The first 200 lines.
خانمها و آقایان، اجازه بدید «لوسکا» رو بهتون معرفی کنم
این موجود دریایی غولپیکر که شبیه سرپایان هست
نصفش اختاپوسه و نصفش کوسه
به باور خيلیها، چیزی جز افسانه و خیال نیست
از اون مدل هیولاهای خیالی که شاید فقط به ذهن ژول ورن میرسید
اما خب، آدمهای روشنفکری مثل من هم هستن
که معتقدن این موجود ناشناختهی غولپیکر
به اندازهی من و شما واقعیه
من شواهدی رو که جمعآوری کردم بهتون نشون میدم
تا ثابت کنم این حیوون فقط ساخته و پرداختهی تخیل نیست
و همه چیز با اولین مشاهده شروع میشه
در سواحل سنت ماری تو سال ۱۸۲۳، توسط این مرد
دزد دریاییای به اسم پیر لافیت
پیر لافیت جدِ بزرگ من بود
دروغ نمیگم، هنوز دفترچه خاطراتی که داشت رو دارم
مال همون موقعی که مشغول دزدی دریایی بود
که نسل به نسل به ما رسیده
و واسه همینه که این تنها تور کشتیایه
که میتونید دقیقاً همون جایی رو تجربه کنید
که جدم لوسکا رو اونجا دید
بیاید جلو، بیاید جلو
خودتون هم میدونید که دلتون میخواد
و بهتون قول میدم بچهها که اصلاً ناامید نمیشید
خب، چطور بود؟
حالا دیگه باورت شد؟
راستش رو بخوای
فکر کنم الان حتی کمتر از قبل باورم میشه
نمیدونم چرا به خودت زحمت دادی
چون میخوام آمادگی داشته باشم
متأسفانه فکر نکنم هیچچیزی بتونه تو رو واسه دیدن شوهر سابقم آماده کنه
یا خودشه
یا اینکه اشتباهی اومدیم خیریه
سلام، جایلز. کارا
خیلی وقت گذشته، نه؟
اوه، خب
تمومش کن
ایشون... روری هستن
آهان، بله
متوجه نشدم، خب، که قراره همراهت بیاریش
از دیدنت خوشحالم، روری
خوشحالم که بالاخره میبینمت جایلز
مشتاقم همهی داستانهات رو دربارهی لوسکا بشنوم
واقعاً برام جذابه
آه
اوم، میل دارید... میل دارید یه لیوان شراب بخورید؟
یه فنجون قهوه برام کافیه، ممنون
اوم... بذار ببینم میتونم گارسون پیدا کنم
بشینیم؟
خب، چطوری؟
من... منظورم اینه که، میدونی، اون
سالگرد
برگشتن به اینجا حس عجیبی داره
انگار همین دیروز بود
میخوام بعداً با قایق برم
به همون جایی که اون اتفاق افتاد، اگه دوست داشتی باهام بیا
میدونی، که با هم یادش رو زنده کنیم. نه، ترجیح میدم همینجا بمونم
پیش روری
طفلکی
حالت خوبه، رفیق؟
لوسکا
فقط یه خواب بد بود
آره
کجا بودی؟
فقط رفتم یه کم قدم بزنم، همین
ممنون
صبح بخیر قربان
خوبی؟ نه، خوب نیستم
چی شده؟
معلوم شده که من عمو شدم
بله مامان. بله، میفهمم
ولی به هر حال اومدم عمو مرو رو ببینم
این الوئیزه
برادرزادهای که روحم هم خبر نداشت دارم
پس تو عمو مروِش هستی
نه، نیستم
یعنی، آره، عموش هستم ولی نه «مرو»
هیچوقت بهم نگو مرو. فهمیدی؟ باشه
ظاهراً دست گذاشتم روی نقطهضعفت
خب، یه جورایی دلم براش تنگ شده
پس اون دخترِ سالومونه؟
نمیدونم چرا از همون اول
نمیتونست این رو بهم بگه. میتونست خیلی راحت بگه
«راستش رو بخوای، من یه دختر دارم.»
