Ransom Canyon

Ransom Canyon

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Ransom Canyon S01
A Commentary by ehsan_kh

Tags

webdl
Published on: 2025-08-04
Downloads: 41
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «رنسام کنیون» گذشت...

‫- سی چهل تا گاو گم شدن، رئیس ‫- خیلی‌خب، به بچه‌ها بگو زین کنن

‫یادم بیار کدوم‌مون سعی داره ‫دوست‌دختر اون یکی رو بدزده، ها؟

‫- باید خودتو ببینی ‫- باید خودتو ببینی

‫فکر کردم به یه تخت واقعی نیاز داری

‫همین الان شش هفت تا ‫آنگوس بزرگ و چاق خریدم

‫پسرهایی که ازشون خریدم میگن می‌شناسنت

‫- دزدی گاو، گول زدن یه پیرمرد ‫- چاره دیگه‌ای برام نذاشتی

‫بیست هزار بهتون میدم و ‫می‌رین پی کارتون

‫این یه یادگاری کوچیک از اودینـه

‫- گاوه ‫- پس توی رودیو شرکت می‌کنی؟

‫- قبلاً تفریحی انجام می‌دادم ‫- یانسی گریِ همیشه مرموز

‫اگه می‌خوای لطفی بهم بکنی، کلانتر، ‫چرا نمیری سراغ اون اوراق فروشی؟

‫وضعیت مالی مزرعه خیلی خرابـه

‫برای همینه که ‫انقدر برای این خط لوله فشار میارم

‫- من بی‌حاشیه نیستم ‫- منم همینطور

‫باید بریم نیویورک

‫الان؟

‫نه، هفته‌ی دیگه

‫- هفته‌ی دیگه؟ ‫- اوهوم

‫- چرا که نه ‫- بیخیال

‫می‌تونیم بریم توی ‫یه رستوران لوکس غذا بخوریم،

‫توی یه هتل لوکس معاشقه کنیم،

‫شاید هم واسه عضویت توی ‫یه سمفونی محلی تست بدیم

‫هر چی که دلت بخواد

‫صرفاً خواستم پیشنهاد بدم

‫نظرت چیـه؟

‫به نظرم سانتافه جای قشنگیـه

‫من دیگه اون بخش از ‫زندگیم رو پشت سر گذاشتم

‫دلم می‌خواد توی همون گذشته بمونه

‫اوضاع کم‌کم داره راست و ریس میشه

‫می‌دونی؟ کار توی سالن گریسی بهتر شده

‫- صابونم داره به فروش میره ‫- اوهوم

‫صابونت

‫تازه پای یه مردی هم تو زندگیم باز شده

‫اِی داد بی داد

‫چطور پیش میره؟

‫امیدبخش

‫از اون رابطه‌هاییـه که ‫دلت نمی‌خواد ولش کنی

‫« رنسام کنیون » ‫« فصل اول، قسمت پنجم »

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫خب، انتظار این یکی رو نداشتم

‫یه سؤالی می‌پرسم، بین خودمون بمونه، ‫چطوری دیویس رو بُر زدی؟

‫من کسی رو بُر نزدم، پائولا جو

‫صرفاً فقط توی رابطه‌ایم

‫- می‌خوای نظر منو بدونی؟ ‫- نه راستش، نمی‌خوام

‫فکر می‌کنم همسرم سابقم ‫وارد بحران میانسالی شده

‫حس فکر می‌کنم داره ‫راجع‌به انتخاباتش تردید می‌کنه و

‫یه چیز جدیدی رو امتحان می‌کنه

‫خیلی خوشحال شدم

‫سلام، رفتم صبحانه گرفتم

‫با این عجله کجا میری؟

‫- نظرت چیـه که از همسر سابقت بپرسی؟ ‫- همسر سابق؟

‫چی در گوش کوئین خوندی؟

‫هیچی

‫البته همدیگه رو لخت دیدیم و

‫ حس می‌کنم یه کوچولو دستپاچه شد

‫حالا میشه بگی پسرمون کجاست؟

‫یالا، یالا! ایول!

‫محاله این یارو شنبه شرکت کنه

‫بابای بن اسمش رو بین شرکت‌کننده‌های ‫رودیوی خودمون دید، تیلدن هوپر. باور کن

‫- به اسب‌ها غذا دادید؟ ‫- بله، قربان

‫مدرسه تازگی ساعت ۱۰ شروع میشه؟

‫گفتیم کلاس شیمی رو بپیچونیم ‫که یه خبر خوب بهتون بدیم

‫- گاوهای گمشده‌تون رو پیدا کردیم ‫- کجا؟

‫- تیلدن هوپر، اپیک راید، توی هیوستن ‫- با شما دوتا خنگ‌هام!

