The first 200 lines.
« بـیـگـانـه: زمـیـن »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
شنواییش رو غیرفعال کردم
همون لحظه که فرود اومدیم گفت یه صدایی میشنوه
هرچی به زنومورف نزدیکتر میشد صدا بلندتر میشد
بعد دیشب وقتی توی آزمایشگاه جنین رو خارج کردم...
بهنظرت ارتباطی با این موجودات داره؟
نه همهشون. فقط یه گونه
اینقدر اخم و تخم نکنین مراسم ختم که نیست
مشغول اکتشافات هستیم و من نیم ساعت دیگه نوبت پاکسازی روده دارم
برو با یه چیزی ور برو و خودتو سرگرم کن تا بزرگترها صحبت کنن
شنواییش رو غیرفعال کردیم فکر میکنیم میتونه صدای...
زنومورف، آره میدونم. فرض رو بر این بذار که همیشه یه قدم ازت جلوترم
حالا که حرفش شد... مگه یه سری... یه سری آزمایش نداری بری انجام بدی؟
اون موجودات که خودشون خودبهخود کشف نمیشن
درسته
توام همینطور
نه. اون ترسیده. بهم نیاز داره
مراقب باش، تو که مادر نیستی
مشکل فنیه، نه دورهمی
و من هنوز منتظر ارزیابیهای میدانیت از عملکرد دورگهم
برمیگردم. باشه؟
بالاخره تنها شدیم
خیلیخب
بیا شنواییش رو فعال کنیم...
و بفهمیم مشکل سختافزاریه یا نرمافزاری
- عه، چه خوب. برادرشه - حالت خوبه؟
صداتو نمیشنوه
- چرا؟ - شنواییش رو غیرفعال کردیم
- چیکار کرده؟ - سلام
با هم آشنا نشدیم. تو...
تو برای من کار میکنی یا بهتره بگم برای شرکت تابعهای
از یه شرکت تابعهی یه شرکت هلدینگ یکی از شرکتهای مسئولیت محدود من کار میکنی
آره، ریهی جدیدت چطوره؟
عالیه. ممنون
باورت نمیشه با قبلی چیکار کردیم
- چی؟ - صداتو نمیشنوم
چیزی نمیشنوم
یه صدایی توی آزمایشگاه شنیدم سرمو درد آورد. چیزی نمیشنوم
باشه
چی توی آزمایشگاهه؟
نگو که اون موجودات رو آوردین اینجا
داریم وقتمون رو هدر میدیم. خیلیخب پردازندههای صداش رو فعال کن
باشه. خیلیخب
خیلیخب. صدامو میشنوی؟
صدامو میشنوی؟
صدامو میشنوی؟
- آره. آره - آره؟ اون صدا رو میشنوی؟
- نه - نه؟ خیلیخب. حالا چطوره؟
- خوبه. خوبه - خوبه؟
- خوبه - خوبه
سلام. سلام کوچولو
سلام
کجا بودی؟
من... من عمل جراحی داشتم ولی چیزی نیست. حالم خوبه
- وندی - حالم خوب شد
- وندی - همم؟
میشه بهم بگی چی شد؟
بیدار شدم و صدا رو شنیدم صداش مثل این بود که...
مثل صدای حشراتی بود که دارن پاهاشون رو به هم میمالن
- مثل جیرجیرک؟ - اوهوم
منم صدا رو دنبال کردم
و داشت از آزمایشگاه میومد
کرش داشت...
کرش داشت یه کارایی اونجا انجام میداد
داشت روی تخمها آزمایش میکرد
داشت جیغ میکشید
تخمها؟
نـه
بچه
بچه داشت جیغ میکشید
خیلیخب، سعی میکنیم بفهمیم داری چه صدایی میشنوی و چرا داری میشنویش
و جلوش رو میگیریم
- نه - نه
- یعنی چی نه؟ - اون...
