The first 200 lines.
"اتاق کار"
يه جعبه ؟ - براي اتاق کارمه. شکستنيه -
نازک نارنجي
آخرش ، کَر ميشي
ZxTrue & ehsan_202064
امضاء رو گرفتي؟
... داشتم فکر ميکردم که - گرفتي منو؟ -
خانم؟
کلانتر؟ - همسرتون هست؟ -
اشلي؟
اشلي؟
عزيزم ، قربونت برم چيکار ميکني؟
نقاشي - آره ميدونم .فکر کنم مامانت يکم کمک ميخواد -
ميدونم - پس چرا بامن نمياي بريم؟ بعدا هم ميتوني نقاشي بکشي -
چون دوست نداشتم بيايم اينجا جعبه هام به من ربطي نداره
مجبور شديم بيايم اينجا الانم بايد هممون واسه جابجا کردن جعبه ها کمک کنيم
تو دلت خواست بياي اينجا
نه . مجبور شدم بيام اينجا داستان جديدم رو اينجا بايد بنويسم
چرا تو همون خونه قبليمون ننوشتي؟
چون واسه دادن پول اون خونه، کتاب دانشگاهي مينوشتم که اينم از اختيار من خارجه
چرا نميکني؟ - چون نميتونم -
ولي دلم واسه مدرسه ام تنگ ميشه - ميدوني چيه؟ مدرسه ي اينجام خيلي خوبه -
ولي من همون قبلي رو ميخوام
ميدونم . ببينيم چي ميشه،خب؟ بزار يه چيزي بهت بگم
اگه ازينجا خوشمون نيومد ... کتابم رو ميفروشم
بعدش ازينجا ميريم فقط اگه ازينجا خوشمون نيومد ها
واقعا؟ - واقعا -
قول ميدي؟
قول ميدم ولي تو هم بايد قول بدي که سعي کني ازينجا خوشت بياد
قول ميدم - خوبه . خب نقاش کوچولوي من، قانون شماره يک چي بود؟ -
فقط توي اتاق خواب نقاشي ميکنيم
و کجاها نميکني؟ - هرجاي ديگه ي خونه -
خوبه . حالا باهام بيا بريم وسايل رو بياريم
کلانتر اومده - الان؟ -
اين دفعه رو خوش اخلاق باش - هميشه خوش اخلاقم -
شوخي ندارم من 5 مايل خوب روندم، سرعتم هم پايين بود
هرجور هست درستش کن خوش اخلاق
عصر بخير. مشکلي پيش اومده؟ - نه قربان . فقط يه قرار دوستانه -
تمنا ميکنم . من "اليسون ازوالت" هستم - ميشناسمتون -
شوخي که نميکنيد؟ - نه -
خب . چه کاري از دستم ساخته ست؟
زياد نيست . انتظار کميه اگه بشه راضيتون کنم که وسايلتون رو جمع کنيد
بزاريد توي ماشين و خيلي زود ازينجا بريد
نه . فکر نکنم
ولي ميدونيد چيه.يه جفت ازين نسخه هاي اضافي کنتاکي بلود" دارم توي دفترم
اگه بخواي يه دونه بهت ميدم ميتونم ها
نه ممنون
مربوط به علائم نگارشه؟ - بيشتر به مضمون اهميت ميدم -
انگاري شغل ما واست مهم نيست؟- چون خوب انجام وظيفه نميکنيد -
خودت رو که نه، ولي کتابهات رو خوندم
... ببين
اين کتاب "کنتاکي بلود" رو خوب در آوردي از قبليه بهتر بود
تميز نوشته بودي، اما اين کتاب "صبح سرد دنور" رو بدجور ريدي
مقصر من نيستم - اين نظريه ي بد تو بود که کمک کرد يه قاتل آزاد شه -
تو زندگي ملت رو به فلاکت کشوندي اين شهر به اين چيزها نيازي نداره
