The first 200 lines.
دنیای ما جای خطرناکیه
همراه با غارت، تجاوز، و خشونت در هر گوشه ش
تهدیدها وجود دارند و جدی تر می شوند.
زمانش رسیده که یک نفر به شما این قدرت را بدهد که بجنگید.
وستگرو، رهبر در حکومت مستقل تکنولوژی کشاورزی.
شما را حمایت میکند.
هواپیمای نگهبان بدون سرنشین جدیدمون رو معرفی میکنیم. ساخت GEN 2 AI
با توجه به خصوصیت درخواستی شما سریع، امن و هوشمند
دربرابر دزدی و جنایت است.
شما برای آزادی و خانواده تون سخت کار میکنید.
وقتشه که از آنچه متعلق به شماست مطمئن باشید.
با یک بدون سرنشین شخص کاملی باشید.
و همین امروز با وستگرو منطقه خود مکاتبه کنید.
میدونستی الان ماشینا خودشون میتونن رانندگی کنن؟
و تو تو این 6 ماهی که داریم با هم کار میکنیم هر روزاین سوالو ازم میپرسی.
چون هر بار تو یه جواب بهم میدی.
آره. بهشون اعتماد ندارم.
فقط میتونی بگی تو آدم سنتی هستی
و تکنولوژی ازت گذشته.
تو گذشته من، ماشینا وسیله هایی بودن که تو اونا رو میروندی.
نه اونور قضیه.
خوبه
واضحه که ما وقت خیلی زیادی رو با هم میگذرونیم.
آرههه
دقت کنید، شما 90 مایل تا مقصد فاصله دارید.
میتونم کمکتون کنم؟
سلام. بله ما از طرف انتقالاتیم.
میتونیم چارلز رو ببینیم؟
اونا برنامه مواد رو امضا کردند.
اونا فقط... خیلی مصرن.
پول خرج میکنن و
نتیجه همونچیزیه که آخرش میشه.
میخواستم بمونم، اما دخترم... وق... وقتشه.
میخوام انگشتتو برای امضا اسکن کنم.
انجام شد.
رفتن آسیب میزنه.
اما موندن بیشتر آسیب میزنه.
میتونم از توالت استفاده کنم؟
بالای پله هاست.
لعنت.
اگه این آخرین خواسته پدرم نبود...
دلم میخواست به خاطر جرمتون میدادم بازداشتتون میکردن.
شما هیچی به جز یه مشت قاتل تر و تمیز نیستین.
اما تو کاری رو بکن که باید بکنی.
و بعد ازاین خونه بزن بیرون. میشنوی چی میگم؟
آره.
حاضری؟
هستم.
باشه.
اون بهمون گفت قاتلای تر و تمیز.
آره خب، اون فقط سعی داشت پروسه از دست دادن پدرشو بگذرونه.
و رو اون یادداشت
تو، هیچ فکری در مورد سوالم کردی؟
نه حقیقتش.
هنوزم فکر میکنم میخوای خوردش کنی.
- حالت خوبه؟ - بزن کنار.
دیدیش؟ - چیو؟
یه هواپیمای بدون سرنشین، درست بالای سرم پرواز کرد.
خوبی؟
آره، فکر نمیکردم اونا شبا هم کار میکردن.
نمیکنن.
نمیای تو؟
نه. اما حواست باشه. فکر کنم اگه بتونم یه بار پیدا کنم میرم اونجا.
باشه. من میخوام برم مغازه. یه چیزایی بخرم.
- تو چیزی نمیخوای؟ - نه.
- صبح میبینمت. - باشه.
- خوب شو. - حتما.
تبریک. شما باردار هستید.
- خواب موندی؟ - نه.
- تو خوبی؟ - آره
خب...
یه چیزی هست که میخوام در موردش حرف بزنم.
و باید بین خودمون بمونه.
منم حقیقتش میخواستم در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم.
باشه. تو اول بگو.
باشه...
من متوجه شدم که باردارم.
پس... همینه.
بارداری؟
آره.
به خاطر همینه که حالت خوب نیست. ها؟
- این... - آره.
اون ازدواج کرد.
میدونم.
پیچیده شده
آره. همینطوره
کلودیا. به من نگاه کن.
به من نگاه کن.
تو نمیتونی فکر کنی که الان کجا برات جای درستیه.
باید به این فکر کنی که کجا میخوای باشی.
در نقظه پایان، شروع کن.
بخودت بیا و بجنگ.
باشه؟
باشه.
خب تو چی میخواستی بگی؟
فردا تو اداره میبینمت.
هی، اسپرینکل.
سال بزرگ اینجا برای مدیر عامل وستگرو، آنا کوک.
در شرکت شما هیچ کمبودی دیده نمیشه
از زمانی که سال اینو پیش عمومی کردین.
حالا شما 50 درصد اولین سفارشات رو به دست آوردین.
