The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در فصل قبلِ «پیشتازان فضا: دنیاهای جدید و عجیب» گذشت...
واقعاً هنوز هم فکر میکنی آیندهمون
از قبل قطعی شده؟
فقط این رو میدونم که
هنوز آماده نیستم از دستت بدم
هر اتفاقی که برام افتاد
برای این بود که بتونم این کار رو بکنم
نه، این... ماری...
این سرنوشت منه
تو بهتر از هرکسی باید این رو بفهمی
باید بگی چرا رابطهت با اسپاک اینقدر عجیب شده
من و اسپاک همهچیز رو روشن کردیم؛ نه برچسبی در کاره،
نه انتظار پیچیدهای؛ فقط میخوایم خوش بگذرونیم
یعنی
فقط میخواین با هم بخوابین؟
این یه آیندهٔ تازهست
هرجور ماجراجوییای که خودمون بخوایم
- گزارش شخصی کاپیتان - تاریخ ستارهای ۲۴۹۱٫۵
داریم یک مأموریت عادی در تولاکسار رو تموم میکنیم؛
پانزدهمین مأموریت پیاپیمون؛ و راستش رو بخواین،
شاید این قسمت محبوبترین بخشش باشه
تعقیبت نکردن؟
- نه، قربان - داروها چی؟
بیشتر از مقدار لازم تحویل دادم؛ برای نجات سیاره کافیه
نزدیک بود لو بری؟
نه، چیزی نبود که از پسش برنیام
چهار نفری که باهاشون مشروب خورد
شاید یکی دو روز لازم داشته باشن تا حالشون جا بیاد
چه زود کم میارن
کاپیتان، در موقعیت هستیم
آمادهایم منتقلتون کنیم
- به محض دستور شما - گرفتم، نامبر وان
میدونی چیه؟
ما...
شاید یه کم دیگه اسبسواری کنیم
هرطور شما بگین، کاپیتان
فقط برای اطمینان
هی!
خوش اومدین، کاپیتان
لازم باشه زینتون رو میگیرم
خب، من...
ترجیح میدم وسایلم رو خودم حمل کنم
ولی ممنون، اسپاک
هرچند خودت از قبل میدونستی
به نظرم مهم بود که
به محض برگشتنتون به سفینه اینجا باشم
میخواستی من رو توی این لباس ببینی، نه؟
شاید
تا اقامتگاه من بیا، آقای اسپاک
درآوردن این چکمهها تنهایی سخته
شش ماهه، کریس؛ بیوقفه
این همه مأموریت پشتسرهم خیلی زیاده
فقط نگرانم خدمه
دارن از فشارش خسته میشن، همین
ببین، اونا اومدن روی انترپرایز که چیزهای تازه ببینن و...
کارهای تازه بکنن
هرچی بیشتر توی لحظه ببینی و تجربه کنی،
کمتر مجبوری به گذشته فکر کنی، درسته؟
همهمون گاهی به تعطیلی آخر هفته نیاز داریم
حتی تو
متوجه شدم، نامبر وان
تازه، هرچقدر هم از در دست گرفتن فرمان لذت ببرم،
بدَم نمیاد گاهی یه کم روی سیاره وقت بگذرونم
مأموریت بعدی، قول میدم
شاید زودتر از چیزی که فکر میکنی پیش بیاد
دریاسالار اپریل داره میاد دیدنت
گفتم که، باب،
دنبال ترفیع نیستم
چه بخوای چه نه،
دارن برای ترفیع در نظرت میگیرن
برای درجهٔ کمودور
و همونطور که هردومون میدونیم،
اون فقط یه پلهست
ببین، وقتی کاپیتان بودم من هم همین حس رو داشتم
فقط باید بهش فکر کنی
واقعاً فکر کنی
ممکنه خودت هم غافلگیر بشی
چقدر وقت دارم تصمیم بگیرم؟
وقتی از مأموریت بعدی برگشتی جوابت رو میخوایم
کجا میفرستینمون؟
این یکی بامزهست
جدی؟
این صدای بیوقفه رو نشنیدی؟
اسکاتی طوری رفتار میکنه که انگار هربار سفینه رو هدایت میکنم،
کارش سختتر میشه؛ برای همین یه عالمه بوق اضافه کرده
تا عملاً کار من رو سختتر کنه
اصلاً گوش میدی؟
ببخشید، باید برای آموزشِ کارآموزم آماده بشم
درسته، دانشجوی جدید آکادمی
وقتی اومدم روی انترپرایز،
از هیچچیز سر درنمیآوردم
و همهتون کمکم کردین
فقط میخوام همین لطف رو برای نفر بعدی جبران کنم
برای بهتر شدنش با اسپاک زبان ولکانی تمرین میکنم
تاز نیوتا اوهورا دویماش
تانفی بوشیش نِر گابنووِت آس
دووز نوفژ پو نِن لیدِماش
لطفاً ولکانی حرف نزن
لهجهات نادرسته
فکر میکردم این یکی رو درست گفتم
