The first 200 lines.
گزارش یه مورد ۴-۱۷ (احتمال حمل سلاح)
ریگز، مطمئنی تو خیابون درستیم؟
آره. آره؟
داریم نزدیک میشیم. نزدیک، نزدیک، نزدیکتر
چیزی میبینی؟
کجا؟ من که چیزی نمیبینم
اوه، انگار همینه، نه؟
یا ابوالفضل! این دیگه
این دیگه چه کوفتیه؟
یا مسیح
این دلقک دیگه کیه؟ نمیدونم
شاید سخنگوی انجمن تفنگداران باشه
یه عوضیِ تمامعیار
حالا چیکار کنیم؟ زیرش کنیم
اگه برگرده و با اون تفنگِ
تهاجمی بهمون شلیک کنه چی؟
خب هنوز که نکرده. به اینش فکر کردی؟
شاید اصلاً نکنه. آره، ولی اگه کرد چی؟
اینقدر آیه یاس نخون. مثبت فکر کن
بیاد دیگه راج، مثبتباش
مثبت؟ آره
بیا، بیا، بیا بزنیم بهش زیرش کنیم
خوبه. خوشحالم باهام همنظری
آره، آره، آره. امیدوارم برنگرده
برنمیگرده. خب؟
آروم و بیصدا میریم پشتش که نفهمه
آره. باشه
با قدرت ذهنت نذار برگرده. قدرت ذهن؟
قدرت تفکر مثبت
برنگرد. بیا راج، تو هم با من تمرکز کن
تمرکز کنم؟ برنگرد
نچرخ... لازم دارم تمرکز کنی پسر. برنگرد
برنگرد. برنگرد
فقط باور داشته باش. برنگرد
ما از اون بهتریم. ما بهتریم
نچرخ. نچرخ. ما از اون سریم
نچرخ. داره میچرخه
اشتباه کردم، اشتباه کردم. بخواب رو زمین، بخواب
گلولهها بهش نمیخورن، کمونه میکنن
دیدم. بدبخت شدیم رفت
گندش بزنن. من حواسشو پرت میکنم
تو برو یه جا پناه بگیر. هی، نه، نه، نه
من حواسشو پرت میکنم. تو برو پناه بگیر
چی؟ عقلتو از دست دادی؟
تو زن و بچه داری. من چیزی ندارم که از دست بدم
هی، هی، هی، ریگز
برو دیگه راج. از اینجا برو
ریگز، قرار نبود اینو بهت بگم، ولی لورنا حاملهست
داری پدر میشی
حالا برو. برو دیگه
چی گفتی؟
اِه، داری پدر میشی
ریگز
اون میترسید بهت بگه
میترسید عصبانی بشی
شما دوتا هیچوقت درباره بچه حرف نزده بودین؟
لعنتی. یه بچه
اِه، یه چیزی هم هست که منم نباید بهت بگم
چی؟
رایان حاملهست. داری پدربزرگ میشی
رایان چی؟
ولی رایان که نمیتونه حامله باشه
اون که ازدواج نکرده
خب، فکر نکنم قصدش این بود که اینطوری بشه
اونا... اونا از من میخوان پدربزرگ بشم؟
اوهوم. آره
مرتیکهیِ
نقشهمون اینه
لباساتو دربیار
واسه چی آخه؟ واسه چی؟
آره. خب، تو میدوی
این آقایِ "آتشافروز" برمیگرده و تو رو با زیرپوش میبینه
این حواسشو پرت میکنه. من که باشم حواسم پرت میشه
اون موقعست که شلیک میکنم. به چی شلیک میکنی؟
به شیرِ اون تانکِ ناپالم
آره، میتونی دقیقاً قبل اینکه اون به من شلیک کنه این کارو بکنی؟
اوه، شاید. "شاید"؟
هی، اون سیاهپوسته؟
اینقدر زره پوشیده که معلوم نیست
نه، نه! اونو نمیگم
بابایِ بچه رو میگم
باشه. خدا کنه سیاهپوست باشه
برو دیگه! داره میآد
هی، اونا طرحِ قلبِ کوچولوعه؟ آره، الان وقتش نیست ریگز
فقط به اون شیرِ لعنتی بزن! باشه
در ضمن، دستاتو تکون بده و مثل پرندهها صدا دربیار
دستامو تکون بدم؟ چرا؟
اینطوری بیشتر حواسش پرت میشه. باید برگرده
خیلی خب، باشه. رو شماره دو! حاضری؟
ما همیشه رو سه میرفتیم. وقت واسه سه نداریم. برو. دو
پس یک چی؟ خیلی خب، یک، دو، برو
نمیخوام با شورت و زیرپوش بمیرم ریگز
هی ریگز، منتظر چی هستی؟
به اون عوضی شلیک کن! بزنش، بزنش
داره میآد این طرف
هی ریگز. هی، فکر میکنی اون حرکتِ پرنده تأثیری داشت؟
فکر میکنی کمک کرد؟
نه، نه، فقط میخواستم ببینم انجامش میدی یا نه
شورتِ قشنگیه
هی! برو بابا، ریگز
بیا دیگه، برات یه دونات میخرم