اون میتونه زبون فضاییها رو بشنوه و تو میخوای قطعش کنی؟
اگر داره اذیتت میکنه باید جلوش رو بگیریم
نه، بهنظرم منو انتخاب کردن
دارن باهام حرف میزنن میخوام حرفاشون رو بشنوم
قبوله. آزمایش رو شروع کن
باشه
بیا آزمایش رو از 20 هزار هرتز شروع کنیم
صداشو میشنوم
خیلیخب، میزانش کمه اگر بیشترش کنم چی؟
بازم میشنوم
حتماً توی فرکانسهای مختلف شنیده میشه
حالا میبرمش روی بالاترین حد
- بسه، بسه، بسه، بسه، بیارش پایین - آوردمش پایین
همینه
کرلی، تو چیزی میشنوی؟
- مثلاً چی؟ - مثلاً صدایی که ندونی چیه؟
شاید
چیزی که میخوام بشنوم رو بهم نگو حقیقتو بگو
برو کنار
میتونی صدا رو توی فرکانسی که میتونیم بشنویم ایجاد کنی؟
چطوری؟
چطوری دادهها رو هک کردی که برادرتو تماشا کنی؟ همم؟
به قول آسیموف وقتی فناوری از یه حدی پیشرفتهتر بشه
دیگه نمیشه اونو از جادو تفکیک کرد
صدات رو به چشم صدا نبین فکر کن بلندگوئه
که آهنگ پخش میکنه
صدا توی پردازندهی مرکزیته فقط کافیه... اجی مجی لاترجی
درسته که فرانسوی بلدی ولی بلدی اینکارو بکنی؟
بسه
- آخی، برادرش احساساتی شد - باید استراحت کنه
یه باتری یونلیتیم داره که میتونه برق یه شهر کوچیک رو تامین کنه
نیازی به استراحت نداره
اون دستگاه نیست یه بچهست که الان وحشت کرده
خودم زبون دارم
نیاز به استراحت داره، قربان شب سختی داشته
درسته
هرچقدر میخوای استراحت کن
میخوای اتاقتو نشونم بدی؟
آره
نظرت چیه؟
بهنظرم وقتی یه گونهی فضایی متخاصم
میخواد صحبت کنه، باید از خودت بپرسی چرا
آره، مگر اینکه با اون حرف نمیزنن دارن با هم حرف میزنن و اون میتونه بشنوه
و حالا اونا هم اینو فهمیدن
مطمئن هستین نمیخواین اونا رو به یوتانی پس بدین
و برگردین سراغ کار خودتون؟
تا یه روز بیدار بشم و ببینم یه زنومورف تو شکممه؟ نخیر ممنون
به برادرش بگو میتونه بمونه ولی برای ما کار میکنه
- مشکلساز میشه؟ - نه
فقط میخوام بهش یادآوری کنم اینجا دنیای منه، اون فقط توش زندگی میکنه
این مدت خیلی نقاشی کشیدم
و... و این تخت منه
خب، بیشتر میشه گفت دستگاه شارژه ولی... یجورایی شبیه تخته
نمیخوابی؟
اوه، من... نه، نه نمیخوابم
از دستم عصبانی هستی؟
چی؟ چرا باید از دستت عصبانی باشم؟
چون میخواستم صدای فضاییها رو بشنوم. آخه...
چون مجبور شدی بخاطرم بری قبرستون
نه
این چه حرفیه
از دستت عصبانی نیستم
از دست اونا عصبانیم
چرا؟
چون وقتی توی بیمارستان بودی اجازه ندادن بیام ببینمت
و بابا
یعنی میخواستی بیای؟
معلومه که میخواستم بیام
ولی... راهی پیدا نکردی؟
اگر راهی بود، پیداش میکردم
ولی جنگ راه افتاده بود و من اون سمت کرهی زمین بودم
باشه
ولی حالا اینجا کنارتم
"ناکجاآباد آن زمان خیالی بود..."
"ولی اکنون به واقعیت پیوسته..."
"و خبری از چراغ خواب نبود"
"و هر لحظه هوا تاریکتر میشد"
چه زمانی یه ربات، ربات نیست؟
ولم کن
چه زمانی یه ربات، ربات نیست؟
"در ﻣﯿﺎن ﺗﻤﺎم جزایر دوﺳﺖ داشتنی ناکجاآباد از همه دنجتر..."
"و کوچکتر است..."
"نه بزرگ و گسترده..."
"با فاصلههای خستهکننده"
"بین ماجراجوییها بلکه حسابی پر از ماجراست"
"وقتی در طول روز با صندلیها و رومیزیها تظاهر میکنی آنجایی"
"اصلاً نگرانکننده و ترسناک نیست"
"ولی دو دقیقه قبل از اینکه به خواب بروی کمابیش واقعی میشود"
"برای همین چراغ خواب وجود دارد"
ما با هم دوست نیستیم
نه، گمونم نیستیم ولی میخوام باهات دوست بشم
دوستها که به هم دروغ نمیگن گفتی برای پرادیجی کار میکنی
خب، نمیدونستم شروری یا قهرمان
قهرمانم
منم همینطور
و حالا که جفتمون قهرمانیم به کمکت احتیاج دارم
یه چیزی رو برام بیار، باشه؟ یه تخم
اونجا تخم ندارین؟
از اونجور تخمها نیست
منظورت تخم هیولاست
خیلی پسر باهوشی هستیا
نه، نمیتونم. نمیتونم
این کار دزدیه
وایسا ببینم، مگه میشه آدم از یه دزد چیزی بدزده؟
اینم یه معمای دیگهست؟
یه سوال اخلاقیه فرق بین خوب و بد رو میدونی؟
آره فکر کنم
خب، اگر اون تخم مال من باشه و یکی اونو ازم بدزده
مگه میشه پس گرفتنش اشتباه باشه؟
اینجا حالمو خوب کردن، میدونی؟ بوی کاوالیر کمکم کرد. اینجا خونهی منه
داری در مورد وفاداری صحبت میکنی
این اصل کاملاً متفاوتیه
مردم به بهونهی وفاداری کارهای وحشتناک زیادی انجام میدن. نه
اگر میخوای کار درست رو انجام بدی کمکم کن چیزی که دزدیدین رو پس بگیرم
به چشم اعادهی مال بهش نگاه کن
"عمادهی مال" چیه؟
یعنی جبران کردن
میخوای برام جبرانش کنی، مگه نه؟
میشه در موردش با کسی صحبت کنم؟ مثلاً اسمی یا کس دیگهای؟
اون همیشه جواب همهچیو میدونه
نه، نمیتونی با هیچکس صحبت کنی
اینکار بهم صدمه میزنه و در مورد صدمه زدن به دیگران چی میدونیم؟
که کار اشتباهیه؟
آره، آفرین
میتونم بهت اعتماد کنم؟ اگر قراره با هم دوست باشیم، باید به هم اعتماد کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.