اون و مادرش با هم هستن؟
ظاهراً یه مدتی هست که نه
قرار بود پیش عمهاش ووندرا بمونه
ولی اونجا رو دوست نداره، واسه همین فرار کرده و اومده اینجا
فکر کنم یه پرونده برامون اومده، درسته؟
اوه خدای من
پروندهی قتل که نیست، هست؟
لطفاً بذار منم باهات بیام سر صحنه، عمو مرو
خواهش میکنم
خب، اول از همه
تو هیچجا با ما نمیای
و دوم اینکه اسم من عمو مرو نیست
مروین هستم. یادت موند؟
سلام
راستی، من نائومی هستم
با عمو مروت کار میکنم
خب
برو وسایلت رو جمع کن خانم جوان. باید به قایق برسی
دارم میفرستمت برگردی خونه، آنتیگوا
هر چی شما بگی، عمو مرو
اسمم اون نیست
ازش خوشم اومد
اسم مقتول جایلز پاری هست
ساله ۵۸
جسدش در حال غوطهور شدن تو شش مایلی دریا پیدا شد
گروهبان فلچر الان پیش گارد ساحلیه
چندتا ماهیگیر که صبح زود رفته بودن بیرون
به جسد برخوردن
ولی نیروهای امداد حدس میزنن که از دیشب توی آب بوده
مسئله اینه که همین الانشم این موضوع توی بندر کلی سر و صدا به پا کرده
چرا؟
به خاطر اون علامتهای روی بدنش
تمام جلو و پشت بدنش رو پر کرده
و این کبودیها، اینجا
بعضیها میگن کارِ لوسکاست
و همون هم باعث مرگش شده
ببخشید، چی؟
یه هیولای دریاییه
هیولای دریایی؟
یه جورایی مثل افسانههای محلیه
نصف کوسه، نصف اختاپوس
شاخکهاش رو دورت میپیچونه و میکِشتت زیر آب
واسه همین... هیولای دریایی؟
همه به این چیزا باور ندارن
اکثر مردم باور ندارن، اما... خب، تو چی؟
نه، ولی خب به هر حال بخشی از تاریخمونه
بخشی از فرهنگمونه. درسته
خب، پس میتونیم این تئوری رو به عنوان
علت احتمالی مرگ کلاً کنار بذاریم، باشه؟
فقط مسئله اینه که موضوع یه کم فراتر از این حرفاست قربان
واسه همینه که اون اینجاست
همیشه با خودم فکر میکردم که نکنه این قضیه دوباره بیاد سراغم
دیروز دقیقاً هفت سال از اون موقع میگذشت
بنجامین، پسر ۱۶ سالهی جایلز پاری، توی دریا غرق شد
دقیقاً توی همون نقطهای
که امروز صبح جسد جایلز پیدا شد
یه ماهیگیر محلی بهم گفت که
آقای پاری دیروز با قایق به اون منطقه رفته بود
تا ادای احترام کنه
بعدش هم خودش همونجا کشته شد
اومهوم
دیروز هوا طوفانی بود؟
با مسئول بندر تماس گرفتم
توی ۲۴ ساعت گذشته هوا آروم بوده
و میدونیم چه ساعتی از بندر خارج شده؟
طبق جیپیاس، دقیقاً قبل از ساعت هفت
در ضمن، یه تعمیرکار قایق هست که موتور قایق آقای پاری رو تعمیر میکرده
اون دیده که راه افتاده
میگه قطعاً هیچکس دیگهای همراهش توی قایق نبوده
نیم ساعت بعد به مقصد نهایی رسیده
رادار هم نشون میده که هیچ قایق دیگهای هیچوقت نزدیکش نبوده
پس چه اتفاقی براش افتاده؟
چطور ممکنه مرده باشه اونم با این همه
علامتهای عجیب و غریب روی بدنش؟
مگر اینکه، میدونی، کارِ لوسکا بوده باشه
متأسفم که این رو بهت میگم افسر رز
ولی هیولاهای دریایی وجود ندارن
نه، آره، میدونم
ولی اگه وجود داشتن خیلی باحال میشد، نه؟
آره. اون چیه؟
یه گلولهست
مقتول که تیر نخورده بود، درسته؟
نه. و هیچ تفنگی هم توی قایق پیدا نشد؟
تا الان که چیزی پیدا نکردم
پس این اینجا چیکار میکنه؟
نمیدونم توی اون قایق چه اتفاقی افتاده
اما پیدا کردنِ این نشون میده که قضیه مشکوکه
فکر کنم یکی دیگه هم اونجا بوده، میدونی؟
من میرم با کاترین صحبت کنم
تا جایی که میدونم، جایلز پاری آدم گوشهگیری بود
ولی توی بارِ کاترین نوشیدنی میخورد و باهاش حرف میزد
در ضمن با پلیس گوادلوپ تماس میگیرم
و پروندههای بنجامین پاری رو ازشون میخوام
چی، یعنی اون موقع جستوجو
توسط تیم سنت ماری انجام نشده بود؟
چون وقتی قایق خالی پیدا شد
اول با گارد ساحلی گوادلوپ تماس گرفتن
اونها هم مسئولیتش رو به عهده گرفتن
شرط میبندم که این موضوع خیلی آزاردهنده بوده
من اصرار کردم که ما هم نقشی داشته باشیم
ولی افسر ارشد پرونده تمایلی نداشت
یه عده توی سنت ماری هستن
که فکر میکنن باید بیشتر فشار میآوردم
مخصوصاً وقتی که همون اول کار به بنبست خوردن
همیشه این حس وجود داشت که میشد کارهای بیشتری انجام داد
کارهایی که من باید میکردم
با توجه به اینکه همین الانشم وجهه خوبی ندارم
دلم میخواد سهم خودم رو برای حل این پرونده انجام بدم
و اعتماد مردم رو دوباره جلب کنم
زن سابق مقتول رو پیدا کردم
اون و شریک زندگیش توی یه هتل همین نزدیکیهای شهر اقامت دارن
ما دو روز پیش اومدیم اینجا
تا سالگرد فوت پسرِ کارا رو برگزار کنیم
و شرمنده که این رو میپرسم خانم اسمارت
ولی پسرتون بنجامین
چرا تنهایی با قایق رفت بیرون؟
جایلز همیشه تو نخِ بشقابپرنده و آدمفضایی و اینجور چیزها بود
No comments yet. Be the first to leave one.