The first 200 lines.
ـ همهٔ مهمونها رسیدن، سفیر ـ شروع کنیم
جواب میخوام
دربارهٔ اتفاق واقعی برای پسرم
شما پدر پاتریک جانسونین
کارت شناسایی و کارتهای دسترسیات رو بده
ـ چیه، روث؟ ـ سیفوره، خانم
بهاندازهای که هواپیماتون رو از آسمون پایین بیاره
یکی داخل سفارتت تهدید به بمبگذاری در پروازمون کرده
اگه هواپیما زیر ۲۰ هزار پا بیاد
بمب خودکار منفجر میشه
هنوز دوربین یا اطلاعات ورود درها رو نداریم
ـ قرنطینه رو شروع کنین ـ چی میدونی؟
فرضمون اینه که تهدید روسیهست
باید چشم و گوش من داخل اون سفارت باشی
دارم روی گزارشی دربارهٔ یه مهندس نیروی هوایی کار میکنم
همسرش به قتل شک داره
روث، با بیوهاش حرف بزن
بفهم شوهرش چی کشف کرده
نخستوزیر؟
چقدر زود میتونی فرمان تیمز هاوس رو به دست بگیری؟
هیچ راهی برای خنثیکردنش نیست، نه؟
نه
ـ سامسون دیـ۳۰۰؟ ـ فکر میکنه
تهدید بمب رو به قتلها وصل میکنه
وزیر دفاع، کریگ استوارت
و پری لمبرت همه در جلسهٔ محرمانهٔ واشینگتن شهادت دادن
انگار داریم به یه طبقه میریم
مهاجم در آسانسور جنوبی و رو به بالاست
مأمورها پاسخ بدن
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
تیر شلیک شد
ـ درها بسته میشن ـ نه، نه. هانا!
هانا
تیر خوردی؟
خوبی؟
هی. هی، هانا
کجا رفت؟
نمیدونم
توی یکی از طبقات پایینه. برو
ـ حرکت ـ همهٔ مأمورهای در دسترس
به گوشهٔ جنوبغربی ساختمون اعزام بشن
مهاجم لباس مأمور سرویس امنیت دیپلماتیک پوشیده
یادتون باشه چاشنی داره؛ به محض دیدن شلیک کنین
تکرار میکنم، به محض دیدن شلیک کنین
هانا؟
خوبی؟
چطور هنوز زندهام؟
چرا بهم شلیک نکرد؟
نمیدونم
شب بخیر، خانم مارتین. روث بنکس هستم
بله، یکی زنگ زد و گفت دارین میاین
اگه مشکلی ندارین چند سؤال
دربارهٔ شوهرتون دارم
البته. بفرمایین داخل
این...
همین الان داشتیم دربارهٔ نیک حرف میزدیم
جدی؟ با کی؟
یه خبرنگار. میخوام آشناتون کنم...
جس؟
روث
شما دوتا از قبل همدیگه رو میشناسین
میشناسیم
چای میل دارین؟
عالی میشه، ممنون
اینجا چیکار میکنی، جس؟
دنبال یه گزارشم
سؤال اصلی اینه که تو اینجا چیکار میکنی
باید بری ـ برای کار رسمی اینجام
عمراً
شما دوتا دربارهٔ چی پچپچ میکنین؟
فقط داشتم به جس میگفتم چند سؤال دارم
که میخوام خصوصی ازتون بپرسم
خب، هرچی میدونم قبلاً بهش گفتم
پس میخوام بمونه
موضوع امنیت ملیه
با حضور اون راحتترم
لورن، شوهرتون مدیر ارشد پروژه
برای سامسون دیـ۳۰۰ بود، درسته؟
خب، بخش بریتانیایی ساخت، بله
اِم، موتورها، سامانههای پرواز، الکترونیک
خبر داشتین دربارهٔ هواپیما شکایت ثبت کرده؟
گفت یه چیزی پیدا کرده
ولی بهتره من ندونم چیه
بگو بعدش چی شد
شروع کرد بگه دارن تعقیبش میکنن
تعقیبش میکردن؟
ماشینش رو باز کردن
دفتر کارش رو به هم ریختن
به پلیس مراجعه کرد؟
اونقدر بدبین شده بود که با کسی حرف نمیزد
نمیدونست به کی اعتماد کنه
قبل از ناپدیدشدنش من و دوقلوها رو فرستاد خونهٔ برادرم در لیدز
برای امنیتتون ترسیده بود؟
بله
توی خونه دفتر کار داره؟
بالاست
اگه اشکالی نداره، میخوام ببینمش
