The first 200 lines.
آنچه در «دیمین» گذشت...
باید خیلی چیزها رو بررسی کنیم
دوز کشندهای مورفین مصرف کردی
زنده موندن آدم بعد از اون غیرممکنه
اما تو اینجایی
ترخیصت مشروط به جلسات روزانهست
تا روند بهبودت رو زیر نظر بگیریم
دربارهٔ دیمین تورن برام بگو
میدونی بهتره با کی حرف بزنی؟ چارلز پاول
پاول فکر میکرد تورن ظهور دوبارهٔ مسیحه
چارلز؟
چه خبرته، کِری؟
باید دهنت رو بسته نگه میداشتی
سیمون، باید برم
هر اتفاقی افتاد، مراقب خودت باش
دیمین، حالت خوبه؟
الو؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
این دوروبر کافهٔ خوبی میشناسی؟
ببرم خونهت اگه لازم باشه میزنیم تو
من پایهام
به دلیلی اومدم سراغت
کمکم میکنی؟
هفتتا از اینها وجود داره
اگه همه درست قرار بگیرن
روح و حیاتت برای همیشه نابود میشه
پیداش کردی؟
من رو زهرهترک کردی
این رو ببین
خودشه؟
به نام پدر و پسر و روحالقدس
بیشتر دربارهٔ اختلال استرس پس از سانحه حرف بزنیم
این تشخیص رسمیته؟
علائمت با این تشخیص مطابقت داره
بازگشت خاطرهها، توهمها...
بیخوابی، عرق شبانه... بدگمانی
راستش فقط حس میکنم یه عوضیام
آدمهای زیادی رو دیدم که عذاب کشیدن
من با پول بزرگ شدم شغلی دارم که عاشقشم
حس میکنم دارم غر میزنم
عذاب وجدانِ بازمانده هم بخشی از همینه
همهٔ این علائم قابلکنترلن
با داروی مناسب
آره؟ قضیهٔ دجال چی؟
برای اون هم قرص داری؟
میخوای چطور مدیریتش کنی؟
سؤال اینه که تو میخوای چطور مدیریتش کنی؟
محض بحث
تشخیص اختلال استرس رو فعلاً کنار بذاریم
و این رو بررسی کنیم
فرض کنیم قراره دجال باشی
این دقیقاً برای تو چه معنایی داره؟
یعنی کارهای وحشتناکی میکنم
باعث درد و آشوب و ویرانی میشم
این بهت احساس رضایت میده؟
معلومه که نه
پس انجامش نده
انتخابی ندارم
همه حق انتخاب دارن
سارتر میگه ما همون انتخابهامونیم
حتی انتخابنکردن هم خودش یه انتخابه
قبلاً کتاب «تهوع» رو برداشتی
تصادفی بود یا انتخابت؟
پس فقط یه بحران وجودیِ
قدیمی و آشناست، همین؟
بعضیها انتخاب رو بار سنگینی میدونن
میخوان مسیرشون از قبل مشخص شده باشه
مسئولیت شخصی هم نعمته هم نفرین
دیگه کسی جز خودمون رو نداریم که سرزنش کنیم
حقیقت اینه که همین حالا هم داشتی انتخاب میکردی
میتونیم قبول کنیم اون انتخابها
تا حالا نتیجهٔ خوبی برات نداشتن؟
همون روز زودتر با مقتول حرف زدم
داشتم چند سرنخ رو در پروندهٔ دیمین تورن دنبال میکردم
با چارلز پاول هم حرف زدم
هر دوتاشون با تورن هممدرسهای بودن
ویدئویی داریم که پاول
مارکواند رو تا باشگاه دنبال میکنه
انگار به دلیلی دنبال اون بوده
چون تو خبرش کردی
پاول غیبش زده یه گلفروشی داره
الان یه واحد اونجا مستقره
چه گندی
پاول زبونش رو بریده؟
آره، فکر کنم بهعنوان یادگاری برداشتش
یعنی میگی
این یکی رو هم تورنِ تو نکشته؟
پاول رو پیدا کن
این گندکاری رو جمع کن
باید درت رو قفل کنی این محله آدمهای بدی داره
نمیتونی همینطوری بیای تو
زیاد طول نمیکشه
هرچی میخوای، نمیتونم کمکت کنم
این روزها خیلی سرم شلوغه، پس...
