Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Georgie and Mandy Spinoff S02E10 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-20
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 169 lines.

SANDS Movie

‫هوا این هفته آفتابی ‫و ۲۴ درجه سانتیگراده،

‫- پس اگه خواب کریسمس سفید رو میدیدید... ‫- جیم، عجله کن.

‫آماندا داره هواشناسی رو انجام میده.

‫اون هر آخر هفته این کار رو میکنه.

‫خب، کابوی‌ ها هم هر آخر هفته بازی میکنن.

‫تو موفق میشی اونا رو تماشا کنی.

‫خب، وقتی مندی شانسی برای ‫سوپر بول داشته باشه، من تماشا میکنم.

‫هی، من دارم سعی میکنم ‫به حرف‌ های زنم گوش بدم.

‫بعضی اوقات ازم امتحان میگیره.

‫ممنون از همتون، ‫برای تماشا و نوشتن.

‫نامه‌ ها رو بفرستید، ‫به جز تو، بروس از تکسارکانا.

‫تو هیچ وقت پاهای من رو ‫نمی‌بینی، بروس. دیگه نپرس.

‫خب، کریسمس مبارک،

‫و از ته قلبم، خوشحالم که اگه ‫کسی مریض بشه اینجا رو پر کنم،

‫یا، خدا نکنه، کسی توی خانواده‌ش فوت کنه.

‫چه نرم.

‫راستی، صحبت از کریسمس شد، ‫با مادرت صحبت کردی؟

‫من فقط دارم سعی میکنم ‫برنامه هامون رو مشخص کنم،

‫و چطوری همه چی رو عالی کنم، ‫ولی هر چی تو بخوای برای من خوبه.

‫و این نرمی همچنان ادامه داره.

‫البته، مادرت سال پیش سی‌ سی رو برای ‫کریسمس داشت، پس به نظر میرسه نوبت ماست،

‫ولی نمیخوام سخت بگیرم. ‫این کار اونه.

‫من باهاش صحبت میکنم.

‫عجله ای نیست، فقط باید به بابانوئل ‫خبر بدم که باید اینجا ظاهر بشه یا نه.

‫خب، ام، کابوی ها روز کریسمس بازی دارن، ‫پس بابانوئل سرش شلوغه.

‫اگه سی‌ سی قراره اینجا باشه، ‫بابانوئل هم باید اینجا باشه.

‫عیبی نداره، مطمئنم بابانوئل ‫میتونه همزمان جاهای زیادی باشه.

‫ولی نوه من نمیتونه، ‫پس انتخاب کن.

...هی، داشتم فکر میکردم - .وای، پسر -

‫حرفم رو گوش کن. ‫میدونم آقای مک‌ آلیستر همیشه...

‫هفته کریسمس رو تعطیل میکرد، ‫ولی اگه ما باز بمونیم چی؟

‫میخوای ما توی کریسمس کار کنیم؟

‫دیوونه‌ بازی نیست. به همه یهودی‌ هایی که ‫ممکنه به لاستیک نیاز داشته باشن فکر کن.

‫فکر میکنی چند تا یهودی ‫توی مدفورد، تگزاسه؟

‫میدونم خیلی بیشتر میشدن، ‫اگه میتونستن توی کریسمس لاستیک بخرن.

‫نه، اصلاً امکان نداره. ‫من به یکم استراحت نیاز دارم.

‫صدات رو واضح شنیدم.

‫اگرچه، فیگن باخر تعطیله، ‫پس ما تنها گزینه توی شهریم.

‫انقدر به من گیر میدی تا بالاخره بگم آره؟

‫- معلومه که نه، بیخیال میشم. ‫- ممنون.

‫فقط اینکه، ما خیلی بدهی داریم.

.بیخیال، داداش

‫من فقط به فکرتم.

‫و همه اون یهودی‌ هایی ‫که لاستیک پنچر دارن.

.موعظه خوبی رو امروز صبح از دست دادی

‫کشیش جف همیشه در طول ‫تعطیلات پر شور و حرارته.