هی، هی، وقتی لختم دستتو ننداز دور گردنم
خب، حتماً که از هیکلت خجالت نمیکشی
عجب جونوریه، ولکن نیست
اوه
هی، اگه اون کوسه به قایقِ نوِ من صدمه بزنه
دق دلمو سرِ تو خالی میکنم، لئو
هی، من که قصدم این نبود بگیرمش، باشه؟
اصلاً واسه چی میخوای نگهش داری؟
آره، اصلاً چرا باید بخوای یه کوسه رو نگه داری؟
چی؟ شوخی میکنی؟ دندوناش رو دیوار عالی میشن
آره، خب اول باید از گاز گرفتن دست برداره
آره، شاید خوابش ببره
هی، بیا بریم پایین باهاش همصحبت شو
حتماً چرتش میگیره. به نظر من که خسته نمیآد
اوه، شاید جویدنِ لئو خستهش کنه
خوابش بگیره
فکر میکنی کوسهها همنوع خودشون رو میخورن؟
اوه، بسه دیگه. شما دوتا منو از خنده روده بر کردین
باشه، باشه، ساکِ من کجاست؟
سمتِ راستِ عقبِ کشتی
استاربرد. همون چپه دیگه، نه؟
نه، پورت میشه چپ. استاربرد میشه راست
آره، راست. آره. آره، درسته
درسته، آره. سمت راستِ عقب
آره. باشه، خیله خب. حالا هر چی
هر دو طرف رو چک کن. حتماً پیداش میکنی
مواظب باش! کوسه دقیقاً پشتِ سرته
شاید بهتره بندازیمش تو آب. نظرت چیه؟
آخ، هر دوتاشون رو بنداز تو آب. پسر
امشب اینجا هیچ شاهدی نیست
احتمالاً میتونیم قسر در بریم
آره
تو هم؟ آره
میدونی، من تا حالا دخالت نمیکردم، ولی
تو و لورنا
دارین بچهدار میشین. آره
با هم زندگی میکنین. آره
ولی با هم ازدواج نمیکنین
چرا؟ نکنه این موضوع به سیستمِ ارزشهایِ
خانوادگیت برمیخوره؟
من فقط دارم سعی میکنم بفهمم
خب، رایان هم ازدواج نکرده، خودت که میدونی
باشه، باشه. داری ناجوانمردانه میزنی ریگز
آره، میدونی وقتی من متاهل بودم
خوب بود، میدونی
حلقه رو دستت میکنی. تعهد میدی
همهی اون... کارهای
اون مُرد چون من پلیس بودم
اون مُرد چون من پلیسم، و من
منظورم اینه که دیگه حلقه دستم نمیکنم
ولی وقتی دستمو نگاه میکنم، انگار هنوز همونجاست
هنوز حسش میکنم
و، نمیدونم، انگار
هنوز کارم باهاش تموم نشده
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
به نظرت یه مشت اراجیف میآد؟
نه، نه. تموم نشده
تموم نشده. آره
آره
خب، گفتی "عقب"؟
ع-ق-ب. عقبِ کشتی
این دیگه چه واژهیِ مزخرفیه؟
تهِ کابین سمتِ راست، لئو
خب راجر، چرا از اول همینو نگفتی؟
تا این ملت پاشون به قایق و آب میرسه
یهو همهچی برای من دریانوردی میشه
به پیش! ایست، ای خشکینشینها
پمپِ تخلیه رو بکار بندازین
برو خودتو پمپ کن
باشه، باشه لئو. خیلی خب، خیلی خب
باشه، باشه
مشکلی نیست، مشکلی نیست! باشه
اوه
خب، لورنا در این مورد چی میگه؟
اوه، اونم از اصطلاحاتِ دریانوردی خوشش نمیآد
ها؟ اوه، آره
هنوز دربارش حرف نزدیم
اوضاع خیلی خرابه
چند روز دیگه بچه به دنیا میآد و شما
هنوز حتی درباره ازدواج هم حرف نزدین؟
آره، نه
اصلاً نرفتم سراغش
خب
میخوایم بذاریم لئو به کوسه شلیک کنه؟
بذاریم لئو شلیک
هی، هی! نه. نکن لئو
چی؟ هی، هی
اونو بده من. مگه چی شده؟
هی، داری تو قایقِ من تیراندازی میکنی
من به قایق تو شلیک نمیکنم، دارم به این "آروارهها" شلیک میکنم
هی، هیچکس قرار نیست اونو بکشه
نمیذارم یه حیوانِ زبونبسته بمیره
فقط واسه اینکه تو دندوناشو داشته باشی، لئو
از وقتی فهمیدی پدربزرگ میشی بدجوری بداخلاق شدی
داری پدربزرگ میشی
ولم کن بابا. هی ریگز! هی ریگز
شوخی نکن! هی
هی، عجب دم و دستگاهی داریا
واسه این مجوز داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.