Prisoner

Prisoner

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Prisoner 2026 S01E03 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏سلاح‌هایی که از پهپاد به‌دست آوردیم‏ ‏قابل‌ردیابی نیستن‏

‏اما یکی به کارش انداخته‏

‏«آقای دمپسی» فعلاً در دسترس نیست...‏ ‏برای همین من اومدم‏

‏نفوذی رو پیدا می‌کنم‏

‏تا زمان تحقیقات رسمی‏ ‏تعلیقی‏

‏باید تیبور استون و امبر تاد رو پیدا کنی‏

‏پگاسوس... از خانواده‌ات علیهت استفاده می‌کنه‏

‏من یه پسر داشتم‏

‏خانوادهٔ مأمور زندان رو پیدا کن‏

‏فکر می‌کنی این آدما بیان سراغ‌مون؟‏

‏یکی اونجاست! دیگه دیر شده‏

‏برو همون مقصدی که گفتم‏ ‏بگو تیبور فرستادت‏

‏و می‌خوای سباستین رو ببینی‏

‏برای رسیدن به لندن پول لازم داریم‏

‏تو کشتیش‏ ‏ما کشتیمش‏

‏می‌دونی برای زنده موندن چه کارهایی لازمه‏

‏باید تصمیم بگیری تا چه حد می‌تونی‏

‏با خونِ روی دست‌هات زندگی کنی‏

‏چیزی نمونده، خوشگلم‏

‏چیزی نمونده‏

‏نوبت توئه‏

‏می‌تونم کمکی کنم؟‏ ‏امیدوارم‏

‏دنبال یه مرد می‌گردم؛ قد حدود ۱۷۵،‏ ‏چشم قهوه‌ای، موهای کوتاه و تیره‏

‏شاید با یه زن جوون اومده باشه‏

‏ببین، عزیزم‏

‏دلم برات می‌سوزه‏ ‏خودم هم تجربه‌ش کردم‏

‏باور کن‏ ‏ولی هر کاری توی اون اتاق می‌کنن...‏

‏به خودشون مربوطه، باشه؟‏

‏پس اینجاست؟‏

‏بذار حدس بزنم‏

‏پنیر تیکا، بادمجون بارتا‏ ‏و یه ماسالا چای‏

‏آره، از کجا فهمیدی؟‏

‏غذا رسید‏

‏گفت وقتی رسید زنگ می‌زنه‏

‏ اورژانس، بفرمایید ‏

‏ کدوم نیرو رو لازم دارید؟‏ ‏پلیس ‏

‏ همین الان توی هتل سندرینگهام تیراندازی شده ‏

‏اگه به واحد جرائم اعتماد نداریم،‏ ‏به پلیس هم نمی‌تونیم‏

‏پول رو بردار‏ ‏ آقا، صدام رو می‌شنوید؟ ‏

‏برو!‏

‏داری مستقیم می‌ری طرف‌شون‏

‏داری چه غلطی می‌کنی؟!‏

‏کلاً عقلتو از دست دادی؟!‏

‏پلیس مسلح!‏ ‏سلاح رو بذار زمین!‏

‏از کاپوت فاصله بگیر! همین الان!‏

‏آروم‏ ‏بخواب زمین! زمین!‏

‏دست‌هات رو بذار پشت سرت!‏

‏همون‌جا بمون! تکون نخور!‏

‏حرکت نکن!‏

‏سلام، خوشگلم‏

‏الو؟‏

‏الو؟‏

‏وایسا، وایسا‏

‏تیبور ما رو فرستاده‏

‏فقط... فقط...‏

‏سباستین!‏ ‏اومدیم سباستین رو ببینیم‏

‏بله؟‏

‏سباستین‏

‏آدم تنها که زندگی می‌کنه‏ ‏باید حواسش جمع باشه‏

‏من کارلام‏

‏منم اولی‌ام‏

‏بیا اول بچه رو راحت کنیم‏

‏میخائیل می‌خواد جنس رو‏ ‏با دست خودش وارسی کنه...‏

‏مطمئن شه واقعیه‏

‏باشه‏

‏پیرمردت همیشه معامله‌های حضوری رو‏ ‏خودش انجام می‌داد‏

‏مردم عادت دارن با اون معامله کنن‏

‏از پسش برمیام‏

