Good Boy

Good Boy (Meg, deg & Frank)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Good Boy 2022 720p BluRay x264
A Commentary by Hyperion

Tags

bluray
Published on: 2025-04-11
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شام حاضره، فرانک.

حالت چطور بود؟

"اگر نبض و دو پا داشته باشی، پس ما در مسیر درستی هستیم."

تف کن بیرون.

پسر خوب.

فکر کنم وقت خوابه.

شب بخیر.

هی!

من بیدارم.

«هی، فکر کردم اتفاقی منو سوپرلایک کردی!»

"نه، یه سوپرلایک واقعی بود."

امروز چه کار می‌کنیم؟

"متشکرم از لطفت."

فردا کاری داری؟

من چطور به نظر می‌رسم؟

همین فکر رو می‌کردم، ولی جواب میده.

من یه کم میرم.

خداحافظ.

- هی! - هی!

- ببخشید دیر کردم. - مهم نیست.

.شما خوب به نظر می رسید. .ممنون، شما هم همینطور

ممنون.

میرم دو تا آبجو برامون بگیرم.

بفرمایید!

باز هم، واقعاً متاسفم که دیر کردم.

من هیچ بهانه‌ای ندارم، من فقط توی مدیریت زمان واقعاً افتضاحم.

بهش فکر نکن.

الان اینجایی، و این تمام چیزیه که مهمه.

چه نکته خوبی، به سلامتی!

- چیز مهمی هست؟ - نه، واقعا.

- فقط یک عادت بد - مشکلی نیست

از اینکه انقدر سریع ازم خواستی باهات قرار بذارم، جا خوردم.

اوه؟

خب، به نظر آدم خوبی می‌اومدی. فکر کردم چرا که نه؟

به علاوه، کلِ هدفِ تیندر قرار گذاشتنه.

- نکته خوبی بود. - و هر چه کمتر آنلاین صحبت کنیم...

...بیشتر اینجا برای صحبت کردن وقت خواهیم داشت.

همینطور نکته خوبی بود.

پس تو چیکار میکنی؟

من دارم یک دوره یک ساله روانشناسی می‌گذرونم.

چرا فقط یک سال؟

نمره‌هام اونقدر خوب نبود که لیسانس بگیرم.

اوه.

- از تحصیلاتت لذت میبری؟ - بله، یا...

محیط رو دوست دارم، اما در مورد خود برنامه مطمئن نیستم.

آیا به انجام کار دیگری فکر می‌کنی؟

باید دید، هر چه پیش آید خوش آید.

- تو چی؟ - من درس نمی‌خونم.

پس تو چیکار میکنی؟

سوال خوبیه.

- کار می‌کنی؟ - راستش الان کار خاصی انجام نمیدم.

همینطوری که پیش بیاد قبولش می‌کنم.

چه بامزه!

- داری چیکار می‌کنی؟ - دارم کالری می‌شمارم.

آیا شما یک آدم وسواسی هستید؟

نه، واقعاً نمی تونم اینو بگم، اما...

چون‌که کار زیادی برای انجام دادن ندارم،

من دوست دارم خودم را فعال نگه دارم و یک ساختار داشته باشم.

خیلی عالیه. من هم سرم با کار و درس شلوغه...

...پس دوست دارم تو زندگیم یه نظمی داشته باشم.

- کار می‌کنی؟ - ولی فقط به عنوان صندوقدار.

کار، کار است.

دقیقاً سخت‌ترین کار دنیا نیست.

- من هرگز نمیتونستم این کارو بکنم. - این فقط یه چیزیه که داری میگی.

نه، جدی میگم، من خیلی اجتماع‌گریزم.

به نظر من که آدم گوشه‌گیری نیستی.

شاید نه.

شاید وقتی که فقط با یک نفرم نه.

ولی من در معاشرت با گروه‌ها مشکل دارم.

من معمولاً با مردم خوب نیستم.

شما، با این حال، خیلی اجتماعی به نظر می‌رسید. خیلی خوش‌برخورد و مهربان به نظر می‌رسید.

