200 rreshtat e parë.
« قبلاً »
من با دوستم بـو یه کافه باز کردم. آره، اون الان مُرده
ممنون که امروز تشریف آوردید
اینجا دیگه با اونجور کارها به جایی نمیرسید
!اوه - !اه -
به گمونم باید با هیلاری آشنا بشید
!خوشگله
مامان سه سال پیش مُرد
خوبی، بابا؟
روش بابا برای دستوپنجهنرمکردن با دوتا دختر بیمادرش این بود که برامون بلیطِ سخنرانیهای
طرفدار حقوق زنان بخره، شروع ،کنه به کردن مادرخوندهمون
و سرانجام دست از خبر گرفتن از ما بکـِشه - مجسمه رو تو برداشتی؟ -
کدوم مجسمه؟
مارتین دوستداشتنیه
من مست نیستم - همیشه مسته -
جِیک پسرخوندهـشه. اون خیلی ،عجیبغریبه، احتمالاً خونسردانه
ولی هیچکس واقعاً در موردش حرف نمیزنه
نه - ترفیع فنلاند رو گرفتم - محشره! - ممنون -
آدما اشتباه میکنن
شوهرت سعی کرد روز تولدت من رو ببوسه
فقط یه بار این رو میگم
اون سعی نکرد تو رو ببوسه
میگه که بیشتر برعکس بود - !باید حرفم رو باور کنی -
چطور میتونم باورت کنم؟ - چون من خواهرتم -
بعد از کاری که با بــو کردی؟
ببخشید - به نظرم باید بری -
« 371روز، 19 ساعت و 26 دقیقۀ بعد »
.زیرنویس مورد نظر برای پخش در رایانه تنظیم شده : توجه پاتپلیر برای نمایش هرچه بهتر زیرنویسها از نرمافزار » « انتخاب کنید بی یکان استفاده کرده و فونت نرمافزار را
کاری میتونم بکنم؟
نه، ممنون
...اونا رفتن. پس
ممنون
این یه داستان عاشقانهست
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
با زمانی که همهکار کردی ...آشنائید؟ زمانی که تماماً
!چمباته بزن! - چمباته - !چمباته بزن! - چمباته -
...و...
...حتی
میخوای سکس داشته باشی؟
!نه
حداقل میشه برم زیرت؟ - !نه -
همهکار کردی و حس فوقالعادهای داری
...حتی فکر هم نمیکنی به
...حتی فکر هم نمیکنی به
...و حتی با اینکه خواهرت هنوز ازت متنفره - ممنون -
...وانمود میکنید با هم دوستـید، چون باباتون...
...شوخی میکنم، اون درست همونجاست - این به افتخار عشق -
!و نامزد کرده. به افتخار عشق...
عشق - !سلام -
اه
!مبارکه، بیشعورا
پس برای جفتمون خیلی ...مهمه که شما، که ما، خانواده
...همه...
...باهمدیگه اینجائیم برای یه... ...تجاوز دستهجمعی ویژۀ خانوادگی
...فقط، میدونید، اینجابودن
...میدونید، میدونم ما چیز خودمون رو داشتیم...
...چون من
...این احساس رو دارم که
...در... اینجا...
...پس فقط میخوام بگم
خیلی...
