The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
سلام، پشتیبانی فنی؟
بله، ماشین زمانم خطای شمارهٔ ۱۷ میده
نه، روش با یه خرس سکس نکردم. هیس
ولی اگه فرضاً یه خرسی با این دستگاه حسابی حال کرده باشه،
گارانتی باطل میشه؟
ای بابا، ماشین زمانت خراب شده؟
میدونی یه ماشین زمان هست که هیچوقت خراب نمیشه
و همیشه آمادهست هر زمان و هرجا که بخوای ببرتت
یه کتاب خوب
اَه، ببخشید، سگم خیلی خجالتآوره
من برایان گریفینم و امشب با ماشین زمانم میریم
به سه دوره از تاریخ
نمیدونم. فکر کنم حکم دادگاه گرفته خدمات اجتماعی انجام بده
از ماجرای انقلاب فرانسه شروع کنیم
سال ۱۷۸۹ بود
لوئی شانزدهم و همسرش، ماری آنتوانت،
مهمونیهایی به سبک «مولنروژ» میگرفتن
که خیلیهاش آخرش به عیاشی دستهجمعی میکشید
و دیوارها پر میشد از «ییکیییکی، یایا، جاجا»
تعداد آهنگها در هر دقیقه رو بیشتر کنین
آهنگها بلندتر
همه باید سردردِ باز لورمنی بگیرن
چشم، اعلیحضرت
خدایا، من عاشق رقص فرانسویام
اگه چیزی از زنهایی که توی یه صف وایسادن
و پاهاشون رو تا جایی که میشه بالا میبرن جذابتره، من ندیدمش
خبر بدی دارم، شاه لوئی
- فرانسه تا خرخره زیر قرضه - چی؟
فقط هزینهٔ مجوز آهنگهای همین سکانسهای باز لورمن
داره سلطنت رو ورشکست میکنه
اوه، نه. ولی کارگرهای زحمتکش فرانسویمون همین حالا هم
هفتهای تا چهار ساعت کار میکنن
و فقط زمستون و تابستون تعطیلن
هیچ کاری از دستمون برنمیاد؟
بهنظرم باید از رعیتها مالیات بگیریم
نه، مالیات نه
میتونیم اشتراک ویژهٔ «ووتیوب»تون رو لغو کنیم
و نسخهٔ معمولی رو با تبلیغات ببینین
همون مالیات بهتره
اوضاع اینجا توی فرانسه واقعاً داره خراب میشه
آره، تازه من رو از کارم اخراج کردن؛
با چنگک علفهای شلِ اینجا رو میبردم اونجا
کل اقتصاد فرانسه روی کمی جابهجا کردن علف خشک میچرخه
خبر بد، بچهها
- اومدم مالیات جمع کنم - چی؟
پادشاه مالیات زمین و مالیات سرانه وضع کرده
مالیات سرانه؟ ولی این میتونه هزاران تا بشه
از حالا مالیات نمک هم داریم
ولی مالیات سرانه آخرش به چیزی میرسه که مالیات نمک هم شاملش میشه
هووو!
روبسپیر، انگار اینجا توی فرانسه ناآرامی زیادی داره شکل میگیره
درسته، دانتون
باید از فرصت استفاده کنیم و انقلاب راه بندازیم
- برای مردم - آره، معلومه، برای مردم
قطعاً هم برای پیشرفت شخصی خودمون نیست
که بعداً از قدرت دیوونه بشیم و سر همه رو بزنیم
و آخرش حتی سر همدیگه رو
آره، نه، نه... برای... برای مردم
این رو یادتون بمونه؛ زمینهچینیه
من کریس گریفینم و فقط کارهای خودارضایی انجام نمیدم
مردم فرانسه،
ما به انقلاب نیاز داریم
درسته. شاه لوئی
اقتصاد فرانسه رو نابود کرده
تازه چند صد سال دیگه مونده
تا مهاجرهای عرب از راه برسن
ولی بیاین از همین الان ازشون عصبانی باشیم
حرفهای این دوتا خیلی منطقیه
- واقعاً به انقلاب نیاز داریم - آره
بیصبرانه منتظرم نماد جدید فرانسه یه زن باشه که یه سینهش بیرونه
من از الان پرچم تکون دادن روی سنگر رو رزرو میکنم
من کلاً آدمِ سنگرم
وقتشه به باشگاه انقلابیمون، ژاکوبنها، ملحق بشین
میشه عضو باشگاه ژاکوبنهاتون بشم؟ چون من دائم «جَکآفین»م
روزی چهار پنج بار من رو میبینین که دارم جکآفین میکنم
من کریس گریفینم و هنوز بعضی کارهای خودارضایی رو انجام میدم
باز هم خبر بد، اعلیحضرت
پاریس با کمبود نان روبهرو شده
اوه، نه. نانوا سوئدی، باید چهکار کنیم؟
بذار کیر بخورن!
