The first 200 lines.
«لی»
.باید بریم زود باش
.بمبها ترکیدن سربازها تیر خوردن
آره. انتظار میره که توی جنگ
همچین اتفاقاتی بیفته
خب، وقتی خودت میدونی
دیگه دلیلی نداره که
به سوالاتت جواب بدم
مگه سوالی رو جواب دادی؟ لابد متوجه نشدم
دنبال چی هستی؟
دنبال چی هستم؟
اگر این برات سوال سختیه
پس بهتره درباره آیندهت در حرفه روزنامهنگاری، تجدیدنظر کنی
کنجکاوم
کنجکاوی هیچوقت عاقبت خوبی نداره
شاید واسه تو نداشته
داری از کاه، کوه میسازی
اینا صرفاً عکسن
من چنین باوری ندارم
بایستی یکسری داستانها پشتشون باشن
چه اهمیتی داره؟
باید شنیده بشن
خودت نمیخوای مردم دنیا بشناسنت؟
مگه واسه همین نرفتی اونجا؟
فکرکردی واسه شهرت رفتم جنگ؟
من چنین حرفی نزدم - فکر کنم زدی -
من که نمیخوام ازت بازجویی کنم
تمام مصاحبهها، بازجویی به حساب میان
اقلاً مصاحبههای خوب
همه اینا منتشر شدن؟
بعضیهاشون - همهشون منتشر نشدن؟ -
چی به من میماسه؟
منظورت چیه؟
اگه درباره این عکسها بهت اطلاعات بدم
و تمام داستانهام رو برات تعریف کنم
در ازاش چی گیرم میاد؟
باید حتما بده بستونی باشه؟
خب، زندگی همینجوریه دیگه
اگر یه داستان درباره خودت برام تعریف کنی
یه داستان درباره خودم برات تعریف میکنم
خیلیخب
هم مدل بودم
هم اون دختر الهامبخش و ساده
ولی دیگه خسته شده بودم
توی مشروبخوری
سکس کردن و عکس گرفتن مهارت داشتم
و این سهتا رو تا تونستم انجام دادم
زندگی باحال بود
خرچنگ رو بگیر، بچسبون به گوش راستت
فکرکن داری با معشوقت تلفنی صحبت میکنی
چه ژست خوشگلی، به به، به به
عالیه
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
بهنظرت از وقتی که رفتیم
چندبار بحثشون شده؟
واقعا فکر میکنی از تختشون خارج شدن؟
آهای؟
نه، روانی نیست
آدمی سنجیده و شروره که زیاد بر سر قدرت نمیمونه
اما بهنظر میاد که آلمانیها عاشقشن
خب، فرانسویها عاشقش نیستن
زندهباد فرانسه، عشقم - ناهار آمادهست -
احسنت - بیا بشین -
مرسی
لطفا دیگه بحث سیاسی نکنید
خب، یهکم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم
که باید امشب، قبل از کوکتلخوری بریم شنا کنیم
فوق العادهست. موافقم
...ولی جدی
فرانسه با ایدههای این مرد کنار نمیاد
علیهش اقدام خواهیم کرد
،و اگر شکست بخورید انگلیس آمادهست
تا یکبار دیگه بیاد نجاتتون بده
عزیزم، اومدی
میخواستیم گروه جستجو بفرستیم دنبالت
انگلیسیها دوست دارن پزِ نجات دادن بدن
اینکه معمولا تا دقیقه 90 صبر میکنید
خیلی بهمون کمک میکنه
خیلی هم عالی
رولند - سلام -
رولند. خوش اومدی
بهطرز وحشتناکی، مسیرِ طولانیای نبود؟
از کاسیس؟
از لندن دیگه
پشت یه کشاورز، گیر کردم
رولند رو میشناسی دیگه؟
اگر میشناختمش، ازش خوشم میاومد؟
خیلی تو دل بروئه
پس اگر این معرفی
ادامه پیدا کنه، حوصلهم سر نمیره؟
بعید میدونم
گالری هنریش، داره عکسِ کون و سینهت رو میفروشه
چقدر؟
عه، خودمم میتونم حرف بزنم؟
ولی مشخصاً قیمتش به اندازه کافی بالا نیست
