The first 200 lines.
سلام , پليس ,آتش نشاني يا آمبولانس؟
سلام؟- ....سلام , بفرمايين؟شما به پليس -
ما به کمک احتياج داريم
باشه خانم , براتون کمک ميفرستيم , چه اتفاقي افتاده؟
...ما روي يه سکوييم , توي يه ايستگاه ... خواهش ميکنم بايد دوستم داره ميميره,خون ريزي داره
خواهش ميکنم آروم باشين خانم بايد بهم بگين دقيقا کجايين و چه اتفاقي داره ميوفته
نميدونم , ما تو ايستگاهيم و يه چيزي...دوستمو گرفت
باشه , آروم باشين , گفتين تو ايستگاهين , کدوم ايستگاه؟
يکي کمک کنه , داري چي کار ميکني؟- خانم؟-
شما اونجايين؟ تو کدوم ايستگاهين؟ الو؟
دولت جديد ولز جنوبي
يک راه حل اساسي براي حل بحران آب مطرح کرده
اين طرح بر مبناي استفاده از يک مخزن قديمي است که در زير شهر قرار داره
95ميليون دلار براي جديدترين تکنولوژي
تصفيه آب در مرکز سيدني هزينه خواهد شد
اسم من ناتاشا وارنره
و حدود 10 سال در بخش اخبار و اطلاع رساني کار کردم
ميدونستم که ميخوام ماجراها رو بازگو کنم
ميدونستم که ميخوام با مردم در ارتباط باشم
و اون به نظر بهترين مکان براي اين کار بود
وزير جديد آب و محيط زيست
حدود 12 ماهه که زير فشارهاي شديدي قرار داره
.چرا که ذخاير آب سيدني رو به اتمام هستن
ما يک دولت مترقي هستيم و در صورت تغييرات آب و هوايي
,بايد به تمام امکاناتمون توجه کنيم و تصفيه آب
قطعا راهي به سمت آينده است
اولين بار به يه داستاني برخوردم که روي فعاليت دولت تمرکز کرده بود
که به تازگي برنامه هايي رو در مورد تصفيه آب اعلام کرده بودن
و تصميم داشتن تا از تعدادي تونل زيرزميني متروکه
در يکي از بزرگترين سيستمهاي مترومون استفاده کنن
هزاران نفر روزانه از اين مسير عبور ميکنن
بدون اطلاع از اينکه راه حل دولت براي بحران آب
در زير پاهاي اونا قرار داره
برنامه ساختن زيربناهاي تصفيه کردن
براي استفاده از ميليونها ليتر آبي است که در تونلهاي متروي متروک وجود داره
نميدونستم که اونا چقدر زيادن
در واقع يه شهر ديگه در زير شهر ما وجود داره
گروههاي رفاهي معتقدند که اين تونلها براي بي خانمانها سرپناه محسوب ميشه
و ايجاد زيربناهاي تصفيه آب زيرزميني
.ديگه سرپناهي براي اونها باقي نميذاره
نگرانيهاي جديد در مورد بي خانمانها احتمالا مانع ديگه اي
.براي راه حل دولت براي بحران آب به وجود مياره
در اتفاق مشابهي در آمريکا
صدها بي خانمان
اخيرا از تولهاي زيرزميني بيرون شدن
.و اين مسئله تبديل به کابوسي توي روابط با مردم شد
ميتوني به راحتي ببيني که چرا دولتها
مشکلات زيادي براي بيرون کردن بي خانمانها دارن
منظورم اينه که تلاش براي عبور کردن از بين
.پيچ و خمهاي اين تونلهاي تاريک خيلي سخته
تلاش براي پيدا کردن کسايي که اينجا پنهان شدن
.واقعا غير ممکنه
وزير آب و محيط زيست بيان کرده که
هيچ مدرکي دال بر اينکه کسي در تونلهاي سيدني زندگي ميکنه وجود نداره
اگر حزب کارگر برنده انتخابات بشه .اين راه حل عملي ميشه
بعد از هياهوي اوليه همه چي ساکت شد
مثل اين بود که اين ماجرا اصلا اتفاق نيوفتاده
اين زماني بود که زنگاي خطر توي ذهنم ساکت شدن هيچ چيز همينطوري ناپديد نميشه
هر وقت که در مورد مسئله اي سکوت ميشه , من بايد بپرسم چرا
.اين شغل من به عنوان يه روزنامه نگاره