عالیه، چون فرانسه همین حالا با مازاد خطرناک کیک روبهروئه
ماری آنتوانت، اگه به همه بگی
که معروفه خیلی اوضاع رو بهتر میکنه
- فقط بیشتر عصبانیشون نمیکنه؟ - نه بابا، عاشقش میشن
مرگ بر شاه!
مرگ بر ماری آنتوانت!
اون فرانسوی نیست، اتریشیه
اتریش رقیب ماست
شماها دیگه کی هستین؟
یه مشت بازندهٔ بیکاریم که یه زن رو مقصر همهچی میدونیم
همینجوریه که اتفاقهای خوب میافته
البته از همهٔ اشراف فرانسوی عصبانیایم،
جز اون یار خیلی باحالی که انگشت اشارهش رو گرفته جلو
چه خفن
ما، مردم فرانسه، بدینوسیله شاه و ملکه رو بازداشت میکنیم
بندازینشون زندان
آره، من هم این ساعت جادویی «دیو و دلبر» رو برمیدارم
که زنده میشه و آواز میخونه
این یه ساعت معمولیه
اَه
- شمعدون معمولیه - اَه
مردم، به حکومت انقلابی جدید خوش اومدین
درسته. قراره توی فرانسه یهسری چیزها عوض بشه
از این به بعد هر بار به هم سلام میکنیم،
دوتا بوس کوچولو روی گونهٔ هم میزنیم
برای همه بوس کوچولو داریم
- خیلیخب - روبسپیر، نشونشون بدیم؟
فکر کنم فهمیدن. خیلی واضح گفتی
ما طرفدار آزادی و برابری هستیم
و حالا میتونیم رسماً اعلام کنیم
فصل ششم «امیلی در پاریس» ساخته میشه
پس به افتخار خودتون دست بزنین
این کار شما بود، تکتکتون
بههرحال، آزادی و برابری و حقوق مدنی برای همهٔ مردها
حقوق زنها چی؟
نه، فقط مردها
بدینوسیله شاه و ملکه رو به مرگ محکوم میکنیم
حرف آخری دارین؟
- آره، فقط دوباره همون حرف کیک رو نزن - پس نه
لطفاً نقاشیهای رنگروغنی زیر تشکم رو نابود کنین
و حالا نوبت ماری آنتوانته
چی؟ چی شد؟
ای بابا
گردن مصنوعیِ شوخیِ ماری آنتوانت
محصول فروشگاه شوخیهای ژاک
در اَتلبوروی جنوبیِ فرانسه بود
- گولتون زدم - خوب بود، ماری
یادتون باشه، اگه «هونهونهون» نباشه،
ارزش یه ژاک هم نداره
خیلیخب، حالا وحشیانه بکشینش
خب، خوش گذشت، ولی قبل از اینکه برین،
امروز چند اعدام غافلگیرکنندهٔ اضافه هم داریم
ژاندارمِ شاه
اون زنی که توی جلسه
اون حرف رو داد زد
جی.کی. رولینگ؛ خودتون میدونین چرا
این یارو جاش هم که اولین نفر بود
عکس ساحل گذاشت و نوشت «دفتر کار امروز من»
اوه، دانتون هم هست
چی؟ عوضی!
