The first 200 lines.
آماده رفتن به حياط باشيد
براي رفتن به حياط آماده باشيد
لعنت به تو - يه بار ديگه بگو اسمش چي بود -
فابريزيو
خيلي آدم عوضي اي
آقايون ، براي رفتن به حياط آماده باشيد
راهرو
يالا بريد بيرون - از راهرو حرکن کنيد
حرکت کنيد
درست کار کن . درست کار کن
هنوز حتي عرقتون رو هم در نياوردم
ريدي بابا يالا ، بده به من
گائيدمت
هميشه عالي
عزيزم ، تو يه آدم عوضي هستي
همه چيز در يک صبح شروع شد
مثل صبح هاي ديگه بود
اوه ، برني
پدر ، من براي غذاي ظهر و کلاس ورزش پول ميخوام
تو به من قول دادي که در مورد گزارش کتابم کمکم کني . يادت مياد؟
نويسنده يه عالمه وقت صرف ميکنه تا کرکتر هاي فيلم رو قوي کنه
و خواننده رو گول ميزنه ..... بوسيله
گول ميزنه ؟ آره اول تو رو وارد داستان ميکنه ،ميدوني ؟
تو ميخواي بدوني چجوري داستان تموم ميشه ولي همين الان من فهميدم که چجوري تموم ميشه
خب . پس بنويس که اون قابل پيش بيني بود
نه ، بابا . منظورم اينه که من فيلم رو ديدم اوه . باشه
زود باش . بايد سريع بخوري
ميتوني در مورد يه جمله ديگه فکر کني ؟
... دسيسه...
دسيسه ... متشکرم مامان
شما زرنگتر از بابا هستيد . اين رو ميدونستيد ؟
آره . خدا کمکمون کنه اگه اين رو بفهمه
اگه مامان خيلي باهوشه ، پس شايد اون بايد به تو در مورد گزارش کتابت کمک کنه
فهميدي منظورم چيه ؟
من جلسه دارم ، دي آره منم همينطور
امي ، گزارش کتابت ، تلفنت . من يا اون ؟
من سومي رو انتخاب ميکنم يعني شما دوتا برام يه معلم خصوصي بگيريد
آره . ما هم ميخواستيم همين کارو بکنيم
اوه .
تلفن کجاست ؟ اونجا
بيمارستانه
بله ؟ آقاي شاين ؟
بفرماييد
ميخواستم بدونم که مراحل مداواي امي تغيير کرده
نه . نه . همونطوريه
ما آخرين نتايج رو ميخواهيم
وقتي رسيدم اداره اون رو براتون فکس ميکنم
خيلي ممنون
از خود پرداز پول ميگيري ؟
چه کسي براي هميشه زندگي ميکنه ، ها ؟ تو بايد خوش بين باشي
حداقل اين باعث ميشه که مريضيت بدتر نشه بهتر هم نميشه
خوش بين
امي ، اتوبوست تا چند دقيقه ديگه اينجاست
خداحافظ
برني تو اينجا باش
شما عادت داشتيد صبحها موقع خدا حافظي همديگه رو بوس کنيد
خفه شو
عجله کن
نويسنده براي خواننده دسيسه چيني ميکنه
با پيچوندن داستان
بنا بر اين تو هيچوقت نميدوني بعد چي ميشه
چطوري بود ؟
عاليه
قطار در سکوي 2 براي ساعت 50 : 7 در حال حرکت ميباشد
به مقصد مرکز شيکاگو
که در خيابان مرکزي ، خيابان ديويس ، خيابان اصلي ، پارک رجر
ريونسس وود ، کليبرن و در آخر مرکز شيکاگو توقف دارد
بليط
اوه ، لعنت
ميخواستم در ايستگاه تهيه کنم- نه دلار -
اوه اين خجالت آوره - الان تازه دوشنبه است -
همسرم کيف پولم رو وقتي ميخواست بره سر کار خالي کرد
پس اين مشکل همسرته ، ها ؟
آره . براتون توضيح ميدم - نه دلار ميشه -
يا پولو ميدي يا ايستگاه بعدي پياده شو
به همين سادگي
من بجاش ميدم - چي ؟-
نه . نه . شما نبايد اين کارو بکنيد
نگران نباش
يه آدم خوش شانس
نه . واقعا اون مشکل منه
همه چيز رديفه . من پرداخت کردم
بفرماييد . خيلي متشکرم
ممنون
ميدوني ، اون يه نقش بازي کردن يا چيز ديگه اي نبود
اون يه حرکت بي شرمانه بود من هم عاشق اين چيزام
بيخيالش شو
من نميخوام که فکر کني - باشه فکر نميکنم -
منظورم اينه که يه دستگاه خود پرداز در اتحاديه هست ، اگه شما اونجا پياده بشيد
فردا خوبه
البته . ده درصد بهره بخاطر يک شب روش مياد
بهره - به اضافه کرايه رفت و آمد -
اوه
قبلا زن نزول گيرنده اي بودم
پاي شخص رو هم ميشکوني؟ - نه فقط خايه هاش رو-
اوه ، شما يه وکيل هستيد
من مشاور مالي هستم
مشتري ها رو گول ميزنم
من مدير يه گروه تبليغاتي هستم
من خانم هاي خانه دار رو گول ميزنم
کجا کار ميکني ؟
جي . ام . دي . مارچ . يه جاي نسبتا بزرگيه
اوضاع تقريبا خوبي داريم شما چطور ؟
ايوري پرايس . جاي بزرگيه
اما ما اوضاع تقريبا خوب نداريم
اين قطار هميشگيتونه ؟ چرا ؟ -
چون من ميتونم بدونم چجوري پولتون رو برگردونم - نه دلار ، فکر کنم بتونم کارم رو راه بندازم -