‫هان؟

‫- گاوهای من کجان؟ ‫- چراگاهِ چهار، هر شیش‌تاشون

‫ممنون

‫حالا جمع کنید برید مدرسه

‫رفیق، ببین چیکار می‌کنه

‫« شرکت‌کنندگان مسابقات قهرمانی ‫رودیوی سه شهرستان »

‫مهمون باش. هر کس اسمش توی لیست باشه ‫به ازای هر سفارش دوتا رایگان می‌گیره

‫- ممنون، خانم ‫- خواهش می‌کنم

‫داری از دستم قایم میشی، یانسی گری؟

‫نه

‫نه، من... راستش اومدم تو رو ببینم

‫چرت نگو. می‌خوای توی مسابقات شرکت کنی

‫می‌دونی، بهش فکر کرده بودم

‫جدی می‌فرمایید؟ ‫اون هم توی تمامی دسته‌بندی‌ها؟

‫خیلی‌خب، می‌دونم اون قدیم‌ها سواری می‌کردی،

‫ولی می‌خوای هم توی دسته‌ی بدون زین، ‫هم با زین و هم سواری شرکت کنی؟

‫- نگرانم شدی؟ ‫- نه، نه، نه

‫خیلی‌خب، این شوخی‌بردار نیست

‫دیدم آدم‌هایی رو که توی ‫دسته‌بندی سه‌گانه جون سالم به در نبردن

‫چیزیم نمیشه. ‫فقط کافیـه یکم تمرین کنم.

‫توی سه روز چقدر می‌خوای تمرین کنی؟

‫خودم می‌دونم زمان کمیـه

‫پس شرکت آب و نیروی آستین ‫خیلی یهویی تو رو عضو هیئت‌منصفه کرد

‫- به همین راحتی؟ ‫- واسه تو راحتـه، عزیزم

‫به من «عزیزم» نگو

‫باشه

‫خسته‌کننده باش

‫این اولین باری نیست که ‫مجبور شدم گندکاری تو رو تمیز کنم

‫خودم همه چی رو تحت کنترلم دارم، خب؟

‫همون‌جوری که حواست به پسرمون بود؟

‫یا مراقبت از ارثیه‌اش؟

‫یا لاأقل وفاداریت به یه زن؟

‫قبول کن که کنترل اوضاع ‫خیلی نقطه‌ی قوّتت نیست

‫تو شانس خودت رو داشتی، ‫حالا نوبت منـه، عزیزم

‫خیلی‌خب، خوب گوش‌هاتو وا کن، پی

‫سروان بالاخره کوتاه میاد. ‫دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

‫- استتن هم... ‫- استتن داره چوب لای چرخت میذاره

‫آره، خودم می‌دونم

‫من یه نقشه‌ای دارم که حتی ‫استتن کرکلند هم نمی‌تونه جلوش رو بگیره

‫- ممنون از لطفی که داری، پی، اما... ‫- قصدم لطف به تو نیست

‫دارم یه لطفی در حق رید می‌کنم. ‫این مزرعه میراث پسرمونـه و

‫اجازه نمیدم با خاک یکسانش کنی

‫انگاری کرکلند راست می‌گفته که ‫یکی باعث تصادف خودروی پسرش شده

‫هی، صدات رو بیار پایین

‫هنوز مطمئن نیستیم

‫همچین اتفاقی همه رو به جون هم می‌اندازه

‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

‫میرم ته و توی قضیه رو در بیارم

‫ممکنه یه روزی این کارو کنی؟

‫رفیق، از خدامـه

‫- ولی محاله بابام اجازه بده ‫- چون خیلی قدت بلنده

‫- من زیادی قدم کوتاه‌ست ‫- خیلی‌خب

‫- می‌بینمت. خوش بگذره ‫- مراقب خودت باش

‫واو، عجب! تا یه بار تو و رید ‫گله رو همراهی کردید،

‫فوراً باهم جیک تو جیک شدید

‫آره، گمونم صمیمی شدیم

‫چقدر جذاب

‫- آره، تو هم قبول داری؟ ‫- نخیرم!

‫لوکاس، متوجه نیستی وقتی که

‫شما دوتا رو باهم می‌بینم چه حسی دارم؟

‫آره. یه حدس‌هایی می‌زنم

‫- تو که می‌دونی هیچ راهی ندارم ‫- می‌فهمم

‫واسه پدرت حفظ ظاهر می‌کنی،

‫ولی مجبوری واسه این کارت ‫با رید قرار بذاری؟

‫ببین...

‫تمام فکر و ذکر من تویی، ‫اینو می‌دونی دیگه؟

‫پس رابطه‌ات با رید رو به هم بزن

‫اون واقعاً آدم خوبیـه. ‫حقش این نیست.

