The first 200 lines.
خانم کویین
قاضی لول
امیدوارم زیاد منتظر نمونده باشید.
نه آقا.
بفرمایید داخل.
برای تعطیلات برنامهای دارید؟
من تو شهر میمونم.
کریسمس رو با چند تا از دوستام میگذرونم.
هیچوقت نمیدونم برای مردم چی بخرم.
همسرم هدایامونو میخرید.
همیشه انگار همون چیز درست رو پیدا میکرد.
امیدوارم این مناسب باشه، خوب ازش استفاده کنید.
ممنون، آقای قاضی، حتماً.
کریسمس خوبی داشته باشید.
شما هم همینطور.
دوست دارید ماشینتون رو بیارن، قاضی لول؟
هنوز نه، ماری. میخوام میزمو مرتب کنم.
میدونید، آبراهام لینکلن بوقلمون وحشی شکار میکرد
تو جادههای ما.
هنوز هم میتونید برای شام کریسمس یکی از اونجا گیر بیارید.
خب، خرسهای قطبی، بزنیم بریم!
ول کن بابا، مایک، اونقدرام سرد نیست.
بیل، یه چیزی اینجا داریم.
هی، اینجا!
و حالا برگردیم به داستان اصلیمون.
گفته میشه قاضی لول ناامید شده بود
به خاطر سلامتی رو به زوالش.
رئیس جمهور که امروز صبح در مراسم یادبود
در کلیسای جامع واشنگتن سخنرانی میکرد،
قاضی رو یکی از بهترین و بلیغترین حقوقدانان ما نامید.
مردی متعهد به قانون و فدایی حقیقت.
مراسم تشییع جنازه امروز بعد از ظهر
در آرامگاه آرلینگتون برگزار خواهد شد.
هی!
هی هی!
شما خوکها!
اون مال مادرم بود!
داره چیکار میکنه؟
برو کنار مرد!
از لیست بازداشتیهای جنابعالی، شماره ۱۵
ایالات متحده علیه دانیل آدامز.
آقای آدامز، شما به داشتن
یک سلاح ممنوعه متهم هستید. سلام جک.
سلام کَت.
پیامم رو گرفتی؟
آره، حالت خوبه؟
بله، خوبم.
باشه، ببین میتونه کاری کنه چند هفته استراحت کنه.
برای چند هفته.
یه کم سرش شیره بمالیم.
چیزی رو از دست دادم؟
پرونده "حمله با قصد" شما رو رد کرد.
عجب، اون قول داده بود این کارو نمیکنه.
آره، خب، حس میکنم شاید ماه مارس دوباره ببینیمش
با یه برنزه قشنگ فلوریدایی.
اینم ۴۰ خبر برتر امروز. خب.
شب شلوغی بود.
۱۰۲ بازداشت جنایی.
یه جورایی رکورد دوشنبههاست.
نمیدونم چیه، حتماً یه چیزی تو هواست.
روح کریسمس.
اوه، آره.
کارل وین اندرسون رو بیارید.
نفر بعدی در لیست بازداشتیهای جنابعالی شماره ۱۷ هست.
ایالات متحده علیه کارل وین اندرسون.
آیا وکیل آقای اندرسون حاضر است؟
جنابعالی، آقای اندرسون حاضر نشده
با وکیل صحبت کنه.
کلاً حاضر نشده با هیچکس صحبت کنه.
شما متهم به قتل درجه یک هستید.
اینو میفهمید، آقای اندرسون؟
میدونید کجا هستید، آقای اندرسون؟
چون نمیتونم تشخیص بدم
که آقای اندرسون از لحاظ روانی صلاحیت داره یا نه،
ارائه پرونده رو تا زمان ارزیابی روانپزشکی به تعویق میندازم.
آیا آقای اندرسون پشتوانه مالی داره؟
ایشون بیبضاعت هستند، جنابعالی.
پس دادگاه وکیل جدید تعیین میکنه.
ثبت بشه که خانم رایلی
از دفتر وکیل تسخیری
وکالت آقای اندرسون رو به عهده میگیره.
جنابعالی، من باید برم تعطیلات.
یک ساله که تعطیلات نرفتم.
خانم رایلی، لطفاً آقای اندرسون رو همراهی کنید
و باهاش مصاحبه کنید.
بله، جنابعالی.
این پرونده رو رد میکنیم، بعدی چیه؟
آقای اندرسون، من کاتلین رایلی هستم
از دفتر وکیل تسخیری.
میخوام چند تا سؤال ازتون بپرسم.
شما متهم به قتل هستید.
میشه بهم بگید حدود نیمهشب
۱۸ دسامبر کجا بودید؟
آقای اندرسون، نیمهشب
۱۸ دسامبر کجا بودید؟
من وکیل شما هستم.
هر چیزی بهم بگید محرمانه میمونه.
ببین، اگه باهام حرف نزنی، نمیتونم کمکت کنم.
باشه، فکر کنم این وقت تلف کردنه.
