The first 200 lines.
زمانبندیات حرف نداره
یادت هست اون زمانهایی که فکر میکردم این شغل خیلی خفن و جذابه؟
پشیمون شدی؟ نه واقعاً
دو روز پیش، روی یه ناو هواپیمابر فرود اومدیم
وسط دریای آزاد
ولی امروز از اون خبرها نیست
چطوری؟ خوبم
تازه از یه خواب عمیق و شیرین بیدار شدم
که با خروپفهای تو خراب نشد
اِ، اون کسی که خروپف میکنه من نیستم
آره، راست میگی
پس امروز از ناو هواپیمابر خبری نیست؟ نه
امروز فقط جلسه پشتِ جلسه داریم
درباره مشخصات فنی
کیتهای تریاژ تاکتیکی نسل جدید
خیلی بامزهای
بعداً بهم زنگ میزنی؟ آره، حتماً
پس قرارمون سر جاشه. دوستت دارم
منم دوستت دارم
تو اجازه نداری اینجا باشی
کارل از من خوشش میاد. کارل بعد از این
تو جهنم جریمه پارک مینویسه
از دست من عصبانی باش، سرِ کارل خالی نکن
لونا، تو نمیتونی بهم بگی چطوری با این موضوع کنار بیام
تو چشم کسه دیگهای رو گرفتی
این خیلی کوتهفکرانهست. این دیگه چی بود؟ از اون کلمات قلمبهسلمبهست؟
ما بیست ساله که ازدواج کردیم
نمیتونی بهم بگی تو تمام این مدت
هیچوقت چشمت دنبال کسی نبوده
نه اونقدری که باعث بشه تو پاشی بری هتل
الاِی پر از دخترهای خوشگله، اما هیچکدومشون تو نمیشن، لونا
دارم سعی میکنم بفهمم باید چیکار کنم
از شغلت استعفا بده. دیگه هیچوقت نبینش
معذرتخواهی کن. اگه بازم راهکار میخوای، من زیاد دارم
معذرت میخوام
ولی به این سادگیها نیست
و من از این کار استعفا نمیدم
پس دیگه نمیدونم چی هست که دربارهش حرف بزنیم
خب، بیاید شروع کنیم
خب، چیزی که از شیفتِ دیشب باید گزارش بدم اینه که
هیچی
چیزی هم که از طرف کلهگندهها باید بگم
هیچی
و چیزی که درباره پیشبینی امروز باید گزارش بدم
هیچی
معذرت میخوام، اگه قضیه اینه
پس اصلاً چرا هنوز مراسم حضور و غیاب داریم؟
چون همین هیچی بودنش نگرانکنندهست
آره، گفتنِ اینکه "اوضاع خیلی آرومه" یه کلیشهست
ولی مثل اکثر کلیشهها، یه ذره حقیقت توش هست
حق با جنه. احتمال اینکه هیچ دستوری
از ردههای بالاتر نگیریم
هیچ فعالیتی از دیشب نباشه که نیاز به پیگیری داشته باشه
و هیچ مورد خاصی تو پیشبینی امروز نباشه
غیرطبیعی به نظر میاد، و ما هم از چیزهای غیرطبیعی متنفریم
امروز کل چیزی که براتون داشتم همینه
حواستون رو حسابی جمع کنید و مراقب خودتون باشید
همین و تمام
ممنون. بفرما، اینم از ایشون
ممنون
سلام. ببخشید که یهویی اومدم
نباید الان مدرسه باشی؟ مدرسه یه حالت ذهنیه
امروز میخوام برم مدرسه جان نولان
امروز روزِ توسعه حرفهایه
میتونم با ماشین گشت همراهتون بیام؟
چون تو فکر پلیس شدنی؟
هم اون، و هم اینکه دارم یه فیلم کوتاه میسازم
و به چند تا صحنه پرجنبوجوش از پلیس نیاز دارم
آهان. چون جونم رو نجات دادی، میگم باشه
ولی بهت هشدار میدم، کارِ گشتزنی میتونه غیرقابلپیشبینی باشه
راستش، ممکنه تمام روز فقط
گوشه یه صحنه جرم سماق بمکیم
یا ممکنه درگیر یه تعقیب و گریز ماشینی حماسی بشی
تو تمام خیابونهای لسآنجلس
با اون فضای خفنِ فیلم "ارتباط فرانسوی"
امیدوارم وقت غروب یا یه چیزی به همین اندازه سینمایی باشه
داش، مواظب باش چی آرزو میکنی
اونوقت لذتش به چیه؟
اینو بگیر. باشه
سنگینه
آره دیگه
بزن بریم. باشه
عالی پیش میره
طبق تمام شواهد
رایان دیربورن زندگیش رو زیر و رو کرده
داروهای درست مصرف میکنه و خیلی شفاف
و با ثبات درباره بلایی که گلسر سرش آورده حرف زده
اون آخرین تیر ترکش ماست و هردومون اینو میدونیم
طرف در حالی بازداشت شد که زیر کفِ ماشین کاروانش قایم شده بود
اون به قتلهای گلسر اعتراف کرد
و جزئیاتی رو میدونست که فقط قاتل میتونست بدونه
چون گلسر تو "وستویو" اون رو برای خودش تربیت کرده بود
آره، ولی در نهایت
آخرش به این ختم میشه که آیا هیئت منصفه حرف مردی رو باور میکنه
که با بیماری روانی شدیدی دست و پنجه نرم کرده
یا حرفِ یه مردِ خانوادهدار و شهروند نمونه رو
باور میکنن، چون تو مجبورشون میکنی باور کنن
لطف داری، ولی من اینجا دست بالا رو ندارم
ببخشید که مزاحم میشم
فقط میخواستم به هردوتون صبح بخیر بگم