‫اون مراسم شمع روشن کردن که ‫آستینش واقعاً آتیش گرفت رو یادته؟

‫میدونم نزدیک بود بمیره، ‫ولی خنده‌ دار بود.

‫من به یکم پول نیاز دارم.

‫نمیخوای به برادرت سلام کنی؟

‫سلام. ۴۰ دلار باید کافی باشه.

‫من بهت ۴۰ دلار نمیدم.

‫ولی من باید یه مایوی جدید بخرم.

‫تو یه مایوی کاملاً خوب داری.

‫اون یه تیکه‌ست.

‫مایوی یه تیکه چه مشکلی داره؟

‫همه توی کالیفرنیا بیکینی می‌پوشن.

‫خب، همه توی کالیفرنیا میرن جهنم.

‫به خاطر همینه که خدا بهشون زلزله میده.

‫اوه، این همه ماجرا درباره کالیفرنیا چیه؟

‫به شلدون گفتم که برای ‫کریسمس به دیدنش میریم.

‫- اوه. ‫- و...

‫امیدوار بودم که تو و مندی ‫و سی‌ سی هم بهمون ملحق بشید.

‫اوه، خیلی لطف داری، ‫ولی فکر نکنم بتونیم.

‫لازم نیست تمام مدت ‫دور و بر شلدون باشی.

‫دلیلش این نیست.

‫منظورم اینه که دلیلش این نیست که نیست.

‫خب، شرط می‌بندم سی‌ سی خیلی دوست داره ‫سوار یکی از اون اتوبوس‌ ها بشه...

‫و ببینه ستاره‌ ها کجا زندگی میکنن.

‫اون دو سالشه.

‫خب، شاید بارنی هم توی اون سفر باشه.

‫ببین، من نمیتونم از کارم مرخصی بگیرم.

‫متوجه‌م.

‫میدونستم احتمال کمی داره.

‫به هر حال بهتون خوش میگذره.

.با همه دوست های شلدون آشنا میشید

‫اوه، خیلی بامزه‌ست، ‫فکر میکنی شلدون دوست داره.

‫- جیم؟ ‫- اینجام.

‫داری چیکار میکنی؟

‫دارم حموم حباب میگیرم. ‫فکر میکنی دارم چیکار میکنم؟

‫خب، عجله کن، ‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.

‫باشه، وایسا.

‫چیه؟

‫مری میخواد به شلدون سر بزنه.

‫سی‌ سی رو کلاً برای خودمون داریم.

‫تو کار من رو برای این قطع کردی؟

‫- ببخشید، فقط هیجان زده شدم. ‫- اوه...

‫درست میگی عزیزم، ‫خیلی هیجان انگیزه.

‫حالا، اگه اجازه بدی.

‫چرا ما هیچ وقت برای ‫تعطیلات به مسافرت نمیریم؟

‫این یکی از رازهای کوچیک زندگیه.

‫ما بازنشسته ایم.

‫ما بیشتر از مری پول داریم.

‫چرا اون باید بره تعطیلات، ‫وقتی ما مجبوریم خونه بشینیم؟

‫تو خیلی خوشحال بودی.

‫و تو هم داشتی میرفتی دستشویی. ‫اوضاع عوض میشه.

‫چرا کل خانواده رو به ساحل نبریم؟

‫توی یه هتل شیک بمونیم.

‫میتونه هدیه کریسمس ما به همه باشه.

‫بذار در موردش فکر کنم.

‫فورت لادردیل هم هست.

‫اوه، میتونیم بریم میامی.

‫دارم فکر میکنم! ‫برو پی کارت.

‫خب، ما امسال واقعاً میخوایم مراقب باشیم که ‫در مورد هدیه دادن برای سی سی زیاده روی نکنیم.

‫نمیخوایم لوس بشه.

‫- مثل مندی؟ ‫- هی.

‫ولی آره.

‫خب، راستش...

‫میخواستیم باهاتون در مورد ‫هدیه هاتون صحبت کنیم.

‫اوه، لازم نیست برامون چیزی بگیرید.

‫این شامل حال تو نمیشه.