و همین - !اوه، عزیزم -
مبارکه، بابا - مبارکه! - نوش -
الهی که اینا بدترین عمرمون باشن اشاره به دعای: «الهی که بهترین روز ] [ «گذشتهمون، بدترین روز آیندهمون باشه
نمیدونم این یارو کیه - برات خوشحالم، پیرپسر -
بهترین تصمیمی که یه مرد میتونه بگیره
اه
سلامت به نظر میرسی - ممنون -
صحیح. شراب، همگی؟
من یه خرده شراب خیلی دوست دارم - اوه، عاشقـش میشی. من انتخابـش کردم -
برای ما نه، ممنون
!توی ترکـیم - شش ماه و همچنان ادامه داره -
چرا باید اونکارو بکنید؟ - ...ما فقط -
اینجوری بیشتر از همدیگه لذت میبریم... - دلمون نمیخواد هیچی رو از دست بدیم -
من از موقع ... ندیدمش
...سوای
سرهمی قشنگیه - ممنون -
سلامت به نظر میرسی، کجا بودی؟ - داروخونه -
اینوقت سال دوستداشتنیه
اوه، عالی به نظر میرسی
اوه، خب، شما جفتتون !قشنگ به نظر میرسید
اوه، ممنون - اون پوسته؟ -
آره، ولی اشکال نداره چون سکته کرده بود
!اوه، چه دوستداشتنی
بهخاطر اون که نمیتونم برم جهنم، میتونم، پدر؟
نه. نه تا زمانی که اعتراف کنی - اوه، خدا، اون کشیششونه -
!در اونصورت جای هیچ نگرانی واموندهای ندارید - کشیش باحالِ بددهنشونه -
عاشق کاتولیکهام. از زیر هرچی میتونی قسر در بری - خیلیهاشون قسر در رفتن -
باعث افتخاره که شما دو نفر رو به عقد نکاح دربیارم. ممنون
نمیدونستم بدون اون چیز قلادهای کوچولوتون اجازه دارید برید بیرون
اوه، ببخشید، دلسردتون کردم؟
البته که نه - نابود شد -
میتونم یه بطری دیگه براتون بیارم؟
پیشخدمت بیاعتمادبهنفس - اوه، نه، نیازی نیست. ما قبلاً شراب سفارش دادیم -
اوه، نه، واقعاً؟
من یه تکیلای دیگه میخورم - من یه تکیلا میخورم -
عالیه. خیلی ممنون
میشه لطفاً یه لیوان آب گازدار با یه خرده لیموترش برای من بیارید؟
اوه، آره، منم همون رو میخوام
تیم رؤیایی
میدونید، محسورکنندهترین چیز در مورد کشیش که ...اینجاست، اینه که مادرش در ابتدا یه همجنسگـ
خسته به نظر میرسی
راستـش در اون حدی که فکر میکردم بیرمقکننده نیست
از فنلاند به اینجا در رفتوآمده
باربستنـش رو رسونده به دهدقیقه
!عالیه - ...مهمترین چیز -
...لولهکردنـشه، تا - تاکردنـش -
،من راجع به اون خوندم. حالا مطمئنید اصلاً شراب نمیخواید؟
!اوه، نه، ممنون! - اوه، نه، ممنون - واقعاً خوشمزهست -
من احترام زیادی برای جفتتون قائلم
خب، واقعاً زیر و رومون کرده، مگه نه، عزیزم؟
...اوه، انرژی خیلی بیشتری داریم. میدونید، توی فنلاند
دلیلی داره که شما الکل مصرف نمیکنید؟ - اون الکلیه -
اوه، چه جالب، پدرمادر منم الکلیان - اوه، عالیه -
پیش خودمون گفتیم اگه باهمدیگه ،انجامش میدادیم راحتتر بود
...و من واقعاً از مزهش خوشم نمی - !و ما داریم واسه بچهدارشدن تلاش میکنیم -
!اوه، کلیر
!ما فکر میکردیم تو نمیتونی بچهدار بشی - چی؟ چرا؟ -
...خب، تو فقط یه خرده چیز به نظر میرسیدی
خب، میگن که تغییر شیوۀ زندگی میتونه کمک کنه، پس بفرما
اون خیلی هیجانانگیزه، عزیزم - ممنون، بابا -
موفق باشید - شگفتانگیزه -
یه جای کار میلنگه - و حالا پولش رو دارید که واسه کمک مناسب هزینه کنید -
تصور میکنم بدون کمک وحشتناکه
از فنلاند برامون بگو
...اوه، خب، چیزه
سرد و قشنگ و تاریک...
