Beetlejuice (Beetle Juice)

Beetlejuice (Beetle Juice) (Beetlejuice)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Beetlejuice 1988 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian Beetlejuice 1988 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

bluray
Publikuar më: 2025-12-30
Shkarkime: 16
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

اوه، عجب غولیه

وووا

عالی به نظر می‌رسه. ممنون

تعطیلات خوش بگذره عزیزم. اووه

روغن تانگ منچوری. این رو از کجا آوردی؟

هلن از اسلو واسم خریدتش

خب، اینقدری هست که کل میز و دراور رو باهاش جلا بدیم

هوم

یعنی این چی می‌تونه باشه؟

اوه عزیزم، بالاخره گرفتیش. ممنون. واسه کل اتاق مهمان کافیه

خیلی خوشحالم که تعطیلاتمون رو توی خونه می‌گذرونیم

همین الان شروع می‌کنم. اِ، هی، کجا داری میری؟

من جواب میدم. بفرما

من فقط میرم

شاید بهتره تو جواب بدی. من میرم

باشه. نه

اوه نه

اه، جین

نوبت توئه عزیزم

موفق باشی. ممنون

سلام باربارا. سلام

خوشحالم دیدمت. شنیدم توی تعطیلاتی

درسته. یه تعطیلات تمام و کمال

عزیزم، امروز ۲۶۰ هزار دلار... نه، جین

ساعت ۶:۴۵ صبحه. این پیشنهاد واقعیه

از طرف یه مرد توی نیویورک که فقط یه عکس از اینجا دیده

جین، عکس خونه‌مون رو برای بقیه نفرست

می‌خواد برای یه ذره آرامش و سکوت، زن و بچه‌ش رو بیاره اینجا

این دقیقاً همون چیزیه که ما هم دنبالشیم

ولی باربارا، این خونه برای شما دو نفر خیلی بزرگه

واقعاً باید مالِ یه خونواده‌ی عیال‌وار باشه، می‌دونی که...؟

اوه عزیزم، منظور بدی نداشتم. فقط اینکه این خونه خیلی بزرگه

چند هفته دیگه می‌بینمت. باشه؟ باشه

خیلی خب. دربارش فکر کن

باربارا: مراقب خودت باش

پِخ

داشتم به باربارا درباره‌ی این پیشنهاد می‌گفتم... نه جین

آدام

باربارا، با من بیا بریم فروشگاه

واسه چی؟ واسه این روغن تانگ، یه قلم‌موی جدید لازم دارم

می‌خوام واسه ماکت هم یه قطعه بگیرم. خب، تو فقط سریع برو تو و برگرد، باشه؟

آدام: دو هفته توی خونه. یه تعطیلات معرکه

باربارا: جین میگه باید خونه رو به یه خونواده بفروشیم

خب، فکر نکنم این موضوع اصلاً به جین ربطی داشته باشه

تازه، می‌تونیم توی این تعطیلات دوباره امتحان کنیم، می‌دونی که

اوه واقعاً؟ چی داری میگی؟

آدام: چطوری ارنی؟ ارنی: سلام، تو چطوری؟

صبح بخیر آدام

قبل تعطیلاتت موهاتو کوتاه نمی‌کنی؟ نه ممنون بیل

ماکتت در چه حاله؟ اوه، عالیه

می‌دونی، گفتی بوزمن اون فونداسیون رو سال ۱۸۳۵ ساخته. اما نوه‌ش

موهاش دقیقاً تا سر شونه‌های لعنتی‌ش رسیده

بهم میگه: «فقط یه ذره مرتبش کن.»

چنان سریع قیچی رو برداشتم که... بعداً می‌بینمت، بیل؟

بیل: درسته

این عالی میشه

مطمئنی ترجیح نمیدی بری جامائیکا یا یه همچین جایی؟

عمراً. هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمیشه. هی، مواظب اون

باربارا: یه شروع عالی واسه تعطیلاتمون

خب، وقتی خشک بشی حالت بهتر میشه عزیزم

باربارا: وقتی رفتیم، اون شومینه روشن نبود

دستت چطوره؟ نمی‌دونم. انگار یخ زده

من یه ذره قهوه درست می‌کنم، تو هم واسه آتیش هیزم بیار

شاید بهتره همه‌چیز رو خیلی آروم پیش ببریم

یادت میاد چطوری برگشتیم بالا؟

من میرم پایین سمت پل تا ببینم از کجا اومدیم

تو جون منو... دو ساعته که رفتی

باربارا، باورت نمیشه... چی؟ این‌قدر طول کشید تا برگردی

چه خبره؟ باید یه چیزی رو بهت نشون بدم

نگاه کن

این یکی هست

و این یکی

«کتاب راهنما برای کسانی که تازه مریض شده‌اند.» متوفیان

«متوفیان.»