خیلی سریع، فروش رفت
دوست دارم بیشتر جلوی چشمم باشن
واسه من خوبه. چون عادت ندارم که یکجا بند بشم
مگه نشنیدی؟ کار همه مدلهای بازنشسته همینه
دور دنیا میگردن
و وانمود میکنن که آدم جالبیان
تو چی؟ چرا نمیشناسمت؟
خب، من خیلی هم مهم نیستم
فقط عکسهاشون رو میفروشم
خب، اگر اونقدرها هم مهم نیستی
پس شاید بهتر باشه که کمیسیونِ کمتری بگیری
دوست عزیز، من شبانه روز براتون کار میکنم
اوه
شبیه کسایی که شبانه روز کار میکنن نیستی
روی دستت هم رنگ هست
پس بهگمونم هنرمند هم هستی
میبینم که نمیشوریش
واسه اینه که مردم بفهمن؟
یا چون میخوای خودت رو قانع بکنی که هنرمندی
رنگ رو از روی دستت پاک نمیکنی؟
و بدون اجازه از میزبان
برای خودت شراب میریزی
شرط میبندم که تمام خانوادههای
سرشناس انگلیس میشناسنت
تو عضو هسته قدرتمداری
و از این قضیه بدت میاد
درست میگم؟
.خانواده من «کوئیکر» هستن جزء هسته قدرتمدار به حساب نمیام
...ولی سوای از این
سر از کار همهمون در میاره
میشه من هم شانسم رو امتحان کنم؟
اختیار داری
موفق باشی
..هوم، تو
خانوادهت، طبقه متوسط جامعه بودن
این یعنی برای پولدارها، فقیر
و برای فقرا، پولدار بهحساب میاومدی
پس هیچوقت به هیچکدوم احساس تعلق نداشتی
به اینکه مردم با نگاه کردن بهت
حواسشون پرت بشه، عادت کردی
یاد گرفتی از این ویژگیت استفاده کنی
و همین باعث میشه از اکثر آدمها باهوشتر باشی
بدت میاد که کسی زیر سوال ببرت
بهخصوص مواقعی که میدونی در اشتباهی
و رازهای زیادی داری
...که با هیچکس
در میون نمیذاری
من هیچوقت اشتباه نمیکنم
این لیِ ماست
و خودم هم میتونم برای خودم شراب بریزم
به سلامتی
تو رو به اندازه ژان میشناسم
و تقریباً به همون اندازه هم دوستت دارم
دلمون برات تنگ میشه
باهامون برگرد پاریس
دیگه خودم رو توی پاریس نمیشناسم
مسئله اینه که
الان میخوای کی باشی، لی میلر؟
و میخوای در اینباره چی کار کنی؟
میدونی، آثارت رو دیدم
سینه و کون
یادمه
نه، منظورم آثار اصلیته
عکسهات رو میگم
واقعا تحسین برانگیزی
ممنون
...ترجیح میدم عکس بگیرم
تا اینکه ازم عکس بگیرن
میشه بیام تو؟
کلا 4 ساعته که من رو میشناسی
دیگه فکر کن بعد از 5 ساعت چه چیزهایی میتونم بفهمم
رولند؟
رولند؟
آه
سلام
صبح بهخیر
داشتیم سر اینکه
چه ساعتی بیدار میشی، شرط میبستیم
هوم، کی برنده شد؟
حدس بزن
اونقدرها هم که فکر میکردم اُمُل نیست
آه، زندهست - صبح بهخیر -
بهزور
صبح بهخیر - صبح بهخیر -
اجازه هست؟
اختیار داری
حالا اینجا رو نگاه کن
اگر از این پلهها افتادم و مُردم
مطمئن شو که دربارهم حرفهای قشنگ میزنن
و نذار «من ری» یاوهسرایی کنه
متناسب با ظاهرش، زندگی کرد؛»
«سبکسرانه و ماجراجویانه
من سبکسر نیستم
نیستم خب
حالا کجا بریم؟
...خب
قطعا برنمیگردیم اون پایین
من فردا میرم
باهام میای لندن؟
آخرینباری که بیش از چند ماه
یکجا موندی، کِی بود؟
اگر همیشهی خدا یهجا باشی
چطور میخوای ندانستهها رو بفهمی؟
No comments yet. Be the first to leave one.