ممنونم.

میخوای با من بیای خونه؟

آیا اینجا زندگی میکنی؟

- نظرت چیه؟ - خوبه، منو یاد خوابگاه میندازه.

- شوخی کردم. - اگه میخوای بشین.

- یه لیوان شراب میل داری؟ - بله، لطفاً.

- تنها اینجا زندگی میکنی؟ - بله.

- این همه رو برای خودت داری؟ - آره.

- تنها نميشه؟ - من هيچوقت نميتونستم اين همه فضا رو تنها داشته باشم.

من یه کم کلاستروفوبیا دارم، برای همین دوست دارم فضا داشته باشم.

- من یه سگ هم دارم. - من عاشق سگم، چه نژادیه؟

توضیحش یکم سخته.

سخته توضیح دادنش؟ نژادش مخلوطه؟

یه کم سخته توضیحش دادن.

من واقعاً نمی فهمم، اما اشکالی نداره.

اگر بخواهی، یک روز می‌توانی او را ملاقات کنی.

- اینجا رو به ارث بردید؟ - بله، از پدر و مادرم.

آن‌ها الان کجا هستند؟

آن‌ها مرده‌اند.

- متاسفم، تسلیت میگم. - اشکالی نداره، بهش فکر نکن.

خیلی وقت پیش اتفاق افتاد، من خوبم.

پدر و مادرم وقتی خیلی جوان بودم طلاق گرفتند.

بنابراین من هم واقعاً رابطه نزدیکی با آنها نداشتم.

متاسفم، منظورم این نبود که-

اونجایی! گرسنه‌ای؟

نمی‌خوای چیزی بخوری؟

من آنقدر گرسنه نیستم.

هی...

-...چه خبر شده؟ - منظورت چیه؟

اون کیه؟ گفتی تنهایی زندگی میکنی.

اوه، اون فرنکه، سگمه.

فکر کنم باید برم.

چی؟ صبر کن.

- لطفا صبر کنید. - متاسفم، یادم رفت برنامه داشتم.

صبر کن!

دیروز اوقات خوبی داشتم و نمیخوام این موضوع خرابش کنه...

- حتی اگر بفهمم که اینطور شود. - چرا چیزی نگفتی؟

- سعی کردم توضیح بدم، گفتم یه سگ دارم - تو گفتی یه سگ داری...

...نه یه آدم تو لباس سگ!

اگر اجازه بدی توضیح بدم، فکر کنم متوجه بشی.

نمي‌خوام اون توضيح رو بشنوم.

میشه منو برسونی؟

- ما رسیدیم. - آره.

اگر می‌خواهی دوباره همدیگر را ببینیم، لطفا یک پیام برایم بفرست.

ممنون بابت رسوندن.

راه شرم؟

در واقع، اون منو رسوند خونه.

- چه جنتلمنی. - بیا درباره‌ی قرار ملاقات برام بگو!

چی شده؟

آیا انقدر بد پیش رفت؟

- قرار خیلی خوب پیش رفت، در واقع. - آه؟

اون خوشتیپه...

...خوب، یکم خجالتی، ولی به شکل جذابی.

- ولی همیشه باید یه چیزی باشه. - مثل چی؟

او با یه پسری زندگی میکنه که دائم مثل یه سگ رفتار میکنه.

- چی؟ - منم داشتم به همین فکر می‌کردم!

- این یه جور فتیشه؟ - نه، فکر نکنم.

تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم.

- ولی گذشته از اون، قرار خوب پیش رفت؟ - هوم.

- میشه یه عکس ازش ببینم؟ - حتما.

- ها. ها. - چی؟

تو با کریستین ایورسن قرار نداشتی.

- اونو میشناسی؟ - ای کاش!

- پس از کجا میدونی کیه؟ - اون پسر تور ایورسن هست.

او یک مولتی میلیونر است، حداقل قبل از مرگش بود.

تو با یک میلیونر سر قرار بوده‌ای!