به سلامتي , جان , تولدت مبارک
تولد من
پيام تولدت چيه؟
چي بايد بگي؟ اوه , جان
ميتونم يه داستان در مورد جان براتون تعريف کنم
احتمالا اين يکي رو نشنيدين , داستان برميگرده به 1991
اسم من استيو ميلره من يه فيلمبردار تلويزيونيم
من براي بخش اخبار و اطلاع رساني از اواسط دهه 80 کار ميکردم
من و پيت تازه کارمونو شروع کرده بودين و اونا هم ما رو به اولين جنگ خليج فارس فرستادن
براي همين مجبور بوديم که به دفتر مرکزي زنگ بزنيم
بايد به جان زنگ ميزديم , که اون موقع مسئول بخش خبري بود
و بهش ميگفتيم که برامون پول بيشتري بفرسته
چون ما بايد يه سري ماسک ضد گاز و مواد شيميايي و وسايل ديگه بخريم
بعدش اونا مثلا برامون 10 هزار دلار ميفرستادن
اون پول توي دستامون بود و ما هم ميگفتيم بيخيال همه چي , بيا باهاش خوش بگذرونيم
و موقعي که آژير حمله هوايي به صدا ميومد, همه ماسکهاشونو ميپوشيدن
!و ما فقط ميگفتيم : لعنتي
شما يه جورايي با شغلتون ازدواج ميکنين براي همين آدمايي که باهاشون کار ميکنين
.تبديل ميشن به اعضاي خانواده تون
شما مسئول صدابرداريمونو ديدين
.اون يه مرد جوون فوق العاده خوش تيپه , ولي خيلي توي اين شغل خوب نيست
بيا اينجا تنگلز- راجع به چي حرف ميزني؟-
دارم داستان اون موقعي که رفتيم به آمريکا رو تعريف ميکنم
که تو دو هفته هدفون نداشتي
يادت مياد؟
و کسي هم متوجه شد؟ !هيچ کس نفهميد
.اون يه نابغه است- .من واقعا تو اين کارا خوبم-
.لازم نيست که حتما بشنومش , ميتونم احساسش کنم
وقتيکه اون بچه ها قراره باهات کار کنن
وقتيکه استيو و تنگلز قرار باشه کار فيلمبرداري رو انجام بدن
اونا فقط
اونا حرفه اين اما در ضمن مثل بچه ها ميمونن
.وقتيکه کار تموم ميشه شروع ميکنن به خراب کاري کردن و خنديدن
ناتاشا رو يادمه , اون توي يه شبکه ديگه بود
,و دو سه سال بعد , اونا آوردنش پيش ما
به عنوان برداشت اول؟
فقط يه آدم جوون ديگه وارد کار شده بود
که دستمزد بالايي داشت , و هنوز خودشو واقعا اثبات نکرده بود
.اما ميدوني , اون مسئله مهمي بود
!هي پيت ! پيت
يه ملاقات کاريه؟
.بحث در مورد توليده-
...درباره توليد چند تا
! دريانورد....
آره ...آره
چه طور بود؟ بهتره زودتر خاموشش کني
پيت
تو اوني هستي که کم آورد و فرار کرد؟
من جايي نرفتم , همينجام اين بحثو قبلا نداشتيم؟
بيا اينجا رفيق
پيت و من , ما يه رابطه کاري عالي داشتيم
اون در مورد روش انجام دادن کارش خيلي مصمم بود
و منم در مورد روش کار خودم مصمم بودم
بعضي وقتا مشکلي نبود و با هم خوب کنار ميومديم
.و بعضي وقتا هم باعث به وجود اومدن يه سري اختلافات ميشد
هر وقت که اسمش ميومد , موضوع خيلي سريع عوض ميشد
...وقتيکه الآن بهش فکر ميکني , يه جورايي احساس ميکني که
" اوه , آره , اون پايين يه اتفاقي داشت ميوفتاد"
يه ويدئو از يوتيوب ديدم که در اون چندتا جوون
...در حال داغون کردن محوطه اطراف تونلا بودن
سف؟ تو اين کارو کردي؟
داري شوخي ميکني؟
پس بايد يه درسي بهش بدم؟
.حتما اين کارو ميکنم
.اين چيزيه که من درمورد مزخرفات تو فکر ميکنم
توي اون کليپ
يه چيزه ناشناخته اي وجود داشت
.کاملا واضح بود ولي به هر حال يه چيزي توي تونل بود
چي بود؟
ششش
چي بود؟- .خفه شو-
لعنتي , چه کوفتي بود؟
اونا هنوز اينجان
