The first 200 lines.
Soul با افتخار تقدیم میکند
یه بار یکی بهم گفت
جوری میجنگم که انگار میخوام
هرکی بهم بدی کرده رو از این دنیا پاک کنم
میگفتن انگار جن تو جلدم رفته
شایدم راست میگن
شایدم واقعا همینطوره
ولی اولین باری که پامو گذاشتم تو رینگ بوکس
تنها چیزی که میدونستم این بود که باید دهن اون سلیطه رو سرویس کنم
قبل از اینکه فرصتی برای ضربه زدن پیدا کنه
سلام!
سلام مامان!
یه خبراییه رفتارشون عجیب غریبه
اینو ببین
تو بردی؟
- باورم نمیشه - اوهوم
- ضربهای هم خوردی؟ - چیزیم نشد
نمیدونم، نصف وقتا چشمام بسته بود
راحتترین سیصد دلاری بود که تو عمرم درآوردم
- باورم نمیشه این کارو کردی - میدونم، خودمم همینطور
سیصد دلار؟
یا خدا...
رندی سالترز! حرف دهنتو بفهم
آبجی مسابقه مردان سرسخت رو برده
اینو ببین
چه خبره؟
چرا هیچکی حرف نمیزنه؟
بابا!
بعد ناهار در موردش حرف میزنیم
چی شده؟
چرا نمیشه همین الان...
پم دولان بهم زنگ زد
در مورد چی؟
نمیدونم
شاید خل شده یا یه چیزی تو این مایه ها
ولی یه چیزای خیلی خیلی وحشتناکی گفت
درباره تو و اون دختره
میدونی که اسمش روزیه
دیگه نمیدونم چی رو باید باور کنم
یه بار میگی همتیمیمه
یه بار میگی بهترین دوستمه
حالا هم که پم داره در مورد شما دوتا این حرفا رو میزنه
الان پم داره میبرتش پیش یه کشیش
تا سر به راهش کنه
و من و باباتم فکر میکنیم که
احتمالا باید همین کارو با تو هم بکنیم
من پیش هیچ کشیشی نمیرم
خب من و بابات با هم صحبت کردیم
و اگه بخوای به این کارت ادامه بدی
دیگه نمیتونیم تو پول اجارهخونه کمکت کنیم
به چه کاری ادامه بدم؟
آخه کشیش چه غلطی میتونه بکنه؟
- راسته؟ - چی راسته؟
- حرفایی که مردم میزنن - مگه چی میگن؟
خب ما دیگه نمیخوایم ببینیش
مردم میگن تقصیر منه که اینجوری بزرگت کردم
کی به حرف اونا اهمیت میده؟ پم دولان یه روانی عوضیه
آخه تو چه کار به فکر و خیالای اون داری؟
اینجوری با من حرف نزن...
چرا که نه؟
تو هر مزخرفی که
- به ذهنت میرسه رو میگی - تمومش کنین!
فقط تمومش کنین!
کاری که تو میکنی طبیعی نیست
و ما میخوایم که تو یه زندگی شاد و عادی داشته باشی
فقط میرم با کشیشه حرف میزنم
مجبورم این کارو بکنم اگه حداقل باهاش حرف نزنم
پول تو جیبیمو قطع میکنه
- خب برو سر کار - کدوم کار؟
دیگه پول آپارتمانمو نمیده
پسرعموش یه اتاق داره
میخواد من برم اونجا زندگی کنم
واسه چی؟
که حواسش بهم باشه فکر کردی واسه چیه؟
نمیتونم بمونم
باید برم
این طرف!
گرفتمش!
همجنسباز عوضی
تمومش کنین!
بسکتبال یه ورزش تیمیه
نمیتونی تو تیم باشی
اگه بخوای همینجوری مشت بکوبی تو صورت همتیمیات
خندهدار نیست
اون شروع کرد
اَه بیخیال کریستی، بچهبازی درنیار
خب راست میگم خودش شروع کرد
چجوری؟
مگه چیکار کرد؟
هان؟
چیکار کرد؟
گور باباش، ولش کن اصلا، مهم نیست
باشه، یه خورده صبر کن کیسی
برات همینجا آوردم
بفرما
تو دیوونهای
اوه، لعنتی
الو، کریستی صحبت میکنه
کریستی، من ریچارد کریسمس هستم
برای لری کریر کار میکنم اون ازم خواست بهت زنگ بزنم
- ببخشید، لری کی؟ - لری کریر
یه برنامهگذار بوکسه اینجا تو بریستول، تنسی
لری چند هفته پیش مبارزهتو تو مسابقه مردان سرسخت دید
اون صاحب پیست اتومبیلرانی بریستوله
و داره یه برنامه جور میکنه
میخواد بدونه نظرت چیه
که اولین مبارزه حرفهای بوکست رو انجام بدی
من... من بسکتبال بازی میکنم
من بوکسور نیستم، قربان
تو عمرم پامو تو باشگاه بوکس نذاشتم
مسابقه مردان سرسخت رو همینجوری عشقی شرکت کردم
خب، لری از سبک مبارزهت خوشش اومده
یه شب تو یه هتل خوب مهمون مایی
و جایزهشم پونصد دلاره
چطوره؟
بدو
بیا
موفق باشی
فایترها، وسط رینگ
خب، شورتت اینجا اندازهست
شورت تو هم اندازهست
قوانین رو قبلا براتون توضیح دادم
همیشه حواستون به خودتون باشه
اگه وسط مبارزه گفتم "وایسا"، وایمیسین!