نمیدونستم هنوز از فیلم استفاده میکنن
فکر میکردم همهچی دیجیتالی شده
یه حلقهٔ قدیمیه تازه پیداش کردم
شنیدم هفتهٔ پیش رفتی بیمارستان
الان خوبم ممنون که پرسیدی
چی شده بود؟
محرمانگی بیمار چیزی بهم نگفتن
شخصی بود
حالا که حرف از مسائل شخصی شد...
اون شب به یکی از دوستهای قدیمیت برخوردم
این کِری مارکوانده؟
یکی زبونش رو بریده
فکر نمیکنی کار من بوده، نه؟
دوروبرت آدمها میمیرن
و هیچوقت خونی روی دستت نمیمونه
توی بیمارستان بودم
کسی برات گل آورد؟
چی؟
چارلز پاول
توی نیویورک گلفروشه
درسته؟
نمیدونم از دوران مدرسه باهاش حرف نزدم
پاول گم شده
چه ربطی به من داره؟
چرا سعی کردی خودت رو بکشی؟
عذاب وجدان داری؟
دوستیهای گذشته برگشتن تا عذابت بدن؟
هوم
اگه پاول سعی کرد باهات تماس بگیره
فوراً بهم زنگ بزن
میتونی اینها رو نگه داری
به مجموعهت اضافهشون کن
راستی، ممنون بابت این
شانس آوردی دوربینهامون به آپارتمان دوستت دید دارن
فقط میخوام مردی رو ببینم که وارد خونهش شد
چی برد؟
نمیدونم، رفیق
فقط گفتن خونه رو بههم ریخته
آره؟
دوستت لابد یکی رو حسابی عصبانی کرده
آره، ظاهراً همینطوره
وایسا، همونجا نگه دار
میتونی روی اون زن زوم کنی؟
چی، میشناسیش؟
آره
بفرما
خب... از بازی لذت ببر
آره، ممنون
خانم راتلج
امروز چه کاری از دستم برمیاد؟
یه لطفی میخوام
البته
میخوام این رو نابود کنی
جزئیات عجیبی داره
میراث خانوادگیه؟
نه خانوادهٔ من
هر کاری برای شما
متأسفم، خانم
تا حالا چیزی مثلش ندیدم
باید زودتر بهم زنگ میزدی
از کجا میدونی میشه بهش اعتماد کرد؟
راهبهست
واتیکان فرستادتش تا دربارهٔ اتفاقها تحقیق کنه
فکر کنم بتونه این چیزها رو معنی کنه
میدونی این زن کیه؟
نه، دیمین اولین بار توی دمشق دیدش
خیلی بههمش ریخت
بعد برگشتیم و...
کلی...
آره
بعد این زن پیداش شد... اَن راتلج
از ناکجاآباد ظاهر شد
میگه از بچگی کنار دیمین بوده
از همهٔ وسایلش یه زیارتگاه ساخته
مثل یه مزاحم روانی
اَن راتلج از آرمیتیج؟
آره، مطمئنه اون سردستهٔ
که دوروبرش شکل گرفته
ادعا میکنه از زمان کاخ سفید
سرپرستش بوده
پس واقعاً ممکنه حامی مالیش باشه
واتیکان منتظر یه مرد بود
فرض میکردیم کسی
این بیستوپنج سال مراقبش بوده
راتلج شاید همون کسی باشه که دنبالشیم
سیمون میگه فکر میکنی یکی دیگه هم درگیره؟
آره، اسمش ورونیکاست
توی «کلودیون کالکتیو» کار میکنه
توی فیلم دوربین دیدم وارد خونهٔ دیمین شد
توی کالکتیو چهکارهست؟
نمیدونم
یعنی چی؟ پس از کجا میشناسیش؟
ما... با هم رابطه داریم
اوه
میدونه اون فیلم رو دیدی؟
نه
باید برگردی پیشش
و بفهمی برای کی کار میکنه
باشه، هر کاری لازم باشه میکنم
فقط این دیوونگی رو تموم کنین
لعنتی!
شوخی میکنی
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو
میدونستم میای
از هدیهم خوشت اومد؟
یادت هست از کلاس میزدیم و میاومدیم اینجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.