- این حداقل شما رو سورپرایز نکرد؟ - نه یه کم.
ما از تمام ملت ها در سراسر دنیا جوابای شگفت انگیزی دریافت کردیم.
علاوه برا اینکه ما حالا خط تولیدمون رو توسعه و افزایش دادیم.
و در روزهای آینده ما دقیقا اینجا رو میکوبیم.
برای امکانات محصولات روی یک شاخه جدید.
خب، نه، سورپرایزی در کار نبود.
در مورد فشار انجام این چیزها چطور؟
منظورم اینه که، نه تنها نگرانیتون در مورد خود شرکت ها
اما بعدش صدها هزاران کشاورز وجود داره
- که میخوان از محصولات شما استفاده کنن. - کانال بعدی.
همه ما میدونیم که مساله هسته ای اونقدر زیاد نیست که شروع به نابود کردن مواد غذایی کنه.
اما ترجیح به تناقض بزرگی در خطوط اجتماعی و اقتصادی...
کانال بعد.
در قفل شد.
هری؟
بله قذبان.
جاز پخش کن ازون جدیداش.
پیدا شد.
لعنتی.
هی بیدار شو.
اگه بلند نشی مجبورم بگیرمت. پاشو.
- جیسون؟ - تو خوبی؟
آره خوبم. ممنون.
احمق رانندگی یاد بگیر. داشتی میکشتیش.
معذرت میخوام آقا.
بیا. تو نمیتونی کارمند ستاره دار من باشی
و درست جلوی اداره تو یه تصادف مسخره بمیری.
به دلگرمی فکر کن.
کارمند ستاره دارت، آره؟
چه خبره؟
اخم نکن. داریم توسعه میدیم.
هفته پیش یه توصیه هماهنگی بزرگ منصفانه دریافت کردیم
پس میتونی بااین زیرزمین سیاه خداحافظی کنی.
دنیای ما داره خیلی روشنتر میشه.
جان کجاست؟
نمیدونم.
فکر نمیکنم تا قبل ازین هیچوقت نیومده باشه اداره.
وقتی رفته بودی کلی توافقات جدید شده.
خیلی ترسناکه. نیست؟
این یه لیست از کساییه که مردن. کوین.
تا حالا کسی بهت گفته باید آسونتر بگیری؟
همیشه.
ببخشید. جان در دسترس نیست.
لطفا پیام بگذارید.
جیسون. من باردارم.
و این بچه توعه.
جیسون. من باردارم.
آم. جیسون. من باردارم...
و مال توعه.
جیسون؟
فکر کنم باید بشینی.
جان دیشب مرده.
چی؟
اون دیشب خودشو تغییر داده.
نه.
نه نه من دیشب باهاش بودم.
این برنامه رو نداشت.
میدونم. منم میخوام خداحافظی کنم.
اما گاهی وقتا، وقتی مردم مریض میشن
اولویت هاشون میتونه تو یه لحظه آنی تغییر کنه.
اما حداقل اون با روال خودش رفت.
شماها خیلی بهم نزدیک بودین.
پس میخوام بهت بگم که متاسفم.
این زمان خوبی نیست که در مورد کار حرف بزنیم...
اما میخوام زود به برگردی به مسیرت.
میخوام تو رو به جای جان ترفیع درجه بدم. باشه؟
میدونی که اگه ما این اوضاع رو دست نگیریم همه چی میتونه یه طرفه اتفاق بیفته.
و تو اون لیست ها رو دیده بودی.
اون آدما، مریضن. و بهت نیاز دارن کلودیا.
خب...
نظرت چیه؟
باشه.
خوبه. میدونم جان برات چقدر عزیز بود.
اگر راه دیگه ای بود...
صدات میکنم که کمک کنی.
ببخشید. جان در دسترس نیست.
لطفا پیام بگذارید.
کلودیا؟ سلام.
من تانیا هستم.
سلام.
معذرت میخوام. شما کی هستین؟
من همکار جدیدتم.
دوست داری با دستات فرمونو بگیری. آره؟
میدونستی این ماشینا میتونن خودشون هوشمند رانندگی کنن؟
میدونم.
اینکارو به خاطر یه دوست میکنم.
میشه دو تا کارتتو ازت قرض بگیرم؟
مگه ما برای یه شرکت کار نمیکنیم؟
ممنون.
برام عجیبه وقتی من برم جیسون تو رو کجا میفرسته.
نمیدونم.
احتمالا سمت منو بهت پیشنهاد میده.
یه چیزیو میدونم.
میخواد تو رو نزدیک خودش نگه داره.
- اون تبلت منه. - میدونم.
فقط میخواستم جزییات کار امروز و چک کنم.
یه سری اطلاعات پزشکی حساس این تو هست.
میتونی واسه دوره کارآموزیت یدونه برای خودت تهیه کنی.
باشه. فهمیدم. ببخشید.
No comments yet. Be the first to leave one.