نه . من بايد اون رو به شما برگردونم
من دچار ترديد و شک ميشم اگه اين کارو نکنم
ترديد ؟
خوب من نميخوام تو همچين احساسي رو بکني
خب ... اگه شما فردا سوار همين قطار بشيد ، پولتون رو برميگردونم
اين يه قرار ملاقاته
صبح بخير
هي . چه خبر. چز ؟
اوه . من يه خبر خوب برات دارم
هفت بازيکن با زدن چهل ضربه توپ
با يازده حرف در آخر اسماشون
يستر زمسکي - يستر زمسکي -
اون رو بايد برام اسپل کني - صبح بخير چارلز -
ي . س . ت . ر . ز . م . س . ک . ي
بري من يه چک ميخوام
چقدر . و براي چي ؟
هزار و دويست تا . کرايه لکيشن براي يک ضربه امريسپند
ايندفعه ديگه فراموش نکن که رسيد رو امضا کني
براي تو بري اون رو با خون امضا ميکنم - شنيدم چي گفتي -
خب اين يکيش . من شيش تاي ديگه ميخوام
.... ام
پيتراچلي - پيتراچلي ؟ -
اوه . چارلز ، اليت دنبالت ميگشت - ...پ . ت . ر . ا
زود باش اين که فقط ده حرفه
ديگه چي داري ؟
يالا چز . تمام اينها رو تو هفته پيش گرفتي . من ميخوامش
اوه
خب وينستون کسي از اين بازيکنها در ليگ ملي هستند ؟
من فکر ميکردم اون ليگ اصلي يا ليگ کوچيکه . ليگ ملي ديگه چيه ؟
تو بيس بال نگاه نميکني ؟
نه . بازي من هاکيه - هرچي بازي خشن تر باشه ، کمتر خسته کننده ميشه . از کجا اين سوال ها رو گرفتي ؟
يه پليس که ميشناسمش بهم داد
در واقع اون مثل دايي منه
اون خيلي سرش شلوغه ، خوشش مياد منو اسگل کنه
بهم گفت اگه اونو درست پيدا کنم بهم 100 دلار ميده
تو هم ميدوني که من به اون پول نياز دارم
يه لحظه صبر کن . تو جوابها رو نميدوني ؟
نه ، بخاطر همينه که اومدم سراغت، چز
کجا بودي ؟ دير کردي
زود باش - متاسفم -
اين خانمي نيست که دوست داشته باشه منتظر بمونه ، ميفهمي ؟
سوزان
چالرز - سلام -
فکر کنم اومدي اينجا تا ماموريتمون رو انجام بديم ، ها ؟
ما مسائل مهمي روبرومون داريم
فکر ميکنم با اينکه اونهمه در مورد اونا باهات صحبت کرديم ، اونا برات مهم نيستند
و جوابي از تو نگرفتيم
اين آخرين کار تبليغاتي ، نمونه اي روشن از موقعيتي هست که با هم صحبت کرديم
ما بر روي يک استراتژي توافق کرديم و اونو امضا کرديم
بعد چي شد ؟
تو کار خاصي نکردي
تبليغي که برامون فرستادي اون چيزي که ما گفته بوديم بايد باشه نبود
....ببين ، سوزان . کارهايي که من کردم ، ميدوني
من اين کارو 10 ساله که دارم انجام ميدم، درسته ؟
من متاسفم
من طبق اون چيزي که ميخواهيد درستش ميکنم
ديگه وقتي براي معذرت خواهي نمونده
چيزي که ما الان نياز داريم تغييره
من رو ديگه نياز نداريد ؟
اوم ، سوزان از تمام کارهايي که تا بحال کردي قدرداني ميکنه
تو نظرات متفاوتي داري
تو بايد به من تو اونجا کمک ميکردي
کمکت ميکردم ! سوزان ديويس يه مشتري 130 مليون دلاريه
اون يه جندست - اون بدترين نوع يه جندست -
اون درست ميگه ، تو خيلي بي حال و خسته به نظر ميرسي و خودت هم ميدوني ، رفيق
سوزان ديويس رو فراموش کن
يه کار ديگه بگير ، برگرد و رو پاهات وايسا ، برگرد به موقعي که تو کارات عالي بودي
مرده شورت ببره
با من حرف بزن ، بهم بگو چه مشکلي داري ، شايد بتونم کمکت کنم
دچار ترديد شدم
اين يه جوابه ، اين طور نيست ؟
خفه شو برني ، من اينجا هستم . امضاء لطفا
برني ، بس کن
دير کردي - متاسفم -
کار چه طور بود ؟
.... کار
خوب بود ، تو چطور؟ ....
حدس بزن اين هفته قراره کي با من ملاقات کنه
اتن جفريز - اوه ، همون مرتيکه عوضي -
هميشه وقتي من از برنامه درسي ام عقب ميمونم خيلي عصباني ميشه
خيلي از اين چيزا اتفاق ميافته
خب ، ميدوني چه کار کرده بودم ؟
داشتم تو زنگ رياضي انشاء ميخوندم
اون تو رو در مقابل بچه ها ضايع کرد ؟
عنوان انشاء اين بود : دليل اينکه ما آقاي جفريز رو دوست داريم
جري تلفن کرد . يه پيغام روي پيغام گير هست
کجا داري ميري ؟
من يه جلسه اولياء و مربيان دارم شش هفته ميشه که اون رو روي تقويم نوشتم
باشه
از امي بايد يه کوييز براي امتحان تاريخش بگيري
برني هم بايد بره دستشويي
اسم کسي که الکل رو ممنوع کرد چي بود ؟
ولستد
No comments yet. Be the first to leave one.