Afonya

Afonya (Афоня)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Afonya 1975
A Commentary by alireza tavasol
ترجمه اختصاصی تیما گروپ

Tags

other
Published on: 2025-12-22
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫Mosfilm

‫- حواست باشه ‫- کات

‫کات

‫چی میخوای رفیق؟

‫- چی..؟ ‫- چی میخوای؟

‫- آفونیا ‫- آفونیا دیگه کیه؟

‫بورشوف. دو ساعته ‫منتظرشم

‫زمینو شخم میزنم

‫زمینو زیرورو میکنم

‫تعطیل بهدلیل تعمیرات

‫سیفون خراب شده ‫بدبختی تمومی نداره

‫باید حقوقمو قبل ساعت ۱۵ بگیرم ‫ربع به پانزدهه

‫بورشوف! خرج فاضلابم ‫میندازم گردنت

‫حتما. حالشو ندارم ‫مفتی جون بکنم

‫اون فواره چی؟

‫- ندارم ‫- کبریت چی؟

‫- سیگار نمیکشم ‫- بد شد برات

‫- یه لگد کمتر ‫- بورشوف

‫- وجدانت کجاست؟ ‫- وجدانم که زیاده

‫وقتم کمه

‫آفونیا

‫با بازی لئونید کوراولف

‫بازیگران

‫کاتیا - یوگنیا سیمونوا

‫کولیا - یوگنی لئونوف

‫شیطونک - ساولی کراماروف

‫النا - نینا ماسلووا

‫فدول - بوریسلاو بروندوکوف

‫اداره ساختمان ‫مدیریت تاسیسات شماره۲

‫صندوق

‫بورشوف! بعد از ساعت ۱۶ بیا

‫میلیا کریستوفورونا، خواهش میکنم

‫باید ببرمش آمپول بزنه ‫ولم نمیکنه عین یتیم

‫- کدوم یتیم؟ ‫- خواهرزادمه

‫از ده فرستادنش اینجا ‫برای درمان

‫- چشه؟ ‫- نمیدونم

‫هیچکس نمیدونه. طفلک ‫یه لحظه بند نمیاد

‫پیداش کردم

‫فدولوف

‫فدولوف

‫- منو دید. چی میخوای؟ ‫- برگرد سر کارت

‫وقت ناهار قانونی نداره؟

‫از ساعت ده صبح ناهاره

‫- همین الان برگرد سر کارت ‫- گفتم بریم دیزی

‫میام

‫فیلمی از گئورگی دانلیا

‫این میز آزاده؟

‫عجب گرماییه

‫اون سوسکه؟

‫خزر

‫تازهست؟

‫بفرما

‫مالتو بده

‫- نمیشه ‫- چرا؟

‫بهش حساسیت دارم. مشکل سلامتیه

‫- پوستم میریزه ‫- ده گرم

‫- نمیشه ‫- یه قطره؟

‫- گفتم نمیشه ‫- نصف قطره

‫واسه بو کشیدن

‫تو دل کولاک

‫دلیرانه میزنیم به دلش

‫و جلوتر میریم ‫با سورتمون

‫از زندگیت راضی هستی؟

‫بد نیست

‫خودت چی؟

‫- نه ‫- حیف

‫چرا؟

‫فلسفی بهش نگاه میکنم

‫از نظر فلسفی هم راضی نیستم

‫غازهای سفید شناکنان رفتن پیش ماروسیا

‫دور شین غازا! پرواز کنین

‫ببین چی میگم

‫بورشوف - لولهکش

‫دو هفتهست همینجام

‫بفرما داخل

‫یه دست دومینو نمیزنیم؟

‫کجا داری میری؟

‫میخوام پامو پاک کنم

‫لازم نیست

‫سلام. من کولیا هستم

‫اون کیه؟

‫دوستم کولیاست

‫میگم اون کیه؟

‫فامیلیت چیه؟

‫- یادم رفته ‫- باید یادت بیاد

‫- نمیشه ‫- دیدی آخرش چی شد؟

‫هر کیو از راه میرسه میاری خونه

‫اگه ولگرد باشه چی؟

‫یا خلافکار فراری؟

‫مدارکشو دیدی؟

‫آقا

‫پاسپورتتو ببینم

‫بورشوف، سه ساعته ‫منتظرتم

‫ول گشتی خدا میدونه کجا

‫کلاهبرداری

‫حالا چی

‫کولیا رفت

‫خدایا

‫الکلی

‫حقوق روز حقوقه، یه شات زدنش کجاش بده؟

‫حقوق کدومه، کشک

‫برات عطر خریدم

‫مسکو

‫اینجا نیست

‫خودم یادمه خریدمش

‫با کولیا خوردینش. سر کشیدین

‫زندگیمو نابود کردی، بورشوف

‫- دوباره شروع شد ‫- آره... آره

