The first 189 lines.
آدرس پیج اینستاگرامی ما bolymovie
سفارش دهنده:محبوبه خانم
"اوه خدای من" ارائه ای از وبسایت بالی مووی
!مرسی وینود- نوش جون تون داداش-
برای چی کما زدی؟
چت شده؟
بگو دیگه
مانی اومدش
چه خبر خانم ها و خانم های مهربون
عرض ادب
چی شده؟ چرا زانوی غم بغل کردین؟
از وقتی داماد شدی چس می کنی دیر به دیر میای دیدن مون
الان هم که دیر اومدی
آخه توی عنتر از کجا می خوای مشکلات متاهلی رو درک کنی؟
چی هست؟
فقط مردای متاهل درک می کنن چقدر سخته زنت رو بپیچونی بری دیدن رفیقات
پدرم در اومد تا بتونم بیام اینجا بعد تو سرم غر میزنی؟
انقدر ننه من غریبم بازی در نیار خوش گلدیم
...برو پی کارت- چی؟-
می تونی بری
خیل خب میرم- آقا عالی-
میرم خونه- باشه-
رفتم که رفتم- گمشو بابا-
مگه مرض داری می زنی؟
چون دلم به حالت سوخت نمیرم
آخرین باره که دارم همچین لطفی بهت می کنم
...ولی کارت حرف نداره داداش
تو خواب هم نمی دیدم یکی مثل تو بتونه آزمون ترمودینامیک رو قبول بشه
با 10 نفرم سرش شرط بسته بودم
بیا قبول کنیم استاد خوبی داشتی که تونسته به یکی مثل تو این حرفا رو بفهمونه
باید اینو جشن گرفت- بگیرش...به سلامتی-
!به سلامتی- !به سلامتی-
شفیع،سه تا پیک دیگه بیار- حله داداش-
هیس...هیچی نگین
سلام عزیزم
کجا رفتی به شراب خواری؟
دیوونه شدی مگه؟ من اصلا شراب نمی خورم
ببین به من دروغ نگو
اصلا خودت بیا ببین
اینطوری هاست؟ باشه آدرس بده،میام
برای چی می خوای این همه راه بیای؟ خودم میام خونه
بیای خونه تیکه بزرگت گوشته- باشه عزیزم،بای-
داش سن خر رو داری بعد هی عزیزم...عزیزم می کنی
خجالت نمی کشی؟ تف بهت
آخه کره خر یتیم اون زنمه هرچی دلم بخواد صداش می زنم
شما که ازدواج تون سنتی بود دیگه این لوس بازی ها چیه؟
یعنی می خوای بگی تو ازدواج های سنتی عشق و محبت نیست؟
فکر کردی باید با یکی 4-5 سال تو رابطه باشی بعد کلی عشق و حال،بهش بگن ازدواج عاشقانه؟
خداییش فکر کردی بعد ازدواج سنتی نمیشه از این کارا کرد؟
!ازدواج های سنتی خیلی هم خوبه
دور نیست اون روزی که به حرفم می رسی
!عمرا و ابدا
عمرا اگه با یک غریبه ازدواج کنم
منم همین رو می گفتم ولی بشین و تماشا کن
عمرا- بشین و تماشا کن-
عمرا- می بینی-
!آرجون- چیه؟-
باهم ازدواج کنیم؟- چو کاره؟-
همه چی اوکیه شفیع؟- آره اوکیه-
آرجون؟
!جانم؟- تو آرجونی دیگه درسته؟-
آره،شما؟
میرا ام سال آخر تو مدرسه باهم بودیم
منو یادت نیست؟
!خواهر میرا حالت چطوره؟
خواهر؟ کلا 2 سال از تو بزرگ ترم
من که خوبم تو حالت چطوره؟
عالی،آخرین باری که همو دیدیم تو مراسم سالانه بود
بعدشم مدرسه ات رو عوض کردی،مگه نه؟
آره به خاطر کار بابام رفتیم کرالا
!میرا- یک لحظه-
خیل خب آرجون من باید برم ان شاء الله یک وقت دیگه همو می بینیم
حتما
یادت نره تو فیس بوک ادم کنی- حتما-
خواهر؟
!خداحافظ- آبجی یک بغل به ما هم بده-
دلم برای بغل کردن خواهرمون تنگ شده بود
الان هرکی از راه برسه رو بغل می کنی؟- چو کاره؟-
...به جای اینکه جواب منو بدی
بلند میشی میری اینو و اون رو بغل می کنی؟
!آخه نودل کوچولو
دوستم بود الکی جو نده
این عنتر هم دوستم ئه ولی من اینجوری بغلش نمی کنم
دا من خودم زن دارم
زنم نداشتی بازم بهت محل سگ نمی دادم
!ببند دهنت رو- گمشو بابا دختر ئه حسود-
اسمش متیئو ئه