ـ من هم میام ـ لازم نیست، جس
ـ ممنون ـ هوم
بله، قربان
بیا
مطمئنی بلدی استفادهاش کنی؟
دقیقاً جزو برنامهٔ درسی هندون نبود
از اون موقع چیزهایی یاد گرفتم
قربان، اولین دوربین داره برمیگرده
سوابق ورود درها چی؟
الان میاد
همهٔ مأمورهات از کارت دسترسی استفاده میکنن
پس قاتل چطور جابهجا میشه؟
ممکنه کارت خودش رو ساخته باشه؟
سامانه رو برای مأمور مارکس بررسی کردیم
توش نیست
کارت جدیدی هست؟
نه
و میدونیم کارت مککوئین رو هم نگرفته
پس نساخته و مطمئنیم هیچ کارتی گم نشده
لعنتی
آخرین بار مأمور مککوئین کی از کارتش استفاده کرده؟
فکر میکنی کپیش کرده؟
وقت داشته
۲۰ دقیقه پیش
همهش بخشی از نقشهاش بوده
انگار چند بار وارد دفتر دوازده سی شده
اونجا قایم میشده
ـ همهٔ مأمورها... ـ نه، نکن
تمام روز یه قدم جلوتر از ما بوده
ممکنه گوش بده
باشه
خودمون بررسیش کنیم
درها باز میشن
قطعاً اینجا قایم میشده
از این بههمریختگی معلومه مدتی اینجا بوده
قهوه هنوز گرمه. داره بازیمون میده
میدونست داریم میایم
آره؟
خب، کارت مککوئین رو غیرفعال میکنم
ببینم بدون اون چطور جابهجا میشه
برودی هستم
دسترسیهای کارت مأمور مککوئین رو قفل کنین
هنوز نمیفهمم چرا امآی۵ اینجاست
نشونهٔ خوبیه. یعنی بالاخره یکی ماجرا رو جدی گرفته
هیچ نسخهای از شکایتش پیدا نمیکنم
و هارددیسک شوهرتون هم از کامپیوتر برداشته شده
میدونین چرا؟
نه. شاید پلیس نظامی برده
همهچیز رو گشتن
منظورتون پلیس عادیه؟
نه
سالهاست نیروی هوایی نیست
چرا پلیس نظامی باید میاومد؟
نمیدونم
شب ناپدیدشدنش فکر میکردین کجا میره؟
اِم، گفت دیگه راهی براش نمونده
و میره شکایتش رو به کسانی برسونه که گوش میدن
گفت اونها کین؟
نه. بهم نگفت
فکر کنم برای محافظت از خودش بوده
چطور لعنتی فرار کرد؟
فقط من و تو میدونستیم داریم میریم اونجا
ممکنه کسی از تیمت خبرش کنه؟
موافقم، یه چیزی درست نیست
ولی همهٔ کارکنان سفارت کامل بررسی میشن
و تازه برای انتصاب سفیر جدید
دوباره ارزیابی شدیم
شاید باید باز هم بررسی کنین
ممکنه کسی تحت فشار قرار گرفته باشه
ـ خانم ـ هانا
فرستندهٔ کیف دیپلماتیک رو پیدا کردیم
میدونه کی کیف رو فرستاده
طبق گفتهٔ واشینگتن، ساموئل وب فرستاده
اون کیه؟
سناتور مینهسوتاست
مینهسوتا، قربان؟ چه ربطی به این قضیه داره؟
هیچی. مشکل همینه
بنبسته
ممکنه کیف از دفتر اون ارسال شده باشه
ولی دو هفتهٔ گذشته توی ایالت خودش بوده
کارکنانش هم همینطور
پس از یه دفتر خالی فرستاده شده
هرکی پشت این ماجراست
ردش رو خیلی خوب پوشونده
بیشازحد خوب
اون چیه؟
«همیشه کمی فراتر»
وقتی از اساِیاِس خارج شدم زدمش
چرا این کلمات؟
زیر یادبود اساِیاِس در هرفورد حک شده
چرا؟
هانا، چه خبره؟
قاتل همون خالکوبی افسر برودی رو داره
نمیشه
مطمئنم
این یعنی چی، افسر برودی؟
یعنی روس نیست، قربان
نیروهای ویژهٔ بریتانیاییه
ـ نخستوزیر ـ جان
حالا که هواپیما در مسیر ثابت هیتروئه
بهتره بیسروصدا ساقطش کنیم
هنوز نه. هنوز وقت هست
میفهمی اگه بالای لندن منفجر بشه
No comments yet. Be the first to leave one.