The first 200 lines.
آقا. اعلیحضرت شاه کونوار کجاست؟
شاه کونوار؟
آنجا.
سیاه! سیاه!
سیاه! سیاه!
به راست بپیچید.
اعلیحضرت، چندین وسیله نقلیه از اداره مالیات بر درآمد
تا پنج دقیقه دیگه به قصر میرسم.
دموکراسی ذهنها را فاسد کرده است
از این مسئولین دولتی.
همه آرزوی سلام نظامی با شلیک ۲۱ توپ را دارند.
باشه.
ما به آنها چیزی را که میخواهند خواهیم داد.
سیاه!
سیاه! سیاه!
سیاه!
زود باش. زود باش.
یالا. تکونش بده.
نگهبانان!
چه مراحلی باید در مرحله بعد برداشته شود…
به شما ابلاغ شده است.
اعلیحضرت.
عجله کن. حتی یک جعبه را هم جا نگذار.
عجله کن.
ادامه بده. یالا! (or: ادامه بده!)
بفرمایید.
پروردگارا، از ما محافظت کن. مراقب باش.
بیا. عجله کن. برو، برو.
همهتون یه سلام نظامی میخواستین، درسته؟
گرفتیش؟
حالا، برگرد!
وگرنه، به هر کدامتان با یک گلوله ادای احترام میکنم!
برو!
اداره مالیات بر درآمد
قانون اساسی به شما حق رأی و حکومت داد،
اما هیچ کتابی نمیتواند به شما شجاعت بیاموزد.
او کیست؟
برای دستگیری پادشاه نیازی به حمله به قلعه نیست .
کنار تونل منتظر بمان،
و پادشاه بزدل به سراغت خواهد آمد.
منطقی به نظر میرسد.
اما چه کسی قرار است جلوی اعلیحضرت را بگیرد؟
«کوش مولول داند.»
یعنی؟
همه چیز را متوقف کن. بیا.
بیا اینو جمع کن.
- اینو ببر تو رختکن - بیارش.
زود باش! - حرکت کن!
درآمد، ستون فقرات اقتصاد است
«کوش مولول داند.»
«قدرت یک پادشاه در ثروت اوست.»
سنت بزرگ چاناکیا.
قربان، چرا این پرونده رو با چند لک پول مختومه نمیکنن ؟
اگه راهی بود، انجامش میدادم.
آقای آمای، شما یک افسر دولتی هستید.
خیلی خب، چند لک.
باشه، ده لک.
درخواست رشوه اشتباه است
وقتی سوگند یاد کردهام که به صداقت پایبند باشم.
بنابراین، من به جای آن مینویسم.
یک، ده، صد، هزار،
ده هزار، لک، ده لک، کرور... دو کرور.
دو کرور!
پول را مرتب کنید.
من ۱۴ سال است که در این بخش هستم .
تبعید فقر و صداقت من بالاخره به پایان رسید.
زندان ناحیه لکنو
یکی!
- دو! - تو میتونی انجامش بدی.
- سه! - ادامه بده.
چهار!
بیا دیگه! - پنج.
آفرین. - شش.
آفرین. - هفت.
- تو میتونی انجامش بدی. - هشت.
- تسلیم نشو. - نه...
دوباره نه.
لعنت! اون نمیتونه این کار رو بکنه.
بیا، بریم. (or: یالا، بیا بریم.)
تاوجی، وقتی که میتوانستی فقط آفتاب بگیری،
آیا واقعاً باید خودتان را عذاب دهید؟
بعد از اینکه خانوادهام چقدر با محبت دلم را شکستند،
اگر ورزش نکرده بودم،
من مرده بودم.
مرحوم توجی.
گیردهاری لال
اون پوزخند رو از رو صورتت پاک کن و کمکم کن بلند شم.
بفرمایید.
با دقت نگاه کن، گیردهاری.
عضله دوسر بازویم را میبینی؟
خیلی واضحه، تاوجی.
من آن را میبینم.
شما قرار است مدت زیادی در بازی بمانید .
چون استعداد لیسیدن کون مردم رو داری.
به لیس زدن ادامه بده.
بازرس،
تا کی قصد داری منو اینجا نگه داری؟
آخرین خبر در مورد آزادی مشروط من چیست؟
من هفت ساله که اینجام.
به من علاقه پیدا کردی؟
جناب توجی، این پرونده مالیاتی میتوانست با پرداخت جریمه حل شود.
چرا برای یک افسر دولتی ارتش را احضار کنیم ؟
تو مجبور شدی با بردن اسمش حالمو بد کنی .
چه کسی میداند پاتنایک الان دارد زندگی چه کسی را خراب میکند؟
یک، دو، سه، چهار…
یادت رفت!
آن را به خیاط دادم تا حاشیهاش را بدوزد.
این ساری مورد علاقه شماست.
چطور فراموش کنم؟
متشکرم.
مالینی
برای آویزون کردن تو کمد نیست.