‫دوباره شروع شد

‫دو سال از عمرمو پای تو هدر دادم

‫فکر میکردم ازدواج کنیم ‫مثل آدمای معمولی زندگی کنیم

‫من... هیک، هیک

‫واسه فدوت سینه میزنی ‫بعد میپری سر یعقوب

‫بعد مایک ‫بعد هر کی دلت بخواد

‫آدم عوضی‌ای، بورشوف

‫عوضی

‫برگرد اینجا

‫گفتم برگرد اینجا

‫فکر میکرد

‫- ایستگاه بعدی کجاست؟ ‫- پروف‌سویوزنایا

‫بلیکوف

‫پیشونیمو لمس کن. تب دارم؟

‫دمای اتاقه

‫مراد، تو لمسش کن

‫باید کمتر بخوری. عموم عبدالله ۷۶ سالشه

‫پارسال شطرنج، مقام سوم آورد

‫به من چه عبدالله تو

‫عمو پاشا، میشه تا حقوق ‫۵ روبل قرض بدی؟

‫دیروز تازه علی‌الحساب دادن

‫- باید برم پلی‌کلینیک ‫- محاله

‫بیخیال، میذارم کنار

‫آهای همه

‫یه گروه هنرجوی فنی‌وحرفه‌ای ‫اینجان

‫بیاین تو، راحت باشین

‫فقط یادتون باشه مهمونین

‫اوه، فقط بورشوفه

‫بقیه کلا آدم حسابین

‫تقسیمتون میکنم تو بخش‌ها

‫و مکانیک‌هامون نشونتون میدن ‫تئوری‌تون چقدره

‫قافیه بدی نبود

‫آودئیف و بورییاک

‫مربی‌تون بلیکوفه

‫بهتون یاد میده آچار گم کنین

‫خدایا! رحیموف، کیم ‫کریونوس و بوبنوف رو برمیداره

‫عمو پاشا شوچنکو ‫واسیلی‌یف، ایوانوف و سدین رو

‫سلام

‫- خب، موفق باشین ‫- ولش کن

‫خب، با هم آشنا شین

‫بچه‌های من کجان؟

‫بچه‌ها، یواش‌تر

‫خیلی هم آشنا نشین

‫لیودمیلا ایوانونا، پس من چی؟

‫- تو چی؟ ‫- شاگردی واسه من نیست؟

‫شاگرد تموم شد. دیگه نداریم

‫یعنی چی تموم شد؟

‫۸ نفرن ‫نفری دو تا میرسه

‫- اونجوری که فکر میکنم نیست ‫- چرا؟

‫همین که هست

‫آره، یکی یه بار خطا کنه ‫تا آخر عمر میزننش

‫جون میکنی ‫آخرش هم شاگردی بهت نمیدن

‫لیودمیلا ایوانونا

‫۴۰ ساله لیودمیلا ایوانونام. خب؟

‫باشه. بدون شاگرد

‫- مهم اینه حقیقت ‫- کدوم حقیقت؟

‫به آینه نگاه کن

‫۴۰ سال!.. هیچکس بیشتر از ۲۶ ‫بهت نمیده

‫شما دوتا عاشق آبجواین؟

‫وقتی هوا گرمه

‫گرم باشه یا نه

‫سر کار حتی فکرشم نکنین ‫یکی بزرگ، دوتا کوچیک

‫شاگردای منن

‫عجب گرماییه

‫بورشوف

‫هنوز اینجایی؟! حادثه شده ‫سه بار زنگ زدن

‫آلبرت پتروویچ! اوضاع چطوره؟

‫بد نیست

‫این شاگردا رو انداختن گردنم ‫باید یادشون بدم

‫ایست! از اینور

‫اینجا چیه؟

‫- شیر آب ‫- معلومه. چه شیری؟

‫- واسه آبیاریه ‫- آفرین. شیر آبیاری

‫و از این شیر چی میاد؟

‫- آب ‫- معلومه آبجوس

‫یه فواره نازک در حد کبریت

‫آخرش میشه ‫نشت ۲۰۰ لیتر تو روز

‫رفیق مکانیک

‫- اینجا! طبقه نهم ‫- میام

‫یه لحظه افاناسی نیکلایویچ ‫بذار شیر رو ببندم

‫صبر کن! این محدوده بلیکوفه

‫شاگردای خودشو داره ‫بجنب

‫سمیون! آسانسورو راه بنداز ‫باید بریم طبقه نهم

‫نمیشه ‫بعد ناهار بیا

‫افتضاحه! سه روزه داره درستش میکنه

‫باشه، بعد ناهار برمیگردیم

‫افاناسی نیکلایویچ ‫اون بالا آب گرفته خونه رو

‫- آچار ‫- یه ذره چرخوندمش، بعد

‫یه ذره! آچار! تند باش

‫آچارو بده بهش

‫همینو کم داشتم ‫این دردسر لعنتی

‫کلا کجا کار میکنی ‫ارشمیدس؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left