The first 200 lines.
آنچه در «رنسام کنیون» گذشت...
- سی چهل تا گاو گم شدن، رئیس - خیلیخب، به بچهها بگو زین کنن
یادم بیار کدوممون سعی داره دوستدختر اون یکی رو بدزده، ها؟
- باید خودتو ببینی - باید خودتو ببینی
فکر کردم به یه تخت واقعی نیاز داری
همین الان شش هفت تا آنگوس بزرگ و چاق خریدم
پسرهایی که ازشون خریدم میگن میشناسنت
- دزدی گاو، گول زدن یه پیرمرد - چاره دیگهای برام نذاشتی
بیست هزار بهتون میدم و میرین پی کارتون
این یه یادگاری کوچیک از اودینـه
- گاوه - پس توی رودیو شرکت میکنی؟
- قبلاً تفریحی انجام میدادم - یانسی گریِ همیشه مرموز
اگه میخوای لطفی بهم بکنی، کلانتر، چرا نمیری سراغ اون اوراق فروشی؟
وضعیت مالی مزرعه خیلی خرابـه
برای همینه که انقدر برای این خط لوله فشار میارم
- من بیحاشیه نیستم - منم همینطور
باید بریم نیویورک
الان؟
نه، هفتهی دیگه
- هفتهی دیگه؟ - اوهوم
- چرا که نه - بیخیال
میتونیم بریم توی یه رستوران لوکس غذا بخوریم،
توی یه هتل لوکس معاشقه کنیم،
شاید هم واسه عضویت توی یه سمفونی محلی تست بدیم
هر چی که دلت بخواد
صرفاً خواستم پیشنهاد بدم
نظرت چیـه؟
به نظرم سانتافه جای قشنگیـه
من دیگه اون بخش از زندگیم رو پشت سر گذاشتم
دلم میخواد توی همون گذشته بمونه
اوضاع کمکم داره راست و ریس میشه
میدونی؟ کار توی سالن گریسی بهتر شده
- صابونم داره به فروش میره - اوهوم
صابونت
تازه پای یه مردی هم تو زندگیم باز شده
اِی داد بی داد
چطور پیش میره؟
امیدبخش
از اون رابطههاییـه که دلت نمیخواد ولش کنی
« رنسام کنیون » « فصل اول، قسمت پنجم »
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
خب، انتظار این یکی رو نداشتم
یه سؤالی میپرسم، بین خودمون بمونه، چطوری دیویس رو بُر زدی؟
من کسی رو بُر نزدم، پائولا جو
صرفاً فقط توی رابطهایم
- میخوای نظر منو بدونی؟ - نه راستش، نمیخوام
فکر میکنم همسرم سابقم وارد بحران میانسالی شده
حس فکر میکنم داره راجعبه انتخاباتش تردید میکنه و
یه چیز جدیدی رو امتحان میکنه
خیلی خوشحال شدم
سلام، رفتم صبحانه گرفتم
با این عجله کجا میری؟
- نظرت چیـه که از همسر سابقت بپرسی؟ - همسر سابق؟
چی در گوش کوئین خوندی؟
هیچی
البته همدیگه رو لخت دیدیم و
حس میکنم یه کوچولو دستپاچه شد
حالا میشه بگی پسرمون کجاست؟
یالا، یالا! ایول!
محاله این یارو شنبه شرکت کنه
بابای بن اسمش رو بین شرکتکنندههای رودیوی خودمون دید، تیلدن هوپر. باور کن
- به اسبها غذا دادید؟ - بله، قربان
مدرسه تازگی ساعت ۱۰ شروع میشه؟
گفتیم کلاس شیمی رو بپیچونیم که یه خبر خوب بهتون بدیم
- گاوهای گمشدهتون رو پیدا کردیم - کجا؟
- تیلدن هوپر، اپیک راید، توی هیوستن - با شما دوتا خنگهام!
