The first 200 lines.
نیمه شب چراغانی شده
نفس ، حرص و طمع و حسرت ، همه میان و میرن
باران باعث تاری دید میشه
سایه های خیسی که توسط چراغهای نئون ترسیم شدند
تا صبح بشه ، بیدار نشو
زمان ما رو از هم جدا میکنه
با بی اعتنایی گفتم شب بخیر
فکر کردم رسیدم ، معلوم شد سراب بوده
درست مثل اون روز ، دلم می خواد لمست کنم
دیگه از قبل شان خودم رو دور انداختم
اشتباهات به یه چشم برهم زدن اتفاق میوفتن ، آره
... شب به سرعت میگذره
فندکی که گاز تموم کرده روشن میشه
چطور همچین اتفاقی افتاد
یه لحظه صبر کن ، ها
خوب ، خانواده و زندگی ای دارم که باید ازشون مراقبت کنم
اون منو ترک نمیکنه ، اوه-ها
قبل از اینکه بهش دروغ بگم ، داشت از من بالا میرفت
لا دی لا دی لا لا
امروز وقتی دوباره داشت آهنگی رو زمزمه می کرد قفل در باز شد
همیشه کارها رو به شیوه ی خودت انجام میدی
بیست سال پیش ، فکر کنم اینجوری شروع شد
آه ، باید بین سمت مهم در نور خورشید
و تاریکی شیرین انتخاب کنم
... بیشتر بنویس
... بیشتر بخوان
حریصانه می خنده
درست همونجوری که برنامه ریزی کرده بودی ، فردا داره ذوب میشه
برام مهم نیست کدوم طرف
همونطور که می تونی ببینی دیگه متوقف نمیشه ، ها ها ها
با بی اعتنایی گفتم شب بخیر
فکر کردم رسیدم ، معلوم شد سراب بوده
درست مثل اون روز ، دلم می خواد لمست کنم
دیگه از قبل شان خودم رو دور انداختم
اشتباهات به یه چشم برهم زدن اتفاق میوفتن ، آره
... شب به سرعت میگذره
فندکی که گاز تموم کرده روشن میشه
چطور همچین اتفاقی افتاد
Akari no tomotta midnight
Ego to yoku to miren ga ikikau
Ame ni boyaketa shikai
Neon ga nazoru nureta rinkaku
Until morning mada samenaide
Toki ga hikisaku
Akireta kao de goodnight
Oitsuketa to omoeba mirage
Ano hi no mama de furetai
Tokku ni nugisuteta hinkaku
Atto iu ma ni okoru machigai, yeah
Yoru wa mijikaku...
Gas gire no lighter ga terasu
Iikisatsu
Chotto matteya, huh
Ore nya katei ga atte seikatsu ga atteyana
Hottokante, uh-huh
Ore ga uso tsuku mae ni tokku ni matagattera
Kyou mo hanauta majiri hiraita kagi ana
Honto katte yana
Tashika ni ju nen mae mo konna hajimari kata
Aa erabanakya daiji na hinata
Kanbi na kurayami ka docchi ka
"Motto kaite..."
"Motto utatte..."
Yokubatte warau
Omae no keikaku doori tokete iku ashita wo
Doudemo iiya wo
Kono toori, mou tomanneeya, ha ha ha
Akireta kao de goodnight
Oitsuketa to omoeba mirage
Ano hi no mama de furetai
Tokku ni nugisuteta hinkaku
Atto iu ma ni okoru machigai, yeah
Yoru wa mijikaku...
