The first 152 lines.
مسیر میتواند باشد
جنگل نارساپور، حیدرآباد
(قارقار پرنده)
(موسیقی تیک تاک وهم آور)
(موسیقی پسزمینهی پرتنش)
داداش، اینجا غذای بیرون ممنوعه. لطفا ببرش.
سلام...
این خورش ماهی نلور یا بریانی قابلمهای نیست .
خاکستر!
خودتان ببینید.
او خواهد آمد و
گردنت را بگیر.
(خنده بلند و تهدیدآمیز)
(صدای تق تق الکتریکی)
یادداشت با ارزش بالا.
آره. این آخرین یادداشتیه که اون جسدِ بیصاحب داده.
یادداشت من...
(موسیقی پرانرژی)
(از شدت درد فریاد میزند)
(موسیقی شوم)
بذار ببینم الان حرکت میکنی!
(غرش حیوانات از گلو)
(موسیقی تیک تاک وهم آور)
(غرغر کردن)
(صدای رعد و برق)
(موسیقی باشکوه و وهمآور)
(جیک جیک پرندگان)
(موسیقی تیک تاک وهم آور)
(زمزمه میکند)
(موسیقی تیک تاک وهم آور)
(زمزمه میکند)
(چراغها با صدای تیک خاموش میشوند)
(صدای بلند تق)
(به سختی نفس میکشد)
(نیش تیز موسیقی)
(ضربان قلب تند)
(موسیقی شیطانی)
(موسیقی شدت میگیرد)
(موسیقی پیانو)
(موسیقی دلهرهآور و وهمآور)
(صدای جیرجیر صندلی)
(صدای بی روح) هی...
من هیچی نمیدونم، آقا.
قربان، من برای گرفتن یادداشتم که باد آن را با خود برده بود، آمدم.
یادداشت شما؟
بهتره وسایل و خاکستر منو بیاری و اونجا بذاری.
(موسیقی ملایم و پرتنش)
آقا، من آن را سر جایش گذاشتم.
(جیغ میکشد)
(جیرجیر عروسک)
(موسیقی ضعیف)
(مرد مرموز) رفیق،
زنان را باید با گل خواستگاری کرد،
نه ضربه شانه!
(موسیقی پرانرژی)
هی! این همه ادا و اطوار برای اون دختره؟
باهاش انقدر عادی رفتار نکن. بیاحترامی محسوب میشه.
زنها فرشتهاند.
(موسیقی مذهبی)
(مردم پچ پچ میکنند)
(موسیقی دلنشین) او دوباره فراموش کرد
ای وای! نه!
من فقط دنبال تو بودم عزیزم.
کجا داری میری؟
کجا...؟
در واقع...
- بله؟ - (مادربزرگ) راستش...
تو و حافظهی ماهیقرمزت!
با آلزایمرت چه ربطی به راه رفتن روی سطح شیبدار توی خیابون داره؟
اگر فراموش کنی کجا را جستجو کنیم؟
یه چیزی داشتم که باید بهت میگفتم...
حرفی برای گفتن...
میبینمت که استرس داری...
فراموش کردی اجاق گاز را خاموش کنی،
و خانه را به آتش بکشم؟
اگر خانه آتش بگیرد، من هم این شکلی میشوم ؟
کمدی... زمانبندی...
نکند دزد آمده و همه چیز را دزدیده است؟
به جز این جواهرات بدلی، اصلاً چی دارم؟
این درست است.
او چه فایدهای برای بدبختی ما دارد ؟
هی، بس کن!
مادربزرگ!
از پدربزرگ خبری گرفتی؟
آره عزیزم! قرار بود در موردش بهت بگم...
(مادربزرگ) راستش... اون...
پدربزرگ اومد؟
آیا او تماس گرفت؟
یا
هرگونه اطلاعیه فوت...
(موسیقی غمگین)
او مرده است؟
او مرده است؟!
مادربزرگ!
هی، پول من!
- مادربزرگ! - مادربزرگ!
چه اتفاقی برای مادربزرگ افتاده؟
هی، نیم کیلو گشنیز، یک چهارم کیلو پودر قهوه بیار،
نصف پاکت سیگار، و یک جفت دمپایی پاراگون.
چرا الان به همه آنها نیاز دارید؟
برو، به آمبولانس زنگ بزن! احمق!
مادربزرگ!
(موسیقی ملایم و احساسی)
(موسیقی شدت میگیرد)
مادربزرگ. مادربزرگ!
بیا. موقع خوردن این قرصها فکر کن.
هنگام تماشای تلویزیون فکر کنید.
دم کردن برنج داغ و... اون چیه؟
کاری تخم مرغ و ماهی کولی. موقع خوردن فکر کنید.
دارم میرم.
من تو و این روستا را پشت سر میگذارم.
کجا خواهی رفت عزیزم؟
داری منو پشت سر میذاری؟
(موسیقی غمگین)
(موسیقی بیکلام غمگین)
کجا خواهم رفت؟!
کجا میتوانم بروم؟
من دیگه کی رو دارم؟
به جز تو.
گرفتی.
کسی که باید منتظرش ماند و به او فکر کرد.
من چه کسی را دارم؟
نه مامانی نه بابایی.
پزشکان چه گفتند؟
اگر بیش از حد فکر کنید،
ممکن است دچار سکته مغزی شوید و بمیرید.
اما تو گوش ندادی.
اصلاً به چی رسیدی؟
به جز، یک وام پانزده لکی از پدرش. و تو
با آلزایمر پیشرفته.
عزیزم...
تو یه بیماری داری که باعث میشه همه چی رو فراموش کنی،
با این حال هنوز هم نمیتوانی او را فراموش کنی.
چه کسی میداند آن مرد بزرگ چه تأثیری بر مغز شما گذاشته است!
به حرف من گوش کن.
هر غمی، داستانی پشت خود دارد.
اگر فقط بنشینی و برایش گریه کنی،
چه چیزی برای زندگی کردن باقی مانده است؟
عشق دیوانه وار من به تو...
چه ارزشی دارد؟
نه عزیزم.
قسم میخورم به جونت.
دیگه بهش فکر نخواهم کرد
دیگر هیچ بیماریای را تحریک نخواهم کرد.
اشکالی نداره ولش کن.
فقط به این قول عمل کن.
قول؟ از کدوم قول حرف میزنی عزیزم؟
(موسیقی طنز)
کدام وعده؟
بگو!
چی شده عزیزم؟ - تو که دیگه پیشرفت کردی.
تو حتی از مرز فراموشی هم عبور کردی .
No comments yet. Be the first to leave one.