Zero Day

Zero Day

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Zero Day 2025 Season1 1080p AV1 10bit-MeGusta
Zero Day 2025 Season1 1080p 10bit WEBRip 6CH X265 HEVC-PSA
Zero Day 2025 Season1 1080p HEVC X265-MeGusta
Zero Day 2025 Season1 720p HEVC X265-MeGusta
Zero Day 2025 Season1 720p 10bit WEBRip 2CH X265 HEVC-PSA
Zero Day 2025 Season1 720p NF WEB-DL H264-FLUX
Zero Day 2025 Season1 720p WEB H264-JFF
Zero Day 2025 Season1 1080p WEB H264-ETHEL
Zero Day 2025 Season1 WEB H264-RBB
A Commentary by SepSensi
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | تمامی قسمت ها ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-04-25
Downloads: 77
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke

«حمله روز صفر»

‫هیچی بهمون نمیگن چی شده.

‫«۱۹ روز پس از حمله روز صفر»

‫- می‌دونم! می‌دونم! ‫- باید تمومش کنیم.

‫- یخ کردم! ‫- درِ کوفتی رو باز کن!

‫یالا! یالا!

‫امروز صبح،

‫هشتمین بانک بزرگ مصرف‌کننده‌ی ما، ‫یعنی امریکن هومستد،

‫ظاهراً هدف یه حمله‌ی سایبری قرار گرفته.

‫تا این لحظه، بانک و مشتری‌هاش

‫به حساب‌هاشون دسترسی ندارن.

‫می‌دونم! می‌دونم کلافه شدین.

‫همه‌ی تلاشمون رو می‌کنیم که ‫اطلاعات حسابتون رو برگردونیم،

‫و هر چه سریعتر بتونیم بانک رو باز کنیم.

‫اولویتمون باید این باشه که

‫از بقیه‌ی سیستم مالی‌مون محافظت کنیم، ‫واسه همینه که همین چند لحظه پیش،

‫کنگره قانون اضطراری رو تصویب کرد که ‫منم الان امضاش کردم و

‫یه فریز فوری تا آخر هفته روی ‫همه‌ی فعالیت‌های مالی گذاشته.

‫نه انتقال وجه، نه برداشت پول، ‫نه تراکنش کارت اعتباری.

‫همه‌ی بازارها بسته خواهند بود

‫تا اینکه مطمئن بشیم می‌تونیم از بقیه‌ی موسسات ‫در برابر یه حمله‌ی مشابه محافظت کنیم.

‫بذارین بیایم تو و پولای کوفتی‌مونو بدین!

‫- بعد از آخر هفته چی میشه؟ ‫- سیستمای ما دیگه امن نیستن؟

‫همین چند لحظه پیش با رئیس جمهور سابق، مالن، ‫صحبت کردم.

‫از امروز صبح به اینور، معتقده که ‫یه مظنون رو بازداشت کرده

‫که ممکنه عامل اصلی هر دو اتفاق باشه.

‫اوان گرینه؟

‫اون یه مظنون داره.

‫مالن داره همه‌مونو به ته دره می‌بره.

‫باید دوباره فرمونو دستت بگیری.

‫بذار حدس بزنم، بیام تقدیمت کنم؟

‫حمله‌ی بانک یه چیز جداست، ‫ربطی به روز صفر نداره.

‫و اوان گرین هیچ ربطی به این قضیه نداره.

‫جدی؟ تو از کجا می‌دونی؟

‫من هشت سال رئیس کمیته قضایی مجلس بودم.

‫با آدمای اف‌بی‌آی بیشتر از خود رئیسشون حرف زدم،

‫و همشون میگن این یکی دیگه ‫از اون تقلیدکاریاست.

‫من اون رئیس کوفتی رو استخدام کردم.

‫اگه چیزی واسه گفتن داشته باشه، ‫بهم زنگ می‌زنه.