‫تو گفتی لازم نیست امسال هدیه بدیم.

‫آره، گفتم، ولی تو خیلی من رو دوست داری ‫و به هر حال این کار رو میکنی

‫اینجوری کار میکنه.

‫بهشون بگو، جیم.

‫من و مادرت داریم همتون رو ‫برای کریسمس به میامی می‌بریم.

‫به یه تفریحگاه درست توی ساحل!

‫- خیلی خوبه. ‫- وای.

‫- ولی ما همیشه کریسمس رو اینجا بودیم. ‫- جیم؟

‫بهم اطلاع داده شده که این بهتره.

‫نمیخواید یه چیز متفاوت رو امتحان کنید؟

‫متفاوت؟

‫انگار اصلاً من رو نمیشناسی.

‫شما دو تا میخواید برید، مگه نه؟

‫راستش، میخواستم فروشگاه رو ‫برای تعطیلات باز نگه دارم.

‫آره، و من باید در دسترس باشم ‫که توی ایستگاه جایگزین بشم.

‫مشکل شماها چیه؟

‫ما داریم سعی میکنیم شما رو ‫به یه تعطیلات رایگان ببریم.

‫آره، رایگان برای اونا، ‫نه برای من.

‫به نظر میاد فقط تویی که ‫واقعاً میخوای بری، مامان.

‫این درست نیست. جیم؟

‫اوه، بسه دیگه!

‫ما خودخواهیم؟

‫چون ترجیح میدیم پول در بیاریم تا اینکه ‫لب ساحل بشینیم و از نارگیل نوشیدنی بخوریم؟

‫فکر نکنم.

‫خب، باید بهت بگم، ‫دچار تردید شدم.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫منظورم اینه که احتمالاً ‫ایستگاه بهم زنگ نمیزنه.

‫باید بریم.

‫به علاوه، فکر میکنم دوست دارم ‫شوهرم رو لب ساحل با مایو ببینم و...

‫دارم به خدا التماس میکنم که... ‫نه با چکمه های کابویی.

‫من چکمه هام رو لب ساحل نمی‌پوشم.

‫شاید کنار استخر.

‫خب، فقط فکر کن که سی‌ سی وقتی ‫توی شن ها بازی میکنه چقدر ناز میشه.

‫چه فرقی با بازی کردن ‫توی جعبه شنی داره؟

‫خب، چون من کنارشم ‫و آفتاب میگیرم.

‫بیخیال، تو کل هفته کار میکنی، ‫من آخر هفته ها کار میکنم.

‫ما هیچ وقت وقت خانوادگی واقعی نداریم.

‫- میدونی چیه؟ بزن بریم. ‫- هورا.

‫اوه، باید برم برای اپیلاسیون بیکینی.

‫شاید منم باید برم.

‫اوه، عزیزم، مثل یه بچه گریه میکنی.

‫بیخیال، روبن، ‫عصبانی نشو.

‫من برنامه هام رو کنسل کردم چون تو من رو ‫متقاعد کردی که باز نگه داشتن مغازه ایده خوبیه.

.خب ایده خوبیه دیگه

‫فقط من اونجا نیستم.

‫پس من باید کار کنم، ‫در حالی که تو به تعطیلات میری؟

‫نظرت چیه، نظرت چیه که من جبرانش کنم ‫و من تعطیلات بعدی رو کار کنم؟

‫خب، چی، مثل روز ولنتاین؟

‫نه، روز ولنتاین جواب نمیده.

‫شاید فقط مغازه رو ببندم، ‫به خانواده‌م توی مکزیک ملحق بشم.

‫فکر کردم تو پورتوریکویی هستی.

‫هستم. اونا دارن توی ‫مکزیک تعطیلات میگذرونن.

‫میتونی بفهمی چرا این گیج کننده بود.

‫خب، میدونم گفتم که در دسترسم تا جایگزین بشم، ‫ولی برنامه هام تغییر کرد، و من قراره که باشم...

‫اوه، اون هست؟

‫اوه، نه.

‫خب، چه مدت بهم نیاز دارید؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left