Yes, madam

Yes, madam

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Yes, madam 1985
A Commentary by Mitic
ترجمه و زیرنویس از مهدی عطایی [email protected]

Tags

other
Published on: 2026-07-03
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫حالتون چطوره خانم؟

‫به جرم اخلال در نظم عمومی بازداشتت می‌کنم.

‫مجبور نیستی چیزی بگی.

‫ولی هر حرفی بزنی تو دادگاه علیه خودت استفاده میشه.

‫باشه سرکار خانم!

‫خیلی خب! ببرینش!

‫تموم شد، متفرق شین!

‫ببخشید!

‫من می‌برمش!

‫باشه!

‫برو کنار!

‫گری، زود برگرد!

‫یه سرقت تو تسیم‌شاتسوی شرقی اتفاق افتاده.

‫کلید کجاست...؟

‫تکون نخور!

‫حالا چیکار کنیم!

‫ماشین رو ببر!

‫حواس پلیسه رو پرت کن.

‫سوار ماشین شو، زود باش!

‫عجله کن!

‫وای، چه وحشتناکه!

‫تکون نخور!

‫مطمئن نیستم توش گلوله باشه یا نه.

‫می‌خوای شانس‌تو امتحان کنی؟

‫راه رو بند نیارین، چیز جالبی برای دیدن نیست!

‫سرکار خانم، سرقت بوده؟

‫اول اینو ببرین.

‫چشم!

‫هیپ هیپ هورا! سرکار خانم محشره!

‫خوب بود سرکار خانم؟

‫آره، ولی یکم زیادی سروصدا کردین!

‫اگه آقای وانگ اینجا پیداش بشه اخراجم می‌کنن.

‫برگردین سر کارتون!

‫باشه! شروع می‌کنیم!

‫هیپ هیپ هورا، سرکار خانم محشره!

‫سرت به کار خودت باشه!

‫بهت افتخار می‌کنم!

‫بریم!

‫آقای وانگ!

‫اوه نه، فکر نمی‌کنی این کارا دیگه قدیمی شده!

‫آره، ولی اینا از طرف من نیست.

‫این ریچارد نورنن دیگه کدوم خریه؟

‫تا حالا اسمشو نشنیدم!

‫تو دوران آموزشیم تو اسکاتلند، مافوقم بود.

‫قراره تو تعطیلاتم برم خونه‌اش بمونم.

‫یعنی من دیگه شانسی ندارم!

‫با من شوخی نکن.

‫به زنت میگم که یه دوست دختر داری.

‫ببخشید!

‫یادم رفت شوخی کردن با تو اصلاً جالب نیست.

‫خیلی خب، جدی میگم.

‫نمی‌تونی تعطیلاتتو عقب بندازی؟

‫اوه نه، خیلی وقته مرخصی نرفتم!

‫می‌دونم، ولی کلی کار ریخته سرمون.

‫قراره یه کمپین مبارزه با فحشا راه بیفته.

‫خب کم‌کم انجامش بده!

‫مهم نیست، من می‌خوام برم مرخصی.

‫یه لحظه صبر کن!

‫پس حله، درسته؟

‫باشه! باید کلی گل بفرستم.

‫امشب شام بریم بیرون؟

‫باشه!

‫تو هتل همدیگه رو می‌بینیم.

‫بفرمایید اینم کلیدتون، قربان!

‫خیلی ممنون!

‫بفرمایید تو، آقای دیک!

‫این یعنی چی؟

‫بیا حاشیه نریم.

‫رئیسم بهم دستور داده...

‫این یک میلیون دلار رو بدم...

‫و در ازاش اون میکروفیلم قرارداد جعلی رو بگیرم.

‫این پول واسه توئه.

‫راستش اگه بیست سال پیش بود...

‫این مبلغ برام خیلی وسوسه‌کننده می‌شد.

‫ولی الان دیگه پیر شدم، نمی‌خوام ریسک کنم.

‫می‌دونی که من همیشه آدم مسئولیت‌پذیری بودم.

‫منم همینطور، منم خیلی مسئولیت‌پذیرم.

‫مسخره‌بازی درنیار!

‫تو یه حسابدار حرفه‌ای هستی.

‫منم یه قاتل حرفه‌ای‌ام.

‫اسلحه‌ات رو بذار زمین.

‫وگرنه داد می‌زنم و کمک می‌خوام!

‫خدمات اتاق...!

‫کسی اونجا نیست؟

‫کسی هست؟

‫کسی اونجاست؟

‫حتماً رو تخته!

‫می‌تونم کمکتون کنم خانم؟

‫آقای نورنن داخلن؟

‫تازه خوابیدن، بفرمایید تو!

‫ممنون.

‫ریچارد

‫ریچارد!

‫یادت رفته قرار بود با هم شام بخوریم؟

‫ریچارد!

‫عجله کن!

‫عجله کن، ببخشید!

‫اداره آگاهی، یه قتل اتفاق افتاده. به پلیس خبر بدین!

‫لطفاً صبر کنین!

‫منو صدا زدین خانم؟

‫چند تا پیشخدمت تو این هتل کار می‌کنن؟

‫دقیق نمی‌دونم.

