200 rreshtat e parë.
دانیلا، بچه داره گریه میکنه
باید درباره دوربینها حرف بزنیم
پاتری، بیا اینجا! میخواد شیر بخوره
نرهای آلفا
به نظرت مشکوک نیست که یه دختر ۲۳ ساله اوکراینی
که کلاً دو تا عکس ازش دیدی
هزار تا پول میخواد تا بیاد اینجا چون عاشقت شده؟ ۵
توی عکسا با لباس زیر بود
خب این که مشکوکترش میکنه
اوه! فورد موندئو، خاکستری تیره، ۶۳ کیلومتر در ساعت
طفلک. خیلی غمگینه
شوهرش رو توی یه درگیری تو خارکیف از دست داده
خولیان، تو رو خدا، تو پلیسیها. بلاکش کن
آخه داداش
آره، میدونم، ولی
بچهها، کلیدای مخفیگاه عشق دست منه
باید یه اسم رمز براش بذاریم
لونه؟ پناهگاه؟
غار خفاشی؟ این شد اسم رمز؟
بهت گفتم که انقدر نمیتونم پول بدم
پس خودت تمیز میکنی. تو که از نظافت خوشت میاد
ای شورتاتوکنِ کوچولویِ مطیع
از تمیزکاری خوشم نمیاد، از اینکه خونه تمیز باشه خوشم میاد
۱۱ جشن خونهنویی ساعت
به این دیری؟
صبح ۱۱
وقت عجیبیه واسه مهمونی
وقتش عالیه. مثلاً خیرِ سرمون قراره پادل بازی کنیم
آدم کل زندگیش رو با دروغ بگذرونه خیلی غمانگیزه
مگه پادل بازی نمیکنیم؟
با کیمبرلی چطور پیش رفت؟ آبروی اسپانیا رو حفظ کردی؟
آره بابا، حتماً
من مشروب میارم. - منم داف میارم
رائول! بابا شوخی میکنم
اسمم سانتیه. خودبیمارپندارم. هم نامطمئنم و هم وسواسی
طلاق گرفتم، ولی با زن سابقم زندگی میکنم
چشم دیدنش رو ندارم ولی اون نمیخواد از خونه بره
یه بار واسه اینکه اخراج نشم، گفتم زنم
واسه کمک به یه دوست هم ادای این مجردهای ترشیده رو درآوردم
اینا رو میگم که اگه یه وقت توی یوتیوب منو دیدی
که موهام رو از وسط باز کردم و به همهتون میگم سلیطه
من اوا هستم. سه تا لیسانس دارم و دو تا دکترا
نصف عمرم رو درس خوندم و اون نصف دیگهش رو هم توی رابطههای سمی بودم
وسواس تمیزی دارم
به سگ، گربه، بادامزمینی و مایت آلرژی دارم
از ساحل متنفرم و از سینههام هم خوشم نمیاد
ولی عمل نمیکنم چون فمینیستم
داشتن سه تا مدرک و دو تا دکترا چه ایرادی داره؟
واسه قرار گذاشتن؟ همه جوره ایراد داره. اوضاع اون بیرون خیلی داغونه
درسته
قرارِ باحالیه، نه؟
یعنی، قرار که نیست. همینطوری دور همیم
هیچ فشاری نیست که بخوایم روی هم تأثیر بذاریم. فقط داریم گندکاریهامون رو میریزیم رو دایره، مگه نه؟
من به یه پدر واسه بچهام که عوضی نباشه هم راضیام
آره، میدونی، منم دیگه بیخیال عشق شدم
حیف شد، ولی من نه
عاشق شدن دلیل مزخرفیه واسه بچهدار شدن
تحریک شدن من توسط یه یارو، چه ربطی به این داره که اون پدر خوبی میشه یا نه؟
هیچ ربطی نداره. هیچی
واسه اینکه یه چیز خوب از خودم بگم، باید بگم که من «ساختارشکنی» شدم
حتی دیپلمش رو هم دارم
نمیدونم اصلاً به حساب میاد یا نه، ولی محض اطلاعت گفتم
چون انگار داریم مصاحبه شغلی میکنیم
طبق آخرین مطالعات در زمینه اپیژنتیک