هان؟
- گاوهای من کجان؟ - چراگاهِ چهار، هر شیشتاشون
ممنون
حالا جمع کنید برید مدرسه
رفیق، ببین چیکار میکنه
« شرکتکنندگان مسابقات قهرمانی رودیوی سه شهرستان »
مهمون باش. هر کس اسمش توی لیست باشه به ازای هر سفارش دوتا رایگان میگیره
- ممنون، خانم - خواهش میکنم
داری از دستم قایم میشی، یانسی گری؟
نه
نه، من... راستش اومدم تو رو ببینم
چرت نگو. میخوای توی مسابقات شرکت کنی
میدونی، بهش فکر کرده بودم
جدی میفرمایید؟ اون هم توی تمامی دستهبندیها؟
خیلیخب، میدونم اون قدیمها سواری میکردی،
ولی میخوای هم توی دستهی بدون زین، هم با زین و هم سواری شرکت کنی؟
- نگرانم شدی؟ - نه، نه، نه
خیلیخب، این شوخیبردار نیست
دیدم آدمهایی رو که توی دستهبندی سهگانه جون سالم به در نبردن
چیزیم نمیشه. فقط کافیـه یکم تمرین کنم.
توی سه روز چقدر میخوای تمرین کنی؟
خودم میدونم زمان کمیـه
پس شرکت آب و نیروی آستین خیلی یهویی تو رو عضو هیئتمنصفه کرد
- به همین راحتی؟ - واسه تو راحتـه، عزیزم
به من «عزیزم» نگو
باشه
خستهکننده باش
این اولین باری نیست که مجبور شدم گندکاری تو رو تمیز کنم
خودم همه چی رو تحت کنترلم دارم، خب؟
همونجوری که حواست به پسرمون بود؟
یا مراقبت از ارثیهاش؟
یا لاأقل وفاداریت به یه زن؟
قبول کن که کنترل اوضاع خیلی نقطهی قوّتت نیست
تو شانس خودت رو داشتی، حالا نوبت منـه، عزیزم
خیلیخب، خوب گوشهاتو وا کن، پی
سروان بالاخره کوتاه میاد. دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
- استتن هم... - استتن داره چوب لای چرخت میذاره
آره، خودم میدونم
من یه نقشهای دارم که حتی استتن کرکلند هم نمیتونه جلوش رو بگیره
- ممنون از لطفی که داری، پی، اما... - قصدم لطف به تو نیست
دارم یه لطفی در حق رید میکنم. این مزرعه میراث پسرمونـه و
اجازه نمیدم با خاک یکسانش کنی
انگاری کرکلند راست میگفته که یکی باعث تصادف خودروی پسرش شده
هی، صدات رو بیار پایین
هنوز مطمئن نیستیم
همچین اتفاقی همه رو به جون هم میاندازه
حالا میخوای چیکار کنی؟
میرم ته و توی قضیه رو در بیارم
ممکنه یه روزی این کارو کنی؟
رفیق، از خدامـه
- ولی محاله بابام اجازه بده - چون خیلی قدت بلنده
- من زیادی قدم کوتاهست - خیلیخب
- میبینمت. خوش بگذره - مراقب خودت باش
واو، عجب! تا یه بار تو و رید گله رو همراهی کردید،
فوراً باهم جیک تو جیک شدید
آره، گمونم صمیمی شدیم
چقدر جذاب
- آره، تو هم قبول داری؟ - نخیرم!
لوکاس، متوجه نیستی وقتی که
شما دوتا رو باهم میبینم چه حسی دارم؟
آره. یه حدسهایی میزنم
- تو که میدونی هیچ راهی ندارم - میفهمم
واسه پدرت حفظ ظاهر میکنی،
ولی مجبوری واسه این کارت با رید قرار بذاری؟
ببین...
تمام فکر و ذکر من تویی، اینو میدونی دیگه؟
پس رابطهات با رید رو به هم بزن
اون واقعاً آدم خوبیـه. حقش این نیست.
حق منم نیست
منظورت چیـه که لخت بود؟
دریغ از یه لباس زیر. بِر و بِر وایساده بود منو نگاه میکرد.