طرف 28 سال شه دکتر هم هست
این همه چیزیه که در موردش می دونم
الان 10 روزه که بابام ازم می پرسه می خوام باهاش ازدواج کنی یا نه؟
کو بده ببینم- برای همین سردرگمم-
تو هم الان داشتی می گفتی عمرا با یک غریبه ازدواج کنی
برای همین یهویی این فکر زد به سرم
بعدم بهت پیشنهاد دادم
پسره خودش یک پا داف ئه
به نظرم که از این عنتر بهتره
بهش فکر کن اگه جوابت بله بود بهم بگو
!آنو
هی نودل کوچولو
حساب کن بعدم برو خونه
هی نودل کوچولو صبر کن منم بیام- منو مهمون کردین بعد من پولش رو بدم؟-
!ببخشید !ببخشید
راه بیوفت بریم داداش
!صبر کن مانی
!آخ
!تولدت مبارک- ممنونم-
مانی تو برام کادو نیاوردی؟
اصلا چیزی برات نیاوردم
راستی نودل کوچولو مامانت کجاست؟
هی نودل کوچولو اون دختره کیه؟
آبجی میرا ئه کلاس ششمی ئه
با اینکه سنش از ما بیشتره ولی خیلی خوشگل ئه
!آره
!آرجون خیلی خوب بازی کردی
تو هم داستان قشنگی نوشته بودی
باشه،فعلا- خداحافظ آبجی میرا-
این دیگه چه کوفتیه؟
!دیگه هیچ وقت پام رو اینجا نمی ذارم
بگین سیب
میگم آرجون بعد تموم شدن ترم باهم یک سفر جاده ای نریم؟
اون هم با موتور- هی نودل کوچولو-
با موتور که نمیشه سه ترکه بریم بیا با ماشین بریم که مانی رو هم ببریم
برای چی دقیقه نودی ابراز علاقه می کنن؟
بعد همه چیو ول می کنن که باهم فرار کنن
آخه این چه منطقیه؟
آخه نودل کوچولو عشق که منطق سرش نمیشه
مثل جادو می مونه
هرچی هم بهت بگم متوجه نمی شی
برای چی متوجه نشم؟
برای چی مثل دیوونه ها در این مورد صحبت می کنید؟
!آخ- مراقب باش-
از دست این پاشنه ها
برای چی اومدی اینجا؟
اینجا تنهایی واستاده بودی اومدم پیشت،همین
اشکالی نداره
فکر کردی نمی فهمم چی تو دلت می گذره؟
برای چی هر روز دوسا درست می کنی؟
...بعد ازدواج دلت برای همین دوسا ها تنگ میشه
اونوقت قدر می دونی
مانی رفته تو شرکت فناوری اطلاعات
آنو هم که رفته تو کسب و کار باباش
بعد تو اینجا واستادی در مورد غذا صحبت می کنی؟
اول درسات رو پاس کن مدرکت رو بگیر
خاله میشه یک تخم مرغ دیگه بهم بدی؟
باهم ازدواج کنیم؟
آرجون
!آرجون
برای چی می خندی؟
خواب دیدم
خواب خیلی خوبی هم دیدم
هی نودل کوچولو
چیه؟
در موردش فکر کردم
دلیلی پیدا نکردم که بهت نه بگم
منظورت چیه؟ متوجه نمی شم
می خوام باهات بیام خونه بخت
نکنه چون مستی اینو داری می گی؟
مست که می کنم تازه عقلم میاد سر جاش
همه بر این باورند که خداوند در بهشت زوج ها رو می سازه
اون هم به مانند رعد و برق
"یک سال بعد"
"دادگاه خانواده"
بی زحمت میشه بری اونور
بشین داداش
هنوز نیومده؟
سواتی چطوره؟
پسرت چی؟
تصمیم گرفتین اسمش رو چی بذارین؟- تو خری؟-
!ببخشید !ببخشید
الان تو نگران این چیزایی؟
الان چه مرگ تونه؟ که می خواین طلاق بگیرین؟
اون موقع که قبول کردم باهاش ازدواج کنم اون موقع یک مرگیم بوده
بی خیال داداش
فقط بشینین باهم حرف بزنین درست میشه- دیگه هیچی درست نمیشه-
تموم شده است
بی خیالش
بفرمایید خانم
بفرمایید
همینجا منتطر بمونین
بفرمایید بشینید
خودم به همه چی رسیدگی می کنم
نگران چیزی نباشید طلاق تون رو ازش می گیرم
باشه؟
کجا داری میری؟
اون هم دوست مه ها
قیام کنید
بفرمایید بشینید
!اوه خدای من
از صبح تا الان چند تا پرونده داشتیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.