The first 200 lines.
کاري از تيــــــــم تــــــــرجمه
IMDB-TOP
AliNiceBoy : متـــــــرجم
.خيلي خب دوستان،دارن ميان .شروع کنيم
.زود باشين تمام شب رو وقت نداريم .بريم
پر شده؟ !راه بيفت.زود باش
.زود باش.راه بيفت .تو،اينجا نگه دار
.در مورد مشکلات بخونيد،دوستان .تا زماني که اخبار اين روزنامهها تازهست بخريدشون
.جديدترين روزنامهها اينجان - .زود باش.زود باش -
.سويتشرتت رو در نيار،سيدني .نگه دار - جديدترين روزنامهها
موضوع جديد در ستون هانسکر ميخاي؟ - .نه -
.مثل نوني که تازه از تنور دراومده - .بفرما -
.هي،جديترين روزنامه تازه رسيد کي جديدترين روزنامهرو ميخاد؟
.يه سوراخ تو فرش ايجاد کرد...
.يه لحظه صبر کن, آقاي ولدون - فکر کنم
.متاسفم .فکر کردم صداي آقاي فالکو رو شنيدم
.باشه،وقتي برگرده بهش ميگم
...ميدونم که ميخاد با
.اين سومين باره که امروز تماس گرفته
.شايد ميخاد واسش پا رو بشکنم - .نه،دست،گفت -
بهش گفتم تو مطمئن بودي که موضوع تو ستون ... آقاي هانسکر تو روزنامهي فردا
.قرار بگيره - .قرار نميگيره -
ولي
. من ويرايش آخر رو ديدم
- ولي سيدني - ولي ولي ولي ولي چي؟ -
ولي اينجوري آقاي هانسکر روزانه 5رديف .تورو از ستون جدا ميکنه
ميخواي ماشين حساب رو بهت اجاره بدم؟ .جو روبارد رو واسم بگير
کس ديگهاي زنگ زد؟
.مامور اجاره و خياطت زنگ زدن
،اجاره رو پرداخت کن .و به خياط بگو صبر کنه
.اينجوري زياد پول تو حساب نمي مونه
الو،آقاي روبارد؟
ميشه لطفا گوشي رو بهشون بدين؟
.گوشي رو بده
نگاه کن چجوري فاصلهي 50 ياردي رو .با پاهاي شکستم سريع ميرم
.هي،جو .جو،منم سيدني
اين چطوره؟ .ديگه بهونهاي واسه گفتن ندارم
نه،نه،نه. به جي جي گفتم اين بخش رو .تا زماني که يه پاراگراف خوب واست پيدا کنه،نگه داره
.تو دروغگويي،سيدني - منظورت از دروغگو چيه؟ -
.اين طبيعت يه مرد مشهوره که دروغ بگه
.اگه دروغ نميگفتي که استخدامت نميکردم
...من بهت کلي پول ميدم بعد ميري
.در مورد من و کلاب دروغ ميگي
پس اگه منظورت اينه - ...آره،از اين نظر منظورم اينه،ولي باز هم -
از همين نظر ...تو يه روزنامهنگار دروغگو هم هستي
.چون کاري که پولشو بهت ميدم انجام نميدي
.يه لحظه صبر کن،جو وقتي ديشب با جي جي صحبت کردم،گفتش که
.اي کاش يجوري ميتونستم کمک کنم،سيدني
.دو دقيقه ساکت شدنت هم ميتونه کمک کنه
.از اينکه تورو اينجوري ميبينم بدم مياد سيدني،اگه عصباني هستي
اگه عصباني باشم ميخواي چکار کني؟
دستاي محکم دلسوزتو به روي من باز ميکني
.سيدني، ديگه نميدونم بايد چکار کنم
.سلي، تا الان بايد منو ميشناختي
.من ميشناسمت - .نه.نميشناسي -
.فکر ميکني که من يه قهرمانم
.من قهرمان نيستم
.من وقتي با مردم مهربون هستم که واسم سود داشته باشه
،ببين، اين کارو بيرون از اينجا به اندازهي کافي انجام ميدم .پس ازم انتظار نداشته باش تو دفترم انجامش بدم
.من الان گرفتار هانسکر هستم
...سيدني، شايد من احمق باشم،ولي
چرا آقاي هانسکر ميخواد حقوقترو عوض کنه؟
به نظرت اين رفتار چه معني اي ميده؟
اون داره منو تنبيه ميکنه.پسر خواهرش با .يه نوازندهي گيتار رابطه داره
.ازم خواست که به رابطهشون پايان بدم .فکر کردم پايان دادم،ولي شايد هم ندادم
.حالا بايد برم بفهمم قضيه چيه
