The first 200 lines.
موموی عزیز ............. .............
.دریاهای داخلی « سِتو » همیشه شگفت انگیزند Seto
،عیناً همینجوری واست توصیفشون کرده بودم درسته؟
.جزیره های زیادی اینجاست
.بله
.یاد بچگی هام می افتم
.آخرین باری که اینجا اومدم تو هنوز به دنیا نیومده بودی
.درسته
. احتمالاً اونطرفی شیوجیماست
.نگاه کن، مومو
. پشت سر اون جزیره بزرگ
.فاصله اش باما زیاده اگر دقت کنی شاید بتونی ببینیش
.بله
نامه ای به مومو
« به شیوجیما خوش آمدید »
اینجا !اصلاً عوض نشده
.قدیمیه
!خوبیش همینه
!ایکوکو
!مامان
!چه عجب
.ببخشید زیاد بهتون سر نمی زنم
.خدارو شکر که حالت خوبه
.دیگه آفتاب لب بوم شدیم
.وسایل بزرگتون رو چیدیم
.بقیه اش دست خودتو می بوسه
.شرمنده
.من فقط یه کم تمیزکاری کردم
.کارگرها همه ی کارا رو کردن
.نمی خوام تو هم زیاد به خودت فشار بیاری. کارا رو بسپُر به ما
. از امروز پیشتون می مونیم
. این دخترمه. مومو
مومو ؟
. چه دختر بزرگی. خوشبختم
. مومو
. سلام
. به روی ماهت عزیزم
. بیایید داخل
. این خونه ی جدیدتونه
. بله. ممنون
کدوم خونه ی ماست ؟
. همین
. بابابزرگ و مامان بزرگ تو اون یکی زندگی می کنن
... ها
. خیلی تعجب کردم که همچین پل بزرگی دارن اینجا می سازن
. آره. قراره سپتامبر افتتاح بشه
. خیلی خوب میشه
. نمی دونم خوب میشه یا بد
. فقط امیدوارم ماشینها جزیره رو آلوده نکنن
. آره... درسته
الان حالت بهتر شده ؟
. آره، الان کاملاً خوبم
. نگرانم نباشید
، مومو
. مامانت وقتی کوچیک بود، نزدیک یکسال به خاطر آسم اینجا زندگی کرد
. مطمئنم در موردش شنیدی
. گفتی میخوای زود بری سر کار
اون آپارتمانتون رو چیکار کردین ؟
. فروختمش
، میشد اجاره اش بدم و یکم پول دربیارم
. ولی دیگه واسم مهم نبود
. که اینطور
. خیلی مهم نیست
. راستش رو بخوای، ما هم دلمون تنگ شده بود
. هر چی شلوغتر بهتر
. همه ی همسایه های ما پیر هستن
. خیلی خوبه چند تا جوون اضافه بشن
ها، یعنی منم جوون حساب شدم ؟
! البته
! نامه دارین
ها، تویی، ایکو ؟
ها، تویی کو ؟
! خیلی وقته ندیدمت
. از وقتی شنیدم قراره برگردی، منتظرتم
. ولی نمی دونستم امروزه
مغازه رو چیکارش کردی ؟
! خیلی وقته بیخیالش شدم
. به دردم نمی خورد
. از اونموقع این کار رو می کنم
... اِم
. این موموئه
! کوئیچی
! بازم نامه ی همسایه رو آوردی
. کارت رو یاد بگیر. همیشه اشتباه می کنی
. وای، بازم گند زدم
. هیچوقت عوض نمیشی
! خیلی خب، باید برگردم سر کار. بعداً حرف می زنیم
. واقعا عوض نشده. مسخره
، ها
. کار نمی کنه
. از اوایل بهار کار نمی کنه
. ساعت ساز هم گفت تعمیر نمیشه
. ساعت جدید هم نگرفتیم، پس همونجوری مونده
... که اینطور
... اوایل بهار
. اگه خوشت نمیاد بیارش پایین
، مومو
کمکم می کنی چند تا وسیله رو ببرم آسمون ؟
آسمون ؟
. بیا بالا
خیلی شلوغه، نه ؟
. آدمای پیر وسایلشونو دور نمیندازن
! ای جوانی
. مومو، اون کیف رو بیار اینجا