‫طرفداری از براندازی سیستم بانکیمون،

‫پاک کردن اطلاعات مشتری‌ها،

‫توزیع مجدد ثروت،

‫تیکه ویدیوهایی که شما ‫سه ماه قبل از حمله، بارها پخش کردین.

‫من... متاسفم. ‫من... من یکم... گیج شدم.

‫شما منو آوردین اینجا فقط واسه اینکه ‫بهم بگین طرفدار برنامه‌ام هستین؟

‫از لئون برامون بگو، اوان.

‫اینکه اون و دوستاش، دروگرها، ‫چطوری بدافزار روز صفر رو پخش کردن.

‫اینکه اونا چطوری امروز صبح ‫به امریکن هومستد حمله کردن.

‫از آنا سیندلر برام بگو.

‫الان سه هفته گذشته.

‫سه هفته! و هیچ مدرکی ندارین.

‫واقعاً مایه‌ی تاسفه.

‫هر چقدر دلتون می‌خواد می‌تونین منو ‫اینجا نگه دارین. واسه ریتینگ عالیه.

‫هر دقیقه‌ای که من اینجام، ‫مخاطبای برنامه‌ام بیشتر میشن.

‫ما پیامک، ایمیل، ده‌ها مورد از اینا ‫از طرفت به اعضای دروگرها داریم

‫که داری علناً همدستی می‌کنی.

‫و حتماً خودتم می‌دونی که هیچ هارد درایوی ‫هیچوقت به طور کامل پاک نمیشه.

‫پس وقتی هاردت رو ریکاوری کنیم ‫قراره چی پیدا کنیم؟

‫خب. فیمای موضوع نوجوان، ‫گنگ بنگ،

‫شکنجه کیر، تحقیر کیر کوچیک...

‫فکر میکنی این یه شوخی بزرگه، نه؟

‫فقط واسه پول درآوردن، به این مملکت ‫گند می‌زنین، آتیش به پا می‌کنین.

‫تو یه انگل کوفتی هستی.

‫وکیلمو می‌خوام. همین الان.

‫به عنوان بازداشتیِ این کمیسیون، ‫حق داشتن وکیل نداری.

‫اشکال نداره، کارل. بذار وکیلشو داشته باشه.

‫خب، چقدر مطمئنیم که گرین ‫پشت هر دو حمله‌ست؟

‫داریم شواهد رو دنبال می‌کنیم.

‫مالن معتقده گرین احتمالا ‫یه چیزی رو داره پنهون کنه.

‫باید باهاش حرف بزنی ‫عقلش بیاد سرجاش.

‫هنوز فکر می‌کنی به حرف من گوش میده؟

‫آخه مظنونای دیگه‌ای رو هم در نظر داریم؟

‫این حرفو کی داره میزنه؟ ‫همون یارویی که عکسای کوفتی رو بهمون داد؟

‫ببین، اوضاع خیلی سریع داره خراب میشه.

‫تا دوشنبه، اگه بانکا رو باز نکنیم، بدبخت شدیم.

‫و اگه بازشون کنیم،

‫و همه پولشونو بخوان ‫چون هنوز این قضیه رو حل نکردیم...

‫- آره. اون موقع فاجعه میشه. می‌دونم. ‫- فکر می‌کنم...

‫فکر نکن. برو سر میز کارت.

‫به وزارت دفاع زنگ بزن. کاخ سفید می‌خواد ‫۲۰۰ هزار نیروی گارد ملی دیگه رو مستقر کنه.

‫- باید هماهنگ بشیم. ‫- باشه، باشه.

‫همه‌چی داره از هم می‌پاشه. ‫پدرت دیگه نمی‌تونه کمکمون کنه،

‫ولی می‌تونه بهمون ضربه بزنه.

‫باید اینو بفهمه.

‫خب، روزت چطور بود؟

‫عالی.

‫همیشه آخرالزمانو اینجوری تصور می‌کردم.

‫لعنتی، دیشب ساعت چند خوابیدیم؟

‫خدایا، حتی یادم نمیاد.