و هانسکر کسي هست که ميتونه منو .به جايي که ميخوام برسونه
.سيدني، داري زندگيتو ميکني ديگه به کجا ميخواي برسي؟
.اون بالاها،سم،جايي که بي سر و صداست
،جايي که هيچکي انگشتاشو به هم نميزنه و ميگه ...هي،گوساله، کار کن
يا هي،موش کثيف،برو بيرون و يه پاکت سيگار واسم بخر
.من به انعام بچه گربه نيازي ندارم .من تو يه بازي بزرگ با بازيکنهاي بزرگي هستم
با توجه به تجربهاي که دارم ...مختصرا ميتونم بهت بگم
:و اينو تو رويا نديدم
.سگ،سگ رو ميخوره ...به طور خلاصه،از الان
.بهترين کارها واسه من خوبه
سيدني،من نميخوام بهت بگم که چکار بايد بکني
فقط وقتي آقاي هانسکر تو رو - .ناراحت ميکنه،حس بدي بهم دست ميده
.هر عوضي اي يه روزي سزاي اعمالشو ميبينه .اگه با من کار دارن، بگو نيستم
.دفتر سيدني فالکو .پالتو رو با خودت ببر
تا به هر هتچک روم انعام بدم؟
.يک،دو،سه،چهار،آره
پيغام نميگيري؟ .دو بار بهت زنگ زدم
،هي،رفيق .تا اينجام رسيده
ببين، سوزي هانسکر،خواهر جي جي رو ميشناسي؟
اخيرا اومده اينجا؟ .منظورم اين چند روز اخيره
.فکر نکنم - .مطمئني؟برو مطمئن شو -
سيدني؟سيدني، ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم؟
فرنک دي آنجلو رو اين ورا ديدي؟ - ...تو باره.سيدني -
تو يه دردسري افتادم
.جو،به پسر خواهرم يه نوشيدني بده
.پسر خواهرت نوشيدني نميخواد
.اين شيرينه،پسر .اين پسره حرف نداره
،با 10 درصد آيندهش .تو هم کارت خوب ميشه،فرنک
.فرنک، گمون کنم بهم دروغ گفتي
...ببين،سيدني
...تو تنها خواهر زادهي مني
ولي به چه حقي به من ميگي دروغگو؟
فکر کردم گفتي که پسرت با سوزي هانسکر جور شده؟
،آره، درسته ...تا اونجايي که ميدونم
.رک و راست بگم، من بخاطر ستيو خوشحالم،نه تو
.من جوري با اين بچهها رفتار ميکنم که عاقبت به خير بشن
.ستيو نبايد با بيمبوهاي همسن خودش قاطي بشه
.گوش کن فرنک، بهتره راستشو بگي
.از اين رفتار تهديدآميزت خوشم نمياد
.هرچيزي که ميدونستم رو بهت گفتم .حالا برو و از تعطيلاتت لذت ببر
با در نظر گرفتن اين موضوع، اون دختر و پسر چه کاري واست انجام ميدن؟
...اگه تو هانسکر رو اونجوري که من ميشناسم ميشناختي
.احتمالا ميفهميدي که چرا به من مربوطه
.شدي مثل يه آدم کوري که بدون عصا داره راه ميره،فرنک
...و در صورتيکه نميدوني
.سوزي هانسکر بيرون اون پشت ه
خانمها و آقايان،متشکرم ...چيکو هميلتون،فرد کاتز
،پائول هورن .کارسون سميث و من
.سلام سوزي - .سلام چيکو -
هي پائول، تا برم ستيو رو بيارم مراقب اين خانم باش،باشه؟
اين مثل يه ترکيب جالب از روش سنتي .با روش مدرن تصاعدي هست
.ميخواستم بپرسم چطور شد که گروه رو تشکيل دادي
.خب،ما يجورايي کنار هم جمع شديم و گروه تشکيل شد
چرا از فرد کاتز نميپرسي؟ .اون همهي آهنگهارو مينويسه
چي؟ - ...آقاي کاتز -
.خيلي به موسيقي جاز علاقه دارم
جواب چيه؟
...ستيو
.سعي ميکنم همسر خوبي واست باشم
گربه کجاست؟
کي؟ - دالاس.اينجاست؟ -
.همين دُر و وراست .شايد...طبقهي بالاست
.ممنون
.ببين،بيا يه وقت ديگه بريم بيرون .بيا،من بچههارو ميارم
ستيو، ترجيح ميدم تا موقعي که به برادرم چيزي نگفتم .تو هم به کسي چيزي نگي
.هنوز بهش نگفتي
.فردا صبح موقع صبحونه بهش ميگم
سوزي، نميخواي وقتي خواستي بهش بگي باهات باشم؟
.نه