- اسم من ینس کریستین ابلتوفت است. - و اسم من یوهان بایندر است...

...و ما میخواهیم درباره‌ی بازی توله سگ‌ها صحبت کنیم.

بازی توله سگی زمانی است که یک شخص...

...شخصیت و رفتار یک سگ را به خود می‌گیرد.

بازی توله سگ اغلب به دو نقش تقسیم می شود:

صاحب، که نقش مسلط را بر عهده می‌گیرد...

...و سگ، که نقش فرمان‌بردار را بازی می‌کند.

- یه کم ترسناکه. - هوم.

ولی ما کی هستیم که قضاوت کنیم؟

مردم باید بتونن هر کاری که میخوان انجام بدن،

تا وقتی به کسی آسیبی نرسه.

درسته.

خوب، باهاش حرف زدی؟

کی گفت من دارم باهاش حرف می‌زنم؟

چته؟ اون یه میلیونر و خوشتیپه...

...و تو می‌خوای یه چیز کوچیک باعث بشه که از دیدنش محروم بشی؟

فقط به خاطر اینکه اون یه دوست با یه سرگرمی غیر معمول داره؟

چه کوته‌فکرانه.

به علاوه، چرا اینقدر توقعت بالاست؟

مثل اینکه تو *** ترین نیستی

من نگفتم که دیگه نمی‌خوام ببینمش.

- فقط بذار با سرعت خودم پیش برم، باشه؟ - باشه.

هر کاری که میخوای بکن، فقط سعی داشتم کمک کنم.

من دارم می‌رم بخوابم. زیاد بیدار نمون، فردا باید زود بیدار شیم.

هر چی.

و من قرار نیست بیدارت کنم اگه خواب بمونی.

نیازی به این کار نیست.

- شب بخیر، عزیزم. - شب بخیر، sweetheart.

- الو؟ - سلام، چطوری؟

- من خوبم، تو چطوری؟ - من خوبم.

- اشکالی داره زنگ می‌زنم؟ - اصلا.

خیلی خیالم راحت شد، یکم مردد بودم که بهت زنگ بزنم یا نه...

...ولی فکر می‌کنم امروز صبح، همه‌چیز کمی بد تمام شد.

متاسفم، تقصیر من بود.

نباید اونجوری میرفتم.

نه، تقصیر من است.

باید چیزها را قبل از اینکه دعوتت کنم خونه، توضیح می‌دادم.

این عجیب نیست که کمی ترسیدی.

خوبه.

میشه فردا شب با یه شام تو خونه جبرانش کنم؟

صدای اون چطوره؟

«قهوه حاضره.»

پنج دقیقه‌ست تو همین صفحه‌ای.

بهم بگو اگه کار میکنه.

- مسیحیه؟ - شاید...

آیا قرار دوم خواهد بود؟

- امروز داريم تو خونه‌اش شام می‌خوريم. - اوه، چه بامزه.

میدونی چیه؟

میتونی با ارثیه اش زندگی کنی و اگه ازدواج کنی یه زن خونه دار بشی.

- پس مجبور نیستی درس بخونی! - فکر کنم بهت بیاد.

- هی. - هی.

- نظرت چیه؟ - خیلی خوشمزه است.

- از اینکه به این موضوع بله گفتی خوشحالم. - از اینکه پرسیدی خوشحالم.

بعد از اینکه بفهمن، آدمای زیادی نیستن که بخوان با من قرار بذارن...

...میدونی.

بی‌ادبانه به نظر نرسه، ولی مشکلش چیه؟

- مجبور نیستیم در موردش حرف بزنیم. - نه، اشکالی نداره.

به بیان ساده؛ او یک سگ است.

- همیشه؟ - همیشه.

- تاحالا چیزی شبیه این نشنیده بودم. - فکر کنم خیلی عادی نیست.

پس اون اینجا زندگی میکنه و همیشه مثل یه سگ رفتار میکنه؟

اون اداي سگ رو در نمياره، اون يه سگه.

میدونم عجیبه، ولی این چیزیه که اون میخواد.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left