The first 200 lines.
من و هانا با هم در هندون آموزش دیدیم
چی، همون همتیمیایه که
ـ نزدیک بود مربیتون رو بکشه؟ ـ آره
میخوام فوراً سفارت رو قرنطینه کنین
پیداکردن مهاجم به کجا رسید؟
داریم دوباره همهٔ طبقات رو میگردیم
سفیر، میدونین
چرا مهاجم رفت دفتر شما؟
فکر کردم شاید گاوصندوق رو باز کرده
ولی چطور ممکنه؟
آقای کینگ، دربارهٔ
جلسهٔ پارسال واشینگتن حرف میزنم
ـ این دربارهٔ توئه ـ وزیر دفاع
کریگ استوارت و پری لمبرت
همه در جلسهٔ محرمانهٔ واشینگتن شهادت دادن
تیلمن و کینگ هم شهادت دادن
یعنی تنها دو نفر زندهٔ این مهمونیان
مارشال جانسون. پول روسیه توی حسابشه، ولی همهچیز رو انکار میکنه
جان آلبرت جانسون، پدر پاتریک جانسون
هیچجا نمیره و کسی بدون حضور من
یا برودی نمیبینتش
اون چیه؟
وقتی از اساِیاِس خارج شدم زدمش
قاتل همون خالکوبی رو داره
این یعنی چی، افسر برودی؟
یعنی روس نیست
چرا هر راهی بهش بستهست؟
روی کتم یه دوربینه
میتونیم علیه خودش به کارش ببریم
اینجا چیکار میکنی، جس؟
دنبال یه گزارشم
نیکلاس مارتین با مرد سفیدپوست ناشناسی
حدوداً ۳۵ساله در شب ناپدیدشدنش ملاقات کرده
هرکی اون مرده، ممکنه کلید همهچیز باشه
پلیس نظامی هستیم، خانم
ـ پیداش کردم ـ هی!
ـ چه میکنی؟ ـ ولش کن!
خدای من. تیر خوردی
میتونیم سطح دریا رو بازتنظیم کنیم
دیگه ارتفاع واقعی رو نمیدونم
ـ من از اینجا مدیریت میکنم ـ اگه هواپیما
زیر ۲۰ هزار پا بیاد
بمب خودکار منفجر میشه
ـ نخستوزیر؟ ـ تا ۴۰ دقیقهٔ دیگه نگفتی
تهدید بمب خنثی شده
هواپیما رو ساقط میکنم
ادامهٔ نزول. ارتفاع نمایشدادهشده ۳۰ هزار پا
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
۲۰ هزار
کاپیتان، زیر ۲۰ اومدین
جواب داد
هنوز روی زمین نیستیم
۱۹ هزار و ۹۵۰
نزدیک ۱۹ هزار و ۵۰۰
مگان، از نَتس بخواه مسیر پرواز رو خالی کنه
بهجای هیترو به فرودگاه دانسفولد منحرفشون کنیم
ـ بله، قربان ـ گروهبان ستاد اوهنلن
میخوام تیم خنثیسازی بمب اونجا منتظر باشه
بله، قربان
نخستوزیر، خبر خوب دارم
باشه
اوه، بجنب، بجنب، بجنب
اشکالی نداره، اشکالی نداره
بجنب!