من به تمام گویشهای انسانی کاملاً مسلطم
برای ارتباطمون همین کافیه
باشه، بذار از اول شروع کنم
من افسر اوهورا هستم، ولی اگه خواستی میتونی نیوتا صدام کنی
فقط چند سال پیش خودم توی آکادمی بودم،
پس دقیقاً میدونم چه حسی داری
شما چند سال از من بزرگترید،
و چون انسان هستید، بعیده
بدونید من چه حسی دارم
زمان فاجعهٔ کِتونیا آنجا بودید؟
یا درگیری فاکیشا؟
همهٔ اونها بعد از فارغالتحصیلی من اتفاق افتاد
ولکانی رو بد تلفظ میکنید،
تجربهٔ شما در آکادمی کاملاً با تجربهٔ من فرق داشته
ظاهراً تقریباً هیچ تجربهٔ مشترکی نداریم
این مأموریت غیرعادیه
قراره با یک توفان میانستارهای ردهٔ ده روبهرو بشیم؛
پدیدهای که بهندرت در ربع آلفا دیده میشه
من... یه بار یکی دیدم،
خیلی وقت پیش؛ ولی نه از این فاصله
فکر کنم اون موقع توی یه باجهٔ تلفن بودم
چنین اعوجاجهایی معمولاً خیلی کوتاهمدتاند
این یکی اطراف ستارهٔ ایتاکسوس ظاهر شده
و توضیحی هم براش نداریم
به نظر نمیاد نزدیکشدن بهش امن باشه
سیارهٔ مسکونیای اطرافش هست
که لازم باشه نگرانش باشیم؟
هیچکدوم
خدا رو شکر
و نکتهٔ اصلی مأموریت هم همینه
کسی نیست که مجبور باشیم ازش محافظت کنیم
فقط اومدیم یک نمایش غیرعادیِ ستارهای رو تماشا کنیم
همین
انگار
داریم میریم تئاتر
فقط بدون بروشور نمایش
تئاتری که اگه زیادی نزدیک بشیم، احتمالاً
سفینهمون رو به ذرات ریز زیرفضایی
تبدیل میکنه
بیخیال، آقای اسپاک؛ حس ماجراجوییتون کجا رفته؟
شاید بخشِ تبدیلشدن به
ذرات ریز زیرفضایی رو واضح نگفتم
توفانهای میانستارهای انگار فضازمانِ ازکنترلخارجشدهاند؛
خودِ مادهٔ سازندهٔ جهان
فکر نمیکنی یک نگاه کوتاه
ارزش کمی خطرکردن رو داشته باشه؟
دیدی؟ این شد روحیه
فاصلهٔ امن رو حفظ کن، اریکا
چشم، قربان
فاصلهٔ خیلی امن
کاش میشد نزدیکتر بشیم
فوقالعاده زیباست
این حس رو درک میکنم
اینکه واقعاً چیزی مثل این رو با چشم ببینی
دادههای دیجیتال کاربردیترند
حسگرها فعالاند
- دادهها منسجماند - اگه مجبور بودی
دیگه هیچوقت چنین چیزهایی رو از نزدیک نبینی،
دلت براش تنگ میشد؟
هر روز
آره
قربان، یک سیگنال ارتباطی دریافت میکنم
- موقعیتش، نیوتا؟ - سیگنال نامنظمه،
ولی انگار از داخل توفان میاد
پیام اضطراریه، قربان
یه سفینه داخل توفان گیر افتاده؟
سیگنال همین رو میگه
نزدیکتر برو، اریکا
ولی پات روی ترمز باشه
متوجه شدم، کاپیتان
الان نه، اسکاتی
اسکنهای عمیقتر نشون میدن منشأ سیگنال
یک بویه داخل توفانه
- بویه؟ - بویهٔ اضطراری یک ناو فضاییه،
ولی نمیتونم روی سیگنالش قفل کنم
اثری از سفینهای که بویه رو فرستاده هست؟
در حال اسکن، کاپیتان
توفان داره با نرخ نمایی گسترش پیدا میکنه
جدی میگی؟
- سریع برگرد، اریکا - دارم انجامش میدم
پشتیبانی حیات داریم
متأسفانه خبر خوب فقط همینه
سلاحها مطلقاً کار نمیکنن
ارتباطات دوربرد قطع شده
انتقالدهندهها از کار افتادن
نمیدونم کی درست میشن؛ یا اصلاً میشن یا نه
فقط حداقل توان
پیشرانش ضربهای رو داریم؛ فعلاً
- وارپ؟ - منتفیه
ببینید، مشکلمون اینه که
تمام ایریدیوممون رو از دست دادیم
بدون اون نمیتونیم موتورهای وارپ رو روشن کنیم
عملاً همینجا گیر افتادیم
و میدونیم «اینجا» کجاست؟
تنها چیزی که فهمیدیم اینه که
توفان ستارهای بهشکلی سفینه رو
داخل یک میدان وارپ کشیده
چیدمان ستارهها موقعیتمون رو مشخص نمیکنه،
ولی فکر میکنیم دلیلش اینه که رایانهٔ مرکزی تازه داره دوباره راه میافته
No comments yet. Be the first to leave one.