!اوه
...چراغ قوه رو بده من- .سف , بيخيال , بيا زودتر از اينجا بريم بيرون-
فقط چراغ قوه رو بده به من , هرزه عوضي
.نه نرو , بيخيال- .همه چي مرتبه-
فکر کردي ميتوني کارمو خراب کني , آره؟
لعنتي , سف , زود باش ...ما بايد
لعنت
سف سف؟
سف , چي شد؟ سف , زودباش
صبر کن , سف ؟ جواب بده
سف؟- لعنت بهش , من از اينجا ميرم-
.دز , صبر کن , جايي نرو , صبر کن
جي , زود باش- دز , بس کن-
دز , نرو چه غلطي ميکني؟ کمک
...سف , سف؟ جواب بده خواهش ميکنم
وقتيکه اون کليپو ديدم , فکر کردم "اين داستانيه که ميشه براش پيش جان رفت "
ميدوني "بالاخره داستان خوبي به نظر ميومد"
از کي تا حالا يه روزنامه نگار خوب از يوتيوب براي تحقيق استفاده ميکنه؟
.کليپ خوبي بود , اما اون موقع فکر ميکردم که اون ديوونه شده
وقتيکه داستانو براي جان تعريف کردم , اون پيتو گذاشت روي اين پروژه
معنيش اين بود که
پيت براي يه داستان جديد بايد به چين ميرفت
که خيلي خيلي براش مهم بود
.و من بايد بهش اين خبرو ميدادم که ديگه روي اون داستان کار نميکنه
اولين بار شنيدم که ماجراي تونلا يه داستان ذخيره است
.چون ما و پيت داشتيم براي رفتن به چين آماده ميشديم
هي اينجا يه نمودار کانوني جايي هست؟
ميتوني اونو نگهش داري؟- آره , آره , نگرانش نباش-
.عاليه
اون روي اين موضوع خيلي وقت بود که کار ميکرد
و خيلي هيجان زده بود که بره اونجا و بچسبه به کارش
فکر کنم اون طرحهاي خيلي خوبي داشت
.که ميتونست براي پيشرفت شغلش عالي باشه .... واقعا عالي بود
چه طوره , رفيق؟- به نظر خيلي خوبه-
.با اون هزينه اي که براي تعميرش دادن , بايدم باشه
.ممنون تنگلز , خيلي خوبه
خواهشا ديگه دوربينا رو از روي نردبون ننداز
آره , بهتون گفتم که تقصير من نبود , خيلي خب؟
مشکلي نداري اگه وسايل اضافي رو نبريم؟ هر چي بارمون کمتر باشه , سريعتر ميتونيم حرکت کنيم
درسته رفيق بالاخره ميريم چين
دي وي دي هاي ارزون بيشتر نرم افزارهاي کپي شده
.همه چي اونجا پيدا ميشه
.کاملا تصميم جان بود که پيت رو بذاره روي اين موضوع
خب من يکم ناراحت بودم که قرار بود با پيت کارمو شروع کنم
همونطور که قبلا گفتم , ما هميشه با هم خوب برخورد نميکرديم
من واقعا در مورد حرف زدن با پيت عصبي بودم
.نميخواستم بهش بگم
خيلي هيجان انگيز نيست
وقتيکه تمام اميدهاتو براي يه داستان بزرگ ميسازي
.و بعدش فقط بهت يه ساندويچ از آشغال ميدن
اون موقع فکر ميکردم که دارم کار درستو ميکنم
فکر ميکردم پيت بايد نقشه هاشو به تاخير بندازه
.و اون داستان ارزش اين کارو داره
اون گفت که ميره تا جان رو ببينه
نميدونم تو اون اتاق چه اتفاقي افتاد
و اون بحثها راجع به چي بود
اما آره , اون با جان در موردش صحبت کرد
و فکر کنم از اون موقع بود که مشخص شد
.اون به چين نميره و اين نات بود که اون روز برنده است
چرا جان نظرشو عوض کرد؟
بس کن , همه ميدونيم چرا جان هواي نات رو داشت
آره؟
از وقتيکه پيت اومد تا روي داستان کارکنه , فشارهاي کاري ما زياد شد
تا بفهميم چه اتفاقي براي برنامه هاي تصفيه آب افتاده
پيت خيلي عصباني بود اما ميدوني , پيت حرفه ايه
يکي دو روز طول کشيد ولي بعدش دوباره عادي شد
درست مثل آدمي که هميشه بود
No comments yet. Be the first to leave one.