The first 200 lines.
بخاطر من
فقط بخاطر اینکه تلافی در بیاری
به یون سو گفتی؟
من بهت هشدار داده بودم
اما تو از حد گذروندی
من دونستن هیون دو برام اهمیتی نداشت
...اما سوگ یونگ
ما باید از خونواده های همدیگه محافظت می کردیم
برو دعا کن اتفاقی برای یون سو نیفتاده باشه
اگه اتفاقی براش افتاده باشه
مطمئن باش
خواهی دید که برای عشق مادری
هیچ مرزی وجود نداره
کی بهت گفته
من پول خونواده تو رو دزدیدم؟
= قسمت 45 =-
دیگه چی؟
ته سو گفته من باعث ورشکستگی شدم؟
بهم بگو
ته سو اینها رو بهت گفته؟
تقصیر من بوده که اون پولهای خونواده تو رو دزدیده؟
واقعا این حرفهارو باور کردی؟
الان این مهم نیست
واقعا تو مادر منی؟
شما یون ها رو ول کردی
و پول دیگران رو به سرقت بردی
اونوقت واقعا مادر منی؟
چطوری می تونی اینقدر بی ادب باشی
بله هستم
من مادرتم
من تو رو به دنیا آوردم
مشکل چیه؟
سون هوی؟
اون برات مادر خوبی بوده
و بخاطر این همیشه ازش ممنونی
پس
پدرم چی؟
پدر
واقعیم کی بوده؟
فکر کردی من دیوونه ام؟
یعنی با شوهر سون هوی؟ چطوری می تونی؟
پدر تو
یه پسر خوب دانشگاهی بود
خوب شد؟
مشکلت چیه؟
اینکه من مامانتم؟
یا اینکه سون هوی گولت زده؟
جواب بده
داره مریض می شه اگه پیدات نکنه
!یون سو
...مامان
کجایی؟
بگو کجایی بیام پیشت ، کجایی؟
...مامان
نه ! مهم نیست جانگ ته سو چی گفته
تو فقط باید به من گوش بدی
من برات همه چی رو می گم
هیچی از حرفهای اونو باور نکن
یون سو
تو
فقط دختر منی
مامان ، شما منو به دنیا آوردی؟
من شما رو خیلی دوست دارم
داشتن شما
داشتن مادری مثل شما
رویای تمام بچه هاست
...مامان
من خیلی دوست دارم
پس چطوری ممکنه ما به هم ربطی نداشته باشیم
!یون سو
...بعدا
بعدا می خوام شما رو ببینم
الان نمی تونم تو روتون نگاه کنم
!یون سو
!یون سو
!یون سو
اوه؟
این پدرته؟
آره
به نظر میاد با رییس جانگ دوست بوده
اونها خیلی از من و هیون دو نزدیک تر بودن
...پس چطوری تونسته
آدم هیچ وقت نمی دونه دیگران چطوری عوض می شن
اگه هیون دو درست مثل پدرش باشه چی؟
شاید بخاطر خونواده اش
بعدا بخاطر مردم دیگه تاسف نمی خوره؟
اونها بخاطر این چیزها احساس گناه نمی کنند؟
...گناه
نمی دونم
رییس جانگ توان احساس کردنشو داشته باشه
من در مورد رییس جانگ نمی دونم
اما فکر کنم پسرش حس کنه
حتی اگه هیون دو احساس گناه داشته باشه
مهم انتخاب اونه
الان در حال حاضر مسیرشو انتخاب کرده
خونواداشه
تو هم داری بخاطر خونواده ات این کارو می کنی
برای هر دوتون احساس بدی دارم
همینطور برای یون سو
بله
چی می شد اگه هیچ وقت متوجه نمی شدیم
اگر اینطور می شد
من برمی گشتم سر کارهایی که دوست داشتم
خانم هان
یون سو
یون سو اینجا نیومده؟
مگه خونه نیست؟
اینجا نیومده
باید بهش زنگ می زدین جای اینکه بیاین اینجا
زنگ بزنم؟