‫فکر می‌کنی اگه اون بود، الان چیکار می‌کرد؟

‫نیک؟

‫فرار می‌کرد.

‫پشت سرشم نگاه نمی‌کرد.

‫چرا ما نکنیم؟

‫ما هم...

‫فرار کنیم.

‫واسه خودمون

‫یه جای کوچیک دنج پیدا کنیم،

‫توی مثلا... چه می‌دونم، بلیز؟

‫نیوزلند؟

‫کاستاریکا؟

‫با توجه به گند و کثافتی که

‫توش گیر کردیم

‫خیلی هم احمقانه نیست.

‫اگه اوضاع همینجوری پیش بره،

‫و مردم قلعه رو محاصره کنن ‫و واسه کله‌های ما بیان،

‫وقتی همه سعی می‌کنن ‫نزدیک‌ترین راه فرارو پیدا کنن،

‫ما دیگه اینجا نخواهیم بود.

‫درسته؟

‫آره، فکر کنم احتمالاً تو دو روز همو بکشیم.

‫هی.

‫تو خیلی وقته بابای منو می‌شناسی، درسته؟

‫یعنی، احتمالاً الان بهتر از ‫من می‌شناسیش، واسه همین...

‫بابام چه مرگشه؟

‫حال خودش نیست.

‫تحلیل زنجیره‌ی کشتار هنوز در جریانه.

‫قربان، حتی با اینکه تراکنش‌ها فریز شدن،

‫مردم می‌خوان مطمئن بشن ‫موجودی حساب‌هاشون تغییری نکرده.

‫تو ساعت گذشته، دیدیم که اپلیکیشن‌ها و سایت‌های

‫بانک‌های کاملاً سالم ‫با این حجم ترافیک از کار افتادن.

‫و این باعث شده گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای ‫به صورت آنلاین شکل بگیره

‫که همه‌ی حساب‌های بانکی "هومستد شدن"، ‫یعنی صفر شدن.

‫خب، باید بیشتر تلاش کنیم ‫تا حقیقت افشا بشه.

‫به این سادگی نیست.

‫خیلی از ترافیک‌ها ارگانیک نیستن.

‫همراه با یه سری انتقادهای تند از شما ‫دارن تقویت میشن...

‫از طرف مونیکا کیدر.

‫اون حمله‌ی دوم رو تقصیر شما می‌ندازه.

‫خب، چه گزینه‌هایی داریم؟

‫روایتو عوض کنیم.

‫دعوت به شهادت در کمیته نظارت رو قبول کنین.

‫نه، من شهادت نمیدم. ‫نه تا وقتی کارمون تموم بشه.

‫گرین چیز به درد بخوری گفته؟

‫هنوز نه. داره با وکیلش ملاقات می‌کنه. ‫بعدش با من ملاقات می‌کنه.

‫خوبه. ممنون. دیگه چیزی نیست.

‫کارل گفت یه چیز عجیب از گرین

‫درباره‌ی یه نفر به اسم آنا سیندلر پرسیدین.

‫فقط واسه اینکه سردرگمش کنم ‫یه عالمه پرت و پلا بارش کردم.

‫باید به زبون بیاریمش، ‫واسه همینه که باید برگردم سر کار.

‫طرفدارای من حتماً الان ‫خیلی زیاد شدن، نه؟

‫و ترافیک سایتو چک کردین که چقدر زیاد شده؟ ‫میشه چک کنین؟

‫و وقتی از اینجا رفتی بیرون، ‫می‌خوام به جیسون زنگ بزنی.

‫صفحه محصولات رو راه بندازیم.

‫تی‌شرت بزنیم. لیوان بزنیم. کلاه بزنیم. ‫مردم عاشق کلاهن.

‫و می‌دونی، عکسمو روش بزنیم با... ‫با عکس ماندلا، مارتین لوتر کینگ.

‫اوان، فکر نکنم اصلاً بدونی ‫وضعیتت چقدر جدیه.

