The first 180 lines.
KawAnime
مترجم
احساساتت رو به اونی که عاشقشی فریاد بزن به اونی که دوستش داری
اونی که...
دوستش دارم...
یوسا-کون خودشه، میو!
ها؟
تو راه اومدن با اتوبوس، تایکی خوابش برده بود و میگفت...
یوسا-کون، اسمشهات خیلی تنده
تو خوابش
انقدر دوستش داره که خوابشم میبینه
جدی؟
واقعاً، تو یه مثلث عشقی با موریا-سان گیر کرده
نمیتونی منو شکست بدی، اینوتا!
اینجا خیلی داغتر از بدمینتونه...
ما داریم دعوا نمیکنیم!
دفعه بعد، آیامه و تایکی قراره بترکونن
قراره بدمینتون بازی کنیم؟
چراغا خاموش، همهتون
آه، درست وقتی داشت باحال میشد
فکر کنم برای امروز دیگه تمومه
شب بخیر!
مرسی بابت قبل
فکر نکنم کسی واقعاً منتظر یه جواب جدی بود
شاید، ولی بازم
باید بگم ولی...
مطمئن نبودی، نه؟
نه، اونجوری نیست
احساسم به چیناتسو-سنپای عوض نشده
ولی...
با هینا، وقتایی بوده که مثل دوستای معمولی باهم جور بودیم
و最近 یه وقتایی قلبم تند زده
وقتی یکی بهت میگه دوستت داره چرا باهاش نری بیرون؟
میدونم منظورش چی بود
دور خودم میچرخم...
دور خودم میچرخم...
آغازین
باید دورش بندازم؟
احساساتی که تو دستای یخزدم میچرخن
تسلیم نشو! مثل رقص آرزو کن
هنوز وقت هست
با یه قلب پابرهنه، میدوم جلو
جعبه آبی
جعبه آبی
نتونستم بگم چطور دلم میخواست اوضاع یه کم بیشتر اینجوری بمونه
دیگه از ادای احمقا درآوردن خسته شدم، شاید بیخیالش شم
احتمالاً یه عشق یهطرفهست، نه؟ واقعاً عشق مسخرهایه
دیگه خیلی بزرگ شده که بخوام به دروغ تبدیلش کنم
دوباره میفهمم که دوستت دارم و این درد داره
شاید عشقی باشه که چارهای براش نیست ولی عشق بدی هم نیست
میخوام دنبال راه زندگیت و رویاهات برم
میخوام نگات کنم
قسمت ۲۳: چرخیدن
قسمت ۲۳: چرخیدن
توسط کاوا سابز
خیلی خوابم میاد... هر عضلهم درد میکنه
هنوز ۳ روز دیگه از این داریم؟ این جهنمه
صبح بخیر، بچهها!
امروزم حسابی بترکونیم!
چرا اینقد پر انرژیه؟
لابد صبحا خیلی رو فرمه
باید خودمو جمع و جور کنم
اگه حواسمو جمع نکنم، این تمرینا به هیچ دردم نمیخوره
هی
یکی اینو تو لابی جا گذاشته، مال کیه؟
مال هیناست، دوستم تو تیم ژیمناستیک ریتمیکه
من بهش میدم
آره؟
ولی اتوبوسشون داره میره
چی؟
هی! وایستا، وایستا!
هوم؟
کل انرژیم برای امروز تموم شد
بیا، اینو جا گذاشتی
مرسی
بعداً میبینمت!
آه
ده ثانیه مونده!
بخور، بخور!
غذا خوردنم جزو تمریناس!
تایکی، پیازچه، یه کم پیازچه بخور
سبزی بیشتر بخور، نیشیدا-سنپای...
هی، اون کتلت منه!
لطفاً موقع غذا خوردن آداب رو رعایت کن
چی میگی؟ موقع غذا جنگه
تیم بسکتبال پسرا اینجوری به نظر نمیاد
برنج بعد از همهچیز خوشمزهست
نگاه کن، اونجا...
جو اونجا فرق داره
اون یارو خوشتیپ رو نمیتونم تحمل کنم
پس قبول داری خوشتیپه
بعضی چیزا تو دنیا حقیقت محضن
وای، عمیق بود
من خودم ماتسوئوکا-کون رو دوست دارم
بهم وسایل خفن برای بازی میده
چی، باهم گیم میزنید؟
خواهرم از این موضوع شاکیه
بسکتبالش خوبه
بدنش هم رو فرمه، برای همین احترامش میذارم
آره! آره!
باهم خوب به نظر میرسن
کی؟
میرم لباس عوض کنم
باشه
آه
خسته نباشی!
خسته نباشی
آه
هی
بله؟
خیلی وقته پیرهنمو نگرفته
آرنجت چی شده؟
آرنج؟
آه، این...
سر خوردم
امروز زودتر زمین خوردم
باید چسب زخم بذاری روش
چسب زخم؟
مشکلی نیست
یه لحظه صبر کن
همیشه چسب زخم همراهت داری؟
منم زیاد خودمو زخمی میکنم
برای لمس نهایی!
خودکار؟
قلقلکم میده
تکون نخور!
تموم شد!
کیسه آب گرم؟
یه گرازه!
چی؟
ناتسو کجاست؟
بهتره برم
مواظب خودت باش
چی؟
سلام بچهها~
خسته نباشید!
خسته نباشی
چیناتسو-سنپای کجاست؟
رفته دو
دیوونست که تمرین براش کافی نیست
تنهایی رفت؟
گفت زیاد دور نمیره، پس مشکلی نیست
من دیگه جون ندارم باهاش برم
چیناتسو یه هیولای پر انرژیه
فهمیدم...
طرفدار ناتسو هستی؟
طرفدار؟
تو سال اولی تیم بدمینتونی، درسته؟
ناتسو برای تمرین خیلی شوق داره...
برای همین همیشه اینجوریه
اینو میدونم، ولی تو کی هستی، دوستپسرش؟
چرا مثل دوستپسرش رفتار میکنی؟
فهمیدم، ناگیسا-سان!
هه، واقعاً؟
بریم
جدی این یارو رو نمیتونم تحمل کنم!
ناتسو مثل همیشه پرطرفداره
مگه بعد بازیها هوادارا منتظرش نمیموندن؟
آره، همینطور بود
منم یه سنپای داشتم که اینجوری تحسینش میکردم
میشه فکر نکنی ما شبیه همیم؟
ما باهم زندگی میکنیم!
طرز گفتن "تحسینش میکردم"...
انگار داره میگه چیزی که من بهش حس میکنم عشق نیست
آه، عرق کردم حسابی~
گرمه...
چی؟
هی، تایکی این دور و براست؟
چی؟
آخرین بار کی دیدیش؟
فکر کنم تو تمرین عصر بود
شاید
احتمالاً داره حموم میکنه
فهمیدم
فقط نگرانشم که شب تنهایی دو میره
تازه خودمم دلم میخواست بدوم
به هیچ وجه دنبال چیناتسو-سنپای نیستم!
حتی اگه هینا بود، همین کارو میکردم
میدونم...
کلی چیز هست که باید بهشون فکر کنم
No comments yet. Be the first to leave one.