نيازشون خوب شدنه . نيازشون فراموش کردنه و با اين سيرکي که تو راه انداختي،فکر نميکنم بشه
خب، يه دختر همينجا بود که گم شد - گم نشده بود ، مُرد -
بيخيال، تو هيچي نميدوني
اگه اون دختر هنوز زنده بود و معجزه نميشد ما هم دنبال اون يارو نميرفتيم
خب حدسم اينه که ماهم بايد بزاريم بره،ها؟ فکر نميکني حق اين شهر اينه که بدونن چي به چيه؟
مثل اين؟ هيچوقت نميتوني مثل اينو حتي توضيح بدي
حتي اگرم بتوني، جوابي نداري در مقابل گند کاري هات به اينا بدي
اين ديگه وظيفه ي ماست خودت هم ميبيني
و فقط هم داري وقتت رو تلف ميکني مثل اين دوتا کتاب آخرت
اگه يه جنايت واقعي رو بنويسم ... يه چيزي بهم ياد ميده
اونم اينکه وقتي يه مامور قاون بهم ميگه ... داري وقتت رو تلف ميکني
معناش اينه که خودش داره وقتش رو هدر ميده
هوشمندانه بود در موردش بنويس
خب، ديگه دارم سگ ميشم و بنظرم الانه که بگي تشکيلاتتون ربطي به من نداره؟
خب، خودت ميدوني چيکار کني هنوزم ميتوني همه چيز رو روبراه کني
جوري که ما مزه کرديم انگاري اينجا مزه ي خوبي نداره
چطور پيش رفت؟ - معمولي -
يه دستخط و امضا ميخواست ولي کتابش رو خونه جا گذاشته بود.بعدا باز مياد
بد نشد؟ چرا داشت خونه رو نشون ميداد؟
... اليسون، باز که برنداشتي مارو بياري
توي خونه اي که توش جنايت شده؟ آره؟
... تريسي - نه . هيچي نگو . اگه اينکارو کرديم،نميخوام چيزي بدونم -
اينکارو نکرديم - قول؟ -
قول ميدم
بگيرش، برات خوبه آشپزخونه
جاي خوبيه، مگه نه ؟ حالا خودت ميبيني
با من ازين شوخيا نکن
خانواده ي حلق آويز؟
کباب کردن؟
هم براتون رشته فرنگي خريدم،هم کيک ميوه اي حالش رو ببريد بچه ها
احتمالا خيلي به اينکه همچين غذايي بخوريم خوشتون نمياد چرا نه؟
خودت ميدوني چرا - نميدونم -
هنوز اون خونه قديميه رو نفروختيم
ديگه از دست رفت بايد سخت تر ازينهاش رو تحمل کنيم
اگرم بخرنش، چندر غاز بيشتر نميشه
بهرحال يه مو از خرس بکني، غنيمته دلار خيلي گرون شده
وقتي دوتا رهن و اجاره نداديم راحت ميشيم
وقتي کتاب جديدم رو فروختم ميريم بازار و هرچي بخوايم ميخريم
يه داستان خوب، اونم تو اين موقعيت؟ - آره خوب ميشه، معلومه که خوب ميشه -
خب ثابت کن و نشونم بده کجا چي پيش اومده؟ - " تراور" -
بيخيال ، به اندازه کافي ازين چيزا سر در ميارم - نه ، نمياري -
من که منم ، به اندازه کافي سر در نميارم
پدرت فقط در مورد چيزهاي ترسناک ترسناک مينويسه منم علاقه اي ندارم، چيزي در موردشون بدونم
توکه گفتي خوشت مياد؟ ديگه نمينويسم - منظورم اين نبود، چيزيه که خودت ميگي -
بالاخره از بچه ها به گوشم ميرسه بچه ها دوباره از من بدشون ميان ومنم نميخوام بدونم چي پيش اومده
