Buried in Barstow

Buried in Barstow

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Buried in Barstow 2022 1080p WEBRip x265-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-07-20
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اسم من هیزل کینگه.

‫بعضی وقتا که به گذشته‌ام نگاه می‌کنم

‫انگار مال یه آدم دیگه هست.

‫اما بعدش یهو همه‌ اش برمی‌گرده تو ذهنم.

‫و اون دختری که پشت سر گذاشتم، واقعاً نرفته.

‫فقط همراه اون به خاک سپرده شده.

‫و من از هرکی بهتر میدونم..

‫...هیچ چیزی برای همیشه دفن نمی‌مونه.

‫چه می‌خورید؟

‫تونای ذوب شده غیر از تن چی داره؟

‫پنیر.

‫هیزل، چرا برگر گیاهی نداری؟

‫چون کسی سفارش نمیده، رودی.

‫هیزل، چرا با من قرار نمی‌ذاری؟

‫چون پول نداری و قیافت هم نیست، ویلی.

‫- ساندویچ کلاب روی نان چاوداره؟ ‫- نه.

‫خب، اگه داشتی من برگر گیاهی می‌گرفتم.

‫- نه نمی‌گرفتی. ‫- راست می‌گی. نمی‌گرفتم.

‫وقتی منو بشناسی، ‫اونقدرها هم زشتم نیستم.

‫وقتی بشناست، ‫بیشتر می‌فهمی چقدر زشتی.

‫آه، زنم قبلاً همینو گفت.

‫به نظرت از کی شنیدمش؟

‫سوپ امروز چیه؟

‫مینسترونه. هر روز.

‫چطور بهش می‌گی سوپ روز؟

‫من نمی‌گم. تو می‌گی.

‫من بهش می‌گم تنها سوپی که داریم.

‫کوفته گیاهی چطور؟ چرا اونو نداری؟

‫خب، شما رفقا از وقتی اینجا رو باز کردم

‫هفته‌ای دو سه بار میاین اینجا.

‫هر دفعه همون حرفاس.

‫ویلی می‌خواد بدونه چرا باهاش قرار نمی‌ذارم

‫با اینکه خودت میدونی شانسش بیشتره

‫که با کری آندروود بخوابه.

‫و کارل می‌خواد منو تحلیل کنه با اینکه

‫میدونه منو از دوره بوش عوض نشده.

‫و رودی می‌خواد بدونه ‫چرا چیزای سالم نمی‌فروشیم

‫با اینکه میدونه اگه مجبور باشی

‫سفارش نمیدی.

‫خب، چی می‌خورید؟

‫- تونای ذوب شده. ‫- سوپ مینسترونه.

‫چیزبرگر با بیکن.

‫عالیه. خاوی.

‫چیه، دیگو هنوز نیومده؟

‫نه. من ظرفشور نیستم.

‫باشه!

‫- چیز دیگه؟ ‫- نه، خوبم. ممنون.

‫- آه، بس کن. برو بیرون. ‫- ممنون.

‫مامان، نمیتونی به پلیسا رایگان سرویس بدی

‫یه کمی خوش‌نیتی میتونه فرق کنه

‫بین اینکه 5 دقیقه دیگه بیان یا 5 ساعت.

‫تراویس چیزی سفارش میده یا فقط اومده

‫مراقب تو باشه؟

‫اون اونجوریا نیست.

‫باشه. اون پشت میز 5 رو چک کردی؟

‫استیک و تخم‌مرغ. انگار محکوم به اعدامه.

‫خوبه. خب، میزای دیگه رو داری.

‫چهار تا قهوه می‌خورن ‫و دو تا دونات تقسیم کردن.

‫گوش کن، یه چیزی باید ازت بپرسم.

‫- می‌پرسی؟ ‫- آها.

‫نمیتونم صبر کنم ببینم چیه.

‫مامان، فکر می‌کردم ‫اون پول دانشگاه رو بگیرم.

