The first 200 lines.
دسامبر
اکثر مردم میگن من آدم سر به هوایی هستم دسامبر
هی، کجا داری میری؟
لطفا من رو به شهر برسونین، تا این جلبک های دریایی رو به دست مشتری ها برسونم
معمولا این کارو برادرم انجام میداد، ولی امروز سرما خورده
و امروز من..به جاش اومدم
که اینطور....
اگه از این کار خوشت نمیاد میتونی انجامش ندی
ولی مردم مارو به عنوان خواهر برادرای جلبک رسون میشناسن
...اها
ببین
رسیدیم
حواس پرتی نکنی باشه
Chocolate "Morinaga"
شکلات 10 ین
کارامل بزرگ 10 ین، کوچیک 5 ین
یو یو 10 ین
افرین افرین یو یو 10 ین
افرین افرین
اینو ببین
بفرمایید داخل
خیلی ممنون
در این گوشه دنیا
مهدی ترجمه از
وقتی توی شهر گم شدم
با یه آقایی که یه سبد بزرگ روی دوشش بود آشنا شدم
سوزو چان، این کیه؟
هیولا
ها؟
اون به من گفت:"بیا روی شونه ام و با "تلسکوپ راهت رو پیدا کن
چقد خوبه.
بعدش افتادم داخل سبد داخل سبد یه پسر غریبه نشسته بود
اون بچهدزده و منم دزدیده
!چه بد
من باید تا قبل از غروب افتاب خونه باشم تا غذای مرغ ها رو بدم
منم باید بابامو توی ایستگاه راه آهن ببینم
منم همینطور، منم همینطور
اگه تا قبل از غروب خورشید برنگردم بلای بدی به سرم میاد
چجور بلایی؟
حالا خودت میبینی
عمو، عمو
چیه؟ عمو، عمو
چیه؟
اینجارو ببین، خیلی عجیبه
کجاست؟
وقتی شب میشد، هیولا به خواب عمیقی فرو میرفت
داریم بدون غذا ولش میکنیم،بدبخت بیچاره
ممنون، اورانو سوزو
اوه، اسم منو از کجا میدونی؟
ممنون اورانو سوزو
هی، سر و صدا نکن
من شاید آدم سر به هوایی باشم
ولی تمام اتفاقاتی که اون روز افتاد مثل رویا بود
آگوست 1935
معمولا دریا اینجوریه آگوست 1935
آگوست 1935
و وقتی جذر و مد کم باشه اینجوری
برای اولین باره که میخوایم بدون حضور بزرگترا بریم دریا و این خیلی خوبه
من میخوام بگم:"صبح بخیر عمو و عمه و مادربزرگ
و مامان و بابا هم قراره به شهر برگردن
هندوانه
اه! بدش من، من میخوام ببرمش
خفه!
بگیرین، نوبت شماست که بیاریدش
برادرم خیلی آدم بی اعصاب و سخت گیریه
...صبر کن
صبح بخیر
مامان و بابا
اینم هنداونه
ممنون، الان بلندش میکنم
خوشگل مامان بزرگ
هر سال مامان بزرگ یه کیمونو جدید برامون میدوزه
ما اومدیم هر سال مامان بزرگ یه کیمونو جدید برامون میدوزه
هر سال مامان بزرگ یه کیمونو جدید برامون میدوزه
مامان و بابا با خریداشون از شهر برگشتن و با هم به قبرستون رفتیم
هوا چقدر خوبه مامان و بابا با خریداشون از شهر برگشتن و با هم به قبرستون رفتیم
مامان و بابا با خریداشون از شهر برگشتن و با هم به قبرستون رفتیم
چه خبر از ابا؟
خب، وضع و اوضاع خیلی خوب نبود
...همینطوره
خیلی اتفاقا افتاده بود
ولی ما بچه ها اون موقع خیلی نترس به نظر میومدیم
حتی وقتی یه چیز غیر عادی میدیدیم
عصر بخیر
میگم... میخوای برم بیشتر هنداونه بیارم؟
مامان
هی تا جذر و مد بیشتر نشده بیدار شو
زود باش، بیدار شو
تو هم همینطور سومی
زود باش
اون گوشه بزارش خودش میخوره
که اینطور.. مامان بزرگ اگه براش کیمونو بزاری، میپوشدش؟
سوزو، تو دختر خیلی مهربونی هستی
اونا میگن اون توی مدرسه ای بوده که خونه روح زاشیکی واراشی بوده
برادرم همه این چیزارو بهم توضیح میده
به نظر میاد که هم آدما و هم طبیعت مهربون تر شدن
کیمونو ـت رو توی کوساتسو جا گزاشتی؟
!برو برش گردون،احمق
برادرم یه هیولاست.
یادم رفته بود که برادرم چه هیولاییه برادرم یه هیولاست.