تجربیات و دانش والدین اثرات شیمیایی توی ژنومشون میذاره
که میتونه به ژنوم بچه منتقل بشه
بدون اینکه باعث جهشهای کدیِ واقعی بشه
آره
آره، کاملاً درسته
تبریک میگم بچهها! تبریک
ما بهترینیم. دیدی؟ بالاخره انجامش دادی
چی رو داریم جشن میگیریم؟ بهمون ستاره میشلن دادن
ما تهِشیم
دمتون گرم تیم، معرکه است
اینجا چی کار میکنی؟ دارم کار میکنم. رزروها چطوره؟
حالت خوبه؟ آره
ولی میخوام وقت بیشتری توی رستورانم بگذرونم
حالا که متأهل شدم و تمرکزم بیشتر شده. بیا اینجا لطفا
با مادرت درباره گرفتنِ سهمش حرف زدم
مامانم؟
دیگو، این سهم منه. من شریکتم
ولی به اسم اونه. بهش گفتم تو هیچ غلطی نمیکنی
که از دستت خسته شدم و بهتره راهمون رو از هم جدا کنیم
داری فیلم استیو جابز رو واسه من بازی میکنی؟
این بیزنس ایده من بود. اسم «بهم یه مزه بده» مال منه
نگران نباش، عوضش میکنم. لعنتی، من نمیفروشم
مادرت موافقت کرد
لازم نیست پای مامانم رو وسط بکشی
بچهها، مشتری اومد. بریم سر کار
خب، من چی کار کنم؟
همونجا وایسا. مزاحم کسی هم نشو
رابطه مقعدی ناپسری با نامادری
باز لغزش کردی؟
یه برنامه روی گوشیت ریختم
هر وقت سایت پورن باز کنی، واسه من، پدر مارکوس و مامانت پیام میره
چرا واسه مامانم؟ چون تو انحراف جنسی داری
دیدی که پورنِ معمولی بود؟
تو خیلی مریضی و منم که نمیتونم حامله بشم
اشکالی نداره عزیزم. به تلاشمون ادامه میدیم
اگه بچه به سرپرستی بگیریم چی؟
اصلاً حرفش رو هم نزن. این خواسته خدا نیست
شاید هم باشه. اگه من دیگه بارور نیستم، چرا خدا برام شوهر فرستاد؟
این چیزا زمانبره. واسه همه سخته
یا شاید هم خداوند میخواد ما به یه بچه یتیمِ بیچاره، خانواده بدیم
مشکل خدا همینه دیگه. ارتباط برقرار نمیکنه
هیچکی محض رضای خدا کونِ کسی رو نمیشوره
دنبال یه چیزیه. دنبال یه جا توی بهشته
خب پس بره آفریقا کار داوطلبانه بکنه
و یه چیزی هم واسه مزه بیارید لطفا
دختر، منم یه خدمتکار فیلیپینی میخوام
استر، ماریمار متأهله و خیلی هم مسیحیِ معتقدیه
مراقب زنهای مسیحی باش. اینا از همه خرابترن
توی دبیرستان خیلی وحشی بود. آدمها عوض میشن
بدتر میشن
سلام. سلام
همسایهها امشب واسه شام میان اینجا
اه، گندش بزنن
تا بتونم با ایکر حرف بزنم. میخواد روی هتلهای من سرمایهگذاری کنه
منو آوردی اینجا که زندگی کنیم یا بیزنس راه بندازی؟
من حواسم به تدارکات هست. تو فقط به خودت برس و خوشگل کن. فعلاً
پس لزبین شدی
و آخرش سر از یه رابطه تکهمسریِ مردسالارانه درآوردی
عجب زندگیایه
مدرسه
عزیزم، مدرسه چطور بود؟
بد
معلم زبان به خاطر اینکه گوش نمیدادیم ازمون عصبانی شد و امتحان گرفت
زنِ بیچاره. دلش خوش نیست
بیا بریم پدربزرگ و مادربزرگت رو ببینیم. حالت جا میاد
بابا، باید درس بخونم
چی مهمتره، یه امتحان
یا دیدن پدربزرگ و مادربزرگت که خیلی دوستت دارن و به زودی میمیرن؟
