The first 200 lines.
من میخوام انجامش بدم
نه، قرار بود من انجامش بدم
برو از اینجا بیرون
میشه شماها ساکت شید؟ فقط برید
تابستون پارسال هم یه تابستون عالی دیگه به نظر میرسید
کنار پدربزرگمون
من و برادرام
برادرام و من
حالا هر چی
بیشتر وقتمون رو صرف تمرین برای استاد نینجا شدن میکردیم
توی کلبه پدربزرگ
آره، وقتی بیشتر بچهها تو یه کمپ مسخرهان
من و دو تا برادر کوچکترم
پیش پدربزرگ ژاپنیمون آموزش میدیدیم
بیشتر صبحها یه جور شروع میشد
اون با یه امتحان متفاوت بیدارمون میکرد
که من همیشه براش آماده بودم
منم همینطور
منم همینطور! آره، جون خودت
پدربزرگ یه جورایی شوخ و شنگه
اما وقتی پای هنرهای رزمی و این چیزا وسط میاد
خیلی باحاله
آره! انگار میتونه ۵۰ نفر رو تو ۲ ثانیه نفله کنه
خفه شو. تو خفه شو
فقط برو
ما از وقتی خیلی کوچولو بودیم تمرین میکردیم
تو هنوزم خیلی کوچولویی
بیشعور
با این همه تمرینات نینجایی
فکر میکردیم دیگه آمادهایم که نینجا بشیم
خب، خوبه که واقعاً آماده بودیم
چون اون همون تابستونی بود که هیچوقت فراموشش نمیکنیم
هیاه
هیاه
هیاه! هیاه! هیاه
هیاه! هیاه! هیاه
هیاه! هیاه! هیاه
هیاه
هیاه
هیاه
هیاه
هه هه
هیاه
هیااا
هیاه
هیاه! هیااا
هیاه! هیاه! هیاه
هیاه! هیاه
هیااا
هیاه
هیاه
هیاه
آییی
هیاه! هیاه! هیاه! هیاه
هیاه
هیاه
واو
یو-هو! این بالا
ها ها ها
پدربزرگ، چطوری اون کار رو کردی؟
دفعه بعد، سعی کنید توی بخش "سیگار ممنوع" حمله کنید
پسر، چیزی نمونده بود بگیریمت
آره، نزدیک بود بگیریمت
منو بگیرید؟ آه، مایکل
چی؟ اگه من ماشینو متوقف نمیکردم
الان دیگه بهت میگفتن پنکیک
هه! حتماً نگه میداشتی
خب بچهها، حالا چی؟
بیاین دوباره بهش حمله کنیم
آه! ۲ تا درس هست که باید از این نبرد یاد بگیرید
شماره ۱: هیچوقت حمله نکن، مگه اینکه بدونی برندهای
و درس دوم؟
از درختی که پر از خاره بالا نرو
اوه
باشه
پدربزرگ، اون ماسک زشت رو از کجا آوردی؟
این ماسک رو پدرم بهم داده
در "روز نامگذاری" من
و من این سنت رو با شما ادامه میدم
روز نامگذاری؟
پدربزرگ، ما همین الانشم اسم داریم
آه، شما ممکنه اسمهای خانوادگی داشته باشید
اما نه اسمهای نینجایی
بسیار خب... ساموئل
بله قربان
از امروز به بعد تا ابد
تو رو به اسم "راکی" میشناسن
چون تو قوی و استواری
و مثل سنگ گرانیت، خونسردی
عالیه. بله
جفری. آه، تو سریع و آزادی
روح یه اسب وحشی جوان
تو رو به اسم "کُلت" میشناسن
کُلت؟
هوم
باحاله
پس من چی؟ من میتونم "نابودگر هیولا" باشم؟
یا "سوپر قاتل" چطوره؟
"سوپر اُمُل" چطوره؟
خفه شو، دستوپاچلفتی
کوچولوی من
از اونجایی که انرژی تو شروع و ختم میشه
به شکمت
تو رو به اسم "تام تام" میشناسن
تام تام
ها ها ها
