The Couple Next Door

The Couple Next Door

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Couple Next Door S02
A Commentary by Sepehr
https://serialbaz.rozblog.com/

Tags

webdl
Published on: 2025-11-03
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"(میا): نمی‌تونم از فکر دیشب دست بردارم."

- من دیر برگشتم - با چند تا از دوستانم بودم

دوستانی دارید؟

فقط همکاران

خواهش می‌کنم، این کار را با من نکن. می‌دانم کجا بودی.

وقتی یواشکی رفتی تو رختخواب، بوی اونو روی تنت حس می‌کردم.

خدای من! متاسفم!

چی به سر رابطه‌مون اومد؟

من نمی‌دانم

من واقعاً نمی‌دانم بین تو و او چه می‌گذرد، اما...

فکر می‌کنم ممکن است خطرناک باشد.

می‌دانم که آسیب دیده‌ای

- اما من نمی‌خوام هیچ مزخرفی بشنوم. - این مزخرف نیست.

من...

بن در پرونده‌های مرگی که آنها بررسی می‌کنند، متوجه برخی ناهنجاری‌ها می‌شود.

- یعنی؟ - یعنی اینکه میا ممکنه یه اشتباه رو پنهان کرده باشه.

یعنی ممکن است بیش از یک بار یک بیمار را کشته باشد .

این اتهام بسیار سنگینی است.

داری میگی که اون مدرک قطعی داره که میا واقعاً مجرمه؟

او هنوز در حال بررسی است، اما به نظر می‌رسد...

چرا سعی داری ازش دفاع کنی؟

آیا عاشق او شده‌ای؟

هر دو

از همین می‌ترسی؟

برای همین این اتهامات را مطرح می‌کنید؟

من دارم سعی می‌کنم ازدواجمون رو نجات بدم، لاتی، و تو داری خودت رو خجالت‌زده می‌کنی.

خدای من! فقط همین برات مهمه؟

- نه - از نظر مردم چگونه به نظر خواهد رسید؟

- چون خسته‌ام... - این چیزیه که تو رابطه‌مون می‌بینی؟

فقط یک وظیفه اجتماعی؟

خیر

من در مورد رابطه‌مان صحبت نمی‌کردم.

اما من هم همینطور بودم

دیگه دوستم نداری

راستش را بخواهید، من...

نمی‌دانم چه احساسی دارم

نامرتب است

متاسفم!

می‌دونی چیه؟ اون از رابطه جنسی برای رسیدن به خواسته‌هاش استفاده می‌کنه.

- خواهش می‌کنم بس کن، می‌دونم که اون... - داره کنترلت می‌کنه.

بس کن، من یه زن بالغم.

من توانایی کامل برای تصمیم‌گیری‌های خودم را دارم.

او در اتاق نشیمن ما با من رابطه جنسی برقرار کرد.

بعد از رقص

در حالی که تو کنار ما خوابیده بودی

یعنی شما دو تا با هم سکس داشتید؟

یا فقط یه تماشاگر بی گناه بودی؟

خوش آمدید

- حالت خوبه؟ - راستش، بهترین حالت نیست.

گوش کن، جیکوب، می‌دونم که ما همیشه با هم خوب نبودیم.

اما من به کسی نیاز دارم که صادقانه در مورد پدرم با من صحبت کند.

من از پسش بر میام... چی میخوای بدونی؟

جراحان می‌گویند که نمی‌توانند این عمل را انجام دهند، اما اگر آنها تلاش کنند، ما چه چیزی برای از دست دادن داریم؟

به این دلیل است که...

خیلی دیر شده است زیرا سرطان در مرحله بسیار پیشرفته ای است.

به نظر من، من هرگز نمی‌توانم بیهوشی عمومی بدهم.

برای بیماری با مشکلات قلبی مثل پدر شما

این منجر به مرگ او خواهد شد.

هیچ متخصص بیهوشی نمی‌خواهد مسئول چنین چیزی باشد.

گوش کن، می‌دانم این چیزی نبود که امیدوار بودی بشنوی.

اگر...

حداقل او بهترین مراقبت ممکن را دریافت می‌کند... بله.

پرستارها عالی بودند.

! اینجا چیکار میکنی؟

سرپرست از من خواست که کمک کنم چون کمبود نیرو زیاد است.

اون یه فرشته‌ست...

فرستاده شده اینجا تا مرا تا بهشت همراهی کند

ما دیگه نمی‌خوایم از این حرفا بشنویم، آقای پندیان.

