهاتون فیلیهاتون، تصاویر زندهتون
...هر کاری میکنید که فکر نکنید
لنینا کراون - خفهشو دیگه -
،انقدر همهش سرتون تو زندگی بقیهست
که یادتون میره خودتون زندگی کنید - لنینا کراون -
!گوه نخور دیگه
!لنینا
جرأتشـو نداره
...لنینا
من فرق دارم
صبحتون بهخیر، جناب مدیر - خیلی ممنونم -
دکتر مارکس. تبریک میگم
سپاسگزارم
الان میام خدمتتون
!دکتر مارکس. سلام
!لنینا
!لنینا
پیدات کردم
...نمیدونم شنیدی یا نه احضارت کردم
میدونم
لنزت چی شد؟ - شکست -
اونا که شکستنی نیستن
چرا، اگه با پا بری روشون
باشه خب، یکی دیگه برات جور میکنیم
ببخشید، میشه آرومتر بری؟ - نه والا -
نه، منم مشغله زیاد داشتم
تازه مدیرکل شدم
مدیرکل؟
آره
پس هنری چی؟
...عه تو
نشنیدی؟
یه اتفاقی واسه هنری پیش اومد
جدیـه؟ حال هنری خوبه؟
جناب مدیر
منم تجربهش کردم
این احساسـه رو. آزاردهندهست
و غیرمنتظره
...اون مُرده، بعد هیچکس حتی - نمیشه مقصر بدونیشون -
مرگ غیرطبیعی خیلی چیز نادریـه
...نمیدونن چطور - تا حالا به چشم ندیدن -
دقیقاً. البته برخلافِ ما
گمونم ما دیگه تا ابد یهخرده با بقیه فرق داشته باشیم
،داشتم بهش فکر میکردم ...اون شب که ما
...فکر کنم میخواستم ...میخوام بگم که
خب، دلیلی نداره که آلفاها و بتاها نتونن با هم دوستی کنن
من باید برم
بری؟ نه وایسا ببینم، کجا؟
بذار ببینم.. داری میری پیش اون، مگه نه؟
من که خر نیستم، لنینا
اون کارِ تو بود، برنارد؟
تو خاطرههاشـو به نمایش گذاشتی
که همه ببینن؟
حق با من بود
اون یه قاتلـه
نمیتونه قایم بشه این اجازه رو بهش نمیدم
تو دوستش بودی
اون آدم فوقالعاده خطرناکیـه، لنینا
وحشتناکتر از اون چیزیه تصورشـو میکردیم
همه همینطوریم
...اگر بری پیشش، من
دوست من ناراحت بود
و حالا مُرده
آره، بهنظرت این تصادفیه؟
این دنیا واسه آلفاها ساخته شده
تصادفی در کار نیست
دقیقاً. اینجا سّمـه
،بلایی که سر دوستِ تو اومد
سرِ من و خودت و بقیه هم اومده
این تیکهش که پریده رو میبینی؟ این خودِ منم
نمیدونم چطوری لنینا رو برگردونم
بگو چیکار کنیم
من نمیدونم
من فکرشـم نمیکردم این اتفاق بیفته
بیرون که میرم یهو میبینم ،که قاتل شدم
الانم که نشستم اینجا دارم پای مرغ میخورم
!ریدم توش
تو صحبت کردی و ما هم بهت گوش دادیم
آره خب، مشکلتونم همینه
،به حرف من گوش نکنید ...بچهها. فقط
ولی گوش کردیم دیگه تو حرف زدی
ما هم گوش کردیم - مهم نیست -
!واسه ما مهمه
...چی
آخه نیازی به من نیست که بهتون بگم اوضاع باید چطوری باشه
خودتون میدونید باید چطوری باشه
کسی نه بالاتر باشه، نه پایینتر
ولی... اینجا اینشکلی نیست
هیچجایی اینشکلی نیست
پس شل کنید دیگه
کارِ کی بود؟
دارم ناراحتت میکنم؟
تو احتیاجی به این کوفتی نداری
اونا احتیاج دارن که محتاجش باشید
،چون اگه دیگه مصرفش نکنید
ممکنه بفهمید که چه حسی دارید
ممکنه یکی رو مقصر بدونید
ممکنه اونا رو مقصر بدونید
و اونا هم خوب میدونن
ترسیدهن
بایدم بترسن میخواید بدونید که باید چیکار کنید؟
بهتون میگم چیکار کنید
انتخاب کنید
میخواید خوشحال باشید؟
یا آزاد؟
فرنی
امروز در چه حالی؟
بینظیر. اینجا همه خیلی مهربونن
بعد از اون شرطیسازی مجددت
پیشرفت فوقالعادهای کردی
حتماً به خودت افتخار میکنی
حس میکنم کاملاً تنظیم شدم
خوبه. شما هم موافقید، خانم مشاور؟
بهنظرتون فرنی آمادگیِ اینو داره
که مجدداً به پیکر اجتماعی محلق شه؟ - !بله -
بسیار عالی
،خب، این خبر خیلی خوبیه چون
مأموریت مهمی براتون دارم
یهنفر دیگه هم هست که یهخرده شرطیسازیِ مجدد نیاز داره
و فکر میکنم تو بتای راستِ اینکار باشی
بتا مثبت - بله دقیقاً -
پیکر اجتماعی باید پاک باشه
نمیتونیم از اشتباهات بگذریم - عه، این شعار جدیدمونه؟ -
نه
...خیلهخب، من
...من همین بیرونم تا
خیلیم عالی
ممنونم، مشاور
واقعاً حالم خیلی بهتر شده
...جان
سلام، گری - لنینا کراون -
چهقدر پای
آره والا
چطوره اون؟ جان چطوره؟
تو... اون کجاست؟
نمیتونم بگم
نمیتونم به اعتمادش خیانت کنم
هرگز
عیبی نداره، گری
هیچوقتِ هیچوقت
من دارم میرم
نه، یعنی دارم از لندن نو میرم
مگه میشه؟
رفتم آپارتمانم که وسایلمـو جمع کنم
...ولی چیزی پیدا نکردم که
برام ارزشی داشته باشه
احتمالاً همون بهتر که اونم اینجا نیست
...اگه میدیدمش
...اگر جان رو دیدی، میشه بهش بگی من
داری کجا میری؟
سلام
باید برم اونجا و لنینا رو پیداش کنم
میتونم برم باهاش حرف بزنم ...اگر پیداش کنم
تو دیگه با مایی - آره -
...نه، فقط
No comments yet. Be the first to leave one.