Gas gire no lighter ga terasu
Ikisatsu
آه ، نزدیک بود ، نزدیک بود
نزدیک بود بخاطر بی اجازه رفتن پشت میز پذیرش برام پلیس خبر کنند
یاموری-کون ، این زن عجیب همونه ؟
اوه ، آره
اون کاراگاهیه که خون آشامها رو میکشه
فکرش رو می کردم
امروز برای این پیدات شده که قصد داری ما رو بکشی ؟
خوب ، آره فکر کنم
اما ، سوزوشیرو هاتسوکا
اونی که امروز دنبالشم تو نیستی
اول آککون رو میکشم
بعدش سکی ماهیرو-کون ، می خوام باهات حرف بزنم
شنیدی ؟
آککون ، حالا چیکار میکنی ؟
فکر کنم باید حس کنم تهدید شدم
آککون-سان ، باید فرار بکنی
... اون واقعاً
اوه ، چی ؟
چرا ؟
اون برای من نیست ؟
همینطوره
این عینک تو بوده
بفرما ، پسش بگیر
آه ، واقعاً این دیگه چیه ؟
! بگیر ! بگیر
!چطوره ؟ درد داره ؟
! بس کن
! هی
خیلی جلو نیا
! خطرناکه
می دونید ، کشتن انسانها بر خلاف سیاست کاری منه
... خوب ، آککون
احتمالاً برای فکر کردن خیلی درد داری اما باید یه چیزی ازت بپرسم
برای اینکه یه خون آشام رو واقعاً بکشی خیلی بیشتر از این لازمه
اسم خون آشامی که تو رو تبدیل کرد چیه ؟
جواب بده
... خانم کاراگاه
فکر نکنم تعداد نفرات به نفعت باشه ، همزمان حریف سه تا خون آشام نمیشی
!از توش رد شد ؟
نمی دونستم می تونند اون کار رو بکنند
نمی دونم چرا دنبال مایی ، اما این کارت مایه ی دردسره ، می دونستی ؟
میشه بس کنی ؟
مایه ی دردسر واقعی شما خون آشامهایید
سری-چان ، عینک آککون رو از چشمش بردار
فکر کنم اون می تونه یه کمی کمکش بکنه
فهمیدم
... آککون
! آککون-سان
پس می دونستی
نه دقیقاً
یه ظنی داشتم
و حالا به لطف تو ، مطمئن شدم
اشیاء شخصی از گذشته ی انسانی خون آشام یه نقطه ضعف بالقوه است
هرچقدر که اون شی ء عزیزتر باشه ، تاثیرش بیشتره
پس موضوع اون بود
... فضولی کردن در گذشته ی مردم
نمی تونم بگم خیلی ستودنیه
اون کاریه که یه کاراگاه میکنه
حمام کاموری
خوب ، ما دیگه میریم
نباید تا فرصتش رو داری منو بکشی ؟
ما هیچ قصدی برای کشتن کسی رو نداریم
برعکس تو
! اما اگه باز هم این کار رو بکنی ، مردی
شرم آوره ، اما باید شکست رو قبول کنم
آره درسته
گفت اونی که امروز دنبالشه من نیستم
... اون یعنی دفعه ی بعد
! یاموری-کون
ناناکوسا نازونا چطوره ؟
و سکی ماهیرو-کون ، می خوام یه چیزی ازت بپرسم
... هوشیمی کیکو
نه ، اون باشه برای بعد
چی ؟
باید بریم ، ماهیرو-کون
... هوشیمی کیکو
اون یکی رو خودم میکشم
زخمهام بسته شدند
... یاموری-کون ، ائـ
ممنون بابت خون
ولی نازونا عصبانی نمیشه ؟
فکر نکنم خوشش بیاد هیچکس دیگه ای از تو تغذیه بکنه
اون برای نجات آککون-سان بود
اصلاً مشکلی نیست
تا وقتی که توضیح بدم درک میکنه
... سر همچین چیزی عصبانی نمیشه
... ها
گذاشتی یکی دیگه خونت رو بخوره ؟
ها ؟
شرمنده
کو ، ببخشید
من باید خونم رو پیشنهاد می کردم
ماهیرو-کون تو لازم نیست نگران این موضوع باشی
اما باید باشه
هی ، بی خیال دیگه
درضمن ، یه قانون یک ساله برای خون آشامها هست
قانون یک ساله ؟
اگه طی یک سال بعد از اولین باری که خون انسان مکیده شد تبدیل به خون آشام نشد
ظاهراً ، هیچوقت نمی تونند خون آشام بشند
که ... اینطور
... یاموری-کون
باید معذرت خواهی کنم ، باز هم نجاتم دادی
ممنون
مسئله ی مهم نیست
! خیلی هم هست
بی خیال دیگه
بعداً می تونی هرچقدر دلت خواست به من شکایت بکنی
اما فعلاً ، باید چیزهایی که می دونیم رو با هم تلفیق کنیم
نازونا ، چقدر از زندگی انسانیت رو بخاطر میاری ؟
چی داری می پرسی ؟
یاموری-کون ، ما خون آشامها ترجیح میدیم تا جای ممکن در مورد گذشته ی انسانیمون حرف نزنیم
و حالا بالاخره می فهمم چرا
فکر کنم از روی غریزه می دونیم
که با اون کار خطر فاش کردن نقطه ضعفمون رو به جون می خریم
درضمن ، ما فراموش می کنیم
فراموش ؟
وقتی خون آشام میشیم ، به تدریج خاطرات زمانی که انسان بودیم رو از دست میدیم
به گفته ی نیکو-چان ، تبدیل شدن اساساً مثل دوباره متولد شدنه
به عبارت دیگه
اون کاراگاه لعنتی داره گذشته ی ما رو برای پیدا کردن نقطه ضعف زیر و رو میکنه
یا دیگه پیداشون کرده
باید تا حد ممکن از شر هر خطر بالقوه ای خلاص بشیم
پس ، نازونا
یادت میاد ؟
البته که دلت نمی خواد جواب بدی
No comments yet. Be the first to leave one.