The Breslau Murders

The Breslau Murders (Breslau)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Breslau S01E05 1080p WEB h264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-09-23
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫یه دقیقه دیگه باهات حرف میزنم، گِربِر.

‫کارآگاه، کلی جعبه پر از مواد منفجره ‫پیدا کردیم، بیشتر از یه دوجین!

‫این حرومزاده‌ها یه نقشه‌ ای تو سرشون بود.

‫- امنش کنین. ‫- چشم، قربان.

‫گمشو، سگ فاشیست!

‫- بدو، بدو! ‫- یالا، زود باش!

‫- تندتر! منتظر چی هستی؟ ‫- واینستا! راه برو!

‫بدو! صدامو میشنوی؟

‫- تندتر! ‫- یالا، بجنب!

‫- برو. ‫- زود باش!

‫- حالا. با توام. ‫- یالا، بدو!

‫- صبر کن. ‫- وایستا.

‫آره.

‫حالا! دستا بالا.

‫اینه؟

‫این به کارمون میاد.

‫کارآگاه، این خیلی با تو دووم نمیاره.

‫اینو میبرم.

‫ایستگاه باید تمیز بمونه.

‫مسابقه‌ها، میدونی که.

‫میخوام باهاش به سبک قدیم حرف بزنم،

‫تا مطمئن شم هر چی میدونه بهم میگه.

‫- بریم. کلاهتو بردار. ‫- کارآگاه.

‫پشتیبانت میشم.

‫نیازی نیست. تو کار خودت رو بکن.

‫برو!

‫بدو، بدو!

‫- یکی‌یکی. ‫- یالا! تندتر!

‫- من... ‫- خفه شو، احمق!

‫بیشعور. گاو احمق!

‫میدونی چه بلایی سر دوستات میاد؟

‫همه‌ شون میرن اردوگاه کار اجباری.

‫بهت قول میدم هیچکدومشون ‫کریسمس رو نبینن.

‫- چیزایی هست که ارزش مردن دارن. ‫- شنیدی، بنک؟

‫برگردیم. میخواد بره اردوگاه ‫و جونشو بده واسه هدفش.

‫- نه، عمو... ‫- چی؟ کدوم عمو؟

‫- تصمیم بگیر. ‫- عمو، تروخدا. التماست میکنم.

‫تروخدا، التماست میکنم.

‫- اونجا چی کار میکردی؟ ‫- شعر! فقط شعرامو میخوندم.

‫اولین بارم بود اونجا.

‫کی معرفیت کرد؟

‫تایلمنز، یه دوست از دبیرستان. ‫گفتن شعرامو دوست دارن و...

‫اووه گربر، دربارش چی میدونی؟

‫امروز باهاش آشنا شدم. ‫فکر کنم یه جورایی لیدره.

‫همه به حرفش گوش میدن. ‫زیاد حرف میزنه.

‫ولی چی میگه؟ واقعیتا رو بگو!

‫شوخی، همه چی!

‫اینکه باید حواسمون باشه و آروم بمونیم. ‫نازی ‌ها مردمو تحریک میکنن.

‫چرا مواد منفجره لازم داشتین؟ ‫میخواستین چی رو منفجر کنین؟

‫نمیدونم، من...

‫قسم میخورم چیزی بهم نگفتن. ‫اولین بارم بود اونجا.

‫فقط شعر خوندم...

‫فقط شعر میخوندم. ‫فقط شعرامو خوندم.

‫فقط داشتم شعر میخوندم...

‫خب، چی رو میخواستی منفجر کنی؟

‫کون خودتو، نازی.

‫گمشو، نازی.

‫ترجیح میدم بمیرم.

‫هیچی بهت نمیگم.

‫فقط میخوام بدونم بین ‫اووه گربر و زلدا چی گذشته.

‫گربر با زلدا رابطه داشت؟

‫فقط با اون نه.

‫با کی دیگه؟

‫با زنت.

‫شوخی بود.

‫گربر چی؟

‫نمیخواد حرف بزنه. هیچی نمیگه.

‫خب مجبورش کن حرف بزنه.

‫خودت گفتی باید درست انجامش بدم. ‫غرب داره نگاه میکنه.