‫حق منم نیست

‫منظورت چیـه که لخت بود؟

‫دریغ از یه لباس زیر. ‫بِر و بِر وایساده بود منو نگاه می‌کرد.

‫اگه اول لخت میشه میره حموم، ‫حتماً هنوز باهم...

‫- هنوز سکس می‌کنن؟ نه! ‫- آره

‫- نه ‫- شک نکنید سکس می‌کنن

‫شرمنده، گفتم شاید بخواید ‫نظر صادقانه‌ی یه مرد رو بشنوید

‫اگه تو هم رفتی باهاش سکس کردی، ‫یه جورایی منصفانه‌ست

‫ممنون از توضیحاتت

‫به حرفش گوش نده، کوئین. ‫تا چند روز دیگه دخلش اومده‌ست.

‫- توی دسته‌بندی سه‌گانه نام‌نویسی کرده ‫- مرسی از تسلی خاطرت

‫شرمنده، گفتم شاید بخوای ‫نظر صادقانه‌ی یه زن رو بشنوی

‫سلام

‫۱۲تا پیک ویسکی و ۶تا بطری آبجو میدی؟

‫- الان میارم ‫- مرسی

‫تمام روز همین‌جوری بود

‫باید یه اعترافی کنم، ال. میزبانی از ‫قرعه‌کشیِ دام ایده‌ی خیلی خوبی بود

‫دیویس یه دل نه صد دل عاشقتـه

‫نمی‌خواد نگران چیزی باشی. ‫پائولو جو هم همیشه‌ی خدا همین‌جوریـه.

‫دقیقاً

‫علی‌رغم تمام سلیطه‌بازی‌هاش،

‫بازم دیویس ازش خسته شد و ‫رفت با اون بانوی شایسته‌ی تگزاس و

‫بعدش هم اونو ول کرد و رفت پیش ‫بهداشت‌کارِ دندون‌پزشک توی دالاس

‫- خدای من، یادتـه؟ چقدر بزرگ بود... ‫- ممه‌هاش

‫- دندون‌هاش! ‫- دندون‌هاش، آره

‫هر کسی یه گذشته‌ای داره، کوئین

‫مردها دیر براشون درس عبرت میشه

‫بعضی وقت‌ها باید یه اشتباه رو ‫بارها و بارها تکرار کنیم

‫تا بالاخره یه زنی بیاد و

‫کاری کنه که بخوایم آدم بهتری باشیم

‫چی می‌خوای؟

‫کاش منم یه قیافه‌ای مثل تو داشتم،

‫با یکی از اون خانم‌های ‫عشقِ سواری توی اتاق هتل تنها بودم

‫ولی گمونم به جاش فقط...

‫به دیدن سوارکار محبوبم بسنده کنم

‫پولت رو می‌گیری. ‫بره به فکر قولی که بهم دادی باش.

‫تو فقط ۲۰ هزارتا بهم بده،

‫من تا چهارشنبه رفتم کی وست ‫مشغول خوردن پینیا کولادام

‫ولی اگه پولم رو ندی،

‫همه اینجا می‌فهمن که واقعاً کی هستی

‫اونجا رو

‫اسم تو هم هست

‫خدایا...

‫پائولا جو. اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫با اینکه عزاداری ولی ‫به نظر رو فرم میای، استتن.

‫رید گفته بود تنهایی

‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه، ‫چون یه دوست قدیمی رو آوردم

‫شرکت آب و نیروی آستین، هان؟

‫همیشه فرصت‌ها رو ‫غنیمت می‌شمردی، پائولا جو

‫- و به همین خاطره که اینجام ‫- جوابم منفیـه

‫تموم شد؟

‫نه تنها بهم این اختیار رو دادن ‫تا پیشنهادت رو دو برابر کنم،

‫بلکه قرارداد اجاره‌ات رو هم تمدید کردم

‫باشه، ولی جوابم همچنان منفیـه

‫خودت هم می‌دونی که آخرش موافقت می‌کنی

‫همه تهش همین‌ان

‫شرط می‌بندم که راضی کردن ‫هالس فولر به این سختی‌ها نیست

‫اونم حالا که مرزعه توی شرایط بدیـه،

‫پسرش فوت کرده و الان هم همسرش ‫با زوال عقل توی خانه‌ی سالمندانـه

‫عجب! یه وقت وجدان‌درد نگیری!

‫تو که خوب می‌دونی

‫میشه دیگه از اون شب حرفی نزنیم؟

‫دست بردار، دارم راجع‌به رید حرف می‌زنم

‫جدی میگم، واقعاً ممنونم که ‫داری کمکش می‌کنی

‫کاش با من به آستین می‌اومد،

‫ولی اون پسر جوری سنگ رنسام رو ‫به سینه می‌زنه که من هرگز نزدم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left