میفهمید چه اتفاقی داره براتون میفته؟
جیم، میذاری من از اینجا برم بیرون؟
مگه سواد ندارن؟
ساعت نداری؟
ما تو دردسر افتادیم.
بدجوری گیر کردیم.
حمایتها داره سریعتر از یه روسپی پیر تحلیل میره.
الان هنوز معلوم نیست نتیجه چی میشه.
کامیسکی هنوز اعلام موضع نکرده؟
هنوز دو دله.
هشت نه نفر منتظرن ببینن اون به کدوم سمت میره.
رفت تو؟ آره.
آه، ادی اومد.
نماینده نیوتن، از دیدنتون خوشحالم.
خداحافظ.
از مسئول هماهنگی چه خبر؟
گفت کاری میکنه افرادش طبق برنامه عمل کنن.
به من گفت هیچوقت به کشاورزهای آمریکایی پشت نمیکنه.
مگه چیز جدیدی هم هست؟
یهو کمرش درد گرفت، از رأی دادن طفره رفت.
به جناح خودش گفت که بر اساس وجدانشون رأی بدن.
این که دیگه نوبره!
خب، تو چی فکر میکنی، گریس؟
نمیتونم کمکت کنم، ادی.
فقط میخواستم ببینم باد از کدوم طرف میوزه.
همین؟
آره، تقریباً همین. من بهت احترام میذارم، گریس.
نمیخوام با یه قول بهت توهین کنم...
یه قول بیربط و بیاساس. تو باید بر اساس وجدانت رأی بدی.
وقتی فروتن میشی، من نگران میشم.
حس میکنم داری برام پاپوش درست میکنی.
هیچ کلکی در کار نیست.
ببین، تو هرکاری از دستت برمیاومد کردی.
من تو موقعیت سختی هستم.
حوزه انتخابیه من کارگریه.
اونا از یارانههای دولتی خوششون نمیاد.
من طرف اونام، گریس.
خودم از یه خانواده کشاورز اومدم، از همون یقهخاکیها.
ولی همه انتظار دارن شیر سر میز غذاشون باشه.
و اگه قیمت مناسب نباشه...
دامدارها شیرها رو میریزن تو رودخونه.
تا حالا دیدیش؟
حیف و میل وحشتناکیه.
گریس.
گریس.
وقتی تو تو دردسر بودی...
وقتی به حمایت ایالتهای تولیدکننده محصولات کشاورزی نیاز داشتی...
سر قضیه نجات شرکتهای خودروسازی، من برات سینه سپر کردم.
من رأیهای زیادی برات جمع کردم.
زندگی همینه، ادی.
نه، گریس، این سیاست.
زندگی چیزیه که بقیه میکنن، یادت باشه؟
درسته.
باشه، ببین.
حوزه انتخابیه شما یه برنامه ناهار بزرگ برای مرکز شهر داره، درسته؟
درسته.
خب، من نمیبینم چرا نتونیم اهدا کنیم...
شیر رایگان به اندازه مصرف یک سال.
دلیلی نداره بره تو رودخونه.
باورم نمیشه داری سعی میکنی به من رشوه بدی...
با شیر برای بچهها.
گریس، این یه لایحه خوبیه.
فقط بهم یه کم فرصت بده تا حمایت جمع کنم، باشه؟
بذار رأیگیری رو بندازیم بعد از تعطیلات.
چرا اینقدر طول کشید تا بیای پیش من؟
از ذهنم پرید.
هیچوقت چیزی از ذهنت نمیپره.
زندگی چیزیه که بقیه میکنن.
تو خطرناکی.
باشه، کاری میکنم به تعویق بیفته.
ولی اینطوری حسابمون صاف میشه، ادی.
رأی منو نخواه، فروشی نیست.
چی شده؟
دیشب یکی از مأمورا رو کتک زد.
دلم میخواد چشمشو دربیارم.
این سومین باره که تو دو ماه این اتفاق میفته.
اگه همینطوری پیش بره یه روز صبح بیدار میشه...
و میبینه که دارش زدن.
بِکِر، تظاهر میکنم که اینو نشنیدم.
دکتر دیدش؟
آره، اومد و رفت.
نذاشت بهش دست بزنه.
باشه، دستبندها رو باز کن.
هی، رئیس گفت این کارو نکنم، اصلاً.
ببین، فقط دستبندها رو باز کن، باشه؟
من مسئولیتشو قبول میکنم.
باشه، تو اینجا کارهای.
حیوونها رو میخوابونن، میدونی که؟
آره، بعضی وقتا هم از دستشون در میره، مگه نه؟
داری سعی میکنی خودکشی کنی؟
منظورم اینه، اگه هستی فقط بهم بگو، چون اگه باشی...
من کارای بهتری برای انجام دادن دارم.
اوه، خدایا.
یه دکتر خبر کن.
نتونستم بعضی جاها خطتو بخونم.
فکر کنم فهمیدم...
فکر کنم بیشترش رو فهمیدم.
ولی باید چند تا سؤال دیگه ازت بپرسم.
کارل؟
کارل؟
کارل!
No comments yet. Be the first to leave one.