قراره بمیرن؟ مثل بقیه عزیزم. منم همینطور
تو قراره بمیری؟ منظورم اینه که نه به این زودیا، خب؟
واسه همینه که وقت گذروندن با عزیزانمون مهمه
ببین حالا چقدر قشنگ قاشق رو میگیری
دیگه حالم از این وضعیت بهم میخوره
مارگا، پیشرفت رو باید جشن گرفت، هر چقدر هم که کوچیک باشه
باز اینجا چی کار میکنی؟ تو که هیچوقت نمیای اینجا
چون قراره به زودی بمیری
نه، منظورم اینه که دارید پیر میشید
و نمیخوام حرفِ نگفتهای باقی بمونه
درباره چی میخوای حرف بزنی؟
ارث و میراث نصف واسه توئه، نصف واسه کارمن
منظورم چیزای عمیقه
مثلاً اینکه کودکیتون چطور بود؟ و
و
اوه
سلام دانیلریها
این اواخر خیلی خبری ازم نبود چون درگیر گائل بودم
واقعیت اینه که مادر بودن سخته
من نمیخوابم، چون همونطور که میبینید اون طول روز میخوابه
شیر دادن بهش برام سخته
ولی به همهش میارزه
به خاطر اون موجِ عشقی که به بچهام دارم
و به خاطر این روغنِ تقویتکننده برای ترکهای پوستی و جای زخم
با عصاره بابونه و همیشه بهار
که یه بازسازنده سلولی، ضدالتهاب و آرامبخشه
چه رویی داره
ضدحالِ بدیه، نه؟ توی این سنوسال بچهدار شدن
نه، این یکی برنامهریزی شده بود
یه جورایی
من سوفیام، مامانِ آندریا
پدرو هستم. از آشناییتون خوشبختم
این سومییه
من دیگه کرکره رو پایین کشیده بودم، ولی بعد از اون یه بار رابطه هولهولکی
متأسفم
نه، طوری نیست. خیلی دوستش دارم
چاره دیگهای هم ندارم
تا حالا پیش اومده دلت بخواد از بالکن بندازیش پایین؟
پدرو
هی
سوفیا، ایشون دانیلاست
اون... مامانِ گائله
چطوری؟
آندریا! بچههای دیگه رو نزن
لعنتی
بیا اینجا
ترسوندنش. داشتید با هم میساختید. داشتیم درباره مسائل والدین حرف میزدیم
خب، پاتری واسه خدماتِ شیردهیش پولِ بیشتری ازم خواست
دقیقاً مثل موادفروشها
دوز اول رایگانه، همین که معتاد شدیم شروع میکنه به پول گرفتن
هر چی میخواد بهش بدیم. اگه لازم باشه خودمون غذا نمیخوریم
خدمتکارِ خونه داره ازمون باج میگیره. چه وضعیه آخه
اه لعنتی
میخوای محرک پروستات رو امتحان کنی؟ جواب آزمایشم اومد
من کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک فامیلی دارم
اون دیگه چیه؟
قلبت شروع میکنه به بزرگ شدن تا اینکه منفجر بشه یا یه همچین چیزی
منفجر؟ گوش کن:
«کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک میتونه باعث آریتمی بطنی و مرگ ناگهانی بشه.»
اگه به الکس منتقلش کرده باشی چی؟
بلانکا، این ژنه، سرماخوردگی نیست که. داری چی کار میکنی؟
باید بهش بگیم از پلهها دوری کنه
اون آسانسور نداره. الکس عزیزم، بهم زنگ بزن. فوریه
بس کن لعنتی! عزیزم، بهش توجه نکن
خودم حضوری بهش میگم
باید قبل از اینکه منو حامله کنی اون آزمایش رو میدادی
اون موقع وجود نداشت. هنوز دیانای رو توالییابی نکرده بودن
کلاهبردار
No comments yet. Be the first to leave one.