‫اینجا نوزده نفرین، ‫من به همه‌تون نیاز ندارم.

‫فقط کافیه یکیتون شروع کنه به حرف زدن.

‫شاید تو باشی.

‫امروز میتونی بری خونه.

‫یا میتونی بری اردوگاه.

‫کدومو ترجیح میدی؟

‫- منو ول میکنی؟ ‫- آره.

‫ما درستش میکنیم.

‫چیزی رو کاغذ نمیخوای؟

‫ما اطلاعات میخوایم.

‫یه سیگار بهم میدی؟

‫اول اطلاعات.

‫اینجا جدیدترین اطلاعاتو بگیر.

‫دیوونه شدی؟

‫مردم دارن بهم زنگ میزنن. ‫داری سعی میکنی ما رو ضایع کنی؟

‫نه.

‫دربارش حرف زدیم. دنبالشم.

‫ولی پیداش نکردی. ‫خودم دست به کار شدم.

‫نمیتونم از آدمای خودم بخوام دنبالش بگردن. ‫این چه جوری به نظر میرسه؟

‫نمیدونیم کجاست، ‫نمیدونیم چی کار داره میکنه.

‫داروهاشو نمیخوره.

‫میدونی اگه داروهاشو نخوره چی میشه.

‫بیا، میرسونمت خونه.

‫به قتل آن ریکن، ‫معروف به زلدا، اعتراف میکنی؟

‫و همین‌طور به قتل برنارد فون بلومن‌اشتاین ‫و لئون روزنبلوم؟

‫و همین‌طور به تجاوز به مریم مقدس؟

‫فکر میکنی این خنده‌داره، گربر؟

‫فکر میکنی من خوشم میاد دنبال ‫دیوونه‌های بدبخت راه بیفتم که تصمیم گرفتن

‫با سوزوندن، تکه‌تکه کردن یا سوزوندن ‫یه تیکه از بدن یکی، بهترین راهه

‫برای نشون دادن چیزی که ‫تو ذهن خرابشون میگذره؟

‫فکر میکنی اولی که این ایده ‫به ذهنش رسید تو بودی؟

‫من اینجوری فکر میکنم.

‫تو با زلدا رابطه داشتی.

‫عاشقش شدی.

‫بهش گفتی که خزانه‌دار سازمانی،

‫و بدتر از اون، ‫بزرگ‌ترین رازتو بهش گفتی.

‫درباره کار زندگیت.

‫و این یه اشتباه بود.

‫مثل همیشه که مردا ‫دلشونو با آلتشون قاطی میکنن.

‫فکر میکنی ما کل شب نشستیم و ودکا خوردیم؟

‫دوستات خیلی پرحرفن.

‫وقتی اولی شروع کرد به حرف زدن، ‫بقیه هم خواستن یه چیزی بگن.

‫و حالا، گروهبان بنک

‫بهت میگه ازشون چی کشیدیم بیرون.

‫این چیزیه که اتفاق افتاده.

‫زلدا و بلومن‌اشتاین ‫میخواستن فرار کنن به آمریکا.

‫بدشانسی تو این بود که ‫اونا رازتو میدونستن.

‫اینکه تو خزانه‌دار سازمان بودی،

‫برای همین ازت یه مبلغ گنده خواستن، ‫وگرنه به گشتاپو لو میدادنت.

‫میدونی چیه؟ سرزنشت نمیکنم. ‫منم جای تو بودم عصبانی میشدم.

‫ولی خب، تو برای یه سازمان ‫تروریستی کمونیستی کار میکنی،

‫و میدونستی اگه فقط بکشیش،

‫بالاخره یکی میاد دنبالت، مثل ما.

‫برای همین باید رد پاتو پاک میکردی.

‫تو بیمارستان کار میکنی. ‫به کلر دسترسی داری.

‫و سوزوندن چشماش ‫قراره همه رو بندازه دنبال

‫یه قاتل دیوونه، ولی مهم‌تر از همه...

‫که شک رو از تو دور کنه.

‫واقعاً فکر میکنی برام مهم بود؟

‫من زن و یه بچه کوچیک دارم.