سوالی دارین؟
تو سوالی داری؟
دستکشها رو بزنین به هم برگردین سر جاتون
شروع!
یک! دو! سه! چهار! پنج!
پاشو! پاشو!
شش! هفت! هشت! نه! ده!
- ببینش - بس کن
کریستی، لری کریر هستم
عالی بودی آفرین
- ممنونم، قربان - حقِت بود
خوش گذشت
هی، بذار سریع یه چیزی بهت بگم
از چیزی که امشب اون بیرون دیدم خوشم اومد
یه مربی سراغ دارم که میخواد ببینتت
اسمش جیم مارتینه یه مربی فوقالعادهست
راستشو بخوای، پسر خودمم تمرین میده
چطوره هفته دیگه بیای
برای یکی دو روز و ببینیش؟
باشگاه منو یه نگاهی بنداز یه کم باهاش تمرین کن
ببین خوشت میاد یا نه
اگه خوشت اومد میخوام برنامهگذارِت بشم
برات مبارزههای بیشتری جور کنم
آره، باشه، حتماً
شاید بخوای پدرتم با خودت بیاری
اوم، بابام نمیتونه از کارش مرخصی بگیره
باشه، پس مادرتو بیار
فقط مادرتو، جیم...
اون آدم خونوادهست میفهمی چی میگم؟
بله، قربان
اون برای دیدنت هیجانزدهست کریستی
ببینیم میتونیم ازت یه بوکسور بسازیم یا نه
میتونم کمکتون کنم؟
من دنبال جیم مارتین میگردم
اوناهاش، کنار رینگه
ببخشید شما جیم مارتین هستین؟
من کریستی سالترز هستم
آقای کریر بهم گفتن که منتظرم هستین
من اینجام که باهاتون تمرین کنم
گاردتو بگیر!
- آقا! - چیه؟
دارم کار میکنم تونی داره سعی میکنه تمرکز کنه
چی میخوای؟
هی، کجا میری، هان؟
- کریستی! اومدی که! - نمیخواد بهم تمرین بده
- مرتیکه عوضیه - کریستی!
- جیم! هی جیم! - بله؟
بیا این پایین
ادامه بدین، بچهها
جیم، این، اه، کریستی سالترزه
بهت که گفته بودم امروز میاد
آه، آره، سلام کریستی از دیدنت خوشبختم
هی، جیم مارتین
- من جویس هستم، مادر کریستی - خوشبختم
لری پول هتل رو حساب کرده
خودت گفتی که میخوای یه امتحانی بکنی
من گفتم میام و یه نگاهی میندازم که انداختم
یارو خیلی عنقه میخوام برگردم خونه
فقط فکر میکنم اگه لری داره بهت یه جا برای موندن، بدون اجاره
و یه کار، و یه مربی پیشنهاد میده
این یه فرصت واقعیه
و تو الان داری ناشکری میکنی
یارو نمیخواد بهم تمرین بده خودت که دیدی، آبروریزی بود
خب باشه برمیگردیم خونه
این همه راهو تا اینجا نیومدم
که فکر کنم تو به این راحتیا جا میزنی
و فقط به خاطر اینکه یه مرد یه حرف تلخی بهت زده
خب تمرین کردن همینه دیگه
سخته، اصلا برای همینه که سرسختت کنه
هوم...
من واقعا فکر میکردم تو همین الانشم سرسختی
میخوام ببینم چجوری حرکت میکنی
از ضربات چپت استفاده کن چندتا از ترکیبهاتو بهم نشون بده
چیز خیلی خفنی نمیخوام
والت، باهاش مدارا کن
ببینم چی تو چنته داری
No comments yet. Be the first to leave one.