The first 200 lines.
نگرانش نباش.
یه مشت شکارچی غیرقانونین که با دینامیت ماهی میگیرن.
دیونه های حرومی.
اون پیرمرد برنشتاین چی؟
همونی که جربزه داشت هر قاچاقچی رو بفرسته ته آب.
درسته؟
میدونی یعنی چی؟
دیگه ولش کن و رد شو نداریم.
از این به بعد ممکنه بارت یه کم
برات گرونتر دربیاد.
جک، که نمیخوای بگی از فروش به من ترسیدی؟
که اینو نمیگی، نه؟
پسر، من به خود شیطونم میفروشم.
همینو دوست داشتم بشنوم.
کار کردن باهات لذت بخشه.
همیشه.
اگه یه بار دیگه بار خواستی
حتما صدام کن، باشه؟
خودت میدونی زنگ میزنم.
آمریکا خشک شد
به خاطر فشار پروتستانها.
و تو ایالت خودم میشیگان،
این ممنوعیت باعث شد قاچاق الکل راه بیفته،
پول سریع و آسونی که به نظر میومد.
گفتم که باند بنفش کنترل بیشترِ
الکل غیرقانونی پخش شده
تو کل ایالات متحده رو داشت؟
روبه رو شدن با قانون
بهتر از افتادن دست اون ناوگان کوچیک یهودی بود
که آبراه ها رو میپاییدن.
همیشه بار باارزشو میبردن و معمولا قایق رو غرق میکردن.
و همونطور که جک عرق خور میگفت،
اغلب خود قاچاقچی رو هم.
جنگ بزرگ یه چیز به من یاد داد--
بکش یا کشته میشی.
اوه، لعنتی.
حواست باشه!
قرمز یعنی وایسا خطرناکه.
ولی سبز یعنی کارمون راه افتاده.
چی اینقدر طول کشید؟
پنچر کردی؟
فقط دوتا یابو بودن که بهتر بود
از خونه بیرون نیان.
اوه.
بجنب اینو خالی کنین، باشه؟
الان عجله گرفتی؟
شنیدی چی گفت.
این بچه ها.
نگو، نگو.
راستی بچه ها، اوضاع خونواده چطوره؟
اعصابمو داغون کردن.
جدی؟
تو جنگ بیشتر خواب داشتم.
بیخیال.
اینقدر که بد نیست، نه؟
من همیشه دختر میخواستم.
موفق باشی با این آرزو.
به فلوید بگو همه چیز سر جاشه.
حتی یه قطره کم نیست.
پیرمردت چطوره؟
خیلی بهتره وقتی از این خبر نداره.
ساعت داری؟
آره، نزدیک دو نصفه شبه.
لعنتی.
میدونی، داشتم فکر میکردم برم اسکوئیکی
برای آخرین دور.
اون سگ غازی رو گرفتی برام؟
مرد حسابی ای هستی، فری بولت.
امشب بیشتر از یه ماه کار کردن
پیش پیرمرد پول درآوردم.
اگه پیرمرد میدونست چرا
باید آخرین کشتی رو به خشکی میگرفتم، خجالت میکشید.
یه ساعت رانندگی فقط به امید اینکه همه زنا گرفته نباشن.
روز طولانیه، حس یه ناهار خیلی کشدارو دارم
هی پسر، این واقعا چقدر ازم وقت گرفت
ولی اگه آخرش بسازه
سبز منو خاکستری میکنه
فکرام قانعم میکنه که--
بیگ لو
هی رفیق.
چطوری؟
بد نیستم.
خودت چطوری؟
خوبم.
راستی، یه چیزی نداری که
کل روز آب دهن روش نریخته باشن؟
نداری؟
آره، چرا.
اتفاقا یه سری تازه داریم، نه؟
یه اسم، ساشا، استلا، یه همچین چیزی، نه؟
محشره.
ببین، هر کاری از دستت برمیاد برام بکن.
من میرم بار.
انجام شده حسابش کن.