نمی‌دونم از کجا اومده. ناشرش رو ببین

«انتشارات کتاب راهنمای متوفیان.»

می‌دونی چیه؟ فکر نکنم از اون تصادف جون سالم به در برده باشیم

از این وضعیت متنفرم

فقط... می‌تونی اصل مطلب رو بهم بگی؟

خب، این کتاب این‌طوری تنظیم نشده. چی می‌خوای بدونی؟

خب، چرا وقتی از ایوون رفتی بیرون، غیب شدی؟

الان وسط راه بهشتیم یا وسط راه جهنم؟

و این وضع چقدر قراره طول بکشه؟

چیزی درباره‌ی بهشت یا جهنم نمی‌بینم

این کتاب مثل دفترچه راهنمای ضبط صوته. اینو گوش کن

«محدوده‌های جغرافیایی و زمانی...»

«پارامترهای عملکردی از هر نمود به نمود دیگر متفاوت است.»

اوه عزیزم، خوندن این زمان می‌بره

کرم‌های شنی لعنتی. سیزده درصد، هان؟

خب، بهتره یه کار پیدا کنم. بذار ببینم. بخش آگهی‌ها

اووو-لا-لا

اینجا چی داریم؟ میتلندها، هان؟

زوجِ باحالین. به نظر میاد حسابی هم احمق باشن

کاش از اینجا دیدِ بهتری به قبرستون داشتم

نمی‌تونم تشخیص بدم کدوم جا واسه ما بهتره

حوصله‌ت سر رفته عزیزم؟

خب، هیچی رو نمی‌تونم درست‌حسابی تمیز کنم

جاروبرقی توی گاراژه و ما هم نمی‌تونیم از خونه بریم بیرون

چرا کسی چیزی به ما نمیگه؟ بقیه‌ی مرده‌ها کجان؟

چرا فقط من و تو هستیم؟

شاید اینجا بهشته

توی بهشت که نباید روی همه‌چیز خاک نشسته باشه

آدام: جِینه

باربارا: خدایا، اون اینجا چیکار می‌کنه؟ نمی‌دونم. هی، جین، این بالا رو ببین. جین

نمی‌تونه ببینتت، نه؟ نه

توی کتاب، قانون شماره دو: «زنده‌ها معمولاً مرده‌ها رو نمی‌بینن.»

«نمی‌خوان» یا «نمی‌تونن»؟ فقط نوشته «نمی‌بینن»