خودم میخواستم همین بلا رو سرت بیارم
این فوقالعادهست. بهترین قسمتش هم اینه که
مطمئناً هیچوقت سر خودم نمیاد
میخواستم «سرِ» حکومت باشم،
ولی این دیگه... مغزم داره از کار میافته
باورم نمیشه کل انقلاب فرانسه رو تعریف کردیم
و حتی یه آهنگ از «بینوایان» نخوندیم
«بینوایان» در شورش سال ۱۸۳۲ میگذره،
نه انقلاب فرانسهٔ ۱۷۸۹
اوه، چه مسخره
لعنتی، مگ، گفتم سوتینهای ورزشی من رو برندار
من برنداشتم
خب، گم شدن و هیچ توضیح دیگهای هم نداره
ببینین، هردوتون باید دست از شمردن سوتینهاتون بردارین
مهم نیست کجا رفتن
خانوادهها گاهی با هم اختلاف پیدا میکنن
ولی میدونستین زمانی در تاریخ آمریکا
اعضای یه خانواده واقعاً با هم جنگیدن؟
چی؟ این... این دیگه چیه؟
خدمات اجتماعیه. بهخاطر یه کاری بازداشت شده. برایان، چیکار کردی؟
بریم سراغ سفر تاریخی بعدیمون
شنیدم سفارشهای موبایلی استارباکس رو میدزدیده
مگه قیافهش به «رشید» میخوره؟
اِم... سفر تاریخیمون به سال ۱۸۶۱
برایان، قیافهٔ رشید یادشون میمونهها
سال ۱۸۶۱ بود و آمریکا داشت رئیسجمهور جدیدی رو به قدرت میرسوند
من، رئیسجمهور آبراهام لینکلن، قسم میخورم ذهن بازی داشته باشم
مخصوصاً پشتِ ذهنم که حسابی باز و بیحفاظ میمونه
این هم زمینهچینی بود
برایان گفت میتونم بازم کمک کنم
از اینکه من رو انتخاب کردین ممنونم
و قبل از هرچیز میخوام بابت همسر روانپریشم عذرخواهی کنم
چه مرگته؟
لقبم میشه «ایبِ صادق دربارهٔ همهچیز جز همین یه مورد»
یا «ایبِ بیستوچهارسانتی»
- هرکدوم رو خواستین صدام کنین - آره، جون خودت
بچهها، دیوونهست؛ رسماً عقلش رو از دست داده
بههرحال، پیشبینی میکنم روزهای خوبی در انتظار آمریکاست
بهشرطی که نقشهمون پر از پیکان و انفجار نشه
ولی نقشهٔ آمریکا پر شد
از پیکان و انفجار و نریشنهایی با این صدا
تازه یه موسیقی آرام ویولن هم که باید خودم بزنم،
چون کل بودجهٔ موسیقی رو خرج «مولنروژ» کردیم
این اجرا رو توی «آمریکاز گات تلنت» انجام دادم
و هاوی مندل مسخرهم کرد
بههرحال، جنگ شروع شده بود و ششصدهزار سبیل شجاع
از بین میرفتند؛ برادر برای جنگ با برادر راهی میشد
هی، یونیفرمها با پست رسیدن، ولی از هرکدوم یکی فرستادن
عجیبه
آره، خاکستریه مال لوییوییتونه
و آبیه مال تیجیمکس، پس...
اشکالی نداره، من طرف اتحادیه میرم
عالیه. من خاکستری رو دوست دارم چون با جنازههای همهجا ست میشه
برام آرزوی موفقیت کن. دارم میرم نبرد بول ران
خب، اون افتضاح بود. ولی خبر خوب اینه که
من همین بول ران میمونم
و محاله دوباره یه نبرد کامل دیگه همینجا راه بیفته
باورت نمیشه چه غلطی شد
پیکانها و انفجارها دارن به واشینگتن نزدیکتر میشن
No comments yet. Be the first to leave one.