‫آه، داری برمی‌گردی دانشگاه؟

‫خب، آره. یه روزی. شاید.

‫عزیزم..

‫پول دانشگاه مال دانشگاهه.

‫به خاطر همون می‌گن پول دانشگاه

‫نه پولی که بدی به دوست‌پسر معتادت

‫تا همه‌شو تو وگاس ببازه.

‫نمی‌خواستم به تراویس بدمش.

‫چرا فکر می‌کنی معتاده؟

‫تو خیلی بدی.

‫می‌خوایم یه جا بگیریم با هم.

‫روی جنازه من که کرم زده.

‫من 19 سالمه. همدیگه رو دوست داریم.

‫جوی، عشقش باعث می‌شه کتک بخوری

‫یا آبستن شی یا ورشکست یا هر سه‌تاش.

‫تو اصلاً نمی‌شناسیش. آدم خوبیه.

‫و ایده‌های احمقانه درباره من نداره

‫که مثلاً نابغه‌ام و میتونم پیش‌پزشکی بخونم.

‫یعنی با توقعات پایین تو رو فریب داده؟

‫عزیزم، یالا، به خودت یه اعتباری بده، باشه؟

‫تو یه دانشگاه خوب قبول شدی.

‫دست بردار از اینکه منو ‫اون چیزی که تو می‌خوای کنم؟

‫تو منو نمی‌شناسی. ‫من خودمم نمیدونم کی هستم.

‫تو دختر منی.

‫پدر من کیه؟ هان؟

‫می‌خوای هیچوقت بهم بگی؟

‫چون خودم سعی کردم بفهمم

‫اما حتماً یه راز دولتیه.

‫لطفاً آرومتر حرف بزن.

‫پول رو فراموش کن. ‫خودمون یه راهی پیدا می‌کنیم.

‫هر چی باشه که از اینجا بریم بیرون.

‫دخترام هم. تو اون سن. ‫همیشه یه حالتی دارن.

‫چرا 18 دلار غذا سفارش دادی ‫اگه پول نداشتی؟

‫- یه ولگرد دیگه. ‫- بس کن.

‫نمیتونی حساب کنی؟

‫خیلی متاسفم، اوم..

‫...نه.

‫همه‌شو تو وگاس باختی؟

‫همه‌شو باختم. نه تو وگاس.

‫اون مامور رو برگردون اینجا.

‫- بیا اینجا. ‫- چیه؟

‫قضاوت نکن.

‫مگه خودت همه‌چیز رو از دست ندادی، ‫نمیدونی چیه.

‫داره ازت دزدی می‌کنه و تو باهاش نرمی.

‫برو کمک میز هفت.

‫میدونی، راست می‌گه که عصبانی باشه.

‫خب، من هیچوقت دزد نبودم.

‫چند روزه چیزی نخوردم، پس..

‫چیزی نداری؟ ساعت؟ پول خرد؟

‫نه، هیچی، چیزی که تو بخوای، نه.

‫خب، تو اهل اینجا نیستی.

‫نه. لس آنجلس.

‫با اتوبوس اومدی؟

‫آره. اتوبوس.

‫تو ال‌ای چی کار می‌کردی؟

‫جراح قلب و قفسه سینه.

‫من ظرفشور نیستم!

‫میشه ظرف بشوری؟

‫حقوقش حداقله، غذا مجانی.

‫دستشوییت همون دستشویی مردانه‌ی رستورانه.

‫پشت آشپزخونه یه دوش فضای باز هست.

‫قول میدم نگاه نکنم.

‫قبول می‌کنم.

‫میدونستم.

‫- هیزل کینگ. ‫- الیوت.

‫الیوت مورگان.

‫- بس کن! ‫- هی، هی..

‫آه، شبها اینجا بیشتر از ‫چیزی که فکر کنی سرد میشه.

‫ب-برات پتو اضافه میارم

‫و یه حوله و یه تیکه صابون.

‫اون نمی‌فهمه.