تلفنشو خاموش کرده
چیکار کنم نمی تونم پیداش کنم؟
اتفاقی برای یون سو افتاده؟
جی وان
بگین
جانگ ته سو ، یون سو رو دیده
نمی دونم اون بهش چیا گفته
تو فکر می کنی چی گفته؟
حرفی که بهش زده
باعث می شه یون سو درد بکشه
رییس جانگ چی بهش گفته؟
بهش گفته که مادر یون سو ، جونگ آئه است
یون سو هنوز خونه نیومده
به هر حال سون هوی
تو این وقت شب کجا رفتی؟
جونگ آئه همه یه کم پیش رفت بیرون
چی شده؟
افتاقی افتاده؟
گزارش فراری شما پذیرفته شده
اگه پیداش کردیم باهاتون تماس می گیریم
مگر اینکه پیداش نکرده باشیم
بله قربان
من این گزارش رو برای رییس جانگ تموم کردم
دختر دیوونه
فکر کردم داره میاد خونه ، پس کجا رفت؟
چطوری تونست اینطوری ناپدید بشه؟
پیداش کردن؟
نه
مامان ، واقعا نمی دونی؟
رفتی بیرون پیداش کنی
رفتم یه چیزی بخرم
چطوری می تونم یون سو رو پیدا کرده باشم
پس اون کجاست؟
من از کجا بدونم؟
نمرده که
چرا گریه می کنی؟
پس برو از اون مرده بپرس
اون شاید بدونه یون سو کجا رفته
تو نباید به کسی بگی یون سو اون آقاهه رو دیده
یا اینکه ما باهاش بودیم ، فهمیدی؟
وگرنه به دردسر می افتیم
یون سو چی شد؟
نتونستم پیداش کنم
الان اون کجاست؟
اینها رو بریز بیرون
مامان - مادر بزرگ -
دختره بی حیا
دیگه نذار پاشو بذاره اینجا
تو کاری نکردی که سزاوار این کار یون سو باشی
تو یه بچه ای رو که ولش کرده بودن
با عشق آوردی و بزرگش کردی
تو هیچ کار اشتباهی نکردی
تو خودت به اندازه کافی شکنجه کشیدی
دیگه بخاطر پیدا کردن اون چشم سفید خودت اذیت نکن
تو که مادر واقعیش نیستی
مامان این کارو نکن
اگه بخاطر یون سو نبود
می تونستی یه زندگی خیلی بهتر داشته باشی
بخاطر اون بود که دوباره ازدواج نکردی
و یا این خونواده رو ترک نکردی
حتی توی رویات هم با کسی ملاقات نکردی
پس تو به اندازه کافی کشیدی
...ایوای
تو این سن
کی دیگه اهمیت میده اون هم خون ما باشه یا نه؟
برای چی اینطوری مارو زجر میده؟
خودش نمی فهمه چقدر خوش شانس بوده
مامان این چیزهارو نگو
بهت گفتم اینهارو بریز بیرون
اون می دونه الان همه ما چه حالی داریم
چطوری تونسته باهامون تماس نگیره؟
خودش نمی دونه برای من چه معنی داره؟
اگه می دونست این کارو نمی کرد
ای خدا
ایوای
برای چی داری تاشون می کنی ؟ بریز بیرون
خواهش می کنم مادر
مادر
...چیزی که هست
من فقط بخاطر یون سو تونستم ادامه بدم
تا زمانی که سانگ جون ، یون سو رو توی بغلم بذاره
من همیشه توی این دنیا تنها بودم
برای اولین بار احساس کردم وابستگی دارم
یون سو باعث شد من و سانگ جون
مثل یه زوج واقعی به نظر بیایم
و برادرش جی وان و شما مادر بزرگش
...و عمه اش هانگ سوک
من برای اولین بار صاحب خونواده شدم
مادر
من بچه کس دیگه ای رو بزرگ نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.