‏هماهنگش کن‏ ‏کردم‏

‏حرف‌زدن با من‏

‏بالاخره این معامله، معاملهٔ بزرگه‏

‏فقط از روی احترام داشتم خبرت می‌کردم‏

‏به‌به، چه تصویر تمام‌عیاری از کارآمدی...‏

‏پیام‌ها رو هم مثل قهرمان‌ها می‌رسونی؟‏

‏دقیقاً خودت رو می‌خواستم‏

‏اوضاع چطوره؟‏

‏همه‌چیز خوبه‏ ‏ولی یه تغییر پیش اومده‏

‏تبیت کنار رفته‏

‏کمپبل منو مسئول تحقیقات کرده‏

‏خب، تبریک می‌گم، ویل‏

‏دیگه بهونه‌ای برای پیدانکردنش نداری؟‏

‏ نانسی؟ منم‏ ‏رئیس؟ ‏

‏ یه لطفی ازت می‌خوام ‏

‏ تو تعلیقی ‏

‏ این پرونده همه‌چیزم رو گرفت؛‏ ‏ازدواجم رو، حالا هم شغلم رو ‏

‏ اگه فکر می‌کنی نفوذی پگاسوسم،‏ ‏همین الان قطع کن ‏

‏ می‌بینم آدم‌های کمپبل هنوز بیرون اردو زدن ‏

‏ نانسی، جدی می‌گم، چند ‏ ‏ ساله همدیگه رو می‌شناسیم؟ ‏

‏ چه کمکی ازم برمیاد؟ ‏

‏پاول ایوانف؛‏

‏همون مهندس انرژی‌های تجدیدپذیر‏ ‏که استون از بلاروس بیرونش آورد‏

‏داشت پلیمرهای مقاوم به حرارت بالا می‌ساخت‏

‏برای توربین‌های بادی‏ ‏منظورت رو نمی‌فهمم‏

‏این همون نوع ماده‌ایه که برای تحمل‏

‏دمای بالا رو بی‌تغییر تحمل می‌کنه‏ ‏یه لطفی بکن‏

‏ببین با جنس سلاح‌های روی‏ ‏اون پهپاد تطابق داره یا نه‏

‏انجامش می‌دم‏ ‏آفرین‏

‏تیم چطوره؟‏ ‏همه‌چی به‌هم‌ریخته‏

‏دارم دربارهٔ امبر تاد گزارش می‌نویسم‏

‏بررسی کامل سوابق و همه‌چیز‏ ‏انگار دنبال نخودسیاهیم‏

‏دستورش رو کی داده؟‏

‏اونیل‏

‏نه، این کار رو نمی‌کنی‏

‏ـ چه کاری؟‏ ‏ـ کشتن رانندهٔ کامیون و دزدیدن ماشینش‏

‏وای، واقعاً نظر خیلی بدی درباره‌ام داری‏

‏راستش می‌خواستم پول بدم ما رو تا لندن ببره‏

‏ـ این فقط باعث می‌شه...‏ ‏ـ سؤال بپرسه. ـ خب‏

‏به‌زودی دوباره انسولین لازم دارم‏ ‏باید یه فکری بکنیم‏

‏باشه، فقط باهاش حرف می‌زنیم‏ ‏به وجدانش متوسل می‌شیم‏

‏خودم انجامش می‌دم‏

‏دستت رو بده‏

‏یه کلمه هم نگو‏ ‏همه‌ش مال خودت‏

‏سلام‏ ‏الو؟‏

‏سلام، ببخشید‏ ‏چند کیلومتر عقب‌تر تصادف کردیم‏

‏می‌تونید کمک کنید؟‏ ‏من امدادخودرو نیستم، عزیزم‏

‏گوشی‌هامون داغون شده‏

‏باید هرچه زودتر برگردیم لندن‏

‏تاکسی هم نیستم‏

‏شاید یه سامریِ نیکوکار باشی؟‏

‏حالت خوبه، عزیزم؟‏

‏اِم... نه، راستش‏

‏ولی باید برگردم لندن‏ ‏باید برسم پیش دخترم‏

‏اینه؛ شش ماهشه‏

‏این... این مردِ توی عکس یه نفر دیگه‌ست‏

‏آره‏

‏آره، درست می‌گی‏

‏ببین، من مأمور انتقال زندانی‌ام‏

‏و باید این مرد رو برگردونم لندن‏

‏تنها دلیل همهٔ این کارها هم اینه‏ ‏که برگردم پیش دخترم‏

‏اسمم امبره‏ ‏اسم تو چیه؟‏

‏ـ اِم... اسمت چیه؟‏ ‏ـ پل. ـ پل‏