به نظرم ممکنه خوشبخت باشه
فشارش زیاده، ولی عاشقـشم. اونجا این همکار شگفتانگیزۀ ...جدید رو دارم، اون واقعاً شرکت رو به جلو رونده
آخرینباری که ما رفتیم سفر رو یادم نمیاد
اخیراً جفتتون ژاپن نبودید؟
ژاپن، عجب - اوه، آره، ولی اون فقط یه دوهفتهای کوتاهمدت بود -
!ازش نپرسید - چرا ژاپن بودید؟ -
...خب - من... اوه، ببخشید، عزیزم -
اوه، نه، نه - ممنون -
اونا ما رو با هواپیمای نمایشگاه جنسی فرستادن اونجا
...ما - ببخشید، عزیزم، تو میخوای...؟ -
نه، نه، نه - نه؟ اوه -
میدونی، آدم در مورد ژاپنیها بهعنوان یه ملت خیلی نجیبنما فکر میکنه
نه اینکه کُلیگویی کنیم
ولی در حقیقت اونا در فرهنگشون ،علاقۀ خیلی شدیدی به سکس دارن
فقط اینکه مخفیه
مجاز نیست علنی بشه - بسیارخب -
...اونا وقعاً ارزش زیادی برای - صداقت نمایشگاه جنسی قائلـن -
...آمریکاییها، اوه، خب - آمریکاییها، خب، اونا باهام ساختن -
ولی به نظرم ژاپنیها عمیقاً از کارم تحت تأثیر قرار گرفته بودن
مگه نه، عزیزم؟ - آره - یه موج بزرگ فرهنگی راه انداخت -
یه ریزموج
موج
...توی 45 دقیقه هیچکس یه سؤال هم از من نپرسید - خب، کار تو چیه؟ -
اه... من یه کافه رو میگردونم
اوه، عجب
خوب پیش میره، آره؟
آره، خوب پیش میره. واقعاً خوب پیش میره
در حقیقت خوب پیش میره
خوب پیش میره
میتونم برای کسی یخ بیارم؟
همتای سیگاری. یه دونه اضافی داری؟ - البته -
خب، خانوادهت زیاد دور هم جمع میشه، یا...؟
پس کون لقت
بهتره منتظر بمونیم
باشه
اون مرد خیلی دوستداشتنیایه - آره -
سیگار کشیدی؟ - آره -
من فقط، دلم میخواد ...میتونستم با چیز ببینمش
!میدونید، اونا حتی نمیتونن استمنإ کنن
زندگی مزخرفیه، پسر - اوه، ببخشید -
،همین الان داشتیم میگفتیم محسورکنندهست، پندار رسالت
آره، خب، البته که ازدواج هم یه رسالته
همیشه میخواستی به کشیشی ملحق بشی؟ - اوه، من گُه بخورم -
ببخشید
نه، نه، نه. حقیقتـش نسبتاً دیر بهش رسیدم، ولی زندگی واقعاً خوبی برام بوده
واقعاً آرامش رو توش پیدا کردم
کسی از خانوادهتون توی کلیسا هست؟
راستـش، جفت پدر و مادرم وکیلـن و برادرم - !یه رانندۀ کامیون راه دوره - چه غیرعادی
پدرمادرت موفقـن؟
الکلیهای خیلی موفقی بودن، آره
در هر صورت از تو بهتر بودن
نه، ولی گذشته از اونا، خانوادۀ من به معنای واقعی کلمه توی راهبهها میلولن، پس زیاد هم جهش حساب نمیشد
حتماً به تخمها سخت میگذره
!مارتین
تصور میکنم به سختی پنج ماه تلاش برای - بچهدارشدن نباشه - غذاش خوبه؟
این سُس حالبههمزنه
همهچیز مرتبه؟ - اوه، لذیذه، ممنون -
لذیذه - لذتبخشِ لذتبخش -
...آم... عزیزم - نه، نه. ما شرابمون رو خودمون میریزیم، لطفاً -
...اوه، راستـش من خیلی دوست دارم - ممنون -
میتونید برای من یه خرده بریزید - اوه، ممنون -
پس، ازدواجهای افراد مسن رو زیاد انجام میدید؟
...فکر نمیکنم ما مسن
نه، حقیقتـش این اولین ازدواج منه
!اوه
میدونی، من همیشه نسبت به ،مذهب خیلی مشکوک بودهام
ولی باید بگم، به نظرم یه چیز نسبتاً شیک در مورد داشتن یه کشیش واقعی توی یه عروسی وجود داره
تو یه کشیش واقعیای؟
آره
میدونی، خیلی خوبه که با مردی که قراره ما رو به - عقد نکاح در بیاره وقت میگذرونیم - اون عادیه؟
نه، ولی من به بخش کلیسایی ...تازهواردم، و به گمونم فقط
...من خیلی خیلی بیکسـم، پس
پس از این سپاسگزارم. خیلی ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.