The first 196 lines.
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
خیلی آهنگ خوبیه
میدونم
چرا اینقدر آهنگ خوبیه؟
میخوای با هم بخونیم؟
« بـخـش اول: رویـدادهـای فـسـخ »
آره
اوه، آره، جیگر!
اوج بگیر!
ای جان!
از آهنگ لذت نمیبری؟
چرا، داشتم لذت میبردم
اوه، باشه
- میدونی چیه؟ - چیه؟
شنبه کلاس سفالگری داریم
اوه، ازت خواستم اون کلاس رو بیخیال بشی
فکر کردم گفتی میخوای چیزهای جدیدی رو تجربه کنی
آره، اما از لحاظ جنسی گفتم،
تازه، سفالگری یه تجربه نیست، یه فعالیته
سفالگری هم میتونه جنسی باشه. فیلم "روح" رو دیدی؟
حس میکنم چندتا دوست نیاز داری تا باهاشون کارهای مختلفی انجام بدی
چندتا دوست دارم
کی؟ به جز پاول
پاول...
تو. تو بهترین دوستمی
هنوزم پایهای که بریم؟
آره، یه خونهی ساحلیه
مطمئنی؟ (بازی با کلمات - کنار دریایی؟)
آره. روی آبه
اوه، خیالم آبکی شد
خیلی احمقانهست!
ممکنه عاشقانه باشه
آره، ممکنه
ممکنه مکان خوبی برای بچهدار شدن باشه
آره، شاید... شاید هم هنوز زوده
اما خب فعلاً میتونیم کارهای دیگهای بکنیم
اوه! خیلی قلقلکیام!
باشه، خیلی خب
- باشه - هی...
کمربند رو باز کن
ممنون
دست یا دهن؟
اوه، دست خوبه. آره
بذار یهکم کمکت کنم
اوه، وای. باشه
وای، باشه. باید یه چشمم به جاده هم باشه
خیلی سکسیه، ولی خطرناک هم هست
وای، گندش بزنن!
خیلی هیجانانگیزه!
- میخوای با یه دستت ممهم رو بگیری؟ - باشه!
ممنون
- خوبه؟ - آره، گرفتمش
- الان بهتره؟ - آره، عالیه
آره، خوشت میاد؟ آره؟
- گندش بزنن! - عوضی!
مثل یه عوضی رانندگی میکنه
هی، حواست پیش من باشه! انگار حواست نیست
ببخشید
- داری ارضا میشی؟ - آره، یهکم دیگه
اوه. اوه، لعنتی! گندش بزنن!
- چی شد؟ - لعنتی!
گندش بزنن!
لعنتی!
گندش بزنن!
یا خدا!
هی، رفیق. هی، حالت خوبه؟
حالش خوبه؟
خوبه کمربندت رو بسته بودی
- زنم کجاست؟ - زنش کجاست؟
نمیدونم. تو بهش کمک کن، من برم زنش رو پیدا کنم
باشه. هی، رفیق...
پیداش کردم!
هی! سلام!
حالت خوبه؟
نفس نمیکشه!
- خب، احیاش کن! - باشه!
من... میتونم راه برم
اول فشردهسازی!
ف-ب-ت! فشردهسازی، باز کردن راه هوایی، تنفس مصنوعی
دوتا آبجو خوردم
فکر میکردم ب-ت-ف درسته! باز کردن راه هوایی، تنفس مصنوعی، فشردهسازی
نه، عوضش کردن
- کی عوضش کرده؟ - چیزی نیست
چی؟ نمیدونم!
هر کسی که اونجور تصمیماتی رو میگیره
احتمالاً نظرسنجی کردن
- باشه، چندتا؟ - چی؟
- چند بار؟ - ۳۰ تا
۳۰ تا فشردهسازی، بعدش ۲ تا تنفس مصنوعی، باشه؟
بعدش دوباره فشردهسازی
تو میتونی
لعنتی! اصلاً نشمردم
پس برو سراغ تنفس. کارت عالیه
تا اینجا بینظیر بودی!
- اوه، به هوش بیا! - دستهات رو صاف کن!