‫من تو دانشگاه یا هیچ جای ‫این دور و بر جا نمیشم.

‫تنها جایی که جا میشم کنار توئه.

‫میدونی یه نفر اون خونه رو

‫از زیر دستمون در میاره اگه زود اجاره نکنیم.

‫اون پول مال خودته، جوی.

‫بهتره یه فکری به حالش کنی.

‫بیا اینجا. خب، من باید برم.

‫- بزن به چاک. ‫- به زودی می‌بینمت.

‫می‌بینمت.

‫یه آدم ولگرد غذاتو می‌خوره و پول نداره

‫تو بهش کار و جا برای خواب میدی.

‫رستوران داری یا پناهگاه؟

‫فکر نمی‌کنم بی‌خونه باشه عزیزم. ‫فکر کنم فقط گم شده.

‫ممکنه یه قاتل زنجیره‌ای باشه هرچی میدونی.

‫احتمالاً فردا بیدار نمی‌شیم.

‫نمیتونیم ظرفشور رو ‫مثل بشقاب کاغذی عوض کنیم.

‫اگه جایی برای خواب بهش بدم، ‫احتمالاً می‌مونه.

‫- من تو رو نمی‌فهمم. ‫- آه، برو تو صف.

‫تو دو ساله تراویس رو می‌شناسی.

‫اون مردیه که می‌خوام باهاش ازدواج کنم

‫اما اگه آتیش گرفته بود هم ‫بهش تف هم نمیکردی

‫تو این ولگرد بی‌پول رو چند ساعته می‌شناسی

‫و بهش کمک می‌کنی.

‫من آدمارو می‌شناسم، جوی. ‫و امیدوارم یه روز تو هم یاد بگیری.

‫ولش کن. پاهاتو بده.

‫- واقعاً؟ وای خدای من! ‫- آها.

‫خیلی امیدوار بودم این اتفاق بیفته، ‫ اما خجالت کشیدم بپرسم.

‫آه!

‫- درباره پول دانشگاهم.. ‫- آه! جوی، بازم نه...

‫نمی‌خوام بهم ببخشی.

‫ولی شاید بتونم یه کمی قرض بگیرم؟

‫- تلاش خوبی بود، اما نه. ‫- پس میدم.

‫گفتم نه.

‫و فکر می‌کنم که من مدام بهت یادآوری کنم

‫که تراویس جز بدبختی چیزی نمیاره

‫فقط تو رو بهش نزدیک‌تر می‌کنه.

‫مطمئناً.

‫عالیه.

‫هی، برای صبحانه بهت نیاز دارم.

‫روز شلوغی میشه.

‫- منم دوستت دارم. ‫- جوی، ساعت شش صبح!

‫تلاش کردم. حتی گفتم پس میدم.

‫اون به خیالاتش چسبیده

‫که من بهترین دکتر دنیا میشم.

‫شاید خانواده‌ت بتونن...

‫من هیچی ازشون نمی‌گیرم.

‫- اونا پول دارن. ‫- آره.

‫و تا آخر عمر مجبورم می‌کنن جبران کنم.

‫باشه، پس..

‫اگه زود ازدواج کنیم

‫میتونه کادوی عروسی مامان باشه.

‫اما جوی تراویس رو دوست نداره.

‫یه قضیه‌ای بود.

‫تو گفتی پسرخاله ا‌ت ‫با یه مرغ قرار می‌ذاشته؟

‫بهش لباس می‌پوشوند. ‫می‌بردش رستوران.

‫یه قضیه‌ای بود.

‫چی، مثلاً، یه مرغ؟

‫- ا-اون پرنده؟ ‫- آره.

‫چطور قرار گذاشتن پسرخاله‌ ات با یه مرغ

‫شبیه قرار گذاشتن جوی با تراویسه؟

‫مادرش خیلی ناراحت شد.

‫- آها؟ ‫- آره.

‫یه مرغ؟

More Farsi/persian subtitles for Buried in Barstow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left