نمیتونم صبر کنم تا اینا رو به بابا نشون بدم
اون ازشون متنفر میشه
پدربزرگ، فردا که برگردیم بابا خونه هست؟
خب
اون آدم مشغولیه
با یه شغل پردردسر، تام تام
تقریباً رسیدیم
هیاه
سر وقت، طبق قولمون
معامله کردن با شما باعث افتخاره
آقای اسنایدر
حالا، از طرف مردم کشورم
میخوام بگم
شما بازداشتید
ایست اسنایدر! افبیآی
هه هه هه هه
شلیک نکنید! تسلیم شو اسنایدر
راه فراری نداری
یه غافلگیری. هه هه هه هه هه
من عاشق غافلگیریام. هه هه هه هه
افبیآی! ووو! هه هه هه هه هه هه هه
لطف کردید که سر زدید
ایست
بلند شو
رو به دیوار
بسیار خب ایست اسنایدر
تموم شد! هه هه هه
از جات تکون نخور
خیلی دوست دارم بمونم و گپ بزنیم
اما باید پرواز کنم
ها ها ها
سام
مامور گرین حالش خوبه و ما همه چی رو گرفتیم
اسلحه، خمپاره
انگار انبار جنگ جهانی سومه. همهشو گرفتیم
هیچی نگرفتیم! من اسنایدر رو میخوام
اون همه کارهست! من اونو میخوام
باید برم. فعلاً
شنیدم نزدیک بود گیرمون بندازن، رئیس
منو! نزدیک بود منو بگیرن براون، نه ما رو
امروز پوست خودم تو خطر بود
اون "سام داگلاس" بود، محض رضای خدا
وقتی با موری تاناکا کار میکردم میشناختمش
اون یارو افبیآیه هم نینجاست؟
شوخی میکنی؟
داگلاس از هنرهای رزمی متنفره
اون احمق با دختر موری تاناکا ازدواج کرده
شانس ما رو باش، موریِ پیر رفت
و دخترشو داد به یه مامور فدرال، هان؟
آقای براون، امروز بعدازظهر
یه سری به دوست قدیمیم موری میزنیم
هه
درسته
گوش کن، برای شام میفرستمتون خونه
تمرین نینجایی برای پسرا خوبه
پدربزرگ، این کیه توی عکس؟
مادربزرگتونه. باشه، باشه، اما
نه، اون دستِ کیه؟
دارم با مادرت حرف میزنم
میدونم شوهرت از این کار متنفره، اما
باشه جسیکا، شاید من اشتباه میکنم
اما اون باید وقت بیشتری رو با بچههای خودش بگذرونه
غذا اومد
اه
اوپس
کلت، نینجا چیه؟
نینجا کسیه که میتونه از هر چیزی که دور و برشه استفاده کنه
تا دشمناش رو گول بزنه. اون سریعه
و با محیط اطرافش سازگاره
نینجا صادق و خوبه
ذهن، جسم و روحش یکی هستن
اون خودکنترلی داره. انضباط داره
نینجا عاشق طبیعته
آره، چون خودش بخشی از طبیعته
یه نینجا هیچوقت وارد جنگی نمیشه که نتونه توش پیروز بشه
یه نینجا
ذهن، جسم، روح
و قلبش یکی هستن
و هیچوقت از قدرتتون استفاده نکنید
علیه کسی که از خودتون ضعیفتره
هی پدربزرگ، تقریباً همه از من ضعیفترن
و کندتر
مغرور نشو
آره، مغرور نشو
باشه پدربزرگ
بسیار خب، دستت رو بده به من
عشق و اعتماد یکی میشن
همونطور که یه طنابِ تکرشتهای ممکنه پاره بشه
یه طناب با ۴ رشته رو
هیچ دشمنی نمیتونه پاره کنه
واو
پدربزرگ، اون کیه؟
همینجا بمونید و غذاتون رو بخورید
پدربزرگ چه خبر شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.