همه این پول لعنتی
باعث میشه راحت تر چیزایی که دوست دارمو فراموش کنم
دوست دارم اونجوری که همیشه زندگیتو ساختی
دوست دارم اونجوری که ازت گذشتت ردت کرد
یه ویسکی و یه آب.
آره.
ولی عشق هیچوقت چیزا رو ابدی نمیکنه
با من نیا
که بعدش من میرم
همه چی فراموش میشه برای اونی که گم شده
حیفِ آیندهات
ترسهات ریخته
بزن بالا برام
نزدیکه، اسقفها دارن از اونطرف میان
عزیزم، این بزرگترین ضعفمه
با اینکه من—
اتاق ۳.
فکر نکنم ناامیدت کنه.
آره؟
بهت اعتماد دارم.
مطمئنی؟
ای بابا پسر.
چرا نگفتی داغون به نظر میام؟
یا خدا.
حالت خوب میشه رفیق.
فقط انعام بده، باشه؟
بعدش صدات میکنن خوشگل.
نه دیگه، الان داری چرت میگی.
هرگز.
نه بابا.
دارم سعی میکنم عادتهامو کمتر کنم.
همین الانشم ۶۹ تاش زیاده.
یکی دیگه لازم ندارم.
موفق باشی با این فکر.
آره.
برو بترکون پسر.
همه چیزی که میخوام اینه که مال من بشی
چون عشق همون چیزیه که لازمش داری
عاشقم شو، مرد من شو
عاشقم شو مرد
عاشقم شو
مرد من شو
آره، اگه با هر چی داری نقشه بزرگ میکشی
دلمو محکم میگیرم
تق تق.
همیشه همون باش، هر چی داری بده
استلا!
فرانکی!
اینجا چیکار میکنی؟
به نظرت چیکار میکنم؟
من و استلا یه زمانی با هم بودیم.
هفت سال پیش، من و استلا مازارا همه چیمون خوب بود،
جز اون داستان یهودی و کاتولیک.
خانوادش رفتن کانادا، منم رفتم ارتش.
هیچوقت خداحافظی درستحسابی نکردیم.
من هیچی ازت نمیدونم، فرانکی مورگنسکی.
سالهاست ندیدمت.
پس نیا اینجا انگار صاحبمی.
خودتم اینجایی.
تو که فرشته معصوم نیستی، هستی؟
نیومدم قضاوتت کنم، باشه استلا؟
هر بار فکر میکنم ازت رد شدم،
یه فکر خوب دوباره میاد تو سرم.
دیدنت اینجا، همه چی رو زنده کرد
که فکر میکردم سالها پیش مرده.
ما فقط بچه بودیم.
ببین، من فقط—
فکر میکنم باید بدونی هنوزم برام مهمی.
احساساتی نشو فرانکی.
وقتشو ندارم واسه این مسخرهبازیا.
میخوای کارتو بکنی یا این یه ساعت رو
با حرف مفت حروم میکنی؟
الان چه زر خطیای میخوای پیاده کنی؟
- نه، هیچی، باشه؟ - آره، حتما!
ببین، من فقط—
ببخشید ناراحتت کردم. اونجوری نیستم.
گوش کن پسر—
زن.
فرانکی، من بچه نیستم.
دیگه نه.
میخوام دوباره ببینمت.
فکر میکنی میشه جور بشه؟
همه چیزی که میخوام اینه که مال من بشی
چون عشق همون چیزیه که لازمش داری
حسش خوبه.
همه بیرون!
ریده!
ریده!
ریده! ریده!
ریده!
خودم خبرت میکنم.
ولم کن!
دستم نزن!
اکثرِ
این نیروهای قانون، زندانیهای شهرن
که بهشون فرصت تخفیف حکم میدن
در عوض انجام یه وظیفه شهری.
وایسا!
وایسا!
دستتو از روم بردار!
هی! هی!
نه، بذارش سر جاش!
فقط ۲۰ درصدِ کشور
طرفدار خشک موندن بود.
سیاستمدارا، پلیسا، دادستانا، حتی
قاضیا هم مشروب میخورن.
No comments yet. Be the first to leave one.