The first 200 lines.
برای جلوگیری از سرریز،
نباید خیلی راحت چوبپنبه رو بیرون بکشی
اه، خدایا!
فرایزر یه برنامهی خندهداره
از برنامههای خندهدار خوشم میاد
دربارهی چی حرف میزنی؟
خب، توی بعضی برنامهها میتونی صدای خنده رو بشنوی،
و توی بعضیا نمیتونی
توی "واندر یرز" هیچکس نمیخنده
خندهداره؟ هیچوقت نمیفهمیم
ترجیح میدم وقتی خودم میخوام بخندم
واقعاً؟ تاحالا ندیدم که بخندی
خیلیخب. بچه رو خوابوندم
خروپفش رو ببین. چه صدای قشنگیه
فکرنمیکنی وقتش باشه که توی اتاق خودش بخوابه؟
نه، همین جایی که هست خوبه
فقط میخوام وقتی بزرگ میشه مستقل باربیاد
خب، وایسا ببینم، وقتی مندی کوچولو بود،
مدت زیادی رو توی اتاق ما موند
آره، موند
و هنوز اینجاست، جیم
هی، اگه نمیخوای اینجا باشیم، خوشحال میشیم بریم
صبرکن. برای اولین بار توی زندگیم، دستشویی خودم رو دارم
من که جایی نمیرم
« اولین ازدواج جورجی و مندی »
مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام
میخوام وقتی بزرگ میشه
مستقل بار بیاد
پسر، اون اعصابمو بهم میریزه
منم همینطور
هرچی زودتر از اینجا بریم، بهتره
خب، داریم پول ذخیره میکنیم، پرستار بچهی آماده داریم
اهمیتی نمیدم. هرروزی که با اون توی این خونهم،
یه بخش کوچولو از من میمیره
فقط باید مطمئن شیم که بخشهای موردعلاقهی من نباشه
اوه، واقعاً؟ و اونا کدوم بخشها هستن؟
اه، مجبورم نکن بگم
اما دوتا هستن
بیا اینجا
میخوای یکم شیطنت کنیم؟
واقعاً؟ فکرکردم اعصابت بهم ریخته
آره
و اون تحریکت میکنه؟
شاید
همم. اینا اطلاعات ارزشمندین
فکرمیکنی میتونیم بدون بیدار کردن بچه انجامش بدیم؟
من که میتونم. تو سروصدا میکنی
اوه، لعنت بهش
اینو روی میز جا گذاشتین
اوه
خوب خوابیدی؟
آره
خب، تموم اون بخشهایی که به خاطر من مردن
حالشون خوبه؟
میدونی، میتونستی دستگاه رو خاموش کنی
اما نکردم
خب، امیدوارم که گرسنهتون باشه
اوه، پسر خوب برامون صبحونه درست کرده
اوهوم
اینجاست که باید بگی "ممنون، جورجی"
آه، لازم نیست.
میبینی؟ لازم نیست
- سلام - صبح بخیر، عزیزم
سلام، کانر، اوضاع چطوره؟
خوبه. تو چطوری؟
ما خونوادهایم. لازم نیست باهام دست بدی
فهمیدم
آره، منظورش این نبود
عیب نداره. قبولش میکنم
آهنگت چطور پیش میره؟
عالی
دارم روی یه قطعه با ضرب هفت چهار کار میکنم
یک دو سه، یک دو، یک دو
رقصیدن باهاش غیرممکنه
- هی، برای بغل ممنون. - خواهش میکنم
نمیدونم با اون پسر چیکار کنم
کاری نیست که بخوای بکنی
اون فقط یه روحیه خلاق داره
اگه کمکی میکنه، من یکم با
اعضای عجیب خونواده تجربه دارم
اوه، درسته
شلدون خیلی خوب بار اومده،
با توجه به اینکه اکثریت مردم نمیتونن تحملش کنن
خب، والدین تو چیکار کردن؟
خب، مامانم همیشه لوسش میکرد،
و بابام همیشه راجع بهش عصبانی بود
آره، اون دقیقاً کاریه که اینا میکردن
درسته. همین فرمون پیش برید
این دستور کاری رو به روبن برسون
مطمئنی فکر خوبیه؟
فقط بهش زمان بده، باهات گرم میشه
دربارهی خانم مکالیستر هم همینو گفتی
آره، دربارهی اون یکی اشتباه میکردم. برو
باشه باشه
روبن، وقتی تموم شد، یه ترازیابی داریم
بله قربان
بهت گفتم که لازم نیست منو "قربان" صدا کنی
جورجی خالی کافیه