فکر می‌کردم طرف منی. اون می‌دونه که می‌خوام برم.

چرا به رنج من پایان نمی‌دهی؟

، شاید بهتر باشد آقای پاندیان و پسرش را برای مدتی با هم تنها بگذاریم؟

ممنون

حالت چطوره پسرم؟

چیزی ذهنت رو مشغول کرده؟

خوب...

مطمئن نیستم که هری فرد مناسبی برای اداره سازمان باشد.

از این خسته‌ام.

- من این را می‌دانم - نه، این شخصی نیست...

- این بر اساس چیزیه که یاد گرفتم - چیه؟

فکر کنم هری داره نقشه می‌کشه که از کل پروژه بیمارستان کناره‌گیری کنه .

خوب...

- این مایه تاسف خواهد بود - ما نمی‌توانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد

تو که نمی‌خوای تصاحبش کنی.

- من تو را سرزنش نمی‌کنم - این درست نیست

راستش را بخواهید، من به سازمان خیلی علاقه‌مند شدم.

راستش را بخواهید! من بعد از ... فرار نمی‌کردم و او را رها نمی‌کردم.

بعد از رفتن من؟

خوشحالم که این را می‌دانم.

من احساس خستگی می‌کنم. بیایید بعداً در مورد این موضوع صحبت کنیم.

قطعاً

می‌دانم که ما در خانواده‌مان زیاد این عبارت را نمی‌گوییم .

اما من تو را دوست دارم، پسرم!

من هم دوستت دارم، بابا

اینها سوابق آقای آرنولد است که در چهارم نوامبر درگذشت.

- بله - اینجا می‌توانید لیست تمام داروهایی که به او داده شده را ببینید.

در اینجا متوجه می‌شوید که دوز مورفین درست قبل از زمان مرگ ثبت شده است.

- اما آن مطلب بعداً حذف شد - چی؟

- آیا این اتفاق اغلب می‌افتد؟ - هرگز.

پرستاران حتی قرار نیست بدانند که چگونه این کار را در داخل سیستم انجام دهند.

خب، پس چرا اینجا نوشته «حذف شده توسط (M Eldegard)»؟

من نمی‌دانم

اما باید با آنت صحبت کنی چون میا نزدیک بود یه دوز دیگه مورفین بهش بده.

هفته پیش دوباره به همان بیمار

- چی؟ - بله، پس...

هر دو فکر می‌کنیم که شاید چیزی خورده باشد.

می‌دونم... اون واقعاً عجیب رفتار می‌کرد.

- چرا اون موقع بهم نگفتی؟ - می‌دونم، ببخشید، من...

تا وقتی که اینو ندیده بودم، نخ‌ها رو به هم گره نزده بودم.

خب، در مورد مرگ آقای گرین،

آیا ممکن است که او همان کسی بوده باشد که به او پتاسیم داده است، پتاسیمی که اکنون می‌دانیم باعث مرگش شده است؟

بله

و یه چیز دیگه هم هست

مردی از نروژ مدام با بیمارستان تماس می‌گیرد و سعی می‌کند با میا صحبت کند.

بنابراین ما فکر می‌کنیم که او ممکن است از یک مشکل واقعی در آنجا فرار کرده باشد .

خب، خدای من، این واقعاً بد است.

خب، باید جما رو پیدا کنیم و فوراً به این موضوع رسیدگی کنیم.

لعنت

-لعنتی -چی؟

ای خدای من!

سلام، آیا میا الگارد در شیفت فعلی کار می‌کند؟

- بله - اون تو سوئیته، مشکلی پیش اومده؟

بله، لطفاً فوراً او را از آنجا بیرون بیاورید و به دفتر جما ببرید.

بلافاصله

- باید با من بیای - سرم با ... شلوغه.

- (جیدن)، می‌تونی خودت تنهایی از پسش بربیای؟ - البته، خانم سرپرست.

چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

خانم الگارد، پس از دریافت اطلاعات جدید و خطرناک

ما مجبور شدیم کمد شما را بگردیم و از اینکه حریم خصوصی شما را نقض کردیم عذرخواهی می‌کنم.

اما چاره دیگری نداشتیم.

- این چیه میا؟ - نمی‌دونم، مال من نیست.

اما توی کمد لباست پیدا شد.

نمی‌دانم چرا، آنجا نگذاشتمش.

این داروها متعلق به یک بیمار است.

برای مصرف شخصی دزدیدی؟

نه، من این کار را نکردم و آن را در کمدم نگذاشتم.