‫سعی کن یادت بیاد!

‫تقریباً بیشتر از صد نفر.

‫به همه‌شون بگو بیان بیرون.

‫نصف نصف، این مال توئه.

‫پوند استرلینگ یک به نه هست.

‫یک به نه نیست، یک به یازدهه.

‫اینا واسه تو؟

‫نه ممنون، از ارز خارجی متنفرم.

‫اینا مال ماست.

‫این به درد نمی‌خوره، بندازیمش دور!

‫نگهش دار واسه پانادول، به کار اون میاد!

‫واسه همین میندازمش دور دیگه.

‫چرا ندیمش به اون، هر چی باشه رفیقیم.

‫بیا بریم خوش‌گذرونی، پولدار شدیم رفت!

‫نه، باید بریم پیش پانادول.

‫کیه؟

‫پست سفارشی واسه بلوک C طبقه ۱۸.

‫پست سفارشی؟

‫تکون نخور!

‫درو باز می‌کنی؟

‫نمی‌تونم چون سرمو فشار میدی.

‫لطفاً ولم کن!

‫آره!

‫ممنون!

‫چقدر احمقم که درو روت باز کردم!

‫تو که از منم بدتری، که ولم کردی.

‫جدا که یه احمق تمام عیاری.

‫منم از این اسباب بازی ها زیاد دارم.

‫می‌خوای بهشون دست بزنی؟

‫می‌خوای منو بترسونی!

‫هنوزم می‌خوای فرار کنی؟

‫آروم باش!

‫نباید اینقدر می‌رفتم بالا!

‫پاشو. کجا داری میری؟

‫من کلی تو موقعیت‌های مختلف بهت کمک کردم.

‫حتی اگه درو باز نمی‌کردم...

‫...اتفاق خاصی نمی‌افتاد.

‫چرت و پرت نگو!

‫به این کارت شناسایی جعلی نگاه کن.

‫اشتباه برداشت نکن.

‫وقتی دادمشون بهت اینجوری نبودن.

‫حتماً داری شوخی می‌کنی!

‫چطوری این کارت‌های شناسایی رو درست کردی؟

‫زیر نور همه رنگاشون رفت.

‫تازه، این اسلحه برام ۲۰۰۰ دلار آب خورده.

‫هیچ فرقی با یه تفنگ اسباب‌بازی نداره.

‫راحت لو میره.

‫فکر نکنم، با اینکه جعلیه.

‫دقیقاً کپی نمونه اصلیه.

‫مزخرف نگو، با یه واقعیش مقایسه‌اش کن.

‫خیلی شبیه‌شه!

‫تکون نخور.

‫وایسا رو به دیوار، نزدیک‌تر...!

‫شما سه تا عوضی.

‫آدم باشین، وگرنه می‌کشمتون.

‫اگه مثل من باکلاس باشی.

‫هیشکی نمی‌فهمه یه اسلحه جعلی دستته!

‫اسلحه واقعی و جعلی رو میذارم کنار هم.

‫ببینم می‌تونی تفاوتی پیدا کنی یا نه.

‫فقط یه نگاه بنداز.

‫اشتباه انتخاب کردی.

‫این یکیه که واقعیه.

‫فکر کنم کله‌ات هم جعلیه!

‫نه بابا، واقعیه.

‫بذار شلیک کنم تا خودت بفهمی.

‫پاشو!

‫منو نزن!

‫صداش شبیه پانادوله.

‫کی غیر از اون می‌تونه باشه! بریم نجاتش بدیم.

‫بله، پی‌سی ۱۲۳۴.

‫برین مظنون رو دستگیر کنین!

‫بله قربان!

‫ولش کنین، پلیسا دارن میان.

‫حالا چیکار کنیم؟

‫به اون سمت فرار کنین!

‫قربان! تله گذاشتن.

‫نمی‌تونه فرار کنه.

‫باشه! واسه عملیات آماده شین!

‫بله قربان!

‫بریم!

‫برو کنار!

‫بذار من اول برم بالا چون معمولاً خیلی کندم.

‫ما رو اسکل کردی، کارت تمومه.

‫خیلی یواش میری پایین، کارت تمومه.

‫ترجیح میدم تو قبل از من بمیری.

‫بس کن! خیلی دردسرسازی.

‫شانس آوردیم اینقدر زود رسیدیم.

‫ولی تو مشتری‌هامو پروندی.

‫دیگه چه کاسبی‌ای می‌تونم داشته باشم؟

‫بهت گفته بودم دلت واسش نسوزه.

‫با اینکه نجاتش دادی اصلاً قدرشناس نیست.

‫همیشه داره بقیه رو تلکه می‌کنه، بذار بمیره.

‫فرقی نمی‌کنه، توام یه دزدی.

‫با اینکه دزدیم، ولی دل داریم.

‫خیلی بهتر از اون مدارک جعلی توئه.

‫بس کنین، دیگه دعوا نکنین!

‫بعد این‌همه سال خسته نشدین!

‫چرا داری آبجوی منو می‌خوری؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left