اینجا رو ببین، دارم از جورجی خالی دستور میگیرم
هی، من که دستور نمیدم
من فقط یه اسمورف دونپایهم که داره برای اربابش کار میکنه
زیردست دونپایه ( Smurf و Serf شباهت تلفظ )
نه، مطمئنم اسمورفه
به جز اینکه یکی از ما با دختر رئیس میخوابه
وای. وایسا، رفیق
باهاش خوابیدم،
حاملهش کردم و بعد باهاش ازدواج کردم
یکم نامرتب هست، اما همهی گزینهها رو کامل کردم
هی، هرچی تو بگی، قربان
بیخیال، روبن
من آدم خوبیم، یه فرصت بهم بده
من نُه سال اینجا بودم
چه مدته که اومدی؟
چند ماه؟
مدرسه شبانه میرم تا بتونم کارشناسیم رو بگیرم
تحصیلات تو چیه؟
کلاس 11
و تخته دست کیه، و این دست کیه؟
باشه، وقتی اونطوری میگی، یکم ناعادلانه به نظرمیاد
چند سالته؟
اگه اونو جواب بدم، فقط ناعادلانهتر میشه
اینجا اوضاع چطوره؟
- خوبه، همهچی خوبه. - روبن؟
از این بچه متنفرم
خیلیخب، پس، ادامه بدین
سرت شلوغه؟
فقط دارم بیشتر پولی که با زحمت دراومده رو
به دولت آمریکا میدم تا هدرش بدن
چی شده؟
فقط میخواستم برای بعضی از چیزایی که گفتم عذرخواهی کنم
مثلاً اینکه زندگی اینجا داره تورو میکشه؟
اونم یکی از همون چیزاست
من دارم تموم تلاشم رو میکنم، آماندا
میدونم، و واقعاً ممنونم که
تو و بابا مارو قبول کردین
ممنون
و خیلی خوشحالم که تو و سیسی اینجایین
و...؟
جورجی
خب نظرت چیه؟ میتونیم از اول شروع کنیم؟
خوشحال میشم
عالیه
میخوام سیسی رو ببرم پیش دکتر
میخوای باهامون بیای؟
ممنون، میام
خیلیخب
و وقتی اونجاییم، میتونیم از دکتر
بپرسیم که باید نگران باشیم که هنوز حرف نمیزنه
حتی یکسالش هم نیست، مامان، مشکلی نیست
البته
فقط اینکه، تو زود زبون باز کردی، و همچنین برادرت
جورجی رو نمیدونم
چی داری میگی؟ یعنی دخترم
یه نوع ژن احمق بودن از پدرش گرفته؟
من اینو نگفتم
اما جالبه که به این مسئله اشاره کردی
جورجی خیلی باهوشه، از جنبهی...
رفتار روزمرهای
لباس زیرش رو برعکس میکنه
تا بتونه یه روز اضافه بپوشش
اون صرفهجوئه. صرفجو بودن هیچ مشکلی نداره
همم. روزمره و صرفه جو، واقعاً جذابه
تو یه آدم واقعاً وحشتناکی!
چه ساعتی میریم دکتر؟
سلام
دلم برای دخترام تنگ شده
چیکار میکنی؟
دنبال یه جا برای زندگیم. از اینجا میریم
حالا چی شده؟
مهم نیست، فقط دیگه نمیتونم اینجا باشم
چی گفته؟
مهم نیست
مندی
مهم نیست، جورجی،
فقط میخوام برم
عزیزم، گریه نکن
نمیکنم
لعنتی
جورجی، وایسا
خیلیخب، گوش کن، هرچی که به زنم گفتی،
باید تموم شه و همین الان تموم میشه
نمیدونم دربارهی چی حرف میزنی
خودمم نمیدونم دربارهی چی حرف میزنم
اما اون داره گریه میکنه و میخواد بره
هی، هی، بیاید همه آروم باشیم
آدری، چی شده؟
نمیدونم
آماندا اومد پیشم و برای بیادب بودنش عذرخواهی کرد
من قبول کردم
بعد، قبل از اینکه بفهمم، دوباره بیادب شد
حدس میزنم به خاطر هورمونهاست
من میرم
با اجازه، تو عادت داری
یه سری نظرات کوچیک ول میدی که واقعاً میتونن آزاردهنده باشن
یکیشو بگو
اوه، بیاید نریم سراغ مثال زدن
این چطوره که گفتی سیسی ممکنه مثل پدرش احمق باشه؟
اینو گفته؟
- همینو گفت. - هیچوقت اینو نگفتم!
هی، میتونی به من هرچی که میخوای بگی
No comments yet. Be the first to leave one.