The first 200 lines.
ممنون بابت همهچی
حدس بزن دیشب چیکار کردم
پسر
حالا بریم آکادمی وستساید رو بترکونیم
طعم هیولا رو بچش
تو زندگی میتونی هر کاری که دلت میخواد بکنی
تا وقتی که سمت مواد نری
اصلاً چرا یه نفر باید مواد غیرقانونی مصرف کنه؟
دلایل زیادی داره
شاید میخوان خودشون رو تو دلِ یه اکیپ جدید جا کنن
شاید کنجکاون
شایدم فقط حوصلهشون سر رفته
ولی دلیلش هر چی که باشه
وقتی یکی بهت مواد تعارف میکنه، باید چی بگی؟
بگو: «نه مرسی، من مینوتور میزنم.»
سمت مواد نرید! مینوتور
ممنون، آقای مینوتوری
هوی! لباس گاویِ قشنگیه، اوبی
این رو از کجا گیر آوردی؟ از باغوحشِ گیها؟
اوه، نه. این... این گاو نیست
این یه مینوتوره
یه موجود افسانهایه
اینم از تو کمدِ مامانت برداشته
بعد از اینکه ترتیبش رو دادم، گذاشت برا خودم بردارمش
مواد بده. نوشابه انرژیزا، خوبه
پس هر وقت خواستین امتحانش کنین، بفرمایید، در خدمت باشین
و بابت فروش هر قوطی، مینوتور یه مبلغی رو اهدا میکنه
به بنیاد «بچهها رو دور از مواد نگه دارید»
اه، این لباس بو سیبزمینی سرخکرده میده
آره، میدونم چی لازم داری
گروه «کیس»؟ داری شوخی میکنی؟ نه بابا، ای خدا
من عاشق «کیس» هستم
هیچکس عاشق «کیس» نیست
خودِ پل استنلی هم دیگه حالش از «کیس» بههم میخوره
اوه! به «استارچایلد» توهین نکن
ببین، بد برداشت نکن، خب؟
منم دوست دارم «تمام شب رو راکانرول بازی کنم و یه بخشی از هر روز رو!»
پارتی هر روز. «تمام شب رو راکانرول بازی کنی و هر روز پارتی کنی!»
من دوست دارم یه بخشی از هر روز رو راکانرول بازی کنم. هر روز پارتی کنم
من معمولاً یه سری خردهکاری دارم. پارتی
مثلاً از ساعت ۱ تا ۳ میتونم راکانرول بازی کنم. تو باید پارتی کنی
هی بچهها، چطور مطورین؟
وقتی یکی بهتون مواد غیرقانونی تعارف میکنه، چی میگین؟
میگین: «نه مرسی، من فقط مینوتور میزنم.»
من از اینا انقدر خوردم
شوخی نمیکنما
ممکنه شلوارم رو خیس کنم. دستشویی کجاست؟
پشمام
پسر، این انگار شاشِ «شرک»ـه
پس یادتون نره، سمت مواد نرید، مینوتور بزنید و از همه مهمتر
طعم هیولا رو بچشید
میدونی کجای این کار عالیه؟
منظورت به غیر از «هیچیش» هست؟
داریم دنیا رو جای بهتری میکنیم
چطوری؟
خب، به بچهها انرژی میدیم تا سمت مواد نرن
داریم شاشِ اسبِ رادیواکتیو رو قوطیای ۶ دلار به خوردشون میدیم
عجب دستاورد بزرگی. حس خوبیه، نه؟
با اون حالخرابیِ بعدِ مستی هم راحت میشه انجامش داد
میتونم تا ابد این کار رو بکنم
اگه مجبور بودم تا ابد این کار رو بکنم، یه گلوله تو مغز خودم خالی میکردم
ژستِ کار رو بگیر داداش
سورپرایز
ایول
گرفتمت پسر! حالشو ببر
سالگردت مبارک! میدونستی؟
نه
خیلی خب، خوب بود
وای خدای من، تو اینجایی
ویلر بهم زنگ زد. سلام
مرسی که بهم آمار دادی
هی، سعی کردم بهشون بگم که تو از سورپرایز خوشت نمیآد
ولی اونا واقعاً میخواستن این موفقیتت رو جشن بگیرن
چه خبرا، مینوتورهای عقبمونده؟
چه خبرا ویلر؟
دودولم
«دودولم!»