مینی!
اوه نه، فکر کنم دوباره منتقل شده.
بیخیال داداش، من تازه با این زبان آشنا شدم...
مینی؟ زبان!
داداش چیه؟
بابا، باباست. دوست، دوسته، باشه؟
من هیچ دوستی ندارم.
قبل از اینکه بتوانم دوستی پیدا کنم، بابا منتقل میشود .
این دفعه هم چیزی پیدا نکردی .
پس چرا انتقال؟
پرابات بهارات
«آمی پاتنایک، مامور اداره مالیات آمریکا، با اتهام رشوهخواری روبرو است.»
برای هفتاد و چهارمین بار منتقل شد.
فقط ۷۴.
هنوز یک سال تا جشن پلاتینیوم مانده است.
فکر کنم تیترها رو درست نخوندی.
من فقط از چشمای شوهرم میخونم.
حتی چشمهایت هم صادقند.
چهره عشق، تویی
وقتی خیره میشوم، نمیتوانم چشم از او بردارم
چشمان درماندهام روشن شدهاند
چهره تو چیزیه که تو خوابام میبینم
به خودم قولی دادهام
زندگی هیچ معنایی نداره اگه من نتونم مال تو باشم
برای تو، قلبم را نگه میدارد
سرگردان، به دنبال تو
به خدا قسم، من کاملاً در عشق تو گم شده بودم، ای احمق
ای احمق ، من نابود شدهام، از عشق تو کاملاً محو شدهام
به خدا قسم، من کاملاً در عشق تو گم شده بودم، ای احمق
ای احمق ، من نابود شدهام، از عشق تو کاملاً محو شدهام
روز و شب نام تو را فریاد میزنم
نمیتونم چشم ازت بردارم
تمام روز به چشمانت نگاه میکنم
نمیتونم چشم ازت بردارم
تو در هر اینچ از بدنم ساکن هستی
چرا تو رو توی آغوشم حبس کنم؟
با تو در کنارم، با این نفسهای زندگی به چه چیزی نیاز دارم؟
به خدا قسم، من کاملاً در عشق تو گم شده بودم، ای احمق
ای احمق ، من نابود شدهام، از عشق تو کاملاً محو شدهام
میخوام برای همیشه تنها بمونم، عشق من
گوش کن، عشق من
هیچوقت عوض نشو، عشق من
هرچی دارم مال توئه عشق من
داشتن تو در کنارم یعنی داشتن تمام شادیها
حالا من تمام غمهایت را به دوش میکشم
به خودم قولی دادهام
زندگی هیچ معنایی نداره اگه من نتونم مال تو باشم
برای تو، قلبم را نگه میدارد
سرگردان، به دنبال تو
به خدا قسم، من کاملاً در عشق تو گم شده بودم، ای احمق
ای احمق ، من نابود شدهام، از عشق تو کاملاً محو شدهام
به خدا قسم، من کاملاً در عشق تو گم شده بودم، ای احمق
ای احمق ، من نابود شدهام، از عشق تو کاملاً محو شدهام
بنیاد SUSHMA JANKALYAN به BHOJ خوش آمدید
هیچ سایهای مثل سایهی مادر نیست
هیچ پناهی مثل مادر نیست
هیچ محافظی مثل مادر نیست
هیچکس به اندازه مادر عزیز نیست
مادر و سرزمین مادری
از بهشت بزرگترند
مادر یک معلم است. مادر زمین است.
مادر را الهی بدانید
خدایا، پسرم را ببخش.
او به جای تو، مرا میپرستد.
با درود.
- سلام، آقا. - سلام، آقا.
با درود.
بنیاد محترم SUSHMA JANKALYAN MANOHAR DHANKAR
- افتخار برای ملت... - افتخار برای دولت!
- افتخار برای ملت... - افتخار برای دولت!
- افتخار برای ملت... - افتخار برای دولت!
سلام، قربان.
سلام، قربان.
آمی پاتنایک، کمیسر مالیات بر درآمد
اداره مالیات بر درآمد
در دو سال گذشته، پیشرفتهای بزرگی رخ داده است... بزرگراهها،
مدارس، دانشگاهها، سالنهای سینما و دفاتر شرکتها.
من تک تک پروندهها را بررسی کردهام…
و همه چیز مرتب به نظر میرسد.
قربان، وقتی خود پادشاه وقف رفاه مردم است،
چطور میتوانی از رعایای او انتظار فساد داشته باشی؟
بله، قربان.
در اداره کار زیادی برای انجام دادن وجود ندارد ، به جز کارهای روتین.
اما میتوانیم از ورزشهای ماجراجویانه لذت ببریم.
بله.
کاران، ما اینجا فرستاده شدیم تا جلوی فرار مالیاتی رو بگیریم.
نه برای خوش گذرونی - ببخشید، آقا.
آقا، اگر هیچ مشکلی ندیدید، پس مشکل کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.