Release info

All We Imagine as Light 2024 - WEB [ RunTime: 1h 58mn 08sc ]
All We Imagine as Light 2024 AMZN WEB-DL 1080p DDP5 1 H 264-BLiNDEDBYLIGHTS
A Commentary by starn
★ 1h 58mn 08sc : هماهنگ با نسخه‌ی ★

Tags

webdl
Published on: 2025-02-19
Downloads: 96
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫گمونم یه 23 سالی اینجا زندگی کردم.

‫اما همچنان می‌ترسم که خونه خودم بدونمش.

‫چون همیشه یه حسی بهم می‌گه ‫ که قراره از اینجا برم.

‫با بابام دعوام شد...

‫وسایلم رو جمع کردم و رفتم بمبئی.

‫برادرم شغلش توی اسکله بود...

‫جاش خیلی بو می‌داد.

‫برادرم شغلش توی اسکله بود...

‫باردار بودم. به کسی نگفته بودم.

‫چون اخیرا یه جایی کار پیدا کرده بودم.

‫مجبور بودم از بچه‌های خانم مراقبت کنم.

‫خیلی بد بودن، ولی بهم غذای خوبی می‌داد.

‫اون سال مثل ملکه‌ها غذا می‌خوردم.

‫توی این روستا هر خانواده یه عضوی داره ‫ که توی بمبئی هستن...

‫تو بمبئی پول و کار هست.

‫کیه که دلش می‌خواد برگرده؟

‫وقتی اومدم تازه قلبم شکسته بود.

‫ولی این شهر بهت کمک می‌کنه این ‫چیزهای مسخره رو فراموش کنی.

‫متوجه نمی‌شدم چقدر زمان گذشته.

‫این شهر زمانت رو می‌گیره.

‫زندگی همینه.

‫بهتره به ناپایداری عادت کنی.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫بده داخل.

‫بده بیرون!

‫پرستار پرابها گفته دردسر درست کردی.

‫چی شده؟

‫به دکتر بگو چرا داروهات رو زیر بالشت ‫قایم کردی.

‫نمی‌خورمش.

‫چرا؟

‫چی شده؟

‫می‌گه قرص‌ها باعث می‌شن خواب بد ببینه.

‫یه نسخه واست می‌نویسم.

‫باشه؟

‫خواهش می‌کنم دکتر.

‫نمی‌خوام اینجا بمونم.

‫خواهشا بذارید برم خونه.

‫- چی شده؟ ‫- میاد اینجا.

‫بعد شام.

‫وقتی تلویزیون می‌بینم.

‫کی میاد؟

‫جایرام. شوهرم.

‫دیروز هم اومده بود.

‫داشتم تلویزیون می‌دیدم...

‫آقای باچان داشت توی تلویزیون حرف می‌زد...

‫مثل همیشه صداش بهم حس خوبی می‌داد.

‫خیل نرم حرف می‌زنه.

‫و یهویی نمی‌دونم از کجا...

‫اون بوی کثافت تنباکو اومد.

‫بعد دیدم...

‫روی اون چهارپایه نشسته بود.

‫نه.

‫ننشسته بود.

‫پا نداشت.

‫فقط بدنش بود.

‫چه فیلمی می‌خوای ببینی؟

‫با اون فیلم اکشن قبلی اصلا شب خوابم نبرد.

‫چون خیلی لوسی و فقط فیلم رمانتیک دوست داری.

‫اون فیلم جدیده چی؟

‫همونی شین نیگام داره!

‫خیلی رویاییه.

‫پرستار پرابها.

‫تو باهامون میای؟

‫آره، بگو پرستار پرابها.

‫نه، شما دخترها ببینین.

‫باهامون بیا دیگه! لطفا!

‫گفتم دیگه. اصلا نمیاد.

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی .: Aren Zohrabi :.

‫شرایطت رو به دکتر سوپریا توضیح دادم.

‫دوستش حاضر شد که پرونده‌ات رو قبول کنه.

‫.وکیل بزرگیه

‫رایگان قبولش می‌کنه.

‫کمک لازم ندارم.

‫چرا کله‌شق‌بازی در میاری؟

‫دیشب کارگرها یه احمق رو فرستاده ‫ بودن جلوی خونه‌ام...

‫که تهدیدم کنه!

‫بهم گفت بهتره تا فستیوال گانپاتی برم.

‫خیلی خطرناکه.

‫یه چند روزی پیش من باش پاراتی.

‫چرا؟

‫چرا باید خونه‌ام رو ترک کنم؟

‫بهش گفتم...

‫هر چقدر دوست داری تهدیدم کن، ‫از خونه‌ام نمی‌رم.

‫باید از روی جنازه‌ام رد بشی

‫همین‌طوری گفتم.

‫با وکیلم حرف بزن.

‫نمی‌تونم این‌طوری ادامه بدم.

‫و کوچیکه چی؟

‫چند سالشه؟

‫یک سالشه.