ببين ، هيشکي از تو بدش نمياد - خب، خدا از زبونت بشنوه -
شنيدي که چي ميگه؟ - بله شنيدم -
لااقل مطمئنم کن که، درب اتاق کارت هميشه قفل باشه
يه چيزي ميشنوه، يه چيزي ميبينه دوست ندارم باز تو خواب راه بره ها، 12 سالش شده
مامان، خودش ميدونه چند سالمه - هي ، ديگه ادامه نده -
قانون شماره يک چي بود؟ - هرگز به اتاق کار بابا نرو -
و قاون تو چيه؟ - هميشه درب اتاق قفل باشه -
درسته . و منم دوست ندارم هرچي شنيديد رو کس ديگه اي هم بشنوه آره -
مسواک زدي؟ - نه ، هنوز نه -
نميخواي بياي بخوابي؟ - نه . گفتم اول اتاقم رو راه بندازم و بعدم شروع کنم -
چقد طول ميکشه؟ - اوه ، فقط يکي دو ساعت -
نه، منظورم اينه، تا کي اينجا ميمونيم؟
اوه خدايا ، نميدونم . اين يکي بيشتر طول ميکشه - دوست داشتم جاي اين چيزا، يه رمان مينوشتي -
هيشکي از داستانهاي من خوشش نمياد - شايد بايد بيشتر تلاشت رو بکني -
تا تو کنارم نباشي، کاري نميتونم بکنم - شرمنده ، الان کنارتم -
چيزي که دوست دارم ببينم اينه که دوباره از کارت لذت ببري
وقتي تو خوشحال باشي هممون خوشحاليم
فقط يه موقعيت ديگه ميخوام، همش همين يکم بيشتر
چيه؟
اينو بدون که من هميشه پشتت هستم - ميدونم . ولي اين، اون چيزي نبود که ميخواستي بگي. چي خواستي بگي؟ -
اين "کنتاکي بلود" مال 10 سال پيش بود - و بعد؟ -
اگه اون واسه يه ربعت بوده باشه چي؟ - منظور از بوده چيه؟ -
اگه اون بود، از آسايشت نميزدي و بقيه زندگيت رو به خوشي ميگذروندي
اگه تموم اين سالهايي که بدون بچه ها ميگذروني رو از دست بدي، ديگه راه برگشتي نيست
من فقط يکم شانس بيشتر ميخوام، فقط يکم نميدونم چرا سر اين، حس خوبي دارم؟ واقعا نميدونم
واقعا فکر نميکنم بتونم بازم اينکارو بکنم - تو خودت نميخواي -
ميخوام
اگه بازم گند بزني من "تراور" و " اشلي" رو برميدارم، ميرم خونه خواهرم
انصاف نيست؟ - چرا هست -
جوجه رو آخر پاييز ميشمرند
يکم بهم حال بده
کجايي؟
*جعبه ي فيلمها چطوري اونجا بود؟*
به جهنم، ببينيم چي ميشه
*کي اين فيلم رو ساخته؟*
*استيفان کجاست؟*
چرا اين فيلمو گرفتي؟
بابايي ، نميتونم دستشويي رو پيدا کنم - بيا -
مرسي بابايي
اين نقاشي هاي تازه رو ببين واقعا خيلي خوب کشيدي
مرسي. شايد يه روزي بتونم يه چيز خيلي خوب بکشم و مثل تو مشهور شم
مطمئنم که ميتوني پرنسس من
خيلي خب ، ديگه بخواب
بابايي؟ - بله؟ -
يه کتاب خوب مينويسي که بعدش بتونيم بريم خونمون؟
دارم يه کتاب خوب مينويسم که همه اون رو بخونند
اپراتور - بله . مرکز پليس شهر . لطفا -
موردتون فوريه؟ - اوه ، بله ، همينطوره -
مرکز پليس شهرستان به کدوم بخش وصلتون کنم؟
مرکز پليس شهرستان به کدوم بخش وصلتون کنم؟
برگرد و جعبه رو بردار