خدایا، این کتاب خیلی احمقانه‌ست. هیچی ازش نمی‌فهمم

بارب، عزیزم

ما مُردیم

فکر نکنم دیگه لازم باشه نگران چیزی باشیم

باربارا: آآآآه

مرد ۱: آه، عالیه. دقیقاً همونیه که می‌خواستم

ببخشید خانم

دیلیا دیتز، به خونه‌ت خوش اومدی

چارلز

مشکلی نیست، آسیبی ندیده. ببین، می‌بینی؟ سالمه

یه کارِ دستِ روستاییِ خوب و محکم

و اون آشپزخونه رو ببین

بالاخره می‌تونی یه غذای درست‌وحسابی بپزی

بیا یه نگاهی بنداز

یه ذره بنزین، یه چراغ‌کوره، حله

ببخشید. بریم پایین

چارلز، باید کل لوله‌کشی رو عوض کنیم

ولی به جز اون، عالیه. واقعاً عالیه

نظرت چیه عزیزم؟ دیلیا ازش متنفره

من می‌تونم اینجا زندگی کنم

مواظب باش. اون مجسمه‌ی منه

منظورم از «مالِ منه» این نیست که خریدمش. یعنی خودم درستش کردم. مجسمه‌ی منه

بذارش روی میز

ده دقیقه گذشته و همین الانشم کاملاً احساس آرامش می‌کنم

فوق‌العاده‌ست

مرد ۲: کمک! - اوتوئه

چارلز: اوتو، چرا از درِ جلویی نمیای؟

بدشانسی میاره

اوتو، تو به خاطر من شهر رو رها کردی. خیلی خوشحالم

معلومه که هستی

دیلیا. حق با توئه

بذار یه چیزی رو روشن کنیم. حق با توئه

ما اینجاییم تا از محیط روستایی لذت ببریم... اوهوم

نه اینکه اینجا رو به لجن بکشیم. حق با توئه

اوتو: چارلز، شانس آوردی که این پولدارای تازه به دوران رسیده دنبال آپارتمانن

وگرنه از پسِ هزینه‌ی تغییراتی که قراره اینجا بدم برنمی‌اومدی

اوتو، من اینجام تا استراحت کنم و روزنامه بخونم، و لعنتی، واقعاً هم قصدم همینه

پس برو بی‌سروصدا انجامش بده عزیزم، و بذار من و اوتو فکر کنیم

اوتو: بقیه‌ی خونه هم همین‌قدر داغونه؟

این یه جور تنبیه یا همچین چیزیه؟

چیکار قراره بکنیم؟

باربارا، ما هم کاملاً بی‌دفاع نیستیم

داشتم اون کتاب رو می‌خوندم، یه کلمه‌ای واسه آدمایی مثل ما توش هست

میزبان‌ها

اوتو: دیلیا، بیا کار رو شروع کنیم

ما با یه پتانسیلِ منفی برای سرگرمی طرفیم

منظورم اینه که اصلاً هیچ جریانِ طبیعی‌ای توی این فضا نیست

منم متوجه شدم. مثل یه لونه مورچه‌ی غول‌پیکره

چی؟ فکر کردم یه چیزی دیدم

اوتو: ذهن منو خوندی

واقعاً؟ مشتری‌های کمی هستن که بتونن ذهن منو بخونن

اونا فقط پذیرای این تجربه نیستن

هوم

خدای من

فقط باید دعا کنیم بقیه‌ی کمد دیواری‌ها از این یکی بزرگتر باشن

اوه، ببین

آزی و هریت

اَه

چه اتفاقی واسه این آدما افتاده؟ مُردن

اوه ببین، یه مستراحِ داخلِ ساختمان

اوتو. ویریدیان

ویریدیان. خب، چرا این اسم واسم آشناست؟

سبز-آبی

اکسید کرومِ هیدراته

یادت باشه، من شیمی خوندم. تحلیل‌گرِ مو بودم

چی؟ یه مدتِ کوتاه

اه. منو از دستِ این سبک‌هایِ دهاتی نجات بده

پِخ! آآآه

می‌دونم شما دوتا دارین چیکار می‌کنین و نمی‌ذارم قسر در برین

اوه عزیزم، این اصلاً خوب پیش نمیره

چارلز، فقط چون تو نیاز به استراحت داری، من هنر رو کنار نمی‌ذارم

هه

دیلیا: من اینجام. باهات توی این جهنم‌دره زندگی می‌کنم

اما باید خودم رو ابراز کنم. اگه نذاری این خونه رو بکوبم و از نو بسازم

و اون رو مالِ خودم بکنم، دیوونه میشم و تو رو هم با خودم می‌برم

آره. خب، می‌دونی، شاید خونه یه ذره بازسازی لازم داشته باشه

اه، ولی چرا کاری به کار این اتاق نداری، باشه؟

باشه

من حالش رو می‌گیرم

خب؟

وقتی کاغذدیواری‌ها رو بپوشونی و چندتا دیوار رو خراب کنی

اینجا شاید قابل‌سکونت بشه

طبقه سوم چیه؟ فضای شیروونی

اوه، یادم رفت درِ شیروونی رو قفل کنم

چیزی حس کردی؟ کی؟

کلید نداری؟ شاید چارلز داشته باشه

حس می‌کنم پشت این در یه چیز خیلی جالب هست

آره، روحِ آدمایی که توی این خونه مُردن، و می‌خوان ما از اینجا بریم

پس بیا در حقشون یه لطفی بکنیم

خدای من، نزدیک بود لو بریم

باربارا: نمی‌تونم این رو تماشا کنم

اگه نشه بقیه رو ترسوند و فراری داد، روح بودن به چه دردی می‌خوره؟

عزیزم. نه، من این وضعیت رو تحمل نمی‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Beetlejuice (Beetle Juice)

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left