- یالا، هرزه. به هوش بیا! - آرنجهات رو کامل قفل کن
اوه، عزیزم، کارت عالیه. عاشقشم
فکر کنم مُرده
نه، نمرده. ادامه بده
- فکر کنم مُرده - نمرده
ادامه بده. گندش بزنن
- ادامه بدم؟ - به خودت بستگی داره
یعنی چی؟
اگه میخوای میتونی ادامه بدی،
اما اون زنده نمیشه
اگه زنده نمیشه پس چرا ادامه بدم؟
نمیدونم
آقا، چرا آلت تناسلیتون بیرونه؟
اوه، لعنتی! ببخشید!
فقط...
گندش بزنن! زیپ گیر کرد بهش
- همه چیز مرتبه؟ - آره، همه خوبن
حال همه خوبه. حرکت کنید
چیزی نیست!
فقط یهکم از سرش گیر کرد
یکی دوتا چسب زخم نیازه
آمبولانس الان میرسه
خداروشکر آمبولانس اومد
و چسب زخم هم داشتن
به نظرت از خیلی چیزها پشیمونه؟
- همون زنی که مُرد؟ - آره
به نظرم کارهای خیلی زیادی رو فرصت نکرد انجام بده
همهی آدمها پیشمونی دارن
آره، یه مینیون داشتن
"تأمل مثل یه تقاطعه
پشیمونی مثل یه بنبسته
ما فقط میتونیم در زمان حال بهترین تصمیمها رو بگیریم"
درست میگی
در اصل خودت درست میگی
توی پادکستت این جملهها رو گفتی
باید بگمش
- چی؟ - چی؟
هیچی
"اگه حرف دلت رو نزنی، ذهنت درگیرش میشه"
این رو هم خودت گفتی
ببخشید، دوست دارم حرفهای خودت رو تکرار کنم
باید از پیشت برم
چی؟ اوه، باشه، خیلیخب
من...
نه، کری. منظورم این نیست که از ماشین پیاده بشم
تو رو میگم
اوه، باشه
نه، کری، نه... خدایا!
تو رو نمیگم! ازدواجمون رو میگم
اینم از این، گفتمش. نمیتونم...
دیگه نمیتونم. شرمنده. لعنتی!
لطفاً این حرف رو نزن
میخوام طلاق بگیرم
نمیتونی بگی میخوای طلاق بگیری
چون یه تجربهی نزدیک به مرگ داشتی
تجربهی نزدیک به مرگ نبود
خود مرگ بود. طرف مُرد
بازم یه دلیل منطقی نیست
وفادار نیستم
بهت خیانت کردم
فقط چون میخوای دلیل منطقی بیاری چنین حرفی میزنی
یا واقعاً...
واقعاً
باشه. لعنتی
ببخشید
باشه
فقط یه بار؟
دو بار؟
لطفاً مجبورم نکن بشمارم. سه بار؟
باشه، فراموشش کن. نمیخوام بدونم
میبخشمت
پس... یه جوری حلش میکنیم
نمیدونم دلم میخواد حلش بکنیم یا نه
اما من خیلی دوستت دارم
آره. میدونم
و منم خیلی دوستت دارم
ولی یه مدتی هست که چنین احساسی دارم
خدایا، چطور بگم؟
آم...
اوه، یه نامه نوشتم
چی؟
آره، من... اوه، پیداش کردم
از قبل برنامه ریختی؟
نه
یعنی آره
یه زمانی
اما نه. برنامه نریخته بودم که دقیقاً چنین تجربهای بشه
بذار بخونمش، من...
فقط... کامل آماده نیست
فکر نمیکردم الان برات بخونمش
اما میتونم...
همینطوری که دارم میخونمش اصلاحش هم میکنم. باشه...
"کری، عشقم
این سختترین نامهایه که تا حالا نوشتم
از روزی که ازدواج کردیم فقط ۱۳..."
آره، گندش بزنن
"...۱۴ ماه میگذره
و با هم یه زندگی رو ساختیم
اما احساس میکنم زندگی من نیست
احساس میکنم فقط زندهایم، اما...
زنده بودن ساده رو نمیخوام
No comments yet. Be the first to leave one.