باشه، آتیش کجاست؟
مت
جس
روث تیر خورده. کمک میخوام
تیر خورده؟ بیارینش داخل
باشه، باشه
ـ توی آشپزخونه ـ خوبه، اشکالی نداره
ـ کجاش تیر خورده؟ ـ پهلوی چپش
خوب میشی، خوب میشی. این رو دربیاریم
خوبی، آروم
باشه. میز رو خالی کنین
همه رو بریزین روی زمین
ـ خوب میشه؟ ـ توی انباری
یه جعبهٔ کمکهای اولیه روی طبقهٔ بالاست
انباری. باشه
چی شد؟ کی بهش شلیک کرد؟
ـ پلیس نظامی ـ چی؟ چرا؟
دنبال هارددیسکی بودن که دستمونه
جون آدمها بهش بستگی داره. امآی۵ باید محتواش رو ببینه
وضعش بده، جس. خون زیادی از دست داده
چرا نبردیش بیمارستان؟
چون تو نزدیکتر بودی
و فکر نمیکردم دوام بیاره
و تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم
حق با تو بود. ضربانش ۱۸۰ و رو به افزایشه
تو باید نجاتش بدی تا من از کامپیوترت استفاده کنم
نه. کامپیوتر باید صبر کنه
دستهات رو بشور
اول باید مایع وارد بدنش کنم
و ضربانش رو پایین بیارم
توی یخچال یه سرم پیدا میکنی
یه کیسهٔ شفاف سالینه. میاریش؟
چرا سالین داری؟
بهترین چیز برای خماریه
پاهاش رو بالا ببر
خوب میشه؟
نمیدونم. روی زخم فشار بده
دستهات روی دست من
چی؟
فقط انجامش بده
خوبه
فشار رو نگه دار
نمی... نمیتونم
آره جس، میتونی
خواهش میکنم نجاتش بده
گروهبان لی فهمیده مهاجم چطور یه قدم جلوتر ازمونه
یه دوربین ریز روی کتش گذاشته
و تمام کارهامون رو دیده و شنیده
پس نابودش کنین
الان فکر میکنیم خبر نداره
که ما دوربین رو کشف کردیم
هانا فکر میکنه میتونیم باهاش توی تله بکشیمش
نقشهاش اینه که نوئل کینگ طعمه باشه؟
فقط تا وقتی مهاجم فکر کنه
آقای کینگ حداقل محافظت رو داره
به محض انجامش
اون رو از خطر دور میکنیم
و تله رو میذاریم ـ چطور؟
وقتی دوربین روی هاناست؟
دوربین رو به شخص دیگهای منتقل میکنیم
هانا پشت سر میمونه و منتظر مهاجم میشه
و من نزدیکم
همهش خیلی بیپروا به نظر میاد
با اینکه میتونه خیلی روی اعصاب باشه، خانم
هانا میدونه چیکار میکنه
از من چی میخواین؟
فقط همراهی کنین
موافقت کنین نوئل کینگ و سفیر
توی جمع زیادی در خطرن
و باید از اونجا خارج بشن
و تحت حفاظت مسلحانه باشن
داره میاد
ـ تجهیزات رو بپوشین ـ بله، قربان
عبور از ۵۰۰ پا
امیدوارم، مگان، وگرنه باید از روی باند جمعمون کنین
چرخها پایین
سه چراغ سبز
عبور از ۱۰۰ پا
هفتاد. پنجاه
سی. بیست. ده. صفر
تماس با باند آلفا
فرود اومدیم
خدا رو شکر برای تیمتون در تیمز هاوس
دیدین؟ نه، ببینین. خب، این هم از این. آرومآروم اثر میکنه
قربان، باید با ما بیاین
چی؟ هیچجا نمیرم
با تمام احترام، قربان، درخواست نمیکنم
برای شما و آقای کینگ امنترین کاره، سفیر
ـ سفیر رو با تیم سهنفره به دفترش ببرین ـ رون، چه خبره؟
یکی داخل، دو نفر بیرون. همیشه زیر نظر باشه
فکر میکنی اون برای چی بود؟
هیچ نظری ندارم
سفیر در حرکته
آقای کینگ. ببخشید
میشه یه لحظه؟
لوئیس، بهت نیاز دارم
گفتین بیام، قربان؟
یه مأموریت برات دارم
بله، قربان
آره
امنه
موفق باشین، قربان
موفق شدیم، بچهها
حالا از هواپیما خارجشون کنیم
و بذاریم خنثیسازی بمب کارش رو بکنه
به همهتون افتخار میکنم
کارت عالی بود، مگان
مگان هستم
میدونم هواپیما فرود اومده
خودشه
همه ساکت
اگه کسی به هواپیما نزدیک بشه، بمب رو منفجر میکنم
قربان، تیمز هاوسه
ممنون، سارا
ـ حالا از این هواپیمای لعنتی پیاده بشیم ـ آره
دارن چیکار میکنن؟
چرا دارن عقب میرن؟
لعنتی
جان، چه خبره؟
چرا تیم خنثیسازی داره عقب میکشه؟
مادلین
میدونه فرود اومدین
بذار با مسئول حرف بزنم
قربان
مدیرکل موقت تننت هستم
منظورم کسیه که واقعاً مسئوله
گوش میدم. لهجهٔ روسی رو هم کنار بذار
میدونیم نظامی سابق بریتانیایی هستی
بالاخره خواستهای داری؟
فقط اینکه هیچکس از هواپیما خارج نشه
و به روآن بگو اگه در رو باز کنه هواپیما رو منفجر میکنم
روآن، وایسا. همهمون رو میکشی
نمیخوام بمیرم
هیچکدوم نمیخوایم
خواهش میکنم، فقط بذار برم
ـ درست میشه ـ اگه کس دیگهای خارج بشه...
No comments yet. Be the first to leave one.