The first 200 lines.
به والدین عزیزمان، سری هیرو و اس ام تی. وینیتا بهروانی
یکی…
دو…
سه تا!
ها؟ چرا اینقدر ساکته؟
تولدت مبارک!
- عمرت دراز، آیکا. - ممنون عمو.
- اوه، ایکا حالا دیگه حسابی بزرگ شده. -
ایکا، اول شمعها رو فوت کن.
سلام!
کارت تولد برای آیکا.
از آقای دودو.
- ممنون، عمو. - دست مریزاد؟
شلوغ نباشه.
کارت تولد از طرف آقای دودو!
- اوه بله…
آقای فورمن، کمکم کن بخونمش، باشه؟
ایا.
تو تنها کسی هستی که میتونی روان بخونیش، زک.
عمو زکی بلند بینی کا.
نوشته تار میشود.
فقط عمو گپنگ، باشه؟ پنگ، آن را بخوان، پنگ.
آن را بخوانید.
چشمام چی شده؟ چشمام چی شده، وُک؟
- ها؟ - چرا اینجوریه؟
ها؟
ووک، چرا اینطوریه، ووک؟
آه.
- بس کن دیگه ؟
اوه، دوباره. این وُک (Wok) است.
- دوباره. وُک. - این به اندازه کافی تنگ نیست.
- دوباره. - بسه، بسه.
تو کسی هستی که آن را میخواند.
- چرا من شدم؟ - امن و امان است.
چرا چشمام اینجوریه؟
آن را بخوانید.
برای…
- عمو؟ -
وُک؟ وُک؟
- آه. - آمان؟
- امن، کار؟ - اممم، آره.
آخ!
لو، تو همین الان اونو خوندی.
چرا من؟
پارسال این کار را کردم. البته که کردم.
- فقط بخونش. - من نه. من نه.
اوه!
بفرمایید عمو.
بله.
من... میخوانم، باشه؟
به کارتیک... متاسفم، من...
- طاقت ندارم. - بسه، بسه.
من همانم که میخوانم.
- لِه! -
خارجی!
میدونی.
ایا.
«برای کارتیکا، فرزندم.»
از…
آقای دودو
سلام، کارتیکا.
تولدت مبارک عزیزم.
آقای دودو خیلی خوشحال است
«کارتیکا الان ده ساله است.»
دخترم کارتیکا حالا بزرگ شده است.
...
ایکا باید همیشه یادش باشه، باشه پسرم.
آیکا باید بچه خوبی باشد.
مادر اووی گفت،
اگر با مردم خوب باشیم،
فردا، فردا، فردا،
مردم با ما خوب هستند.
بعداً وقتی ایکا پزشک میشود،
ایکا، فراموش نکن.
بابا رو فراموش نکن.
پدر عاشق ایکا است.
درود، پسر.
برای عمو فورمن، عمو بیووک.
عمو زکی.
عمو فلت. و عمو وایت.
آنها…
دوستت دارم، آیکا.
باشه، باشه.
زکی: امروز تولد ایکا است.
ایکا بهتره یه درخواستی بکنه. برای همه اُمهای اینجا.
به عمو زکی،
دعا کنید عمو زکی زودتر بیاد بیرون.
عمو زکی دلش برای مدونا تنگ شده.
باشه.
امیدوارم همه عموهای اینجا سالم و سلامت باشند.
- آمین. - آمین.
امیدوارم همه عموهای اینجا آدمهای خوبی باقی بمونن.
- آمین. - اوه، یک چیز دیگر.
به امید سلامتی همه عموهایی که اینجا هستن
برای همیشه دوست آیکا بمان.
بله! آمین.
بعداً، وقتی آقای دودو به خانه میآید،
بعداً عکسهای بیشتری میگیریم، باشه؟
تا دیوار جلوه بهتری داشته باشد.
داری چی میکشی، دو؟
ایکا
تو. اگر چنین است…
پس، دکتر شوید، آقای فورمن.
این آیکا است.
- بنگ فورمن - هوم؟
فردا
دودو
خیلی دور برو.
پرواز کن.
بالا.
بنگ فورمن
ایکا، ها؟
آنتار ایکا.
پس پزشک باش.
تمانی تو آره بنگ فورمن؟
خواهش میکنم، آیکا. آیکا.
تو پدر آیکا هستی!
برای دکتر شدن باید آیکا برداری!
گوش کن، تو؟
و تو میتونی، دو.
گوش کن، آقای فورمن!
تو میتوانی.
تو میتونی، دو.
ایکا دکتر شد، دو.
ها؟
عمو فورمن هم گریه کرد؟
نه. این... اممم...
- این چشمش تیز شده بود. - اِه.
عصر بخیر، آقای هنگکی. من هندرو هستم. من کسی هستم که...
من مستقیماً توسط وزارتخانه فرستاده شدم.
برای نظارت بر سیستم مدیریت زندان که شما رهبری میکنید.
اگر مشکلی پیش آمد، تعجب نکن که تو را جایگزین کنم.
شوخی کردم.
اما میتواند جدی هم باشد.
این چیزی نیست که من میخواهم.
اما من میخواهم. .
- چرا لباسهاتون رو درمیارین؟ - آمادهاید، آقا؟
- - اه.
- - خیلی بزرگه.
پس صبور باشید.
- ممنون، بله. - بله.
آخرین.
برای کی، ایکا؟
برای آقای آگوس.
انگار آقای آگوس سیر شده است.
آره، اشکالی نداره. فقط بده به من، عمو.
باشه، بده به من. بگو با برنج بخورمش.
پاک اند!
پاک اند؟
او، تو؟
آقاي آگوس، اين براي شماست. - اوه.
ممنون، آیکا.
طول عمر.
- آیا این همان است؟ - همان است.
- فقط یه کم. - همین، همین.
- این فرق داره. - همونه.
دو کلمهای که باید در زندان رعایت شوند.
انضباط و قاطعیت.
انضباط، نظم را به ارمغان میآورد.
قاطعیت، اطاعت را افزایش میدهد.
و منظم بودن
بدون رعایت اصول، قادر به ادامه حیات نخواهد بود .
کسانی که پشت میلههای زندان هستند، افرادی نیستند که قوانین را درک کنند.
برای همین است که آنها اینجا هستند.
شما کسی هستید که وظیفه دارید از یادگیری آنها اطمینان حاصل کنید.
که از قوانین پیروی کنند.
- بله! -
خب، خانم پاپی به ما تئاتر بازی کردن یاد میدهد.
- وای! - پاپی؟
مگه نه خانم ویدی؟
ایکا داره یه کلاس بالاتر میره. معلمش عوض شده.
واقعاً یک کلاس بالاتر نرفتی.
کلاس ماهی سرخ کرده کوچک تمام وقت.
- آه. -
من همیشه یه بچه کوچولو هستم چون با شما دوستای وفاداری هستم.
اگر در یک کلاس بالاتر بروم و به یک ماهی بزرگ تبدیل شوم،
من اینجا نخواهم بود. - کجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.