‫زلدا فقط یه فاحشه بود.

‫و تو باید یه کمونیست رو محکوم کنی ‫تا گره‌های نازیت رو ببندی.

‫هیچ مدرکی علیه من نداری.

‫این حتی تو دادگاه خودتونم نمی‌مونه.

‫دوازده تا از نوزده تا همکارات شهادت دادن.

‫و همه‌شون یه چیز گفتن.

‫اینکه تو بودی که نقشه حمله تروریستی

‫به مقامات دولتی رو کشیدی.

‫قرار بود مقر حزب نازی تو وروتسواف رو

‫روز افتتاحیه مسابقه‌ها منفجر کنی.

‫دینامیتا رو از یه معدن دزدیدی

‫تا بیاریش تو ساختمون ‫و بین جعبه‌های شراب قایمش کنی.

‫و آدمت، یه کلینزمن، ‫قرار بود تایمر رو تنظیم کنه.

‫ادامه بدم؟

‫بهتر از من میدونی که به خاطر ‫تلاش برای حمله اعدام میشی.

‫چیزی برای از دست دادن نداری.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫اگه به قتل اعتراف کنی،

‫ترتیبی میدم قبل از اعدام ‫زن و بچه‌تو ببینی.

‫یه پسر قشنگ داری.

‫اگه جای تو بودم، دلم میخواست ‫قبل از مرگ یه بار دیگه ببینمش.

‫من تو عمرم هیچ‌کس رو نکشتم.

‫تا ظهر وقت داری.

‫مدرکا قویه، ولی هنوز شک دارم.

‫شک؟ خودت گفتی اون بوده.

‫فقط یه کم وقت بیشتر لازم دارم.

‫باید مدرک بیشتری برای دادگاه جمع کنم.

‫وقت نداریم، پودولسکی.

‫اگه میخوای مجبورش کنی اعتراف کنه، ‫پسرای خودتو بفرست.

‫اونا از من بهترن تو این کار.

‫نمیتونم شکنجه‌ اش کنم.

‫رسانه‌های غربی باید تو دادگاه ‫اونو سالم و سرحال ببینن.

‫تحقیقات باید تمیز، شفاف و قانونی باشه، ‫مثل رایش سوم.

‫یه مدرکی، چیزی که ‫واضح به یه مجرم اشاره کنه.

‫اثر انگشتای صحنه جرم ‫با مال اون جور درنمیاد.

‫ممکنه دستکش پوشیده باشه.

‫مotive و فرصت داشت.

‫مرسی، پودولسکی.

‫- مرسی. ‫- خیلی خوشحالم، واقعاً. تصمیم عالی بود.

‫لنا.

‫کجا بودی؟

‫ترسیده بودم، نمیخواستم تنها باشم.

‫اتفاقی افتاده؟

‫خونه اِوا خوابیدم. میتونی چک کنی.

‫فقط ترسیده بودم.

‫بذار بیام تو.

‫دوستت دارم، لنا.

‫همه چی روبراهه.

‫شوهرم امروز از مونیخ برمیگرده.

‫ظهر میرم دنبالش ایستگاه.

‫دفعه بعد که رفت سفر، بهم خبر میدی؟

‫- شاید. ‫- شاید؟

‫- شاید آره یا شاید نه؟ ‫- شاید نمیدونم.

‫بای.

‫بای.

‫میدونستم.

‫اوبرستورم‌بان‌فوهرر هولتز ‫دستور داد شخصاً بهت بدمش.

‫ساعت شش عصر ‫مقر پلیس برسلاو. هایل هیتلر!

‫باشه، میتونی بری.

‫یکی میتونه بهم بگه اینجا چه خبره؟ ‫آدمای شما استاد رازداری‌ان.

‫به خاطر یه حمله برنامه‌ریزی‌شده،

‫دستور دادم خونه همه کمونیستا رو بگردن.

‫امنیت رایش و شهرونداش ‫از همه چی مهم‌تره.

‫من این وسط چی کاره‌ام؟

‫بفرما.

‫ ‫

‫آدمای من پیداش کردن.

‫اینو پیدا کردی؟

The Breslau Murders subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Breslau Murders

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left