‫بابا، بیخیال، یکم ریلکس کن.

‫اوکی؟ ریلکس کن.

‫نمی‌تونن منو تا ابد تو این خراب‌شده نگه دارن.

‫نه، دارم بهت میگم که می‌تونن.

‫همونطور که بارها تو برنامه‌ی خودت گفتی،

‫وقتی این کمیسیونو ایجاد کردن، ‫قانون اساسی رو انداختن دور.

‫آره، ولی بیخیال بابا.

‫من یه چهره‌ی سرشناس عمومیم که ‫یه جنبش مردمی هم پشتمه.

‫که بدون هیچ توضیحی ‫هارد درایو‌هاشو پاک کرده.

‫- به نظرت این چجوری به نظر میاد؟ ‫- الان که منو کشوندن اینجا؟

‫خیلی هم زرنگیه.

‫باید حرف بزنی.

‫باید همه‌ی چیزایی که درمورد

‫دیوونه‌های روانی‌ای که دوست داری ‫باهاشون پلاس باشی می‌دونی رو بهشون بگی.

‫چون دنبال اونان.

‫اولاً باب، بهشون میگن مهمون، اوکی؟

‫فقط چون تو برنامه‌ام میارمشون ‫دلیل نمیشه که باهاشون همخونه باشم.

‫- اوان. ‫- خدای من، باب.

‫تو هم داری چرت و پرتای اونا رو باور می‌کنی؟

‫تاجایی که می‌دونم اینجا هنوزم کشور آزادیه.

‫نه، دیگه نیست.

‫دیگه نیست.

‫من به عنوان وکیلت اینجا نیومدم، اوان.

‫تو وکیل نداری.

‫تنها دلیلی که گذاشتن من بیام این بود که ‫سعی کنم تو رو سرعقل بیارم.

‫و اگه تو این کار موفق نشم، ‫دیگه خدا به دادت برسه.

‫چون اگه تو چیزی بهشون ندی،

‫نمی‌تونم بهت بگم دفعه‌ی بعد ‫چه بلایی سرت میارن.

‫آقای مک‌کنا؟

‫من والری وایتسل هستم. من برای...

‫می‌دونم برای کی کار می‌کنی. ‫به من مربوط نیست.

‫نه، نه، نه. خواهش می‌کنم. من اومدم ‫باهاتون درباره‌ی پروتئوس صحبت کنم.

‫انگار یکی دوباره احیاش کرده.

‫به کمک شما نیاز دارم، ‫و وقت زیادی ندارم.

‫خواهش می‌کنم.

‫- چطوری منو پیدا کردی؟ ‫- آسون نبود.

‫شما تنها دانشمند تیم اصلی بودین

‫که تونستم ردی ازش پیدا کنم.

‫- خب، بقیه همشون مردن. ‫- یعنی می‌خواین بگین...

‫خب، ما داشتیم به صورت مخفیانه ‫سلاح‌های عصبی

‫واسه دولت ایالات متحده ‫طراحی می‌کردیم.

‫این یعنی نقض کامل کنوانسیون ژنو

‫و تک تک پیمان‌نامه‌های بین‌المللی ‫کنترل تسلیحاتی که وجود داشت.

‫خب، آره.

‫ما خطراتشو می‌دونستیم.

‫باید بدونم اگه پرومتئوس یه جوری دوباره ‫احیا و اون سلاح کامل بشه

‫با آدم چیکار می‌کنه.

‫ایده‌ی پشت پروتئوس این بود که ‫یه آسیب مغزی تروماتیک

‫اونم از راه دور با دقت بالا وارد کنه.

‫آسیبی که منشا‌ش هیچوقت نتونه ‫به طور قطعی ردیابی بشه.

‫پس اگه یه نفر یه جوری اونو به کمال رسونده ‫و داره الان ازش استفاده می‌کنه،

‫علائمش چی می‌تونه باشه؟

‫کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم

More Farsi Persian subtitles for Zero Day

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left