‫پس سه تا بچه داری.

‫آره.

‫خودت چند سالته؟

‫24 سال.

‫نه، 25 سال.

‫آره. مطمئنم 25 سال.

‫پرستار.

‫دخترها بهم گفتن جایزه هم داره.

‫جایزه واسه چیز دیگه...

‫وازکتومی؟

‫اگه شوهرت قبول کنه.

‫دولت یه سطل و هزار روپیه بهتون می‌ده.

‫به شوهرم گفتم ولی...

‫می‌گه این‌طوری قدرتش رو از دست می‌ده!

‫هر روز بخور.

‫اگه بچه خواستی یه ماه نخور.

‫عمرا!

‫چقدر می‌شه؟

‫آخرین بار کی پریود شدی؟

‫دا... چیکار می‌کنی؟

‫رئیس روانیم کرده.

‫حوصله‌ام سررفته.

‫می‌خوام ببینمت.

‫باید تا شب صبر کنی...

‫که من رو ببینی.

‫ولی الان...

‫از ابرها واست بوس می‌فرستم.

‫وقتی قطرات بارون روی صورتت می‌افتن...

‫بوس‌هام به لبت برخورد می‌کنن.

‫روغن که سرعت رویش موهام رو بیشتر نمی‌کنه.

‫خوشم میاد کوتاه باشه.

‫الان مده.

‫ماه دیگه نمی‌تونم بیام خونه. ‫مرخصی گیرم نمیاد.

‫باشه مامان. می‌رم توی اتاق عمل دیگه.

‫معلومه که شب عمل می‌کنیم!

‫مگه قلب بیمار تا صبح صبر می‌کنه؟

‫دکتر سوپریا زنگ زده مامان! ‫باید برم.

‫پرابها؟

‫دارم می‌رم.

‫خیلی طول می‌کشی؟

‫برو. خونه می‌بینمت.

‫کامل باز کن.

‫بازتر.

‫زیر زبونت قایمشون کردی؟

‫خوبه.

‫پرستار پرابها...

‫باز تا دیروقت مشغول کاری؟

‫ببخشید دکتر. زمان از دستم در رفت.

‫اشکالی نداره.

‫هندی زبون سختیه پرستار.

‫کال یعنی هم دیروز و هم فردا! ‫از کجا می‌فهمین کدوم یکیه؟

‫اگه انقدر زود تسلیم بشی ‫ که بهتر نمی‌شی دکتر!

‫خواستم به بیمار به هندی بگم...

‫که فردا برگرده.

‫ولی نتونستم بگم.

‫باید این‌طوری بگی:

‫دوباره بگو.

‫یه جوری می‌گی انگار خیلی راحته.

‫عصربخیر پرستار پرابها.

‫خیلی‌خب دیگه، من می‌رم.

‫پرستار؟

‫یه چیزی می‌خوام نشونت بدم.

‫الان نه. رفتی خونه بازش کن.

‫شعره.

‫شعر؟

‫توی مجله ماهانه‌مون رقابت شعر داریم.

‫گفتم یه امتحانی بکنم.

‫نمی‌دونستم شاعر هم هستی.

‫حالا اون قدر هم نه. ‫بیشتر مثل یه تفریحه.

‫خیلی‌خب، می‌بینمت پس.

‫این کیه؟

‫چطوری اومدی بیرون؟

‫خیس شدی.

‫باز چترت رو گم کردی؟

‫خیلی باد می‌زد...

‫شکست.

‫خیلی زود رفتی. ‫چی شده بود؟

‫چیزی نشده بود.

‫یکی از عموزاده‌هام داره میاد بمبئی.

‫باهاش رفته بودم خرید.

‫عموزاده؟

‫عموزاده دیگه.

‫عزیزم!

‫شکمت چه گنده شده.

‫چند تا نینی توش قایم کردی؟

‫داشت جلوی در کولکارنی دور می‌زد.

‫اونجا چیکار می‌کرد؟

‫چیکار می‌کردی عزیزم؟

‫از دکتر مانوج خواستم معاینه‌اش بکنه.

‫نباید الکی مزاحمش بشیم.

‫مشکلی نداره.

‫آدم خوبیه.

‫نیست؟

‫پرابها...

‫می‌شه اجاره این ماهم رو بدی؟

‫دوباره همون وضع؟

‫پولت رو می‌دم. قول می‌دم.

‫باید حواست به خرج کردنت باشه آنو.

‫حقوقم هیچوقت کافی نیست.

‫دلیلش همینه.

‫باشه ولی دفعه‌ی آخره.

‫دوباره ازم نخواه.

‫ببخشید.

‫چیکار می‌کنی آنو! ‫برو کنار بابا.

‫این بعد از ظهر امروز رسید.

‫ممنون.

‫چیه؟

‫از طرف مامانته؟

More Farsi Persian subtitles for All We Imagine as Light

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left