اگه اول لخت میشه میره حموم، حتماً هنوز باهم...
- هنوز سکس میکنن؟ نه! - آره
- نه - شک نکنید سکس میکنن
شرمنده، گفتم شاید بخواید نظر صادقانهی یه مرد رو بشنوید
اگه تو هم رفتی باهاش سکس کردی، یه جورایی منصفانهست
ممنون از توضیحاتت
به حرفش گوش نده، کوئین. تا چند روز دیگه دخلش اومدهست.
- توی دستهبندی سهگانه نامنویسی کرده - مرسی از تسلی خاطرت
شرمنده، گفتم شاید بخوای نظر صادقانهی یه زن رو بشنوی
سلام
۱۲تا پیک ویسکی و ۶تا بطری آبجو میدی؟
- الان میارم - مرسی
تمام روز همینجوری بود
باید یه اعترافی کنم، ال. میزبانی از قرعهکشیِ دام ایدهی خیلی خوبی بود
دیویس یه دل نه صد دل عاشقتـه
نمیخواد نگران چیزی باشی. پائولو جو هم همیشهی خدا همینجوریـه.
دقیقاً
علیرغم تمام سلیطهبازیهاش،
بازم دیویس ازش خسته شد و رفت با اون بانوی شایستهی تگزاس و
بعدش هم اونو ول کرد و رفت پیش بهداشتکارِ دندونپزشک توی دالاس
- خدای من، یادتـه؟ چقدر بزرگ بود... - ممههاش
- دندونهاش! - دندونهاش، آره
هر کسی یه گذشتهای داره، کوئین
مردها دیر براشون درس عبرت میشه
بعضی وقتها باید یه اشتباه رو بارها و بارها تکرار کنیم
تا بالاخره یه زنی بیاد و
کاری کنه که بخوایم آدم بهتری باشیم
چی میخوای؟
کاش منم یه قیافهای مثل تو داشتم،
با یکی از اون خانمهای عشقِ سواری توی اتاق هتل تنها بودم
ولی گمونم به جاش فقط...
به دیدن سوارکار محبوبم بسنده کنم
پولت رو میگیری. بره به فکر قولی که بهم دادی باش.
تو فقط ۲۰ هزارتا بهم بده،
من تا چهارشنبه رفتم کی وست مشغول خوردن پینیا کولادام
ولی اگه پولم رو ندی،
همه اینجا میفهمن که واقعاً کی هستی
اونجا رو
اسم تو هم هست
خدایا...
پائولا جو. اینجا چه غلطی میکنی؟
با اینکه عزاداری ولی به نظر رو فرم میای، استتن.
رید گفته بود تنهایی
امیدوارم مشکلی نداشته باشه، چون یه دوست قدیمی رو آوردم
شرکت آب و نیروی آستین، هان؟
همیشه فرصتها رو غنیمت میشمردی، پائولا جو
- و به همین خاطره که اینجام - جوابم منفیـه
تموم شد؟
نه تنها بهم این اختیار رو دادن تا پیشنهادت رو دو برابر کنم،
بلکه قرارداد اجارهات رو هم تمدید کردم
باشه، ولی جوابم همچنان منفیـه
خودت هم میدونی که آخرش موافقت میکنی
همه تهش همینان
شرط میبندم که راضی کردن هالس فولر به این سختیها نیست
اونم حالا که مرزعه توی شرایط بدیـه،
پسرش فوت کرده و الان هم همسرش با زوال عقل توی خانهی سالمندانـه
عجب! یه وقت وجداندرد نگیری!
تو که خوب میدونی
میشه دیگه از اون شب حرفی نزنیم؟
دست بردار، دارم راجعبه رید حرف میزنم
جدی میگم، واقعاً ممنونم که داری کمکش میکنی
کاش با من به آستین میاومد،
ولی اون پسر جوری سنگ رنسام رو به سینه میزنه که من هرگز نزدم
No comments yet. Be the first to leave one.