یادم رفته بود که برادرم چه هیولاییه
فوریه
سوزو پایین تر بزارش فوریه
سوزو پایین تر بزارش
اینجوری باد نمیبرتشون
باشه
مامان 2 ین داری بهم بدی
مدادم تموم شد
هر موقع پول داشتی یکی جدیدشو بخر
تازشم هیچی به جز چیزای وحشتناک نمیکشی
سومی میخوای مدادامون رو عوض کنیم؟
نوچ
سوزو، میزوهارو تتسو مدرسه میاد؟
...ها؟ فک کنم
!سرده
خیلی کوچیکه
برای یه هفته ام جواب میده؟
نباید اونجا خالیش کنی
درس نقاشی بر اساس طرح آزاد
اونایی که تموم کردن میتونن برن خونه
!چشم
بیا بریم اونجا نقاشی بکشیم
هممم، بد نیست
خیلی خوبه،اورانو
سوزو چان عجب هنرمندیه
من برگشتم
من میرم بیرون تا برگ کاج جمع کنم
مراقب باش
میزوهارا بعد از تموم کردن نقاشیت نرفتی خونتون؟
خونه؟
والدینم کل روز رو عرق میخورن، حتی کارم نمیکنن
از نقاشی کردن دریا متنفرم
اورانو، دستتو بیار جلو
این برا تو ـه
برا من؟
بگیرش این مداد برادرم ـه
خرگوشا دارن اینور و انور میپرن
وقتی پردینشون تموم شد، همه چیز مثل قبل میشه
برام یه چیزی بکش، حتی اگه این دریای مسخره باشه
میزوهارا، اونا چجور خرگوشی هستن؟
چی؟
اها..اون کف های روی دریا مثل خرگوش های سفید هستن
میزوهارا سان، تو از برادرم بدت میاد؟
نه
ما پیش خودمون یه قانون داریم: اگه برادرتو دیدیم مثل برق و باد فرار کنیم
ولی هر چی نباشه اونقدر ها احمق نیست که درس بخونه که اخرش بره ملوان بشه و ته تهش غرق بشه
راست میگیا، خیلی شبیه خرگوشن
تموم شد
برگاتو جمع کردم
ممنون
خیلی خوب کشیدی
حالا میتونی بری خونه
ولی همچین دریایی...تنفر ازش خیلی سخته
مارچ
نیروی دریایی امپراطوری شجاعانه در آب های شرقی اقیانوس آرام در حال جنگیدن هستند مارچ
دسامبر نیروی دریایی امپراطوری شجاعانه در آب های شرقی اقیانوس آرام در حال جنگیدن هستند مارچ
نیروی دریایی امپراطوری شجاعانه در آب های شرقی اقیانوس آرام در حال جنگیدن هستند دسامبر
!بانزای! بانزای! بانزای نیروی دریایی امپراطوری شجاعانه در آب های شرقی اقیانوس آرام در حال جنگیدن هستند دسامبر
آوریل دسامبر !بانزای! بانزای! بانزای
اورانو سوزو برادر خشمگین در ارتش آوریل دسامبر !بانزای! بانزای! بانزای
!بانزای! بانزای! بانزای آوریل برادر خشمگین در ارتش اورانو سوزو
بانزای واژهایست برگرفته از شعار مشهور ژاپنی] [ها "تِنو هایکا بانزای " و به معنای زنده باد امپراطور !بانزای! بانزای! بانزای آوریل برادر خشمگین در ارتش اورانو سوزو
آوریل !بانزای! بانزای! بانزای بانزای واژهایست برگرفته از شعار مشهور ژاپنی] [ها "تِنو هایکا بانزای " و به معنای زنده باد امپراطور
آوریل
دسامبر
اونجارو نگاه کن، خواهرزاده موریتا هم داره جلبک جمع میکنه دسامبر
دسامبر
اره دسامبر
اره
چه لباس قشنگی داری
خیلی خوب داری انجام میدی، بیا تو شام درست کردم
!اومدم
خونه شوهر سوزو خیلی از اینجا دوره
درسته؟
و شوهر سومی همین نزدیکیاست
همونجوری که دختر چوب غذاخوری رو دستش میگیره،خونه بعدیش هم همونقدر نزدیک میشه
مامان بزرگ، شما از راه دوری وامدین اینجا؟
من "فورو" به دنیا اومدم
بین فورو و کاسوتسو خیلی فاصله نیست
فکرشو بکن اونایی که از منچوری یا جاهای دیگه به اینجا میان چقدر از شهرشون دور میشن
اگه اینطور باشه خودتم باید بری یه جای دور از خونه
زندگی نزدیک جایی که به دنیا اومدی جالب به نظر نمیاد
سوزو چان، باید زود برگردی خونه
تلفن باهات کار داره
میگن یه پسری از "کوره" اومده خواستگاری تو
از "کوره"؟
سوزو، چند سالت ـه؟
نوزده سال...نه، هجده
میتونی جواب رد بدی، ولی برو اول یه نگاهی به پسره بنداز
سوزو، بیا اینجا
سال ها منتظر این روز بودم بیا یه چیزی برات آماده کردم
وقتی اینو بپوشی، شبیه پرنسس ها میشی
ممنون
جشن عروسی قراره خونه داماد برگذار بشه
...اره
شب عروسی اون ازت میپرسه:"با خودت "چتر آوردی؟
"بعد تو میگی:"بله آوردم، یه چتر کاملا نو
"اون میگه:"میشه داشته باشمش؟
"و تو میگی:"بگیرش
برای چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.