. دستت درد نکنه گلم
. عتیقه جات دوست داری
. بازش کن
فرار از چنگال هیولا . جلد اوّل
. خوب نگاش کن
. هرچند، یکم عجیبه
. پدرِ پدربزرگت این کتابا رو جمع می کرد
. کلی کتاب دیگه هم شبیه این داریم
، شنیدم کلی کتاب تصویری مثل این از دوره ی اِدو هست
. ولی این مثلاً از همه شون بهتر بوده
. هر وقت خواستی بیا بخونش
، خیلی خب
. میای پایین مواظب باش
! چی؟ اینو نگفته بودی
. گفته بودم
. یه دوره ی آموزشی مراقبت از کلاس تو ایماباری هست
. اینو می دونم، ولی گفتی دو روز دیگه شروع میشه
اوه، یادم رفته بود بگم ؟
. مثل اینکه، از فردا شروع میشه
. تاریخش رو اشتباه کرده بودم
من تنهایی چیکار باید بکنم ؟
وسایل رو میچینی، تکالفت هم مونده، نه ؟
. گفتن که میتونی تکالیف مدرسه ی قدیمیت رو ببری همینجا، پس شروع کن
... منظورم این نبود
. حمام آماده ست
. شامپو رو دارم میارم، تو اول برو
... بابا
. باشه
. ازت متنفرم، بابا
. دیگه اصلا برنگرد خونه
کنسرت ویه نا
خُب، کشتی تحقیقاتی که چیزیش نشد ؟
. بله
شو-شوهر من که زنده ست ؟
خلاقیّت
موموی عزیز
موموی عزیز
چی می خواستی بنویسی، بابا ؟
. خُب، بریم
. واسه الان کافیه
فروشگاه زنجیره ای اینجا ندارن ؟
. نه، هیچ سوپرمارکت دیگه ای هم نیست
! دروغ میگی
. همه منتظرتن
! انتخاب کن دیگه
. یکم سنگینه، ولی برش دار
. پسره همسن توئه
! بریم باهاش حرف بزنیم
! تورو خدا نه
! هی، بچه ها
پس شما هم محصول نارنگی دارین ؟
. بله
. خیلی خوشحالم که یه سال ششمی دیگه هم اینجا هست
. اینجا رو بهش نشون بده
، یوتا
میشه اجازه بدید اینم باهاتون بازی کنه ؟
... ب-بله
. مومو
.... اِم
. تا بعد
. اومی
! بعداً ازش بخواه که بیاد لطفاً
! ای بابا
. یادت نره برنج ها رو بخوری، ژله هم می تونی بخوری
نمیشه منم بیام ؟
. دفعه ی بعد می برمت
. امروز یه تعمیرکار از مخابرات قراره بیاد خونه
... باشه
. خدافظ
یعنی اون چی بود ؟
.از گرسنگی دارم می میرم
میخوای بریم آشپزخونه؟
. هزینه ی تعمیر تو قبض بعدیتون اضافه میشه
. به خانواده اطلاع بده
. خداحافظ
. ممنون که اومدین
من بستمش ؟
. شاید تو قابلمه چیزی باشه
... مومو اونجاست
! مومو
کجا میری ؟
! مراقب راه های باریک و ماشینا باش
چی ؟
! ب-ببخشید
Our ancestors worshiped Sugawara no Michizane as the god of academics. In 1917, people renovated Tenman Jinguu and made it into a gorgeous shrine. Then, people built this memorial statue in honor of the virtue of Michizane, who had ties with this place.
... فقط خیال می کردم
یا واقعی بود ؟
من کُجام ؟
چیکار میکنی ؟
. اگه تو جزیره گم شدی، فقط دنبال دریا بگرد
. این جاده به کل جزیره راه داره. سریع راهت رو پیدا می کنی
چی شده ؟
. هیچی
. خونه ی شما اون طرفه
. من این طرف باید برم
میخوای قایق حصیری ببینی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.