‏خوشبختم، پل‏ ‏بسه؛ پنج هزار تا‏

‏گفتم خودم حلش می‌کنم‏ ‏وقت نداریم‏

‏نصفش الان، نصفش وقتی رسیدیم‏ ‏ولی باید همین لحظه راه بیفتیم‏

‏نشونم بده‏

‏نه توقف، نه سؤال‏

‏جایی برای نشستن نیست‏ ‏تازه از یه مأموریت برگشتم‏

‏اِم...‏

‏این‌ها رو بردارید‏

‏نوه‌ام بهم داده‏

‏از نشستن توی تاریکی بهتره، نه؟‏

‏خب‏

‏پس باشه‏

‏«وجدانش» به جهنم‏

‏ـ داشت قبول می‌کرد ما رو ببره‏ ‏ـ آره. ـ واقعاً داشت‏

‏مهربون به نظر می‌رسه‏ ‏خب، داستان سوزناکت...‏

‏اثر نکرد‏

‏شاید مهربون به نظر بیاد،‏ ‏ولی چیزی که تکونش می‌ده طمعه‏

‏اشتباه شناختیش‏

‏امیدوارم خوب خوابیده باشی‏ ‏خوابیدم، ممنون‏

‏بوی خوبی میاد‏ ‏تا ناهار آماده نمی‌شه‏

‏یه قوری قهوهٔ تازه هست‏

‏آره، من... یه قهوه می‌خورم‏

‏اشکالی نداره برای بچه شیر درست کنم؟‏

‏حدود ده دقیقه دیگه بیدار می‌شه، پس...‏

‏مثل ساعت دقیقن، نه؟‏

‏آره‏

‏تروریست‌های کوچولوی کوکی‏

‏پس چطور با تیبور درگیر شدی؟‏

‏آره، یعنی... راستش هیچ‌وقت ندیدمش، ولی...‏

‏ببخشید، شما از کجا می‌شناسینش؟‏

‏خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم‏

‏ولی... سال‌هاست ندیدمش‏

‏شیر؟ شکر؟‏

‏فقط شیر‏

‏لطفاً‏

‏پس...‏

‏اِم... سباستین کیه؟‏

‏فقط یه اسمی بود که من و‏ ‏تیبور استفاده می‌کردیم‏

‏سباستینِ خل‌وچل‏

‏هر وقت یکی‌مون...‏

‏یه کار احمقانه می‌کرد‏

‏نمی‌دونم شما چی، ولی سؤالی‏ ‏که من از خودم می‌پرسم اینه...‏

‏امبر تاد کیه؟‏

‏یازده مأمور کشته شدن...‏

‏اما اون استون رو از تونل بیرون آورد‏

‏انگار داشت... از لای قطره‌های بارون می‌رقصید‏

‏پس یکی از ماست... یا یکی از اونا؟‏

‏نانسی گزارشی آماده کرده که باید‏ ‏تا الان به دست همه‌تون رسیده باشه‏

‏ازش استفاده کنید‏

‏دو روز فرصت داریم تیبور استون‏ ‏رو به جایگاه شاهد برسونیم‏

‏باید سریع عمل کنیم‏

‏دست‌به‌کار شید‏

‏واقعاً این حرف‌ها رو دربارهٔ تاد باور داری؟‏

‏فکر تازه می‌خواستی، نه؟‏

‏اونیل‏

‏می‌خواد ببینتت‏

‏دو دقیقه‏

‏با خواستنِ این ملاقات ریسک بزرگی کردی‏

‏یکی از آدم‌هام توی بازداشت پلیسه‏

‏با سلاح گرم گرفتنش‏ ‏نینا دراگوش‏

‏باید آزادش کنی‏

‏غیرممکنه‏

‏اگه بخوام برای چنین چیزی نفوذم‏ ‏رو به کار بندازم، ممکنه لو برم‏

‏الان من مسئولم‏ ‏دقیقاً همون‌جایی‌ام که می‌خواستی‏

‏ریسکش نکن‏ ‏داری بهم می‌گی چه کار کنم؟‏

‏باید آزادش کنی‏

‏چرا؟ اصلاً کیه؟‏

‏یه مهره‏

More Farsi/persian subtitles for Prisoner

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left