یکی انگار خیلی سرِ حاله. مگه تو نیستی؟
حدس میزنم کلاً آدمِ صبحها هستم
یا شایدم دارم پیشبینی میکنم که آخرین شاهدِ طلاییتون
یه شکستِ دیگه باشه. هوم
واقعاً عاشق تماشای گندکاریهای بقیهام
خب، داخل میبینمت
سلام. چطوری؟
"خوبم" تنها جوابیه که الان براش وقت دارم
داشتم فکر میکردم میتونی یه لطفِ یه کم عجیب در حق من بکنی؟
قراره ازم بخوای یه کارِ محرمانه انجام بدم؟
نه. جدی، فقط میخوام بری در یه اتاقی رو بزنی
و ببینی کی در رو باز میکنه
اون مجرمی که نولان و گارزا با هواپیما از وگاس برگردوندن یادت هست؟
اورت رو میگی، درسته؟
همون پیمانکار نظامی که باعث سقوط هواپیما شد
و فرار کرد؟
خب، یه فرارِ کوتاه داشت
ولی آره، وقتی داشتیم بیشتر تحقیق میکردیم یه چیزی پیدا شد
درباره عملیات مجرمانهش
یه رابطه نامشخص داخل پنتاگون
قضیه فقط شماره یه اتاقه
که نمیتونیم سر از کارش دربیاریم
مگه اینکه تابلو کنیم دنبالش هستیم
و تو از من میخوای که تو راهرو راه برم
و ببینم کی تو اون اتاقه؟
طبیعتاً اگه کسی در رو باز کرد
طوری رفتار کن که انگار اتاق رو اشتباه اومدی
باشه، بعد از جلسه بعدیام انجامش میدم
شماره اتاق چیه؟
من بازیگر فیلم تو نیستم
درسته، ببخشید
آخه خط فکت طوریه که داد میزنه: "من نقش اولم"
آهان
خب، معمولاً از چه ساعتی اوضاع بیخ پیدا میکنه؟
حس میکنم اکثر مجرمها تا لنگ ظهر میخوابن
خب، هر روز با روز دیگه فرق داره
ولی اکثر آدمهایی که باهاشون سر و کار داریم، مجرم حرفهای نیستن
اونها فقط شهروندهای معمولیان که یه تصمیم اشتباه گرفتن
تو یه شرایط خیلی پراسترس
یه جورایی شبیه تاریخچه روابط مامانمه
البته بعد از اینکه از بابام طلاق گرفت، بهتر شد
الان همهشون فقط یه مشت بازندهان
نه از اونهایی که مظهرِ مردانگیِ سمی باشن
اوه، متاسفم. نباید راحت باشه
اشکالی نداره. کنایه زدن اکثر زخمها رو خوب میکنه
فقط میخوام خوشحال باشه، میدونی که؟
سون-لینکلن-۱۵، برای بررسی وضعیت سلامت آزاد هستید؟
تو محوطه بیمارستان قدیمیِ وستویو؟
اوه، خیلی خستهکننده به نظر میاد. بیخیالش شو. باشه
فکر کردم وستویو پارسال تعطیل شد
آره شد. یه تیم پاکسازی اونجا کار میکردن
تو شش ماه گذشته، تا اونجا رو برای تخریب آماده کنن
طبق گفته ناظر
از دیروز هیچ تماسی با اون تیم نداشتن
امروز صبح یه کامیون دیگه فرستادن
و از اونها هم خبری نشده
سون-آدام-۱۱ هستم
آنتندهیِ بیسیم و موبایل اونجا تو بهترین حالت هم داغونه
این قضیه واقعاً برامون مشکلساز بود
موقع تحقیقاتِ پرونده گلسر
من میتونم برم چک کنم
دلیلی نداره تو برگردی اونجا
حرفهای بردفورد رو شنیدی
امروز داریم خیلی بیشتر مراقب هستیم
اونجا محوطه خیلی بزرگیه
بهتره دو تا واحد اعزام بشن
باشه. اونجا میبینمت
هی، میدونی که مجبور نیستیم بریم سراغ این مأموریت
من اصلاً قضاوتت نمیکنم
ممنونم که فکر میکنی برام مهمه که تو
چه قضاوتی دربارهم میکنی
داشتم سعی میکردم مهربون باشم
ولی این دقیقاً همون چیزیه
که من بر اساسش تو رو ارزیابی نمیکنم
حرف دیگهای هم داری؟ نه خانم
اوه، پس الان داری بهم دروغ میگی
نه خانم
آخه وقتی تو فازش باشی
تو یه خونه خالی هم دعوا راه میاندازی
اینجا دیگه کجاست؟
باقیموندههای بیمارستان وستویو
تو دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی، صدها مریض اینجا بودن
که خیلیهاشون فلج اطفال داشتند
بماند که اون مجتمع آسایشگاه روانیِ بزرگش هم
اخیراً متروکه اعلام شده بود
جنزدهست؟ نه
این یعنی یه "نهِ" قطعیه؟
یا از اون مدلهاست که
مثلاً بگیم "من به این چیزها اعتقاد ندارم، پس..."؟
اون جنازهست؟
مرکز، یه مورد جنازه داریم
مرکز، سون-لینکلن-۱۵ هستم. صدام رو دارید؟
گوشیت رو چک کن
آنتن نداره. درسته. تو ماشین بمون
آخه این عالیترین مو... تو ماشین بمون
باشه
موقع اومدن، کس دیگهای رو دیدی؟
نه. عین شهر ارواحه
طبق گزارش مرکز، تیم اصلی ۲۰ نفر بودن
ممکنه این همون کسی باشه که فرستادن بهشون سر بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.