نمی‌دانم چه کسی آن را آنجا گذاشته است.

سلام، آقای پندیان، حال شما چطور است؟

از وقفه پیش آمده بسیار متاسفم.

سرپرست، ما در بخش ۷ یک مرگ نامعلوم داریم.

- چی؟ - باشه، بریم!

- اینجا بمون - جیدن، اینجا پیش خانم الگارد بمون.

بله، بله، بله

ممنون

دستگاه نظارتی قطع شده است.

خوب

هیچکس بدون اجازه من حق ورود نداره، فهمیدی؟

ممنون

خب، امروز صبح چه کسی از آقای پندیان مراقبت می‌کرد ؟

باشه - به خاطر کمبود شدید خدمه ازش خواستم که کار رو انجام بده.

خیلی متاسفم

نه، مشکلی نیست، متشکرم، آنت! متشکرم.

خوب...

ممنون، جیدن. وقتی میری بیرون، در رو ببند. - البته.

- چه کسی مرده است؟ - (راج پاندیان)

این مایه تاسفه! اون آدم خیلی خوبیه.

اما او رنج زیادی را متحمل می‌شد.

آیا شما در پایان دادن به آن رنج سهمی داشتید؟

من نمی‌تونم این کار رو بکنم

- داروهای توی کابینتتون چی؟ - به هر دوتون گفتم که من اونا رو اونجا نذاشتم.

آیا سرقت و مصرف داروهای تجویزی در حین انجام وظیفه را انکار می‌کنید؟

- راستش... - با کس دیگه ای همدست بودی؟

چرا در این مورد با دکتر رابرتز صحبت نمی‌کنی؟

من قبلاً با او صحبت کرده‌ام

موقع برداشتنش مچتو گرفتم، مگه نه؟

خوش آمدید

متاسفم

یه لحظه بهم فرصت بده

- چه خبره؟ شایعات عجیبی شنیده‌ام . - شنیدی چه اتفاقی برای آقای پندیان افتاده؟

بله، یکی گفت علت مرگ طبیعی نبوده.

هنوز مطمئن نیستیم اما به نظر می‌رسد که این اتفاق افتاده است.

چگونه؟

، تا حالا میا رو تو اتاق آقای پندیان دیدی ؟

- یه بار - شیفت بود؟

در واقع، من...

او نباید آنجا می‌بود و من خیلی واضح به او گفتم.

آیا اطلاعات دیگری هست که باید بدانم؟

می‌دونم که تو دوستشی اما باید حقیقت رو بدونم.

فقط همین...

او داشت آشکارا با بیمار درباره پایان عمرش صحبت می‌کرد.

چه آشوبی!

خانم الگارد، ما در پرونده دو بیماری که تحت مراقبت شما بودند و فوت کرده‌اند، خطایی پیدا کردیم .

و حالا بیمار سومی هست که ممکن است برای پایان دادن به زندگی‌اش کمک دریافت کرده باشد.

- و تمام این مدت که شما سر کار بودید - من سر کار بودم، سرپرست

تو همچنین در حین انجام وظیفه، دزدی کردی و داروهای تجویزی مصرف کردی.

بر این اساس، شما فوراً از کار تعلیق می‌شوید و ما پرونده را به شورای پرستاری و مامایی ارجاع خواهیم داد.

در طول مدت تعلیق، شما اجازه ندارید هیچ یک از همکارانتان را ببینید یا با آنها صحبت کنید .

- واضحه؟ - اشتباهه...

کارکنان امنیتی اکنون شما را به کمدتان هدایت می‌کنند تا وسایلتان را تحویل بگیرند.

به جز مواردی که به عنوان مدرک نگه می‌داریم.

سپس شما را تا بیرون ساختمان همراهی خواهند کرد.

تنهام بذار، من میرم، باشه؟

«امروز صبح دیدمش»

آنقدرها هم بیمار به نظر نمی‌رسید.

- روحیه‌اش خوب بود - خیلی متاسفم

آیا او درد داشت؟ چه اتفاقی افتاد؟

، ما باید کالبدشکافی انجام دهیم.

چرا؟

این احتمال وجود دارد که کسی در تسریع مرگ او نقش داشته باشد.

می‌دانم که این علاوه بر تمام چیزهایی که تا الان به تو گفته‌ام، شوک بزرگی است .

بدیهی است که ما در تلاشیم تا دقیقاً بفهمیم چه اتفاقی افتاده است.

The Couple Next Door subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Couple Next Door

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left