چرا؟
پاشو "تراور
بيدار شو
خداي من ، حالش خوبه؟ - بازم دچار تشنج شده -
ببرش بيرون بيدارش کن
بيدار شو
ستاره ها رو ببين
چرا اومديم بيرون؟ - که تو خوب شي -
يه خواب بد ديدي، ازون شبهاي ترسناکت بوده بگير بخواب
فکرش رو ميکردم اينطوري شه
فقط استرس جابجا شدنه توي يکي از جعبه ها پيداش کردم
بچه ي بيچارم - تا چند ساعت ديگه خوب ميشه -
اين چيه ؟ جريان چيه؟
بايد يه چيزي رو بهت بگم
واقعا شرمنده ام
تقصير تو نيست . بيخيال سرده ، بريم تو
تو جعبه بودم؟ - آره تو جعبه بودي - من که همچين چيزي يادم نمياد -
خب، همچين جاي عجيبي هم نيست که تونستيم پيدات کنيم
خواهشا ديگه در مورد خشک کن حرف نزنين
بايد در مورد اينکه "تراور" داشته توي خشک کن ميشاشيده بايد حرف بزنيم؟
خدايا ، مامان نگو - فکر کردم دارين در همين مورد حرف ميزنين -
بازم "تراور" داشته توي خشک کن ميشاشيده؟ - اشلي ، نه ، داداشت فقط يه شب ترسي داشته -
مثل همون خواب بد؟ - تو همين مايه ها -
اوه فکر کنم منم دارم - نه ، شب ترسي يه نوع از همين خواب بده -
جوريه که وقتي بخواي يادت مياد اينکارو نکني
خب اشلي، ازينکه روز اول مدرسته خيلي هيجان زده اي، نه؟
تو چي؟ - فکر کنم آره -
بنظر مياد واسه يه ماجراجويي ديگه ذوق و شوق دارين - بس کنيد . نکن . ديگه بزرگ شدين -
تو ميبريشون؟ - آره يه سري کار ديگه هم دارم -
فکر کنم يه ذره طول بکشه و تو هم به کارت برسي
بخوريد ديگه بچه ها، دير ميشه - به حرف مامانتون گوش کنيد. ساندويچ کنيد تو راه بخوريد -
توي قوري قهوه ي تازه واست گذاشتم - ممنون -
يه صبح خوب با کتاب قتل خودت
تراور ، دفترچه ات کو؟ - گذاشتم توي کوله پشتي ام -
*چگونه يک فيلم سوپر8 رو ويرايش کنيم*
سوپر 8 در سال 1966 توسط ايستمن کداک توليد شد
تکنيکهاي اصلي ويرايش
وقتي دارم باهات حرف ميزنم سرت رو ننداز پايين و برو
تراور ، چي با خودت فکر کردي؟ - تو ازم پرسيدي، منم جوابتو دادم. فکري نميکنم -
مشکلت همينه فکر نميکني
دوست داري مثل بزرگترها باهات برخورد شه ولي مثل اونا رفتار نميکني
تو و بابا بايد فکرتون رو بکار بندازين اين تويي که ميخواي، ما نميخوايم اينجا باشيم
چيزي رو که نميفهمي در موردش حرف نزن - خيلي بيشتر از تو ميفهمم -
برو تو اتاقت ، تراور تا موقع شام هم نميخوام چشمم بهت بي افته
هي هي هي چي شده؟ - مامان جوش کرده -
پسرت دوباره داره نقش بازي ميکنه - چيکار کردي؟ -
خب، تو الان عصباني هستي و اينم که اينطور - چيکار کردي؟ -
من يه عکس کشيدم - اينم رفته روي تخته ي کلاس يه عکسي کشيده که پاک نميشه
بهم بگو چي کشيدي - يه درخت کشيدم -
No comments yet. Be the first to leave one.