همگی، ما اینجاییم تا برای بهترین دوستم، دانی، جشن بگیریم
ما فقط با هم کار میکنیم. «بهترین دوست» نیستیم
مهربون باش
دانی ۱۰ ساله که اینجا کار میکنه
یعنی تقریباً یه دهه زندگی تو رؤیا
دمت گرم دانی، سالاری
دلم میخواد با تو پیر بشم، دانی
امیدوارم تا آخر عمرمون
با هم طعم هیولا رو بچشیم
آره! ایول
دمِ صبحه و خورشید دراومده
دیشب همه چی میلرزید و کلی سر و صدا بود
این یه کابوسه
بیخیال بابا. من بعدازظهر رو مرخصی گرفتم
کیک هم هست! بیا سعی کنیم خوش بگذرونیم
میچ از بخش گرافیک، بیا بقیهشو بخون
برو بریم! بعدی
بیا دیگه، خوش میگذره. نه
چرا نه؟ بیا دیگه. دونفری میخونیم
بلند شدن جلوی یه مشت آدم
و آواز خوندن، تعریفِ من از خوشگذرونی نیست. افتاد؟
تحقیرآمیزه
با یه گناهِ دیگه
میخوام بخونم
من اینجام
آو
مثل یه طوفان میلرزونمت
بیاید، بیاید، بیاید، بیاید! آره، آره
من اینجام
زود باش، بخونش
مثل یه طوفان میلرزونمت
دانی؟
مشکلت چیه آخه؟
ببین، متأسفم، خب؟
من مثل ویلر نیستم که با یه شغلِ مسخره و بیمغز خوشحال باشم
بدون هیچ هدف و انگیزهای
هی، تو نمیدونی ویلر چه حسی داره
از کجا معلوم، شاید اونم به اندازه تو از کارش متنفره
من عاشق این کارم
هوی، ویلر! این خانوم داره طعم هیولای تو رو میچشه
صبح بخیر. چی میل دارین؟
یه چای «تاآل» میخوام
و یه قهوه تلخ بزرگ
یه چی؟
قهوه تلخ بزرگ
منظورتون «وِنتی»ـه؟
نه، منظورم بزرگه
منظورش همون ونتیه. آره، بزرگترین سایزی که دارین
ونتی همون بزرگه
۲۰ نه، ونتی یعنی
دانی
آره، «لارج» یعنی بزرگ. اصلاً «تاآل» هم یعنی بزرگ
«گراند» هم به اسپانیایی یعنی بزرگ
«ونتی» تنها کلمهایه که معنیش بزرگ نیست
تنها کلمهای هم هست که ایتالیاییه
تبریک میگم! تو به سه تا زبون احمقی
ببین نفهم، ونتی یعنی قهوه بزرگ
جدی؟ کی گفته؟ فلینی؟
چقدر شد؟ این یه ۱۰ دلاری
لیر هم قبول میکنین یا الان دیگه همه چی یورو شده؟
میدونی چیه، بقیهشو برا خودت بردار
یا ابوالفضل، دانی. تو که میدونی اینجا به سایزها چی میگن
میدونی چیه، تو با همه سرِ جنگ داری
اون دختره تو مهمونی... گفت ASAP (در اسرع وقت)
«ای-اس-ای-پی»، ببخشید، چه جرم بزرگی
مثلِ «۲۴/۷» یا «قبلاً اونجا بودم و فلان کار رو کردم». از اونا هم متنفری
اونقدری ازشون متنفر نیستم که بذارم روزم رو خراب کنن
اوضاع داره بدتر میشه. میدونی چیه مرد؟ خورشید داره میتابه
ولی تو تواناییِ لذت بردن از زندگی رو از دست دادی
دیگه نمیتونم تحملت کنم
تو الان دیگه فقط یه عوضیِ بدبختی
با همه بدرفتاری میکنی
و محض اطلاعت، بهش میگن ونتی چون ۲۰ اونسه
۲۰! ونتی
راسته؟
میگه من از زندگی لذت نمیبرم
معلومه دیگه
باید باهاش حرف بزنم
بیخیالش شو بابا
بذار شعارِ زندگیم رو بهت بگم
باید بزنی و در بری
بدون وابستگی، بدون دردسر
هیچکس بهم نمیگه چیکار کنم
میرم بنگ بنگ، طبل رو میکوبم
چی؟ این که شعار نیست
این فقط یه مشت چرت و پرته که داری میگی
میدونی، بث راست میگه. من یه عوضیام
هی، من افتادم تو یه لوپِ تکراری، فقط از این مدرسه به اون مدرسه میرم
و به جوونای مملکت سم میفروشم
سم نیست که، توش آبمیوه داره
میدونی، من ۳۵ سالمه
تو زندگیم هیچی به دست نیاوردم
فکر میکردم یه کارهای میشم
یه چیز خوب، مثلاً استاد دانشگاه، مهندس
نمیدونم
فکر میکردم ازدواج میکنم. من
میدونی چیه؟ میزنیم به جاده خاکی. چی؟
داریم مسیر رو کج میکنیم. کجا؟
داریم میزنیم به چاک. چرا؟
حاجی، زیادی مینوتور زدی بالا. این کار اشتباهه
طوری نیست. ببین، الان برمیگردم
هی، ما باید تا ساعت ۱:۳۰ مدرسه راهنمایی بلو ولی باشیم
آره
نه، من نمیخوام معامله کنم
من این کار رو نکردم
آقای گاروین، من واقعاً نمیدونم چه گزینههای دیگهای داریم، میفهمید که
چون اونا یه فیلم ویدئویی واضح دارن که شما در حال دزدیدنِ
کلی تلویزیون هستید. بچهها! زود باشید، یالا
اون میتونه هر کچلِ دیگهای باشه
به من نگاه کن. من، دیوید گاروین، تلویزیون بدزدم؟
کی باورش میشه؟
اون من نیستم
هی، سلام. باید باهات حرف بزنم
دانی، من پیشِ موکلمم، بعداً حرف میزنیم
من میتونم برم. نه، نه، شما بمونید
تا باهام حرف نزنی هیچجا نمیرم
یه لحظه ببخشید
ممنون. چی شده؟ زود بگو
خیلی خب، حق با تو بود
من یه عوضیام. من یه عوضیام
تو اخلاقت عوضیوار شده. آره، اخلاقم عوضیواره
من یه عوضیِ تمامعیارم و افتادم تو یه لوپِ تکراری. ما تو یه لوپِ تکراریایم
بیا یه تکونی به اوضاع بدیم. یه فکری دارم
No comments yet. Be the first to leave one.