.ستيو، برادرم اونجوري که رفتار ميکنه بد نيست .اون فقط خيلي خوب نيست
،ولي اون از اين وضع خوشش نمياد .و تو رو عصباني ميکنه،نه منو
.نه، حرفمو پس ميگيرم .اون منو هم عصباني ميکنه
.ستيو، بيا ديگه درمورد برادرم حرف نزنيم
.اين چند روز خيلي دلم واست تنگ شد
.يه پيغام واست دارم
.دوستت دارم
ميشه شمارههاي بعدي رو بهت تقديم کنم؟
.و هر يکشنبه يه کلاه جديد واست ميخرم - .البته اگه مغازهها باز باشن -
و دوشنبه کلاهتو از سرت برميدارم .و موهاي قهوهاي روشنتو نوازش ميکنم
و سه شنبه،کباب خرگوش؟
کِي فهميدي که من عاشقت شدم؟
وقتي تو نوشتن آهنگ بهت کمک کردم؟
.تو مجبورم کردي اون غذاي چينيرو بخورم
.سلام
بيشتر از 2 نفر ميتونن از اين لذت ببرن؟
اون ماشينهاي چاپ قشنگي که وعدهشونو دادي کجان؟ .امشب نمي تونم بيارمشون
.باز هم ممنون بيا اين قضيهرو فراموش کنيم،باشه؟
.بيا سوزي .اينجا هوا سرده
.بابت منتشر کردن خبر تو مطبوعات معذرت مي خوام
!خدمت به شما به صورت مجاني باعث افتخار بود
.ميدوني فالکو، يه حسي بهم ميگه هميشه جاسوسي مونو ميکني - ميدوني -
بچهها،واسه چي دارين دعوا ميکنين؟
!منو بکش! منو از پنجره بنداز بيرون
.من سرزده وارد اين مکان مقدس شدم
.ميدوني، دعوا کردن با تو حس خوبي بهم ميده، ولي منظور حرفم اين نبود .گفتم تو جاسوسي ميکني
اون شب بيرون هتلم چکار داشتي؟
.ببخشيد.من چندين ساله که به بوري نرفتم - .بس کنيد بچهها،تمومش کنيد -
،ببين، هروقت خواستي از چيزي خبردار بشي .مثل سگ دنبالش نگرد
.مثل يه مرد ازم بپرس
،اگه ميخواي بري خونه،سوزي .من ميرسونمت
.ستيو، وقتشه دوباره اجرا کنيم
.الان ميام چيکو - .باشه -
سر درد داري؟ - .از اين شور و هيجان ه -
،من ميرم خونه که زود بخوابم .که تو هم بري سر کارت
باشه.ولي نزار ناراحت بمونم،باشه؟
.نگو که با ليو بارثا بودي و داشتي بهم خيانت ميکردي
.نه،منظورم اينه .منو واسه کاري که انجام ندادم اخراج کردن
.اون هفتهي قبل تو يه شب باروني رسيد
،من اونو ميشناختم .ولي به روي خودم نياوردم
.تمام شب رو به من خيره شده بود گوشِت با منه؟
.حريصانه،حريصانه. داشت نگاه ميکرد - .نگاه ميکرد -
.در نتيجه، وقتي تو راه برگشت سمت من اومد،متعجب نشدم
داشت يه قطعهي خاص ادبي يکشنبه در مورد
.دختر سيگار فروش اجرا ميکرد و طبيعتا
.از اينکه داشت ازت مصاحبه ميکرد،يکم ترسيده بودي
و آيا ازت مصاحبه کرد؟
.تو آپارتمانش ازم مصاحبه کرد
همسرش کجا بود؟ - .نميدونم.آپارتمانش خيلي بزرگ ه -
.فقط از من مصاحبه نکرد
.راستش، اصلا آمادگيشو نداشتم
.بس کن،عزيزم .ما خيلي وقته که با هم دوستيم
يه مقاله نويس بزرگ بدون همسرش وارد کلاب ميشه
.و تو هم فقط غذا بهش پيشنهاد ميدي
ديگه ميخواستي تو آپارتمانش چکار کنه؟
،ولي سيدني،عزيزم .يارو حتما ديوونه شده بود
.ساعت 11 صبح بود
.گيج شده بودم، هرچيزي که به ذهنم رسيد گفتم
.اگه اشتباه نکنم، فکر کنم حتي بهش گفتم که از خونهش بره بيرون
عصباني بود. و اون موقع ميتونستم ...تو يه جزيره باشم
.ولي بجاش تو خيابون بودم
.اون شب ون کلو بهم گفت که به دفترش برم
...گفت هيچ مدرکي عليه من نداره
.فقط نميتونه با مقاله نويسها مخالفت کنه
.و منم بهش گفتم ساني تو دانشکدهي ارتش ه
No comments yet. Be the first to leave one.